سلام دنیا!

به وردپرس فارسی خوش آمدید.‌ این نخستین نوشته‌‌ی شماست. می‌توانید ویرایش یا پاکش کنید و پس از آن نوشتن را آغاز کنید!

عوامل درون دینی دین گریزی

۱ـ بد فهمیدن و نفهیدن

اگر دین به درستی فهمیده نشود و عمیق دریافت نگردد، فهمی آسیب دیده در انسان شکل می گیرد و چنین فهم و دریافتی راهبر به مقاصد دین نیست، بلکه گِرد خود گشتن و راه به جایی نبردن است.

مصداق بارز بد فهمیدن دین خوارجند که عبادت پیشه و متنسّک بودند، اما شرّ و فسادی که در دین و دینداری به پا کردند هنوز دامنگیر اسلام و مسلمانان است.

بنابراین بدیهی است فهم نادرست و اشتباه از دین و تعالیم آن و تبلیغ این برداشت های ناصحیح به نام دین، مانع از جذب دیگران می شود و عامل مهمی است در دین گریزی افراد.

فهم معیوب، جمع پرشماری از جوانان را از دین گریزان ساخته و گروه کثیری را، که این بـر اسـاس دیـن را پـذیرفتـه اند و عمـل کـرده اند بـه افراط و تفریط سوق داده است. کسانی که دین داری را در عزلت نشینی، خود آزاری، انحراف از مسیر تعادل اخلاقی و فرو افتادن در ورطه ی زیاده روی های نا به جا، شناخته اند، جوانانی که بدون مربی یا با مربیان نالایق حرکت می کنند و برخلاف آموزه های روشن آموزگاران معصوم دین، در مسیر تربیت اخلاقی گام بر می دارند، همه به زهر فهم معیوب مسمومند.[۱]

۲ـ خطر نارسایی مفاهیم دینی

نقصان در تبیین مفاهیم دینی، کوتاهی در ارائه زبان دین، ناتوانی در بیان مفاهیم متعالی دین از جمله آفاتی است که می تواند منجر به دین گریزی شود. اگر متولیان و داعیان و مبلّغان دین، مفاهیم دینی را به گونه ای نارسا ارائه کنند، این امر هم به دین آسیب وارد می کند و هم بستری فراهم می نماید که روی آورندگان به دین در عرصه ی دینداری آسیب پذیر شوند.

هر مفهومی از مفاهیم دین اگر دستخوش تنگ نظری، کج فهمی، کوته بینی و ضعف فکری شود، صورتی نارسا و نابسامان پیدا می کند که هر انسان فهیم و خرد ورزی را به نفی و مقابله با آن و حتی سستی در باورهای دینی و دین گریزی می کشاند.[۲]

۳ـ تباین دین با ضروریات بشری (احساس محدودیت)

در مواردی دین چنان به جوان معرفی می شود که گویی مانع ارضای نیازهای واقعی اوست. چنین تصویری در نهایت به دین گریزی می انجامد. چرا که در این صورت دین به گونه ای ارائه گردیده که با ضروریات وجودی و طبیعی و فطری و عقل و حس او تباین داشته و در تقابل با این ضروریات قرار گرفته. ارائه دین به این صورت دین را ناکارآمد و غیر الهی می سازد.

برخی از داعیان و مبلغان دینیِ بی خرد میان دین و سایر غرایز فطری و طبیعی بشر جنگ و ستیز ایجاد می کنند و دین را به جای این که مصلح و تعدیل کننده ی غرایز دیگر معرفی کنند آن را ضد و منافی و دشمن سایر فطریات بشر معرفی می کنند در نتیجه موجب اعراض و روی گردانی از دین می شوند.[۳]

۴ـ ایجاد تکلّف در دین و دینداری

ایجاد تکلف در دین و دینداری، بدین معنی که منطقه الفراغ دینداری، به منطقه ای مملو از باید و نباید تبدیل شود، مردمان را به تکلف و تصنع می کشاند و دین و دینداری را تضعیف می کند و آسیب می زند، زیرا اِعمال باید و نباید در محدوده ی آزاد دین، خلاف روح شریعت است.

