خانه / اعتقادی / آیا لعن خلفا توصیه شده است؟

آیا لعن خلفا توصیه شده است؟

islam934یکی از مهم ترین نقاط تفرقه آمیز بین شیعیان و اهل سنت، موضوع لعن خلفاست که برخی از افراطیون شیعه و رهبران انگلیسی – آمریکایی  آنها (فرقه شیرازی ها)، بر خلاف نظر مراجع عظام تقلید شیعه و رهبر انقلاب اسلامی، اقدام به انجام آن می کنند.
اسلام ملکی معاف کارشناس ارشد علوم حدیث دانشگاه امام صادق (علیه السلام) با طرح این سوال که «آیا در احادیث معتبر اهل بیت (علیهم السلام) توصیه شده که در خفا و غیرعلنی لعن کنیم؟» نوشت:
در پاسخ پاسخ به این سوال باید گفت:

اولا «برائت از ظالمان» از مسایل قطعی در اسلام و تشیع است. یعنی ما به عنوان یک مسلمانِ پیروِ قرآن و اهل بیت(علیهم السلام)، همواره و در هر زمانی باید موضع قاطع قلبی و عملی در مقابل سران ظلم داشته باشیم. باید از «همه سران ظلم از آغاز تاریخ تا پایان تاریخ» بیزار باشیم. این بیزاری طبق شرایط زمانی و مکانی و محیطی که داریم باید در گفتار، رفتار و عملکرد ما به نحو متناسب متجلی باشد. لعن کردن تنها یکی از جلوه های این نفرت مقدس است که در جای خود و با آداب خود باید انجام شود. ظاهرا هدف اصلی از «برائت» اینست که پیرو یا مؤید ظالمان نشویم و در قبال مسأله حق و باطل بی اعتنا و بی تحرک نباشیم بلکه به تضعیف باطل و تقویت حق بپردازیم.
ثانیا لعنی که در عموم ادعیه و زیارتها و احادیث به ما توصیه شده «لعن ظالمان به صورت کلی» است. البته در قدیم گاهی در شرایط خاصی ضرورتی پیش می آمد که امام معصوم(علیه السلام) فرد خاصی را با ذکر نام نیز لعن می فرمودند که این کار در واقع اعلام مواضع و روشنگری بود تا پیروانشان متوجه انحراف آن فرد بشوند و از او پیروی نکنند همانند لعن کردن برخی از شخصیتهای غالی که برای ائمه(علیهم السلام) ادعای الوهیت یا نبوت می کردند یا کسانی که به دروغ ادعای بابیت و نیابت خاصه داشتند یا مذهب انحرافی جدیدی در درون شیعه اختراع می کردند (۱).
در این موارد، احیانا نامه ای از معصوم(علیه السلام) می رسید و این افراد را با ذکر نام طرد و لعن می فرمود تا مردم از آنان پرهیز کنند. هدف از این «لعن خاص» این بود آنها نتوانند خود را به امام(علیه السلام) بچسبانند و مردم را گمراه کنند. ویژگی غالیان این بود که وقتی با مردم عادی برخورد می کردند سخنان باطل خود را به معصومان(علیهم السلام) منتسب می کردند و می گفتند ما از دوستان خاص امام(علیه السلام) هستیم و امام ما را کاملا تأیید می فرمایند و اسرارشان را به ما می گویند.
در واقع عقاید کفرآمیز و شرک آلود خود را به عنوان سخن معصومان(علیهم السلام) و اسرار تشیع ترویج می کردند. لذا ائمه(علیهم السلام) مجبور بودند برای دفع تهمت از خود و نیز برای روشنگری افکار عمومی علنا آن افراد را با ذکر نام لعن کنند. اگر امام(علیه السلام) آن افراد را با ذکر نام لعنت نمی فرمودند ادعاهای باطل آنها منسوب به امام معصوم(علیه السلام) می شد. بنابراین لعن با ذکر نام درباره غالیان (افراطیهای شیعه که عقاید غلوآمیز و شرک آلود را به عنوان عقاید سری ائمه(علیهم السلام) ترویج می کردند) صادر شده و موارد متعددی دارد (۲).
اما درباره شخص حضرات ابوبکر و عمر که ادعای نمایندگی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) را نداشتند، موضع منتقدانه و مخالفتهای ائمه(علیهم السلام) معلوم بود و ائمه(علیهم السلام) در روایات فراوانی به روشنگری و نقد این دو شخصیت می پرداختند. با این حال هیچ روایت معتبری نداریم که ائمه(علیهم السلام) توصیه فرموده باشند که شیعیان این دو نفر را با ذکر نام لعنت کنند. آنچه در زیارتهای مشهور و معتبر داریم نیز «لعن کلی ظالمان» است و در هیچ زیارت معتبری با ذکر نام به لعن جضرات ابوبکر و عمر پرداخته نشده است. از مجموع شواهد به نظر می رسد ائمه(علیهم السلام) با اینکه می خواستند شیعیان موضع منتقدانه و روشنگرانه درباره عملکرد حضرات ابوبکر و عمر داشته باشند، اما با اینکه «لعن این دو نفر با ذکر نام» به یکی از شعایر و آداب شیعی تبدیل شود موافق نبودند. لذا در دعاها و زیارتهایی که به شیعیان آموزش می دادند تنها «لعن کلی ظالمان» را یاد داده اند.
البته «لعن با ذکر نام» درباره افراد بی اهمیت مثل عمر بن سعد، شمر و ابن زیاد که جزو مقدسات هیچیک از مذاهب اسلامی نیستند و لعن کردن آنها حتی اگر با ذکر نام باشد، موجب هیچ اختلاف یا کدورتی بین مسلمانان نمی شود در زیارت عاشورا ذکر شده و نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه خوب است.
اما درباره هر شخصیتی که نزد گروهی از مسلمانان مقدس و محترم است و لعن کردن او موجب کدورت و تفرقه می شود، هرگز به «لعن کردن با ذکر نام» در هیچ روایت صحیح و معتبری توصیه نشده و در زیارتهای مأثوره نیز نیست.
بنابراین لعن درباره خلفای ثلاثه با ذکر نام توصیه نشده و همین که یک فرد شیعه به طور کلی همه سران ظلم در تاریخ را لعنت کند و از همه نفرت داشته باشد کافیست. البته روشنگری درباره عملکرد خلفای ثلاثه – بدون لعن با ذکر نام- لازم است.

سوال:
در اینجا شاید برخی از فضلا چند روایت را به رخ ما بکشند و بگویند که روایتی وجود دارد که مثلا امام صادق(علیه السلام) بعد از نمازشان ۴ مرد و ۴ زن را نام می بردند و لعنت می کردند. در پاسخ این عزیزان می گوییم:

این روایت که لعن حضرات ابوبکر و عمر و دیگران را به طور خاص یا با ذکر نام آنها مطرح یا توصیه می کند از نظر سند ضعیف است. چند روایت دیگری نیز که شبیه این هستند همگی جعلی یا ضعیف هستند و بعید است سخن معصومان(علیهم السلام) باشند. بنده اسناد همه این روایات، دچار ضعف و مشکل سندی یا متنی یا هر دو هستند. در سند این روایتها نام افراد مجهول الهویه، بدنام، متهم به غلو یا دروغگویی دیده می شود. هر کس مدعی است روایت معتبری یافته که در آن گفته شده که «خوب است شیعیان به لعن خلفای ثلاثه با ذکر نام بپردازند و این کار ثواب دارد» حتما برای بنده ارسال کند و به او نشان خواهم داد که کجای متن و کجای سند این روایتها اشکال دارد و چرا نمی توانیم این روایتها را سخن معصوم(علیه السلام) قلمداد کنیم.
بنابراین درباره خلفای ثلاثه هیچ روایت معتبری نداریم که توصیه به لعن با ذکر نام کرده باشد. شاید برخی از عزیزان به زیارت عاشورا اشاره کنند. البته بنده نیز زیارت عاشورا را معتبر می دانم ولی باید بدانیم که بخشی از نسخه رایج زیارت عاشورا که می گوید «اَللّهُمَّ خُصَّ أنْتَ أوَّلَ ظالِمٍ بِالّلَعْنِ مِنّی وَ ابْدَأ بِهِ أوّلاً ثُمَّ الثّانِیَ وَ الثّالِثَ وَالرّابِعَ. اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَه» با نسخه های قدیمی تر که معتبرتر هستند تفاوت دارد.
در نسخه های قدیمی تر و معتبرتر زیارت عاشورا به جای عبارت فوق چنین آمده است: «اللّهُمَّ خُصَّ أنْتَ أوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ آلَ نَبِیِّکَ بِاللَّعْنِ ثُمَّ الْعَنْ أعْداءَ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْأوَّلینَ وَالْآخِرینَ. اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ وَ أباهُ وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ …»
در واقع در نسخه های قدیمی تر که معتبرتر هستند شماره گذاری های «ثانیا» و «ثالثا» و «رابعا» و «خامسا» وجود ندارد. وقتی این شماره گذاری ها نباشد لعن زیارت عاشورا نیز حالت کلی پیدا می کند و بر سه خلیفه اول تطبیق نخواهد شد. بنابراین لعن های زیارت عاشورا نیز، کلی و مبهم بوده است. در یک کلام باید گفت: نسخه  رایج زیارت عاشورا که در مساجد و حسینیه های ما خوانده می شود دچار تحریف است ولی متأسفانه حتی بسیاری از علما نیز متوجه این تحریف نشده اند (در این باره رجوع شود به مقاله «تفاوت متن اصلی و قدیمی زیارت عاشورا با متن فعلی در چیست؟ + سند»)
شاید باورتان نشود که وقتی زیارتهای مورد توصیه ائمه(علیهم السلام) را بررسی می کنیم می بینیم که حتی درباره شخص معاویه نیز فقط در زیارت عاشورا لعن صورت گرفته است و در سایر «زیارتهای مأثوره»، هیچگاه نامی از او برده نشده و هرگز با ذکر نام لعنت نمی شود.[۳] جناب ابوالقاسم حسین بن روح، سومین نایب خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حتی درباره تظاهر به لعن معاویه نیز بسیار سختگیر بود و احتیاط می کرد. شیخ طوسی در حالات جناب ابوالقاسم حسین بن روح آورده که وقتی مطلع شد شخصی که ایشان او را به کارِ دربانی گماشته بودند معاویه را لعن و دشنام گفته، او را اخراج کردند. از آن پس، آن شخص تا مدتها التماس می کرد که به سر کار خود برگردد، اما جناب حسین بن روح دیگر او را به خدمت قبول نفرمودند.[۴] ———
منابع نوشتار:
[۱] . به عنوان نمونه، ائمه(علیهم السلام) مغیره بن سعید (از غالیان شیعه در زمان امام باقر علیه السلام) را با ذکر نام لعنت فرموده اند. وی روایات دروغین از امام باقر(ع) نقل می کرد و عقاید غلوآمیز درباره ائمه(علیهم السلام) را ترویج می کرد. رجال الکشی، ص۲۲۳ تا ص۲۲۸.
[۲]. به عنوان مثال ائمه(علیهم السلام)، «محمد بن أبی زینب » معروف به «ابوالخطاب» را با ذکر نام لعنت می فرمودند (رجال کشی، صفحه ۲۹۰ تا ۳۰۷).
[۳] .لعن معاویه با ذکر نامش در میان زیارتهای مأثوره تنها در زیارت عاشورا وجود دارد. البته یک زیارت برای امام حسن(علیه السلام) نیز وجود دارد که در آن نیز معاویه با ذکر نام لعنت شده ولی این زیارت مأثور نیست یعنی از معصومان(علیهم السلام) نقل نشده و در واقع توسط علما تألیف شده است. دعا یا زیارت مأثور، دعا یا زیارتی است که متن آن توسط معصومان(علیهم السلام) إنشاء شده و علما آن را از معصوم(علیهم السلام) نقل می کنند. اما دعاهایی که علما از پیش خود ابداع کرده اند و کلام معصومان(علیهم السلام) نباشد غیرمأثور نامیده می شود. گفتنی است برخی از دعاها و زیارتهای رایج ، غیرمأثور هستند و توسط معصومان(علیهم السلام) توصیه نشده اند مثل دعای عدیله و یکی از زیارتهای امام حسن مجتبی(علیه السلام).
[۴] . الغیبه، شیخ طوسی، ص۳۸۶ و بحار الأنوار، مجلسی، ج۵۱، ص۳۵۷
*****
منبع: وبلاگ شخصی اسلام ملکی