هر کس ظرفیت، استعداد و توان خاصی دارد و به اندازه سعی خود بهره می برد و مسئولیت او در برابر خدا نیز فوق توان او نیست؛ « لاَ یُکَلِّفُ اللهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا »[۴]
پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) نیز بر توجه به سطوح شناختی تأکید دارد؛ که با هر کس باید به اندازه فهم و سعه ی وجودی او صحبت کرد؛ « انا معاشرُ الانبیاء اُمِرنا اَن نُکَلِّمُ الناس علی قدر عقولهم؛ ما جامعه پیامبران، مأموریت داریم که با مردم به قدر عقولشان سخن گوییم. »[۵]

نظام دین، نظامی مبتنی بر راه های سهل و آسان است و از آداب و تکالیف شاق به دور است، زیرا در غیر این صورت میل به هدایت از بین می رود و امکان تحقق تربیت درست دینی فراهم نمی شود.

۵ـ ناسازگار نمایی با عقل

برخی از دین گریزی ها در میان جوانان و دیگر اقشار جامعه از سر ناسازگار دیدن دین با عقل است. عده ای در جهان اسلام، شبیه خوانی، تعزیه خوانی، معجزات، شیطان، جنّ، تفاوت مرد و زن در دیه، … را بر نمی تابند و آن ها را با عقل ناسازگار می خوانند.[۶]

۶ـ ناسازگاری با علم

در نـگاه عـده ای علم و دین ناسازگار با یکدیگرند و تلاش های فراوانی که در راستای آشتی این دو انجام شده ناکام است. دین فطریات نوآمد علمی را بر نمی تابد، چنان که تصور این که یک نفر هم دیندار باشد و هم دانشمند، امکان پذیر نیست.
یکی از نمونه های برجسته ناسازگاری علم و دین، نظریه تکامل داروین است. این نظریه با آنچه ادیان به عنوان هدفداری جهان مطرح می کنند کاملاً در ناسازگاری است.

۱ – دین گریزی چرا؟ دین گرایی چه سان؟، ابوالفضل ساجدی، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۳
۲ – رهزنان دین، مصطفی دلشاد تهرانی، ص ۱۱۵
۳ – مجموعه آثار، مرتضی مطهری، ج ۳
۴ – سوره بقره، آیه ۲۸۶؛ « خداوند هیچ نفسی را بیش از امکانات و طاقت او مکلف نمی سازد » این مضمون در آیاتی متعدد آمده از جمله آیه ۱۵۲ سوره انعام و آیه ۴۲ سوره اعراف و آیه ۶۲ سوره مؤمنون و آیه ۷ سوره طلاق.
۵ – اصول کافی، ج ۱، ص ۲۳ / بحارالانوار، ج ۱، ص ۸۵
۶ – دین گریزی، عوامل و راهکارها، محمد بهرامی، ص ۴۸

منبع: زنگ تفکر

راه نفوذ و نفوذی ها در عالم سیاست

 

حجت الاسلام و المسلین نصرت الله جمالی نوشت؛

راه نفوذ در هرجایی از دو راه هموار می شود .

یکم : بدرفتاری کارگزاران حکومت با مردم که عامل گرایش مردم به ایده ها و اندیشه های مخالف حکومت می گردد ومردم را به آن سمت وسو روان می کند.
دوم : ناتوانی حکومت در برآورده کردن وعده های داده شده به مردم که راه را برای نفود دگراندیشان فراهم می کند.

با سخنرانی، تبلیغات ؛ درفش و جوال دوز و سانسور و بازداشت نمیتوان جلوی نفوذ را گرفت. تنها راهش برآوردن آرزو ها و وعده های داده شده به مردم است. هر راه دیگری غیر از این هموار کردن راه نفوذ در جامعه می گردد و مرتب از هم‌اندیشی کاستن و بر دگراندیشان افزودن است.

نکته ی بسیار مهم و قابل توجه این است که نفوذی های تأثیرگذار و عامل برانداز نظام سیاسی جامعه همیشه در طول تاریخ درکنار قدرتمداران جاخوش می کنند تا بتوانند در فرصت مناسب ضربه نابودگر خودرا بر حکومت جامعه چه در بدبین کردن مردم به آن و چه تصمیم گیری های غلط قدرتمداران فرود آورند و به اهداف اربابان خودجامه عمل بپوشانند. تاریخ گواه بر این مطلب است:

– نفوذی ها چه با واسطه و چه بی واسطه دور و بر ناصرالدین شاه را گرفتند تا توانستند امیرکبیر را در حمام فین کاشان به خون نشانند.
– نفوذی ها درکنار میرزا کوچک خان جا خوش کردند تا توانستند در وقت مشخص سر اورا از تن جداکرده و برای رضاخان ببرند.
– نفوذی ها در هفتم تیر ۱۳۶۰ در حزب جمهوری اسلامی در تهران، آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن دیگر را با انفجار بمب به شهادت رساندند.
– نفوذی ها در هشتم شهریور ۱۳۶۰ دردفتر ریاست جمهوری با انفجار بمب‌گذاری به شهادت رساندند و پسرش بی ادعا در بازار به مغازه داری مشغول است!
– نفوذی ها در چهاردهم شهریور۱۳۶۰آیت الله قدوسی را در دفتر کارش (طبقه دوم ساختمان دادستانی) با کارگذاشتن بمب در سقف کتابخانه ( زیر میز قدوسی در طبقه ی بالا)، منفجرکردند. قدرت انفجاز به حدّی بود که اورا از طبقه دوم به حیاط پشت دادستانی پرتاب کرد و در بیمارستان به شهادت رسید.

– یک نفوذی هم از کشور دیگر بگویم:
اندر حکایت جاسوسی!
در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر یوگسلاوی برده می شدند و ایشان برایشان سخنرانی می کرد.
مطابق همین رسم ما را هم به دیدار تیتو بردند و ایشان ضمن سخنرانی خاطره ای از دوران انقلاب در یوگسلاوی و پیروزی آن تعریف نمود
تیتو گفت : چندسال پس از پیروزی انقلاب و استقرار دولت از کا گ ب اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سیا وجود دارد .وی را شناسایی و دستگیر کنید.
تیتو می گوید : تمام تلفن ها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم و پس از مدتی مایوس شدیم هیچ نشانی از جاسوس پیدا نکردیم.
(تیتو با ادعای استقلال از روسیه نمی خواست این جاسوس توسط روس ها شناسایی شود )
پس از مدتی جستجو ، نا امیدانه و عاجزانه درخواست شناسایی و معرفی جاسوس در کابینه را از روسیه می نماید.
از “ک گ ب” به وی اطلاع می دهند “معاون اول تو در کابینه جاسوس سیا است.”
تیتو از این خبر متحیر می شود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی می خواهد بماند.
تیتو می گوید :
در یک جلسه دو نفری اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی سوال کردم آیا تو جاسوس سیا هستی؟
او که متوجه شد قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف نمود .
تیتو از او سوال می کند از چه وقت با سیا همکاری می کنی؟
پاسخ : از زمان دانشجویی قبل ازپیروزی انقلاب در زمان جنگهای چریکی!
س : در این مدت با تمام کنترل های امنیتی ، هیچ ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد؟
ج : الان هیچ ارتباطی با سیا ندارم.
س: چگونه عضوی هستید که ارتباط ندارید؟
ج: سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام را انجام می دهم
س: مسئولیت تو چیست؟
ج: به من ماموریت داده شده تا “در سپردن پست ها به افراد غیر تخصصی عمل کنم” و تا کنون هم این گونه عمل کرده ام!
تیتو می گوید:
نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است! هیچ کس سر جای خودش نیست!
مثلا طرف دکترای کشاورزی دارد ولی وزیر نیرو است و یا دیگری برق خوانده اما وزیر مسکن است!
معاون تیتو می گوید :
تحلیل سیا این بود که با این روش ، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود !

متأسفانه امروزه برای نابودی انقلاب اسلامی ایران این روش کثیف در اکثر پستهای مدیریتی استفاده می شود و معیار فقط رابطه نه ظابطه!(منبع : تلگرام “پیام معروف”: خاطره واقعی یک دانشجوی ایرانی تحصیل کرده در یوگسلاوی در دهه ۷۰ میلادی)

بسم الله! اگر حاکمان ما، مرد جلوگیری از نفوذ هستند این راه است و گژاندیشی ، چاه است.

– داستانی هم از جذب و پیشگیری عملکرد نفوذی ها:
خاطره حکمت آمیز دکتر عطاءالله مهاجرانی از یوسف بن علوی

سال اول یا دوم دولت اصلاحات بود که عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی به منزل آقای موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم آمد. تعدادی از روحانیون بطور خصوصی دعوت بودند. آقای مهاجرانی را تا آن زمان از نزدیک ندیده بودم. فقط کتاب وزین “پیام آورعاشورا” نوشته وی را خوانده بودم و هنوز هم که برای سخنرانی در باره عاشورا گه گداری دعوت می شوم به آن کتاب مراجعه می کنم.
مهاجرانی پخته و آرام حرف می زد. آقای سعیدیان فر فرمانده اسبق سپاه قم و نماینده سابق مجلس، وقت را غنیمت شمرد و معترضانه از حصر آیت الله منتظری سخن به میان کشید. آقای مهاجرانی بدون هیچ مجامله ای گفت:”حصر آیت لله منتظری ننگ نظام است”. مهاجرانی می گفت:”دولت باید تلویزیون راه اندازی کند” امروزه شاید زدن این حرف ها راحت باشد ولی در آن برهه هنوز فضای سختی بود برای گفتن، خیلی سخت!

من که جوان تر و شور بیشتری داشتم سخنان ایشان را نوشتم، همان روز تنظیم کرده برای یکی از روزنامه های دوم خردادی فکس کردم. فردایش تیتر زد:”مهاجرانی؛ دولت تلویزیون راه اندازی کند” چشمتان روز بد نبیند! در فیضیه برخی طلاب دنبال بهانه می گشتند. طلبه ای روزنامه را در دستش گرفته بود و تیتر و متن را می خواند و علیه مهاجرانی غوغا می کرد و رگ گردن باد! او را می شناختم. پس از سخنرانی ۱۳ رجب(۲۳ آبان) آیت الله منتظری که به بیت و دفتر ایشان حمله شد و به غارت رفت، سراسیمه وارد دفتر شد، دست هایش را حلقه کرده بود و از این اتاق به آن اتاق به دنبال آیت الله می گشت و می گفت کجاست تا خفه اش کنم!… بگذریم! آن روز عمامه نداشت اما بعدا او را گاه در تلویزیون می دیدم که مردم را اندرز می دهد!

القصه! بحث مهاجرانی به چگونگی برخورد با مخالفان کشید. وی خاطره ای گفت درس آموز که پس از سال ها هنوز در گوشم هست. می گفت:

سفری داشتم به سلطان نشین عمان و با یوسف بن علوی وزیر خارجه اش ملاقاتی رسمی داشتم. وی پس از این ملاقات مرا به خانه اش دعوت کرد. سخن از گذشته اش به پیش کشید و گفت: در دوران دانشجویی با تعدادی از دانشجویان از مخالفان سرسخت سلطان بن قابوس بودیم. گرایش های چپ داشتیم و گاه در کشورهای دیگر به سفارت عمان حمله می کردیم. مدتی بعد در داخل به مواضع دولت حمله مسلحانه کردیم و دستگیر شدیم. ما را به زندان بردند. زمانی نگذشته بود که من وهمراهانم را از زندان بیرون آورده، سر و صورت اصلاح کرده، لباس رسمی پوشیدیم. گفتتند سلطان بن قابوس شما احضار کرده است. پیش خود گفتیم اعداممان حتمی است! ما را نزد وی بردند. سلطان ما را احترام کرد و نزد خود نشاند. تعجبمان بیشتر شد. سر سخن باز کرد. از گذشته تا حال گفت، از وضعیت کشور و این که با تفکرات چپ کشور به سرانجام نمی رسد با دلیل و آمار و منطق مجابمان کرد و “گفت: ما راهی را برای پیمودن آغاز کردیم. شما درس خوانده های کشورید حیف از شماست که در زندان باشید. گذشته ها گذشت. من چند پیشنهاد برای شما دارم اول اینکه: سرمایه ای در اختیارتان می گذارم، با خانواده به هر کشور خارجی مایلید مهاجرت کنید و تا آخر عمر با عزت زندگی کنید. یا اینکه: به شما سرمایه و امکانات می دهم تا به کار کشاورزی و تولید بپردازید. و یا اینکه به من برای مدیریت و توسعه کشورمان کمک کنید، من مدیرانی متخصص می خواهم و اگر مایل هستید همراهم باشید.” در بهت به سر بردیم. در پوست خود نمی گنجیدیم و با آغوش باز راه سوم را انتخاب کردیم و سلطان بن قابوس هر یک را به مقام وزارت، و مشاوره منصوب کرد و من وزیر امور خارجه شدم. (منبع: تلگرام با سرچ از عبارت “اندرحکایت حکمت آمیز”)

منبع: جمال

آغوش

دوست طلبه شما نوشت؛

بچه ها محبت های کلامی را کمتر درک می کنند. تماس بدنی، بغل کردن و بوسیدن را بهتر می فهمند.

محمد بن مسلم نقل می کند که خدمت امام باقر(علیه السلام) بودم؛ در این هنگام فرزند خردسالش جعفر(علیه السلام) وارد شد و بر سر او زلف و در دستش عصایی بود که با آن بازی می کرد.
امام باقر(علیه السلام) او را به گرمی در آغوش گرفت و به سینه خود فشرد و خطاب به او فرمود: «پدر و مادرم به فدایت باد (با این چوب) بازی مکن.

تربیت_فرزند

منبع: طلبه‌ای از جنس تو

فرق بین تذکر و تعلم

ئ   ج  د–

=چـ؟چح۹کحیروانی طنوشت:

تذکّر طلب نمودن چیزی است برای حصول در آینده به همان نحوی که در گذشته برایش حاصل بود، اما تعلّم آن است که چیزی برای شخص در آینده حاصل شود بدون اینکه در گذشته برای او حاصل بوده باشد.

فرق دیگر تذکّر و تعلّم آن است که مقدماتی که در مقام تذکّر، فرد را به یاد خاطرات گذشته می‌اندازد لزوماً از آن قسم مطالبی نیستند که حتماً ‌فرد را به یاد آن خاطرات بیندازند بلکه چه بسا ممکن است هرگز موصِل به مطلوب نباشند، مانند کتابی که فرد با دیدن آن به یاد استادی که این کتاب را در نزدش تلمّذ کرده بود می‌افتد. یعنی کتاب که از جمله مقدمات این تذکّر و یاد‌آوری است چنین نیست که لزوماّ فرد را به یاد استاد اندازد، زیرا چه بسا فرد در اوقات دیگر این کتاب را نظر کند اما ذهنش به آن استاد کذایی منصرف نشود بر خلاف مقدمات تعلّم که ضرورتاً‌ فرد را به مطلوب هدایت می‌کنند چرا که تعلّم، تیقّن است و در یقین برهان نهفته شده است و برهان تشکیل یافته از مقدماتی یقینی است که تجمّع آنها در کنار هم مفید حد و قیاس است و آن منتج یقین می‌باشد. پس لزوماً مقدمات تعلّم, ما را به مطلوب می‌رسانند بر خلاف مقدمات تذکّر, که گاهی موصِل‌اند و گاهی غیر موصِل.