درباره ی طلبه آنلاین

۱۹ دیدگاه

  1. با عرض سلام و احترام به عزیزان دست اندرکار در طلبه نت
    ضمن عرض تشکر بابت فعالیتهای خوبتان در زمینه نشر مطالب در راستای تبلیغ تشیع در کنار حفظ وحدت ، از اینکه برخی از یادداشتهای این حقیر را نشر دادید نیز سپاسگزارم
    فقط دو نکته عرض می کنم:
    نخست اینکه حقیر نام وبلاگم را تغییر داده ام و دیگر نامش عربی معاصر نیست
    دوم اینکه سایت ماسال نیوز نیز توسط گروهی از جوانان متدین و حزب اللهی و با بصیرت در استان گیلان اداره می شود که اگر مایل بودید می توانید با آنها ارتباط داشته باشید و مطالب را تبادل فرمایید.
    مثلا مصاحبه آن طلبه پاکستانی را بنده خودم نخستین بار در سایت ماسال نیوز دیده بودم. مطالب وحدتی دیگر نیز دارند چون در استان گیلان تعدادی از اهل سنت شافعی حضور دارند لذا این سایت انجام وظیفه می کند.
    از صمیم قلب برای همه عزیزانی که در طلبه نت فعال هستند دعا می کنم
    ارادتمند شما
    ملکی معاف

    • باسلام خدمت شما طلبه گرامی و دردمند
      بسیار ممنون و سپاسگزاریم که اطلاع رسانی فرمودید.
      انشاءالله جزء سربازان واقعی امام زمان باشید.

  2. بنده نمی دانم کدام بی سوادی این مقاله را نوشته است ایشان گفته است در هیچ روایتی نداریم که ائمه به نام کسی را لعنت کرده باشنداهل منطق می گویند موجبه جزییهنقیض سالبهکلیه است و حالا ما تعدادی مثال نقض در این رابطه می آوریم

    برائت علنی حضرت امیر

    عثمان گفت: یا ابالحسن! آیا نزد تو و اصحابت حدیثی برای من نداری؟

    رسول خدا(ص) عثمان را لعن کرد

    علی(ع) فرمودند: بله! از رسول خدا(ص) شنیدم که دو بار تو را لعنت کرد، سپس برای تو استغفار نکرد.

    عثمان عصبانی شد و گفت: با من چه کار داری؟ من را در زمان حیات پیامبر و بعد از مرگ او هم رها نمی کنی.

    علی(ع) فرمودند: بله! خداوند بینی تو را بر زمین بمالد.

    سلیم بن قیس،تحقیق محمد باقر الانصاری،ص۶۴

    برائت ایشان در کتب صحاح

    http://14mah.parsiblog.com/Posts/536/

    برائت علنی حضرت زهرا(س)

    فقالت : نشدتکما الله ألم تسمعا رسول الله یقول : رضا فاطمه من رضای ، وسخط فاطمه من سخطى ، فمن أحب فاطمه ابنتی فقد أحبنی ، ومن أرضى فاطمه فقد أرضانی ، ومن أسخط فاطمه فقد اسخطنی ؟ “قالا : نعم سمعناه من رسول الله صلى الله علیه وسلم ، قالت : فإنی أشهد الله وملائکته انکما أسخطتمانی وما أرضیتمانی ، ولئن لقیت النبی لاشکونکما إلیه ، فقال أبو بکر : أنا عائذ بالله تعالى من سخطه وسخطک یا فاطمه ، ثم انتحب أبو بکر یبکی ، حتى کادت نفسه أن تزهق ، وهی تقول : والله لادعون الله علیک فی کل صلاه أصلیها

    پس فاطمه گفت اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم – شما را قسم می دهم- حق آن را می شناسید و به آن عمل می کنید؟ گفتند آری گفت شما را قسم می دهم آیا نشنیدید که رسول خدا فرمود رضای فاطمه رضای من است و غضب وی غضب من هرکس وی را دوست داشته باشد مرا دوست داشته است وهر که اورا راضی کند مرا راضی کرده است؟ گفتند آری این را از رسول خدا شنیدیم .

    پس گفت پس من خدا و ملائکه وی را شاهد میگیرم که شما دو تن من را غضبناک کرده و راضی ننمودید. وقطعا اگر رسول خدا را ببینم از شما دوتن به وی شکایت خواهم کرد. پس ابو بکر گفت من به خداوند پناه می برم از غضب رسول خدا و غضب تو ای فاطمه . سپس ابو بکر شروع کرد گریه کردن حتی نزدیک بود از گریه جان دهد . وفاطمه زهرا می گفت قسم به خداوند بعداز هر نمازی که می خوانم تو را نفرین می کنم

    الامامه والسیاسه – ابن قتیبه الدینوری ، تحقیق الشیری: ۱ ص ۳۱.

    همچنین در احتجاج طبرسی ج۱ ص ۳۰۰

    برائت علنی امام حسین(ع)
    روایت شده است که عمر بن خطّاب بر روی منبر رسول خدا(ص) برای مردم خطبه می گفت که درباره اینکه پیامبر(ص) از مؤمنان بر خودشان سزاوار تر است، سخن گفت. در این هنگام امام حسین(ع) از ناحیه ای از مسجد به عمر با صدای بلند گفت:
    “ای کذاب! از منبر رسول خدا پایین بیا که این منبر پدر تو نیست!”

    پس عمر با عصبانیت از منبر پایین آمد و با جمعی از صحابه به سمت خانه امام علی(ع) رفت. از امام اذن دخول خواست و امام هم اجازه داد. پس داخل شد و گفت:
    “ای ابالحسن! امروز از پسرت، حسین، دیدم که در مسجد رسول خدا(ص) بر ما آشکارا حمله و مردم پست و اهل مدینه را بر من جری کرد!”

    احتجاج طبرسی،ج۱،ص۱۳،تعلیق وتحقیق محمد باقر الخراسانی،موسسه تاریخ العربی

    http://8pic.ir/images/804o5aaqyahjo8g7x8yn.jpg

    همچنین در منابع اهل سنت

    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=7964

    که در واقع حدیث متفق علیه و مشهور است

    • علیکم السلام
      چقدر خوب است که انسان دربحث علم ادب رو رعایت کند مخصوصا از ماها که ادعای مدافع ولایت بودن هم داریم.
      در مورد اول امیرالمومنین علی علیه السلام عثمان را لعن نکرد بلکه نقل قول از پیامبر صلی الله علیه و آله کردند.
      در ضمن ما باید اول مرادمان را از لعن بدانیم لعن تنها کلام اللهم العن هست نه صفات دیگر از قبیل غاصب غادر خائن و …
      علاوه برآنکه اهل تحقیق کتاب سلیم را از درجه اعتبار ساقط میدانند و آن را اصلا در مراجعات علمی مورد نظر قرار نمی دهند.

      در مورد بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها قبول دارم که آنها را لعن می کرده اند اما متن مورد استشهاد نفرین است و نفرین با لعن متفاوت است.

      در مورد مجادله امام حسین – اللهم ارزقنا و ایاک زیارته و شفاعته – هم نه لعنی وجود دارد نه …. تنها لگدمال کردن حیثیت خلیفه دوم بوده است.
      نکته مهم تر آنکه
      همه مراجع تقلید (نه کسانی که خودخوانده مرجع تقلید شده اند که تنها یک نفر است که خداوند شرش را از سرشیعیان هرچه زودتر کم کند) لعن علنی بزرگان اهل سنت را حرام اعلام کرده اند از حضرت آیت الله وحید گرفته تا آیت الله سیستانی حفظهم الله.
      برائت و تبرّی لازمه اش لعن علنی بزرگان اهل سنّت نیست
      خداوند عاقبت امر همه ما را ختم به خیر کند بحرمت امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام.

      • سلام مجدد عرض پوزش می طلبم اگر در سخنان بنده تندی مشاهده شده است همچنین بابت تاخییر در ارسال پاسخ
        ۱-در مورد امیر المومنین بله حق با شماست ایشان نقل قول کرده اند اما اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم که مقصود اصلی کلام ایشان خود ایشان در واقع به قول معروف ایشان به در گفته اند که دیوار بشنود یا به قول عرب زبانان«ایِّاکِ أُعنی واسمَعنی یَا جاره» یعنی من تو را لعنت می کنم ای عثمان مضاف بر اینکه در اخر روایت هم عبارت تندی خطاب به عثمان به کار برده است که “خداوند بینی تو را به زمین بمالد” که خب این خودش بدتر از صد لعن است
        ۲-در مورد کتاب سلیم بن قیس بنده متعجب هستم که جنابعالی امدی یکی از معتبر ترین کتب شیعه را زیر سوال برده ای در واقع کتاب سلیم یک از اصلی ترین منابع ما جهت شناخت اتفاقات بعد از شهادت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) است و ماجرای سقیفه و احتجاجات بی بی دو عالم با ابوبکر و ماجرای شهادت ایشان کتاب سلیم چون از لحاظ تاریخی بسیار به زمان اتفاق نزدیک است(قرن ۱ هجری) از این لحاظ معتبر است اما گفته اید اهل علم این کتاب را نا معتبر می دانند اگر منظورتان علمای متقدم ومتاخر شیعه است که اکثریت آنان بر اعتبار این کتاب صحه گذاشته اند
        در مورد سلیم بن قیس و اعتبار کتاب اور به کامنت بعدی مراجعه کنید
        ۳-خب الحمد الله در که در مورد کلام بی بی سلام الله علیها مشکلی وجود ندارد فقط اینکه لعن همان نفرین است و تفاوتی نیز نمی کند بنده نفهمیدم این عبارت شما به چه منظور بود
        ۴در مورد کاذب و اثم وغادر خواندن خلف تسط امیرالمومنین علیه سلام دوست عزیز دقت بفرمایید بحث ما بحث برائت است و خواندن مخالفین به این صفات نیز جزء مصادیق برائت است
        ۵-در مورد ارباب دو دنیا امام حسین علیه السلام
        ببخشید می شود بفرمایید این تعابیر به چه معنی است؟
        انزل عن منبر ابی ایها الکذاب
        آیا کذاب خواندن عمر برائت نیست؟
        در مورد نکته مهمتر که ما ادعای احماع کردید اولا اجماعی وجود ندارد بنده نفهمیدم این اجماع را از کجا اوردید؟ ثانیا در مورد صادق شیرازی بنده اصلا او را قبول ندارم و نه او را مرجع می دانم و نه دارای صلاحیت تصدی منصب مرجعیت ایشان از نظر بنده یک حقه باز کذاب و مدلس است چرا که در کتاب خودش به نام اسلام وسیاست هم به ولایت فقیه معتقد است و هم ایجاد تفرقه زا از کبائر می داند اما در عمل به گفته های خودش پایبند نیست
        و اخر دعوتنا عجل لولیک الفرج