منبع: وبلاگ علوم عقلی

بررسی روایتی که آیه «و سیق الذین اتقوا …» را به امام حسین (ع) ربط می دهد

 

اسلام ملکی نوشت؛

پرسش:
آیا مطلب زیر که در فضای مجازی از آیت الله شبیری زنجانی و ایت الله بشیر نجفی نقل می شود صحت دارد؟

” این آیه ذهن مرا بخود مشغول کرده بود: ( وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّهِ زُمَراً ( سوره زمر؛ آیه ۷۳)
یعنی مومنین را به سمت بهشت می کشانند .
از خود پرسیدم چرا گفته شده «به سمت بهشت میکشند» ؟ هرچه تحقیق کردم به جایی نرسیدم تا اینکه به روایتی از امام صادق(ع) در بحار الانوار برخورد کردم که می فرماید: « مومنین در روز حساب از خدا می خواهند قبل از ورود به بهشت ، مولایشان حسین(ع) را ملاقات نمایند . در این ملاقات ، هر دو طرف غرق تماشا می شوند و آنقدر طول می کشد که خدا به مأموران بهشت می فرماید: “این مومنین و دوستان حسینم را به طرف بهشت بکشید ” »

پاسخ خلاصه:
مطلب فوق قابل اعتماد نیست و در سایت رسمی آیت الله شبیری و آیت الله بشیر نجفی وجود ندارد. روایت معتبری که آیه ۷۳ سوره زمر را به موضوع «ملاقات مومنان با امام حسین(ع) در قیامت» ربط بدهد در اختیار نداریم. ترجمه ای که برای آیه بیان شده نیز دچار اشکال است.

پاسخ تفصیلی:

۱ – آیت الله شبیری زنجانی (حفظه الله) چنین مطلبی بیان نفرموده اند. ایشان از علما بزرگ و متخصص در شاخت احادیث هستند اما چنین ماجرایی در سایت رسمی ایشان یافت نمی شود. گویا برخی از افراد ، برای جلب اعتماد مردم ، نظرات شخصی خود را از قول علمای بزرگ نقل و نشر می کنند که گاهی مصداق «افترا» یا «تخریب وجهه علما» است. این ماجرا در سایت رسمی آیت الله بشیر نجفی نیز یافت نمی شود.

۲ – جستجوی رایانه ای نشان می دهد ، هیچ روایتی نداریم که آیه « و سیق الذین اتقوا …»(زمر:۷۳) را به امام حسین(ع) ربط بدهد. چنین روایتی نه تنها در بحارالانوار بلکه در سایر کتب شناخته شده ی حدیث و تفسیر شیعه و اهل سنت – حتی با سند ضعیف – یافت نشد.

۳ – فعل «سیقَ» در زبان عربی اساسا معنای «کشاندن» نمی دهد بلکه به معنای «سوق داده شدن» و «راهنمایی شدن به جلو» است. شوق دادن در زبان عربی لزوما با «فشار» و «زور» همراه نیست بلکه شامل «راهنمایی کردنِ میهمان از پشت سر بدون اجبار و فشار» نیز می شود. بنابراین مقصود آیه شریفه اینست که فرشتگان ، اهل تقوا را از پشت سر و با ملایمت و ادب به بهشت راهنمایی می کنند. با اینهمه ، «سوق دادن» برای اهل جهنم به این صورت است که آنان را همچون حیوانی به زور به کشتارگاه می رانَند و هُل می دهند.

۴ – در این مطلب طوری وانمود شده که «امام حسین(ع) بیرون از بهشت هستند و مومنان وقتی می خواهند به بهشت بروند در میانه راه با ایشان برخورد می کنند» در حالی که امام حسین(ع) خودشان پیش از دیگران وارد بهشت می شوند زیرا « سرور جوانان بهشت » هستند: ” الحسن و الحسین سَیّدا شَبابِ اَهلِ الجَنّه ”
وانگهی قرآن کریم بارها تصریح فرموده که مومنین در بهشت با یکدیگر دیدار دارند و در باغ های پرنعمت ، بر تخت هایی (شاهانه) رو به روی یکدیگر تکیه زده اند: « فی جَنّاتِ النَّعیم ، علی سُرُرٍ متقابلینَ »(صافات: ۴۳-۴۴)
به طور کلی نباید چنین وانمود شود که ورود به بهشت ، موجب محرومیت از دیدار پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است بلکه یکی از بزرگترین نعمت های بهشت آنست که اهل ایمان با انبیا و اولیا و صالحان دیدار دارند.

۵ – روایتی با سند ضعیف در کامل الزیارات آمده که در مقام تفسیر آیه ۷۳ سوره زمر نیست و سخنی از «کشاندن مومنان به سوی بهشت» نمی گوید اما در بخشی از آن «تصویری زیبا از «دیدار بین امام حسین(ع) و گریه کنندگان ایشان» ارائه می کند. در این بخش از روایت  آمده که « گریه کنندگانِ امام حسین(ع) در سایه عرش با ایشان دیدار می کنند و آنچنان غرق احترام و شادی می شوند که تا مدتی از ورود به بهشت خودداری می کنند»(کامل الزیارات، صص:۸۱-۸۲). گرچه سند و متن کل این روایت دچار ایراداتی است اما محتوای این بخش از آن را نمی توان قاطعانه رد یا تایید کرد.

نتیجه:
آنچه از علما درباره ربط دادن بین آیه ” و سیق الذین اتقوا الی الجنه ” با “عشق مومنین به چهره دلربای امام حسین (ع) در قیامت” نقل می شود ، قابل اعتماد نیست. این مطلب نه در سایت رسمی آیت الله شبیری زنجانی و نه در سایت رسمی آیت الله بشیر نجفی یافت نمی شود. جستجوی رایانه ای نشان می دهد در کتب شناخته شده ی حدیث و تفسیر شیعه هیچ روایتی – حتی با سند ضعیف – نداریم که این دو موضوع را به یکدیگر ربط بدهد.
سهل انگاری در تایید یا نشر اینگونه مطالب به تدریج و در درازمدت موجب ایجاد اختلال در منظومه فکری دینداران و شیعیان اهل بیت(ع) خواهد شد و چه بسا زیانهای عقیدتی و رفتاری به وجود بیاورد.

منبع: وبلاگ تاملات و یادداشتها

تنبل خان

دوست طلبه شما نوشت؛
همیشه پای یک زن در میان است.

استاد می‌فرمود هزار سال هم کافی نیست برای تغییر یک فرهنگ و یک فکر.
فکر می‌کنم شیطانی و مرموز بودن زنان در ذهن ما از آنجا اب می‌خورد که زن در آیین زرتشتی موجودی پلید و اهریمنی است.
به تمییزی و طهارت و نجاست وسواس داریم زیرا در آپین زرتشتی همه دین، طهارت ظاهری و باطنی است.

زمانی که برق می‌آید، صلوات می‌فرستیم زیرا آتش پرستی هنوز در خاطره ما مانده است.
مانده‌ام تنبلی ما ایرانیان از کجاست؟
به ذهنم می‌رسد ما ایرانیان همیشه برای خان‌ها و پادشاهان کار کردیم و رنج کشیده‌ایم. مدرنیته ما را به رفاه و راحتی رسانده است. حال ما هم خان شده‌ایم. خان که کار نمی‌کند. در ساعت اداری چند دقیقه کار کردن برای یک خان کافی است.
منبع: وبلاگ طلبه ای از جنس تو

راحت تر از راحت

 

محمدحسین بلاغی نوشت؛

هفته گذشته که بحث تجزیه عراق با خیانت ملا مسعود شدت گرفت، نگرانی هایی ایجاد شد که البته به حق هم بود. خصوصا با توجه به تهدیدات تجزیه طلبان و حمایت های مخفیانه آمریکا و برخی کشورهای دیگر از آنها. به نحوی که از برخی کردها شنیده شد در صورت حمله حشد الشعبی، آمریکا به کمک ما خواهد آمد!

حمایت بی بی سی خبیث از تجزیه کشورها
اما چه کسی فکر می کرد در کمتر از ۲۴ساعت غائله تجزیه بدون درگیری قابل توجهی به اتمام برسد و پیشمرگه های تجزیه طلب در حدی برای فرار از یکدیگر سبقت بگیرند که …!