        • ابتدا در مورد شخصیت سلیم بن قیس هلالی
          ابن غضائری در کتاب رجال قائل به ضعف سلیم بن قیس شده که اولا: در مورد انتساب کتاب به او سخن‌ها بسیار است، بلکه اصحّ، عدم صحّت انتساب کتاب به این بزرگوار است.
          ثانیا: علمایی زیادی سلیم بن قیس را توثیق کرده اند:
          ۱.برقی متوفّاى سال ۲۷۴ هق می‌نویسد: «من الأولیاء، من أصحاب أمیر المؤمنین‏ علیه السلام» (رجال البرقی، ص ۴.)
          ۲.کشّی معاصر کلینی متوفّاى ۳۲۹ هق می‌نویسد: « قال الباقر علیه السلام‌:‌‌‌‌ صدق سلیم.» ( رجال الکشّی، ص ۱۰۵ و ۱۶۷)
          ۳. شیخ مفید متوفّاى ۴۳۶ می‌نویسد: « کان من شرطه الخمیس» (الاختصاص، ص ۳)
          ۴. شیخ طوسی متوفّاى ۴۶۰ می‌نویسد: «صاحب أمیر المؤمنین علیه السلام» (جال الشیخ ،ص ۹۱ و ص ۶)
          ۵. علّامه حلّی متوفّاى ۷۲۶ می‌نویسد: «الوجه عندی، الحکم بتعدیل المشار إلیه» (خلاصه الأقوال فی علم الرجال، ص ۸۳ و ص ۱.)
          ۶. سیّد تفرشی از أعلام قرن ۱۱ می نویسد: «وکان هذا الوجه الحکم بتعدیله.» ( نقد الرجال، ص ۱۵۹ و ص۳)
          ۷. علّامه وحید بهبهانی متوفّاى ۱۲۰۵می‌نویسد: «یترجّح فی النظر عدالته» (تعلیقه الوحید على منهج المقال، ص۱۷۲.)
          ۸. شیخ المحقق طه نجف متوفّاى ۱۳۲۳ می‌نویسد: «ثقه» «والحقّ عندی تعدیله» (إتقان المقال، ص ۶۸ وص ۲۲۹۵.)
          ۹. محقق مامقانی متوفّاى ۱۳۵۱ می‌نویسد: «إنّ الرجل مشکور وإنّ الکتاب صحیح.» (تنقیح المقال، ج ۲، ص ۵۲)
          ۱۰. سید الأمین متوفّاى ۱۳۷۱ می نویسد: «یکفی فی وثاقته قول البرقی» (أعیان الشیعه، ج ۷ ، ص ۲۹۳.)
          ۱۱.محقق نمازی متوفّاى ۱۴۰۵ می‌نویسد: «ممدوح، جلیل.» (مستدرکات علم الرجال، ج ۴ ، ص ۱۱۶ رقم۶۴۷۱»
          ۱۲. مرحوم آیت الله خوئی متوفّاى ۱۴۱۳ می نویسد: «إنّه فی نفسه ثقه جلیل» (معجم رجال الحدیث، ج ۸ ، ص ۲۲۰ رقم۵۳۹۱.)
          ۱۳. قهبائی در حاشیه آورده ‌است: «عن رجال العقیلی: قال: کان سلیم شیخاً متعبّداً له نور یعلوه» (مجمع الرجال، ج۳ ، ص ۱۵۵)
          ۱۴. از علّامه حلّی نقل کزده است: «الوجه عندی الحکم بتعدیل المشار إلیه.» (مجمع الرجال، ج۳ ، ص ۱۵۵)
          ۱۵. از شهید ثانی هم نقل نموده است : «وعن البرقی أیضاً أنّ سلیماً هذا من جمله الأولیاء من أصحاب علیّ علیه السلام‌، وشهد على مثل ذلک النجاشی فی خطبه الکتاب» (مجمع الرجال، ج۳ ، ص ۱۵۵)
          اما در مورد اعتبار این کتاب
          ۱. نجاشی متوفّاى ۴۵۰ هق: «له کتاب» (رجال النجاشی، ص ۴ و ص۸ ؛ معجم رجال الحدیث، ج ۹ ، ص ۲۲۶)
          ۲. شیخ نعمانی متوفّاى ۳۸۰ هق در کتاب اصول خود آورده است: «کتابه من الأصول (من أکبر کتب الأصول) التی ترجع الشیعه إلیها ویعوّل علیها» (الغیبه، ص۱۰۲)
          ۳. سیّد بن طاووس متوفّاى ۶۷۳ هق می‌نویسد: «تضمّن الکتاب ما یشهد بشکره وصحّه کتابه.» (التحریر الطاووسی، ۱۳۶و ۱۷۵)
          ۴. شیخ حرّ عاملی متوفّاى ۱۱۰۱هق می‌نویسد: «والذی وصل إلینا من نسخه سلیم، لیس فیه شی‏ء فاسد» (وسائل الشیعه، ج۳ ، ص ۳۸۶.)
          ۵. علّامه مجلسی متوفّاى ۱۱۱۱هق می‌نویسد: «الحق أنّ کتاب سلیم من الأصول المعتبره.» (بحار الأنوار، ج ۱ ص ۳۲)
          ۶. محقق مامقانی متوفّاى ۱۳۵۱ می‌نویسد: «إنّ الرجل مشکور وإنّ الکتاب صحیح.» (تنقیح المقال، ج ۲ ، ص ۵۲ رقم ۵۱۵۷)
          ۷. مرحوم آیت الله خوئی متوفّاى ۱۴۱۳هق می نویسد: « وإنّ کتابه من الأصول المعتبره بل من أکبرها، وإنّ جمیع ما فیه صحیح قد صدر من المعصوم أو ممّن لابدّ من تصدیقه وقبول روایته» (معجم رجال الحدیث، ج ۸ ، ص ۲۲۰ رقم۵۳۹۱.)
          ۸. محقق تستری متوفّاى ۱۴۱۴هق می‌نویسد: «الحقّ فی کتابه أنّ أصله کان صحیحاً، قد نقل عنه الأجلّه المشایخ.» (قاموس الرجال، ج ۵ ، ص ۲۳۹، رقم۳۳۵۶)
          ۹.کلمات مرحوم قهبائی در مجمع الرجال: « أبان قرأ کتاب سلیم على علی بن الحسین علیهما السلام قال: صدق سلیم، رحمه اللّه علیه، هذا حدیث نعرفه.» (مجمع الرجال، ج۳ ، ص ۱۵۶)
          ۱۰. وی از کشّی نقل نموده‌ است: «أبان قال: فقدّر لی بعد موت علیّ بن الحسین‏ علیهما السلام، إنّی حججت فلقیت أبا جعفر محمّد بن علی علیهما السلام فحدّثت بهذا الحدیث کلّه (أی کتاب سلیم) لم أخط منه حرفاً فَاغْرَوْرَقَتْ عیناه ثمّ قال: «صدق سلیم» قد أتى أبی بعد قتل جدّی الحسین علیه السلام‌ وأنا قاعد عنده، فحدّثه بهذا الحدیث بعینه فقال له أبی: «صدّقت» قد حدّثنی [أبی‏] وعمّی الحسن علیه السلام‌ بهذا الحدیث عن أمیر المؤمنین علیه السلام‌ فقالا: لک «صدّقت» قد حدّثک بذلک ونحن شهود ثمّ حدّثناه أنّهما سمعا ذلک من رسول اللّه» (مجمع الرجال، ج۳ ، ص ۱۵۶)
          اما در مورد ابان بن ابی عیاش
          اولا کتاب سلیم ۷ سند دارد یعنی به حد استفاظه رسیده است که در بین این۷ سند اسناد صحیح هم وجود دارد که ما یکی از انها را بررسی می کنیم
          نجاشی طرق کتاب سلیم را از غیر ابان نیز به این صورت نقل کرده است
          سلیم بن قیس الهلالی له کتاب ، یکنى أبا صادق أخبرنی علی بن أحمد القمی قال : حدثنا محمد بن الحسن بن الولید قال : حدثنا محمد بن أبی القاسم ماجیلویه ، عن محمد بن علی الصیرفی ، عن حماد بن عیسى وعثمان بن عیسى ، قال حماد بن عیسى : وحدثنا إبراهیم بن عمر الیمانی عن سلیم بن قیس بالکتاب .
          رجال النجاشی – النجاشی – ص ۸ ومعجم رجال الحدیث – السید الخوئی – ج ۹ ص ۲۲۶
          بررسی سند
          ۱-علی بن احمد القمی: ثقه ((رجال نجاشی ج۱،ص۲۹))

          ۲-محمد بن الحسن بن الولید: ثقه

          شیخ طوسی در الفهرست در مورد او می گوید:

          محمد بن الحسن بن الولید القمی، جلیل القدر، عارف بالرجال،موثوق به (( الفهرست طوسی،ص۲۳۷))

          ۳-محمد ابی القاسم ماجیلویه: ثقه (( رجال نجاشی،ج۲،ص۲۵۱))

          ۴محمد بن علی الصریفی: ثقه (( تنقیح المقال فی علم الرجال مامقانی،ج۳،ص۱۵۷))

          ۵-حماد بن عیسی: ثقه

          شیخ طوسی در الفهرست در مورد او می گوید:

          حماد بن عیسی الجهنی،غریق الجحفه،ثقه. له کتاب النوادر و له کتاب الزکاه، و کتاب الصلاه.

          (( الفهرست طوسی،ص۱۱۵))

          ۶عثمان بن عیسی:ثقه (( رجال نجاشی،ج۲،ص۱۵۶))

          ۷-ابراهیم بن عمر الیمانی: ثقه

          نجاشی در رجال در مورد او می گوید:

          إبراهیم بن عمر الیمانی الصنعانی:

          شیخ من أصحابنا ثقه روى عن أبی جعفر وأبی عبد الله علیهما السلام ، ذکر ذلک ، أبو العباس وغیره

          (( رجال نجاشی،ج۱،ص۹۸))
          اما در مورد ابان و نظر شیخ طوسی اخیرا موسسه نور نرم افزاری ساخته است به نام درایه النور که کتاب رجال شیخ طوسی را تحقیق کرده است و بر اساس نسخه های خطی این کار انجام گرفته که واقعا کار بسیار ارزشمندی است بنده این کتاب را دیدیم ودر ان در مورد ابان نوشته شده بود تابعی و صغیر که درست هم همین است چرا که در سه نظر دیگری که شیخ الطائفه(ره) در مورد او دارد هیچکدام کلمه ضعیف وجود ندارد البته قرائن دیگری هم برای این کلمه وجود دارد که در کتب اهل سنت نیز با نام تابعی وصغیر معرفی شده است
          لا یبعد کون قوله فی أصحاب الباقر ( علیه السلام ) : تابعی ضعیف ، مصحف تابعی صغیر ، کما یظهر من العامه تهذیب المقال فی تنقیح کتاب رجال النجاشی – السید محمد على الأبطحی – ج ۱ ص ۱۸۶
          ذهبی نیز با همین لفظ از او یاد می کند
          أبان بن أبی عیاش [ د ] فیروز . وقیل دینار الزاهد أبو إسماعیل البصری . أحد الضعفاء وهو تابعی صغیر ، یحمل عن أنس وغیره . وهو من موالی عبد القیس .میزان الاعتدال – الذهبی – ج ۱ ص ۱۰
          به این سخن محقق نوری دقت بفرمایید
          محقّق نوری که از خرّیتین در فنّ رجال است می‌گوید: «والتضعیف موهون کنسبه الوضع بأمور:
          الأوّل: ما قاله الشیخ الجلیل أبو عبد اللّه النعمانی فی کتاب الغیبه من أنّه لیس بین جمیع الشیعه ممّن حمل العلم ورواه عن الأئمّه: خلاف فی: أنّ کتاب سلیم، أصل من کتب الأصول التی رواها أهل العلم وحمله حدیث أهل البیت: – إلى أن قال: – وهو من الأصول التی ترجع الشیعه إلیها ویعوّل إلیها. انتهى.
          الثانی: اعتماد البرقی والصفّار وثقه الإسلام فی الکافی والنعمانی والصدوق والعیّاشی وغیرهم من المشایخ العظام علیه، کما لایخفى على من راجع جوامعهم.
          الثالث: روایه الأجلّه من أصحاب الإجماع وغیرهم عنه، مثل حمّاد بن عیسى، وعثمان بن عیسى، وعمر بن أذینه، وإبراهیم بن عمر الیمانی.
          الرابع: إنّ الشیخ عدّه من رجال الصادق(ع)، ولم یضعّفه فیه، ولا فی زین العابدین(ع) »(مستدرک الوسائل طبع قدیم: ۷۷۷/۳.)
          تضعیف و نسبت وضعی که به وی داده شده است به دلایلی بی اساس است:
          ۱. همچنانکه نعمانی در کتاب الغیبه گفته است کتاب سلیم از کتب مرجعی است که شیعه به آن اعتماد می کرده و به آن اعتماد داشته است.
          ۲. برقی صفار کلینی صدوق عیاشی نعمانی و دیگران در کتب خود به وی اعتماد داشته اند.
          ۳. اصحاب جلیل القدری از او روایت نقل کرده اند مانند: حمّاد بن عیسى، وعثمان بن عیسى، وعمر بن أذینه، وإبراهیم بن عمر الیمانی.
          ۴. شیخ طوسی او را تضعیف نکرده است.
          می بینید محقق نوری نیز می گوید که شیخ او را تضعیف نکرده است که موید نظر ما است که در واقع این کلمه ی ضعیف تصحیف است اما علمای دیگری نیز در مورد ابان سخن گفته اند که بدان می پردازیم
          سیّد محمد علیّ أبطحی شارح رجال نجاشی می‌گوید: «ویظهر ممّن ضعّفه من العامّه أنّه کان من العبّاد، فلعلّ التضعیف من العامّه کان من جهه المذهب.» (تهذیب المقال فی تنقیح کتاب رجال النجاشی،السید محمد على الأبطحی، ج ۱ ص ۱۸۶)
          از تضعیفاتی که عامه در مورد او داشته اند ظاهر می شود که از عابدان بوده و چه بسا تضعیفات عامه بخاطر مذهب او بوده است.
          ج) در تهذیب المقال در باره او آمده است: «أما تضعیف العامه لأبان فلا یوجب وهنا فیه ، بعد ما کان أبان عامیا ، ثم استبصر ، فقد یضعف مثله بما لا یضعف به سائر الشیعه . وسیما أن أبان هو الذی لجأ إلیه سلیم ، وهو الراوی لکتابه والناشر لحدیثه . وکأن أکثر تضعیفات العامه لأبان عولا على شعبه . فقد أکثر الوقیعه فی أبان ، وتبعه غیره . قال معاذ : قلت لشعبه : أرأیت وقیعتک فی أبان ، تبین لک أو غیر ذلک ؟ فقال : ظن یشبه الیقین . ذکره الذهبی فی میزان الاعتدال ، وذکر حکایات القوم تضعیف شعبه .» (تهذیب المقال فی تنقیح کتاب رجال النجاشی – السید محمد على الأبطحی – ج ۱ ص ۱۸۶)
          تضعیف عامه در مورد ابان اشکالی را متوجه ابان نمی کند زیرا وی عامی بوده و شیعه شده و عموماً چنین کسی بیش از دیگر شیعیان مورد تضعیف است. بخصوص که ابان همان کسی است که سلیم به او پناه برده و ابان راوی و ناشر احادیث اوست . گویا اکثر تضعیفات عامه در مورد ابان به سخن شعبه بن حجاج برمی گردد. او بیشترین جرح را از وی کرده است و دیگران از او تبعیت کرده اند .معاذ می گوید: به شعبه گفتم بدگویی تو در مورد ابان آیا برای تو محرز شده یا نه؟ گفت: گمان شبیه به یقین است.
          د) رجالی مشهور مامقانی در باره او می‌گوید: «الجزم بضعفه مشکل بعد تسلیم مثل سلیم بن قیس کتابه إلیه وخطابه بابن الأخ، ومن لاحظ حال سلیم، مال إلى کون الرجل متشیّعاً ممدوحاً وأنّ نسبه وضع الکتاب إلیه لا أصل لها … وبعد إثبات وثاقه سلیم، تثبت وثاقه أبان هذا؛ بتسلیمه الکتاب إلیه»(تنقیح المقال: ۳/۱ رقم ۱۴. )
          ه) محقق گرانقدر مرحوم آیت الله موسی زنجانی نیز در کتاب خویش می فرماید : «الأقرب عندی، قبول روایاته؛ تبعاً لجماعه من متأخّری أصحابنا؛ اعتماداً بثقات المحدّثین، کالصفّار وابن بابویه وابن الولید وغیرهم والرواه الذین یروون عنه؛ ولاستقامه أخبار الرجل، وجوده المتن فیها. وأمّا نسبه وضع کتاب سلیم إلیه، یردّه ثبوت الکتاب من طریق آخر لیس هو فیه أوّلاً، ولروایه ابن أبی عمیر، عن عمر بن أذینه، هذا الکتاب ثانیاً» (الجامع فی الرجال ج ۱ ص ۱۱)
          قول درست در نظر من قبول کردن روایت ایشان است ، و این کار به تبع نظر متاخرین اصحاب ماست ؛ و به خاطر تکیه بر کلام محدثین مورد اعتماد ما مانند صفار و ابن بابویه و ابن ولید و غیر ایشان و نیز راویانی که از ایشان نقل کرده اند . و نیز به خاطر محکم بودن روایات ایشان و نیکویی متن آن هاست . و اما نسبت دادن جعل کتاب سلیم به ایشان ، این مطلب نیز درست نیست ؛ زیرا وجود کتاب سلیم از طریق دیگری که أبان در آن نیست نیز ثابت شده است ؛ و نیز ابن ابی عمیر از عمر بن أذینه این کتاب را نقل نموده است .
          نظر برخی از علمای اهل سنت در مورد ابان:
          بخاری در باره او می‌گوید: «أبان بن أبی عیاش هو ابن فیروز أبو إسماعیل البصری عن انس ، کان شعبه سیئ الرأی فیه» (التاریخ الکبیر – البخاری – ج ۱ ص ۴۵۴)
          شعبه در مورد او نظر خوبی ندارد.
          ۱. ابن أبی حاتم رازی در باره وی می‌گوید: «قال أبو حاتم: متروک الحدیث، وکان رجلاً صالحاً؛ لکن بلى بسوء الحفظ» (تهذیب الکمال: ۲۱/۲)
          ابوحاتم گوید: مردم خوبی است ولی به بد حافظگی دچار شد احادیثش ترک می شود.
          ۲. ابن حبّان اگر چه او را از مجروحین شمرده ولی در باره او می‌گوید: «کان من العبّاد الذین سهر اللیل بالقیام ویطوی النهار بالصیام» (المجروحین: ۹۶/۱.)
          از عابدانی است که شب را احیا و روز را روزه می گرفت.
          ۳. ذهبی در باره او می‌گوید: «وقال حمّاد بن زید قال لی سلم العلوی: یا بنىّ! علیک بأبان، فذکرت ذلک لأیّوب السَّختیانی، فقال: مازال نعرفه بالخیر منذ کان … وقال ابن حبان : کان أبان من العباد الذی یسهر اللیل بالقیام ، ویطوى النهار بالصیام »(میزان الاعتدال، ج۱ ص۱۰و ۱۲)
          حماد بن زید گوید: سلم علوی به من گفت: ای فرزندم بر تو باد به ابان آن را برای ایوب نقل کردم گفت: تا بوده ما او را به خوبی می شناختیم.
          ابن حبان می گوید: ابان از عابدانی بوده که شب را به عبادت زند نگه می داشته است و روز را روزه می گرفته است.
          چند نکته:
          ۱. تضعیف برخی از علماء عامّه مردود است؛ چون همان گونه که در کلام احمد بن حنبل آمده او اهل هوی و هوس نبوده بلکه طبق شهادت علمای اهل سنت «أنّه کان رجلاً صالحاً» و «لا یتعمّد الکذب» و «کان من العبّاد الذین سهر اللیل بالقیام ویطوی النهار بالصیام»«مازال نعرفه بالخیر منذ کان» ( تهذیب الکمال: ۲۱/۲. – الجرح والتعدیل: ۲۹۶/۲ رقم ۱۰۸۷- المجروحین: ۹۶/۱. – میزان الاعتدال: ۱۰/۱)
          ۲. سبب جرح باید به خوبی تفسیر و تبیین شده باشد و سخن جارح مادامی که سبب جرح به درستی ذکر نشده مورد قبول واقع نمی‌شود.
          نووی گوید: «ولا یقبل الجرح إلّا مفسّرا ، وهو أن یذکر السبب الذی به جرح ، ولأنّ الناس یختلفون فیما یفسق به الإنسان ، ولعلّ من شهد بفسقه شهد على اعتقاده.»( المجموع: ۱۳۶/۲۰ ونحوه فی شرح مسلم: ۱۸۱/۱۰)
          جرح فقط در صورتی که تفسیر داده شده باشد مورد قبول است یعنی سبب جرح گفته شده باشد.
          ابن قدامه می‌گوید: «ولا یسمع الجرح إلّا مفسّراً ویعتبر فیه اللفظ فیقول: أشهد أنّنی رأیته یشرب الخمر، أو یعامل بالربا، أو یظلم الناس بأخذ أموالهم، أو ضربهم، أو سمعته یقذف، أو یعلم ذلک باستفاضته فی الناس، ولابدّ من ذکر السبب وتعیینه» (المغنی: ۴۲۳/۱۱.)
          جرح فقط در صورتی که تفسیر داده شده باشد مورد قبول است مثلا شهادت دهد که شراب می خورد یا معامله ربوی می کرد یا ظلم می کرد…
          خطیب بغدادی می‌گوید: «سمعت القاضى أبا الطیّب طاهر بن عبد اللّه بن طاهر الطبری یقول: لا یقبل الجرح إلّا مفسّراً ولیس قول أصحاب الحدیث، فلان ضعیف، وفلان لیس بشی، ممّا یوجب جرحه وردّ خبره، وإنّما کان کذلک، لأنّ الناس اختلفوا فیما یفسّق به، فلابدّ من ذکر سببه لینظر هل هو فسق أم لا؟ قلت: وهذا القول هو الصواب عندنا وإلیه ذهب الأئمّه من حفّاظ الحدیث ونقّاده مثل محمّد بن إسماعیل البخاری، ومسلم بن الحجّاج النیسابوری، وغیرهما.» ( الکفایه فی علم الروایه: ۱۳۵)
          ۳. علمای اهل سنت در مورد افرادی زیادی الفاظی مانند «سوء الحفظ» «کثیر الوهم» یا «سیّى‏ء الحفظ، ردی‏ء الحفظ»، یا «ردی الحفظ، کثیر الوهم، فاحش الخطا، یروی الشی على التوهّم ، ویحدّث على الحسبان، فکثر المناکیر فی روایته» یا «سیّئ الحفظ، واهی الحدیث، مضطرب الحدیث» و… دارند وحال آن که می‌بینیم این گونه افراد را توثیق می‌کنند و به روایاتش عمل می‌کنند، واز این گونه روات در أسانید صحاح بسیارند مانند: مرزوق بن أبى الهذیل، عاصم بن بهدله أحد السبعه القرّاء، عبد الرحمان بن أبی لیلى و…(التاریخ الکبیر: ۴۵۴/۱ رقم ۱۴۵۵) ثانیاً شعبه که ابان را تضعیف کرده خودش اهل خطا بوده است. ابن حجر در باره او می‌گوید: «فقد قال الدارقطنی فی العلل: کان شعبه یخطئ فی أسماء الرجال کثیراً، لتشاغله بحفظ المتون» (تهذیب التهذیب: ۳۰۲/۴)
          شعبه در اسم رجال بخاطر کثرت مشاغلش خطا می کرده.
          ابن معین هم می گوید: « سمعت یحیى یقول: شعبه یخطئ فی حدیث کره الشکال فی الخیل … وشعبه یخطئ أیضاً فی حدیث حجر المدری، یقول: القندلی أو المندلی… وشعبه یخطئ أیضاً فی حدیث عمرو بن دینار، عن أبی الثور، یقول عن عمرو بن دینار عن أبی السوار.» (تاریخ ابن معین ، للدوری: ۲۶۲/۲.)
          ابن معین چندین مورد می آورد که شعبه اشتباه می کرده
          احمد در مسندش و آجری و مزی و…چنین مواردی دارند. ( مسند أحمد: ۴۵۷/۲، تهذیب التهذیب: ۷۳/۶، عون المعبود للعظیم آبادی: ۲۰۹/۱۳؛ سؤالات الآجری لأبی داود : ۳۸۱/۱، تهذیب الکمال: ۲۸/۱۶؛تصحیفات المحدثین للعسکری: ۳۴. تاریخ مدینه دمشق: ۲۸۳/۴۶ و تهذیب الکمال: ۸/ ۱۳۷؛ تحفه الأحوذی: ۶۳/۲.)
          نتیجه کتاب سلیم بن قیس کاملا معتبر است و استناد هم اشکالی وجود ندارد