البته این موفقیت دولت مرکزی عراق است و چنانچه محسن رضایی گفتند کار ایران نیست. اما چه کسی است که نداند این حمایت ایران از دولت عراق بود که کار را به این آسانی پیش برد؟ از هماهنگی کامل ترکیه با ایران در بستن مرزهایش با اقلیم گرفته تا نامه رهبر معظم که توسط حاج قاسم به حیدرالعبادی تحویل شد و تا فاتحه خوانی حاج قاسم بر سر مزار مام جلال!

این مساله اما اثراتی داشت و دارد:

۱ . بار دیگر بر همگان روشن شد که آمریکا قابل اعتماد نمی باشد. زمانی که حشد الشعبی عملیات بازپس گیری کرکوک را آغاز کرد فرماندهان آمریکایی با مسئولان اقلیم جلسه داشتند که چه کاری کنند؟! خب روشن است که آمریکایی ها جز تهدید و هارت و پورت کار دیگری بلد نبودند؛ آن هم در مقابل نیرویی شیعی و جان بر کف که توسط ایران آموزش دیده بود.

۲ . به نظر می رسد را این کار کردهای سوریه نیز باید حساب کار دستشان آمده باشد. خصوصا که آنها در مناطقی وارد شده اند که تماما عربی است و نه تنها لازم است آن مناطق را تخلیه نمایند، بلکه باید فکر تجزیه سوریه را نیز از سر بیرون کنند.

۳ . آن عده که در داخل سخنان بی پشتوانه از خود صادر نمودند و از تجزیه طلبان حمایت کردند، لازم است از مردم ایران عذرخواهی نمایند که البته از این جماعت چنین کاری بعید است.

۴ . بار دیگر بر همگان روشن شد که ایران بزرگترن قدرت منطقه است و سعودی ها توان رقابت با ایران در این مساله را ندارند. قطعا از این پس فشارها برای برجام منطقه ای بیشتر خواهد شد تا نگذارند ایران این اقدامات را انجام دهد. اما در پاسخ باید گفت: این مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست … عرض خود می بری و زحمت ما می داری.

ای کاش دولتمردان از این قدرت به نفع منافع ملی استفاده کنند؛ نه اینکه با اروپایی ها همراه شوند تا برجام منطقه ای را محقق سازند.

منبع: وبلاگ حضرت عشق جل جلاله

جوهر خودکار در وضو و غسل

سیدعلی نوشت:

سوال: آیا جوهر خودکار در اعضای وضو و غسل، مانع از صحت آن دو می شود؟

پاسخ: اگر جرمی داشته باشد که مانع رسیدن آن شود، باید برطرف گردد و در صورت شک نیز باید آن را برطرف کرد و تشخیص این موضوع بر عهده مکلف می باشد.

آیت الله مکارم: در مورد جوهر خودکار به این نتیجه رسیده اند که جرم ضعیفی دارد و مانع رسیدن آب به پوست نیست.

منبع:
امام: استفتائات، ج ۱، س ۴۱؛ رهبری: اجوبه الاستفتائات، س ۱۴۱؛ سیستانی: استفتائات سایت، غسل، س ۴؛ وحید: استفتائات سایت، وضو، س ۲۸؛ صافی و گلپایگانی: هدایه العباد، وضو، ۱۰۳ و جامع الاحکام، ج ۱، س ۹۳؛ مکارم: استفتائات، ج ۲، س ۵۵؛ بهجت: وسیله النجاه، الوضو، م ۹۲؛ فاضل: جامع المسائل، ج ۱، س ۱۲۴؛ تبریزی: استفتائات، ج ۱، س ۱۷۶؛ نوری: استفتاء از دفتر.
بر گرفته از کتاب «احکام کاربردی؛ وضو، غسل، تیمم»، اسماعیل زارعی، ص ۳۰٫

منبع: وبلاگ پاسخگوی احکام