          • اینکه فرمودید کشی سلیم بن قیس را توثیق کرده درست ینست بلکه کشی فقط روایت مورد نظر را دقیقا از نسخه کتاب سلیم به روایت باان بن ابی عیاش اخذ و نقل کرده است. شیوه کشی اینست که روایات را درباره رجال مختلف نقل می کند و معمولا خودش نظر نمی دهد. گاهی دو دسته روایات متعارض را درباره یک راوی ارائه می کند. مثلا درباره مفضل بن عمر جعفی و حتی یونس بن عبدالرحمن و دیگران.
            آنچه برقی و دیگران نیز درباره سلیم بن قیس گفته اند تماما مبتنی بر مطالبی است که در مقدمه کتاب سلیم به روایت ابان بن ابی عیاش آمده است. لذا همه استدلالها برای توثیق سلیم دچار دور هستند. همه اینها به شخص ابان بن ابی عیاش بر می گردند که به تصریح شیخ طوسی “ضعیف” است.

        • برادر عزیز بحث درباره کتاب سلیم بیش از اینها کار دارد و با چند کامنت ممکن نیست. جهت اطلاع حضرتعالی بنده یک پایان نامه ۳۰۰ صفحه ای درباره کتاب سلیم نوشته ام و مطالب دیگری نیز داشتم که فرصت گنجاندنش در پایان نامه وجود نداشت.
          بنابراین فقط تلگرافی چند نکته را عرض می کنم:
          آنچه در دفاع از کتاب سلیم فرمودید تقریبا تماما مبتنی بر مغالطات و تقطیعات بلکه دروغهای جناب انصایر زنجانی است که نسخه های کتاب سلیم را قمابله ، تصحیح و تحقیق کرده اند و یک جلد مفصل در دفاع از آن نوشته اند. اگر پایان نامه بنده چاپ شود معلوم خواهد شد که آقای انصاری زنجانی که چشم بندی هایی کرده اند.

        • واقعا از شما که اهل فضل هستید عجیب است که روایتی مرسل از کتاب الاحتجاج را مبنی بر اینکه امام حسین ع صریحا به عمر تندی فرمودند نقل می کنید. اولا درباره اثبات سندیت این روایت حرف هست. ثانیا این روایت طبق انچه بنده در یکی دیگر از کامنتها عرض کرده ام مربوط به شرایط رویارویی است و عمومیت برای شرایط آتش بس ندارد.

    • این نکته هم خوب است توجه شود که اگر رویکرد ما علمی باشد ( نه احساسی) انتساب کتاب الامامه والسیاسه به ابن قتیبه معلوم نیست.

  3. در پاسخ برادر عزیزی که با نام “مدافع ولایت” نظر گذاشته بودند عرض می کنم:
    اگر مقاله بنده را با دقت مطالعه می فرمودید و شتابزدگی نمی کردید متوجه می شدید که عرض کرده ام: “اهل بیت ع توصیه به لعن با ذکر نام نکرده اند” ولی نگفته ام ” اهل بیت ع کسی را لعن نکرده اند”. این دو سخن با هم فرق دارند. دقت بفرمایید.
    بنده هم می دانم اهل بیت ع گاهی در محفل خصوصی درباره برخی افراد لعن کرده اند ولی “توصیه نکرده اند که آداب و شعایر لعن با ذکر نام را بین شیعه ترویج کنیم”
    نکته مهم دیگر را که طلبه آنلاین به درستی پاسخ دادند عدم اعتبار کتاب سلیم بن قیس(اسرار آل محمد ص) است که دستکم نسخه های کنونی آن شدیدا دستخوش تحریف و بی اعتبار است. راوی آن نیز ابان بن ابی عیاش نام دارد که شیخ طوسی او را ضعیف دانسته است. دفاعیات جناب انصاری زنجانی از این کتاب نیز احیانا شامل مغالطات و نیز کتمان اقوال بزرگانی همچون شیخ مفید و دیگران است.

    نکته مهم سوم: اگر ثابت شود که حضرت زهرا س در شرایط رویارویی بین حزب خلافت و اهل بیت علیهم السلام به خلفا لعن فرموده باشند اختصاص به شرایط رویارویی دارد ولی بعدها که امیرالمومنین ع به هر دلیلی با دستگاه خلافت آتش بس کردند و حتی ظاهرا با خلیفه بیعت کردند دیگر لعن و نفرین معنا نداشت. ایشان بعد از پایان “دوره رویارویی” ، که “مرحله آتش بس” آغاز شد ، حتی در نماز جماعت خلیفه شرکت می فرمودند.
    بنابراین همواره باید میان “شرایط رویارویی” و “شرایط آتش بس” فرق قائل شد. ما موظفیم در هر دو دوره تابع باشیم. در دوره ای که امیرالمومنین ع پشت سر خلیفه نماز می خوانند هیچ شیعه ای حق نداشت صدایش را به لعن بلند کند و نمی کرد. هر سخن جایی دارد.
    شرایط رویارویی یعنی وقتی به خانه فاطمه س هجوم کردند و آتش آوردند و تهدید به إحراق کردند ، طبیعی بود که حضرت زهرا س از باب ” فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم” مهاجمان را لعن فرمایند.
    در شرایط رویارویی اگر شما مقابله به مثل کنید هیچکس شما را سرزنش نخواهد کرد ولی در شرایط آتش بس اگر نقض آتش بس کنید در افکار عمومی منفور خواهید شد و زیر سؤال خواهید رفت.
    همین الآن هم هرجا رویارویی باشد ما از خود با زبان و سلاح دفاع خواهیم کرد همانطور که الآن شیعیان از خود در مقابل وهابیت داعشی دفاع می کنند.
    چکیده عرض ما اینست که دقت و تأمل بیشتری به خرج بدهیم و مسایل را خلط نکنیم.

  4. اما در مورد معاویه علیه هاویه متاسفانه سخنان جنابعالی همانند سخنان مشمئز کنننده واعظ زاده خراسانی و امثالهم است متاسفانه در این چند سال اخیر یک جریان احمقانه ای به نام روشنفکری دینی به حوزه مقدسه نفوذ پیدا کرده که با درایت مراجع عظام و فضلای حوزه توان نفس کشیدن را نداشت و امروزه دیگر اثری از آن نظریات واپسگرایانه و کاریزماتیک امثال واعظ زاده خراسانی نیست بنده از همان ابتاد هم به مسئله وحدت خوشبین نبوده ام و هم اکنون نیز نیستم متاسفانه این نظریه وحدت انطور که قرار بود پیش نرفت وگاها به بهانه ی تقریب حرف هایی زده شد که دل دلسوختگان ولایت را به درد آورد من جمله مشروع داسنتن خلافت خلفا و تمجید از بنی امیه امروز هم که می خواهند لعن معاویه را کنار بگذاریم فردا هم لابد لعن یزید عنید پلید ممنوع خواهد شد علی ای حال درد دل ها در مودر مسئله وحدت و تبری فروان است که مجال دیگری می طلبد روایات در مورد لعن معاویه آنهم به ذکر نام زیاد است که حضرت آیت الله قزوینی(حفظه الله) در نامه ای که به واعظ زاده خراسانی نوشت تمامی آنها را به واعظ زاده خراسانی گوشزد کرد و بهتر است شما عزیزان نیز گوش دهید
    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=122

    • اساسا قرار نیست جلوی افشای معاویه گرفته شود بلکه ما خواستیم بگوییم که درباره روش نواب خاص چنین مطلبی نیز نقل شده است. این مطلب را شیخ طوسی در کتاب الغیبه نقل کرده اند پس درباره تظاهر به لعن یعنی یکطرفه به قاضی نرویم.
      اتفاقا بنده معتقدم امروز بهترین فرصت است که تمرکز بر افشای چهره معاویه به ویژه در کشورهای عربی باشد. در فضای مجازی باید کار برای بیان واقعیات مربوط به معاویه کارش ود و این موضوع به موضوع روز تبدیل گردد. اگر شما چهره حقیقی معاویه را افشا کردید رکن وهابیت را تخریب کرده اید. این کار باید با ظرافت و با شیوه های مختلف به زبان عربی و در سایتها و رسانه های عربی با قدرت پیگیری شود. اما ظرافتش اینست که به لعن و فحاشی منجر نشود هرچند معاویه مستحق لعن است اما برای اینکه استدلال های ما در میان مخاطبان با پذیرش بیشتری مواجه شود باید با ادبیات ملایم به افشای چهره معاویه بپردازیم به نحوی که خود اهل سنت پس از شنیدن استدلالهای ما خود به خود و به خود یعنی به صورت خودجوش از معاویه اعلام برائت کنند. اما اینکه صدا و سیمای رسمی بخواهد لعن معاویه کند مشمول همان حکمی است که نایب خاص (حسین بن روح ره) فرمودند.
      درباره مطالبی که شما به آقای واعظ زاده منسوب می کنید اطلاع ندارم. سایت حضرت ولیعصر عج را نیز قبول ندارم زیرا گاهی تقطیع یا تفسیر بما لا یرضی صاحبه می کنند

  5. یک خبری رو از آیت الله مکارم حفظه الله دیدیم گفتم بد نیست شما هم ببینید:یت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه برخی در حوزه برای خوشایند زنان فتاوایی خلاف می‌دهند،‌ گفت: باید زبان بدگویان را با صراحت در مسائل قطع کنیم.
    به گزارش رسا، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع تقلید، دیروز در دیدار اعضای ستاد برگزاری همایش حوزه و روشنفکری، برپایی این همایش را مهم خواند و گفت: واژه روشنفکری هم اینک در اذهان بار منفی دارد و اگر لفظ دیگری انتخاب می‌شد که این بار منفی را نداشت، بهتر بود.
    وی تاکید کرد: برخی در حوزه فتاوایی می‌دهند و اسم خودشان را روشنفکر حوزوی می‌گذارند؛ در حالی که چنین نیست. همراه مسیر آب حرکت کردن و خود را با جریان‌های افکار غربی و خواسته‌های گروهی هماهنگ‌کردن یک مسئله‌ و روشنفکری واقعی حوزوی مسئله دیگری است.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی خاطر نشان کرد: روشنفکری به این معنا نیست که ببینیم زنان چه مسئله‌ای را می‌پسندند و برای جلب توجه آنها مسائلی را بگوییم؛ هرچند اینکه با موازین سازگار نباشد، بعد اسم آن را روشنفکری حوزوی بگذاریم.
    وی افزود: این مسئله مانند پل صراطی است که از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر است و هر طرف این مسئله قرار گیریم، ضایعه است، باید روی خط مستقیم حرکت کنیم. از گذشته در حوزه روشنفکرانی همچون امام راحل، شهید مطهری، شهید بهشتی و شهید صدر وجود داشته و هم‌اینک نیز برخی روشنفکران در حوزه وجود دارند.
    این مفسر برجسته قرآن کریم اظهار داشت: باید الگوهایی از روشنفکران را شناسایی و آنها را معرفی کنیم که نتوانند آنها را زیر سوال ببرند و هم در مقابل انحراف‌هایی نشان دهیم که آنها از نظر اسلام و فقه، مسائلی قابل قبول نیست؛ آن وقت به نتیجه مطلوب می‌رسیم و اگر نه حوزه را متهم می‌کنند که در مسیر لیبرالیسم و دانشگاه‌های غرب‌زده قرار گرفته و باید به‌گونه‌ای حرکت کنیم که نتیجه مثبتی داشته باشد و بهانه به دست افراد داده نشود و زبان بدگویان را با صراحت در مسائل بتوانیم قطع کنیم

  6. مستند ما برای تضعیف کتاب سلیم اساسا ابن غضائری نیست که همه کاسه کوزه ها بر سر او شکسته شود. مستند ما هم تضعیف ابان بن ابی عیاش توسط شیخ طوسی است. هم تضعیف صریح شیخ مفید درباره محتوای کتاب سلیم است. هم تفاوت فاحش میان نسخه هیا موجود کتاب سلیم است. هم تعارض این کتاب با برخی از مسلمات تاریخی است که با روایات معتبر اثبات شده اند.

  7. اساسا قرار نیست جلوی لعن معاویه گرفته شود بلکه ما خواستیم بگوییم که در روش نواب خاص چنین مطلبی نیز نقل شده است. یعنی یکطرفه به قاضی نرویم.
    اتفاقا بنده معتقدم امروز بهترین فرصت است که تمرکز بر افشای چهره معاویه در کشورهای عربی باشد. فضای مجازی باید کار روی معاویه را به موضوع روز تبدیل کند. اگر شما چهره حقیقی معاویه را افشا کردید رکن وهابیت را تخریب کرده اید. این کار باید با ظرافت و با شیوه های مختلف به زبان عربی و در سایتها و رسانه های عربی با قدرت پیگیری شود اما ظرافتش اینست که به لعن و فحاشی منجر نشود هرچند معاویه مستحق لعن است اما برای اینکه استدلال های ما در یمان مخاطبان با پذیرش بیشتری مواجه شود باید با ادبیات ملایم به افشای چهره معاویه بپردازیم به نحوی که خود اهل سنت پس از شنیدن استدلالهای ما خود به خود و به صورت خودجوش به معاویه لعن بفرستند. اما اینکه صدا وس یمای رسمی بخواهد لعن معاویه کند مشمول همان حکمی است که نایب خاص (حسین بن روح ره) فرمودند

  8. بسم الله الرحمن الرحیم
    دوستان عزیز قرار نیست ما برای حفظ وحدت اسلامی دست از اصول عقاید مون بکشیم و اینکه به ابوبکر و عمر بگیم حضرت.
    ثانیا روایت لعن امام صادق بر ۴ مرد و ۴ زن هم سندا صحیح است و هم در کتاب الکافی و هم تهذیب الاحکام آمده است و علامه مجلسی اول درباره سند این روایت مینویسد:
    و فی الصحیح، عن الحسین بن ثویر و أبی سلمه السراج قالا سمعنا أبا عبد الله علیه السلام و هو یلعن فی دبر کل مکتوبه أربعه من الرجال و أربعا من النساء، التیمی، و العدوی، و فعلان، و معاویه یسمیهم (یعنی أنه علیه السلام سماهم بأبی بکر و عمر و عثمان و أنا اتقیت فی عدم تسمیتهم) و فلانه و فلانه (یعنی عائشه و حفصه) و هند و أم الحکم أخت معاویه
    روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط – القدیمه)، ج‏۲، ص: ۳۸۰

    علامه ملا محمد باقر مجلسی هم یکجای دیگر سند این روایت را تصحیح میکند:
    مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ وَ أَبِی سَلَمَهَ السَّرَّاجِ قَالا سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یَلْعَنُ فِی دُبُرِ کُلِّ مَکْتُوبَهٍ أَرْبَعَهً مِنَ الرِّجَالِ وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ- التَّیْمِیَّ وَ الْعَدَوِیَّ وَ فُعْلَانَ وَ مُعَاوِیَهَ وَ یُسَمِّیهِمْ وَ فُلَانَهَ وَ فُلَانَهَ وَ هِنْدَ وَ أُمَّ الْحَکَمِ أُخْتَ مُعَاوِیَه
    الحدیث التاسع و الستون و المائه: صحیح.
    ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، ج‏۴، ص: ۴۸۴

    ——————
    شما گفتید این ضعیف است ولی سند صحیح بود ، دوستان عزیزم دلیلی نیست که برای تقیه بیایم احادیث را تضغیف کنیم بلکه بزرگان ما همیشه به فرهنگ برائت تشویق کرده اند و توضیح داده اند این احادیث را
    ——————
    درباره اون تیکه از زیارت عاشوراء نیز به این لینک زیر مراجعه کنید ، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر (عج) با مدیریت آیت الله قزوینی حفظه الله نماینده آیت الله العظمى مکارم شیرازی حفظه الله توضیح مفصل داده اند این مطلب را:
    http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6286
    —————–
    خواهشا برای حفظ وحدت اینطوری احادیث معصومان علیهم السلام را زمین نزنید و حفظ وحدت امروزه هم خیلی مهم است ولی قطعا این روش شما اشتباه است لطفا از مراجع هم سؤال کنید که آیا گفتن حضرت به خلفاء غاصب جایز است یا خیر؟ آیا خود رهبری از این مسئله رضایت دارند یا خیر؟
    اگر دلیلی جزء تقیه برای لفظ حضرت به خلفاء دارید لطفا از روایات بیان کنید.
    —————-
    به امید هدایت بدون تعصب ، یا علی (ع)…

  9. به ابجد لعن ۱۵۰ +۵۴۱ فتنه ها =۶۹۱ یا تبهکاران ۶۹۱ بمنافق نا اهل نفاق اهل دین ۶۹۱ یا تبهکاران ۶۹۱لعنت بر ۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر= ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ اهله شر۵۴۱ قاتلی۵۴۱ مرگ کافر۵۴۱ مقصر ۴۳۰+۲۳۱ ابوبکر = ۶۶۱ عثمان ۶۶۱+۳۱۰ عمر = ۹۷۱ ظالم به دست می می آید یا علی ۱۲۱ یعنی ۱۲۱ لعن بر عمر۶۶۲-۱۲۱ = ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر= ۵۴۱ عمر ابوبکر رکب وبا ابوبکر رک ب و با
    به ابجد سبب اختلاف اهل دین ۱۲۷۶-۱۲۰۲ سه خلیفه = ۷۴ ابجد صغیر ابوبکر عمر عثمان ۷۴ میباشد دین اسلام را ۷۴ فرقه نمودند به ابجد مردان شیطان۶۱۵ -۵۴۱عمر ابوبکر=۷۴عمر۲۲+۲۷ ابوبکر+۲۵عثمان=۷۴ والشجرتها الملعونه ۷۴ اینم آیه قرآن به ابجد ابوبکر عمر عثمان۷۴ ان من المجرمین منتقمون ۷۴ قرآن می فرماید ما مجرمان را سخت انتقام خواهیم گرفتان من المجرمین منتقمون ۷۴ والشجرتها الملعونه ۷۴ حج نرفته ها اصلا” ناراحت نباشند گناه آنان به گردن آل سعود ۱۷۱ میباشد۱۷۱ آل سعود۱۷۱قوم یهود ۱۷۱+۳۷۰ شیطان= ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ عمر ابوبکر عثمان ۷۴ به درک اسفل سافلین ۷۴ ان من المجرمین منتقمون ۷۴ والشجرتها الملعونه ۷۴ ابجد ابوبکر عمر عثمان ۷۴ میباشدکه دین اسلام را ۷۴ فرقه نموده اند به ابجد سفیان ۲۰۱-۳۷۲ اسرائیل=۱۷۱ آل سعود۱۷۱قوم یهود۱۷۱ آمریکا ۲۷۲+ ۳۸ دجال = ۳۱۰ گمراه دین ۳۱۰جهل عرب ۳۱۰عمر ۳۱۰ اباجهل در دین ۳۱۰ منکر ۳۱۰ گمراه دین ۳۱۰ سفیان ۲۰۱ +۱۷۱ آل سعود = ۳۷۲ اسرائیل ۳۷۲بشیطان ۳۷۲ اسرائیل ۳۷۲به ابجد علم ریاضی قرآن علم ابجد ۳۷۵ دائش ۳۷۵ اسرائیل ۳۷۲+۳ شیطان پلید =۳۷۵ یعنی یعجوج معجوج ۲۰۴+۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱ آلسعود ۱۷۱ به درک اسفل سافلین ۲۰۴یعجوج معجوج ۲۰۴+۱۷۱ آل سعود قوم یهود= ۳۷۵ دائش۳۷۵دائش۳۷۵
    ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت۲۳۱راه دزدی۲۳۱ براه کج۲۳۱ ابوبکر رکب وبا ۲۳۱ ابوبکر ۲۳۱به درک۲۳۱ اسفل سافلین۲۳۱یهودی دین اسلام ۲۳۱ ابوبکر رکب وبا۲۳۱بادین ناحقه۲۳۱نابحق دینها۲۳۱محکومان بدین۲۳۱یااهل مفسد ۲۳۱اهل نامرد۲۳۱احمق ملحد۲۳۱نابحق دینها۲۳۱ احمق ملحد۲۳۱ دورویه۲۳۱ ادیانی جعلی باطل۲۳۱یهودی دین اسلام۲۳۱ ابوبکر۲۳۱نفاق ۲۳۱ عصیان ۲۳۱ به درک۲۳۱ ابوبکر۲۳۱به درک۲۳۱ اسفل سافلین ۲۳۱ اسفل ۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱ آل سعود ۱۷۱ به درک اسفل۱۷۱ سافلین ۲۳۱ ابوبکر ۲۳۱ سافلین ۲۳۱ نفاق ۲۳۱ عصیان۲۳۱یهودی دین اسلام دزدا فدک نگو نه۲۳۱ به درک اسفل سافلین یعنی جایگاه بدترین قوم یهود آل سعود نزد ارباب شیطان صفتشان ابوبکر ۲۳۱ به درک ۲۳۱ اسفل۱۷۱ سافلین در قعر دوزخ نزد ارباب شیطان صفتشان آل سعود قوم یهود۲۳۱ سافلین ۲۳۱ابوبکر ۲۳۱ نفاق ۲۳۱ عصیان ۲۳۱ دزدا فدک نگو نه ۲۳۱ قفان ۲۳۱ قفان در قول عمر: انی استعمل الرجل فاجر ۲۳۱یهودی دین اسلام۲۳۱خائنان ۷۷۲-۵۴۱ عمر و ابوبکر=۲۳۱ ابوبکر۲۳۱ یهودی دین اسلام ۲۳۱احمق ملحد ۲۳۱ نابحق دین ها ۲۳۱ اهل بی مغز بدین ۲۳۱ابوبکر ۲۳۱با قاصبه دین الله ۲۳۱ لانه جاسوسیه۲۳۱ قاصب ابله ۲۳۱ محکومان بدین۲۳۱ا دیانی جعلی باطل ۲۳۱ دو رویه ۲۳۱ یا ابوسفیانی ۲۳۱ نفاق۲۳۱۲۳۱یا اهل مفسد ۲۳۱ یهودی دین اسلام۲۳۱ اهل نامرد ۲۳۱ احمق ملحد۲۳۱ محکومان بدین۲۳۱ نابحق دین ها ۲۳۱ امام صادق فرمود قبر ابوبکر و عمر در قبرستان یهودی ها میباشد ماموران نقاله آنها را به قبرستان یهودی ها انتقال منتقل نمودند قبر این دو خلیفه قاصب خالی میباشد کاری ندارد بشکافید و ببینید که این دو خلیفه باطل تر از آنند که شما فکرش را میکنید تازه عمر از مقعد شهید نشده از مقعد به درک واصل شده است حضرت ابولولو کان عمر از هم درید به ابجد عمر۳۱۰ گمراه دین۳۱۰جهل عرب۳۱۰ اباجهل در دین ۳۱۰حرامیان ۳۱۰ جاهل منافق۳۱۰ ابله منافقا ۳۱۰عمر۳۱۰جهل عرب ۳۱۰اباجهل در دین ۳۱۰ معرفی اولین ظالم و مقصر به ابجد قرآنی مقصر ۴۳۰+۵۴۱ عمر ابوبکر =۹۷۱ ظالم به دست میآیدظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر = ۵۴۱ عمر ابوبکر ظالم۹۷۱- ۶۶۱ عثمان =۳۱۰ عمر عثمان ۶۶۱-۲۳۱ ابوبکر =۴۳۰ مقصر به دست میآید مقصر۴۳۰+۲۳۱ ابوبکر = ۶۶۱ عثمان۶۶۱ عثمان ۶۶۱- ۴۳۰ مقصر= ۲۳۱ ابوبکر به دست میآید ابجد ابوبکر و عمر ۵۴۱ – ۲۳۱ ابوبکر = ۳۱۰ عمر و ابجد سه خلیفه ۱۲۰۲ – ۶۶۱ عثمان= ۵۴۱ ابوبکر و عمر ۵۴۱ +۴۳۰ مقصر= ۹۷۱ ظالم به دست میآید عثمان ۶۶۱ + ۳۱۰ عمر ۹۷۱ ظالم بدست میآیدابوبکر ۲۳۱- ۱۲۰۲ ابجد ابوبکر عمر و عثمان = ۹۷۱ ظالم به دست می آید ظالمه ۹۷۶ – ۳۱۰ عمر =۶۶۶ علامت شیطان پرستان ظالم ۹۷۱-۳۱۰ عمر =۶۶۱ عثمان – ۲۳۱ ابوبکر =۴۳۰ مقصر اصلی دین ابوبکر عمر و عثمان میباشند عثمان ۶۶۱-۲۳۱ ابوبکر =۴۳۰ مقصر به دست میآید عثمان ۶۶۱-۴۳۰= ۲۳۱ ابوبکر به دست میآید مفسدیه ۱۹۹ به ابجد۱۹۹ مفسدیه + ابوبکر ۲۳۱= ۴۳۰ مقصر۴۳۰ -۹۷۱ ظالم =۵۴۱ ابوبکر و عمر ظالم ۹۷۱- ۲۳۱ ابوبکر =۷۴۰ مقصر عمر ۴۳۰ مقصر۴۳۰ +عمر ۳۱۰= ۷۴۰- عمر ۳۱۰= ۴۳۰ مقصرو مقصر عمر به ابجد میشه مقصرعمر ۷۴۰ مقصر عمر اهرمن به ابجد ۲۹۶+۳۶۵ روز سال = ۶۶۱ عثمان میباشد اهرمن= مقصر۴۳۰مقصر +۳۱۰ عمر= مقصر عمر ۷۴۰ مقصر عمر ۷۴۰+۲۳۱ ابوبکر =۹۷۱ ظالم به دست میآید ۹۷۱ ظالم – ۷۴۰ مقصر عمر = ۲۳۱ ابوبکر ظالم و مقصر دین میباشد و ۶۶۱عثمان + عمر ۳۱۰=۹۷۱ظالم + ۲۳۱ ابوبکر =۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه ۱۲۰۲-۹۷۱ظالم ظالم=۲۳۱ ابوبکر بدست می آید ۲۳۱ ابوبکر +عمر ۳۱۰ = ۵۴۱ عمر و ابوبکر +۴۳۰ مقصر =۹۷۱ ظالم به دست میآید چه ربطی داره به شقیقه ظالم به ابجد قرآنی ۹۷۱منهای مقصر ۴۳۰= ۵۴۱ ابجد ابوبکر و عمردر میآید کلمه مقصر ۴۳۰ + عمر ۳۱۰ + ابوبکر ۲۳۱=۹۷۱ ظالم +۲۳۱ = ۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه ابومکر عمر عثمان ۱۲۰۲به دست میآید‌۴۳۰مقصر ۴۳۰+ ابجد ابوبکر و عمر ۵۴۱ =۹۷۱ ظالم میشود مقصر۴۳۰+ ۲۳۱ابوبکر =عثمان ۶۶۱ + ۳۱۰ عمر= ۹۷۱ظالم به ابجد قرآنی ظالم ۹۷۱+۲۳۱ ابوبکر = ۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه ابومکر عمر عثمان ۱۲۰۲به دست میآید‌ مقصر ۴۳۰+۲۳۱ ابجد ابوبکر= ۶۶۱ عثمان ابوبکر وعمر ۵۴۱ +۴۳۰ =۹۷۱ ظالم میشود مقصر۴۳۰+ ۲۳۱ابوبکر =عثمان ۶۶۱ + ۳۱۰ عمر= ۹۷۱ظالم و بر عکس مثل نام ابوبکر رکب وبا هست اگر کلمه ظالم ۹۷۱- مقصر ۴۳۰کنی=۵۴۱جمع ابجد ابوبکروعمر۵۴۱+۴۳۰ مقصر=۹۷۱ ظالم به دست میآیدمقصر۴۳۰+۲۳۱ ابوبکر=۶۶۱عثمان
    { شیطان ۳۷۰ قعر ۳۷۰ سقری ۳۷۰شیطان۳۷۰ شیطان۳۷۰ + ۱۷۱ آل سعود قوم یهود = ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ اهله شر۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱مرگ کافر ۵۴۱کلمه کفر عالمه ۵۴۱ عمرابوبکر دو سال خلافت نکرده از دنیا رفت تمام ناحقها دو سال نشده می میرند و سرنگون می شوند قاتلان امام حسین دو سال نشده مختار همه را به درک فرستاد اهل دین شیطان صفتان منافقی ۱۷۴۳- ۱۲۰۲ سه خلیفه=۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیرند به ابجد فتنه ها ۵۴۱ دشمنه اسلامی۵۴۱ مرگ کافر ۵۴۱ ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک اسفل سافلین شیطان ۳۷۰+۳۷۰= ۷۴۰ مقصر عمر۷۴۰-۴۳۰ مقصر = ۳۱۰ عمر۳۱۰ گمراه دین۳۱۰ جهل عرب ۳۱۰ اباجهل در دین ۳۱۰ حرامیان ۳۱۰ منکر۳۱۰ فاسق دینه۳۱۰ عمر۳۱۰نمرودی۳۱۰ به ابجد خیانتکاران اهل دین۱۴۳۳-۱۲۰۲ سه خلیفه = ۳۱۰عمر
    جنایت کارترین انسانه ۱۵۱۲-۱۲۰۲ سه خلیفه = ۳۱۰ عمربه ابجد صغیر شیطان۲۲مقصر۲۲دشمن اسلام۲۲ شیطان۲۲عمر۲۲مقصر۲۲ ابابکر۲۲ بدبختی۲۲گنده لات ۲۲شرور۲۲نابکار ۲۲قلدر ۲۲مجرمان ۲۲ منافقان۲۲ درآتشه۲۲دوزخه۲۲خدعه۲۲نیرنگ۲۲تنفر۲۲انزجار۲۲ شیطان۲۲مقصر۲۲ عمر ۲۲ ابابکر۲۲به ابجدسبب اختلاف اهل دین۱۲۷۶-۱۲۰۲سه خلیفه=۷۴عمر ابوبکرعثمان ۷۴شیطان خسردنیا والاخره۷۴عمرخسردنیا والآخره۷۴ کافر منافق بدین اسلام۷۴کافر کذاب دین الله۷۴دشمن اصلی به دین الله۷۴قاتل حضرت زهراء۷۴کافرمجرم بدین اسلام۷۴ والشجرتها الملعونه۷۴ عمر ابوبکر عثمان ۷۴دشمنان واقعی بدین اسلام۷۴ آلوده ترین مذهب اسلام ۷۴تخریب کنندگان واقعی ۷۴مذهب پوچ واقعی شیطان۷۴مذهب باطل جعلی اسلام۷۴کافر کذاب دین الله ۷۴ مذهب دروغین کافر۷۴قاصب اصلی دین اسلامی ۷۴خلافکارقاصب بدین اسلام ۷۴بدترین دشمن دین ها اسلام۷۴کافران دشمن اصلی دین۷۴کافرمجرم بدین اسلام۷۴ کافرمقصر پیمان شکن ۷۴دشمن اصلی بدین الله۷۴ بانمایندگان واقعی دجال۷۴شجره ملعونه کافر۷۴خطرناکترین دشمن اسلام ۷۴ شجره خبیثه ملعونه۷۴ان من المجرمین منتقمون ۷۴ قرآن میفرماید ما مجرمین را سخت عقوبت خواهیم کرد ۷۴ ان من المجرمین منتقمون ۷۴سه خلیفه ناحق کافر۷۴ با عهد شکن های دینی ۷۴ خائنین منافق بدین اسلام ۷۴ نامرده ناحق قاصب دین ها ۷۴ خطرناکترین دشمن اسلام ۷۴ والشجرتها الملعونه ۷۴خائنین پلید عهد شکن ۷۴ منافقان ناکسین مارقین ۷۴ با عهد شکنهای دین ۷۴ دشمنان اصلی دین اسلامی ۷۴ نامرده ناحق قاصب دین ها ۷۴ به کافر ملحد خبیث ۷۴بدبخت ترین منافقان دین ۷۴ابجد صغیر۷۴ ابوبکر عمر عثمان ۷۴ قاتل حضرت زهرا ۷۴ والشجرتها الملعونه۷۴عمر ابوبکر عثمان ۷۴ کافرشجره ملعونه ۷۴ دشمن حضرت علی ۷۴میباشد این سه خلیفه قاصب دین اسلام را ۷۴ فرقه نمودند ابوبکر رکب وبا دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت به درک ۲۳۱ نفاق۲۳۱ عصیان ۲۳۱ به درک۲۳۱ اسفل ۱۷۱ آل سعود ۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱ سافلین ۲۳۱ جایگاه دوزخیان ۲۳۱ به درک اسفل سافلین نزد ارباب شیطان۳۷۰ +۱۷۱آل سعود قوم یهود = ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ دشمنه اسلامی۵۴۱ بعد از وفات پیامبر در محل تجمع منافقان یهود سقیفه بنی صاعده توسط یهوردیان گمراه دین قصب خلافت نمودند به ابجد ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر = ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ مقصر ۴۳۰ مقصر ۴۳۰+۲۳۱ ابوبکر = ۶۶۱ عثمان ۶۶۱ +۳۱۰ عمر = ۹۷۱ ظالم به دست می آید ۹۷۱ ظالم ۹۷۱ +۲۳۱ ابوبکر=۱۲۰۲ ابجد سه خلیفه ۱۲۰۲ ان من المجرمین منتقمون ۱۲۰۲ قرآن می فرماید ما مجرمین را سخت عقوبت خواهیم کرد
    عمر ابوبکر ۴۹شجره ملعونه۴۹فلسفه شیطان۴۹قوم یهود بودند سامری قوم محمد عمر گاو بوود لعنتی بی پدر این نام عمر چیست که عرعر میکند اهل وهابی همه خر می کند عرعر خر هم بوود لعن عمر
    امام علی -علیه السلام- فرمود:
    اگر دو رودخانه مواج از طلا و نقره داشته باشم هیچ چیز به کعبه اهدا نخواهم کرد، زیرا به پرده داران «ناشایست » می رسد نه به مساکین و مستمندان.
    بحارالانوار ج ۹۶ ۶۷ به ۵کلمه جانشین پیامبرت را ثابت کن علی ۱۱۰امام جانشین اصلی محمد ابن عبدالله۱۱۰ علی ۱۱۰ دین الهی۱۱۰ولی دین۱۱۰ امام جانشین محمد علی ابن ابی طالب۱۱۰
    ابوبکر دوسال بیشتر ختلافت نکرد و از دنیا رفت ۲۳۱ به درک ۲۳۱ اسفل سافلین ۲۳۱ ابوبکر ۲۳۱ نفاق۲۳۱ عصیان ۲۳۱ یهودی دین اسلام ۲۳۱ابوبکر۲۳۱ یا پلید قوم یهوده ۲۳۱ احمق ملحد ۲۳۱ اهل دین کافران کوردل۷۱۲ -۵۴۱عمر ابوبکر فتنه ها = ۱۷۱ آل سعود۱۷۱ بیدادگران دینها۳۴۲-۱۷۱=۱۷۱ آل سعود ۱۷۱نااهلی دینی ۱۷۱یاننگین۱۷۱یا نادان پلید۱۷۱ بانااهل به دینی۱۷۱ با آل نادان یزید۱۷۱با آله معاویه ۱۷۱ آل سعود۱۷۱نااهلی دینی۱۷۱با اهل معاویه ۱۷۱قوم یهود۱۷۱اهل عذاب جهیم۱۷۱ اهل اعذاب ها الهی۱۷۱کافران کوردل ۶۱۲-۵۴۱ عمرابوبکر=۱۷۱ آل سعود ۱۷۱ صدام یزیده ۱۷۱ با اهل معاویه ۱۷۱ آل سعود ۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱+۳۷۰ شیطان =۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ اهله شر۵۴۱ نفاق نامردیه ۵۴۱ دشمنه اسلامی ۵۴۱ عمر ابوبکر ۷۴ فرقه گمراه دین اسلام کسانی که { اهل دین کج مذهب دین اسلام ۳۷۰ شیطان ۳۷۰ قعر ۳۷۰ سقری ۳۷۰ شیطان۳۷۰ + ۱۷۱ آل سعود قوم یهود = ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ اهله شر۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱مرگ کافر ۵۴۱کلمه کفر عالمه ۵۴۱ ظالم ۹۷۱-۴۳۰مقصر=۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا میخیزند به ابجد فتنه ها ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱ به ابجدکج مذهب۷۴عمرابوبکر عثمان۷۴ ان من المجرمین منتقمون۷۴قرآن می فرماید ما مجرمین را سخت عقوبت خواهیم کرد والشجرتها الملعونه ۷۴ قاتل حضرت زهراء ۷۴ کج مذهب ۷۴ نام خلفای خود را به ابجد حساب کنید اگر ۷۴عمرابوبکر عثمان۷۴فلسفه شیطان کافر۷۴ عمر ابوبکر عثمان۷۴کافرکذاب دین الله۷۴فلسفه دشمن کافراسلام ۷۴ بود بدبخت عالم هستید توبه کرده و شیعه شوید اهل دین کافران کوردل۷۱۲ -۵۴۱عمر ابوبکر فتنه ها=۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱ آل سعود۱۷۱ بیدادگران دینها۳۴۲ -۱۷۱=۱۷۱ آل سعود ۱۷۱نااهلی دینی ۱۷۱ یاننگین۱۷۱یا نادان پلید۱۷۱ بانااهل به دینی۱۷۱ با آل نادان یزید۱۷۱با آله معاویه ۱۷۱ آل سعود۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱نااهلی دینی۱۷۱با اهل معاویه ۱۷۱اهل عذاب جهیم۱۷۱ اهل اعذاب ها الهی۱۷۱کافران کوردل ۶۱۲-۵۴۱ عمر ابوبکر=۱۷۱ آل سعود ۱۷۱ صدام یزیده۱۷۱ با اهل معاویه۱۷۱ قوم یهود۱۷۱ آلسعود۱۷۱ قوم یهود ۱۷۱ اسفل ۱۷۱ سافلین ۲۳۱ مقام یهودیانی که به دروغ اسلام آوردند خائنان ۷۷۲ اسفل سافلین شیطان ۷۷۲ فریب کاران بدین اسلامی۷۷۲ خائنان ۷۷۲ -۵۴۱ عمر ابوبکر= ۲۳۱ ابوبکر ۲۳۱ سافلین ۲۳۱ بدترین مقام دوزخ میباشد با اهل معاویه۱۷۱ قوم یهود۱۷۱ خبیس اهل دین۷۷۲ منافق احمق کوردل ملحدی ۷۷۲ خط پلید دین ها ۷۷۲ خائنان ۷۷۲ اشراردین ها۷۷۲ -۵۴۱= ۲۳۱ ابوبکر خائنان ۷۷۲-۵۴۱ عمر ابوبکر= ۲۳۱ ابوبکر آشوبگران دینهای اسلام۷۷۲ خیانت کاران اهل دین۱۴۳۳-۱۲۰۲ سه خلیفه = ۲۳۱ ابوبکر ۲۳۱ نفاق۲۳۱ یهودی دین اسلام ۲۳۱ عصیان ۲۳۱ احمق ملحد ۲۳۱ پیامبر فرمود متکبران به اندازه یک مورچه با سر انسان خلق می شوند تکبر انسان را کوچک میکندبه ابجد شیطان عمر ابابکر۲۲ ابجدتکبر۲۲ کوچک۲۲شیطان۲۲عمر۲۲ابابکر۲۲عمر۲۲گنده لات۲۲شرور ۲۲نابکار۲۲قلدر۲۲رهزن۲۲دشمن اسلام۲۲تباهی۲۲آلوده۲۲لعنت۲۲اهل دشمن۲۲ بدبختی۲۲راهزن۲۲بدیها۲۲نامردان۲۲بنامردا ۲۲دینها۲۲نابکار۲۲لعنت۲۲ناخلفه۲۲نابحقه۲۲بناحقه۲۲ عمر۲۲لعنت۲۲ملحد۲۲هذیان۲۲ مقصر۲۲ ابابکر۲۲ انزجار۲۲تنفر۲۲تکبر۲۲ کوچک۲۲شیطان۲۲احمقه ۲۲نابکار۲۲دینها۲۲دشمن اسلام۲۲باخدعه۲۲نیرنگ ۲۲عمر۲۲ابابکر۲۲تکبر۲۲تنفر ۲۲انزجار۲۲بدشمن نادان۲۲لامذهب۲۲حسدی۲۲کوچک۲۲عمر۲۲تکبر ۲۲ابابکر۲۲دشمن اسلام۲۲تباهی۲۲بدبختی۲۲ سست ایمان۲۲ ملحد ۲۲لعنت۲۲نیرنگ۲۲دروغ۲۲ کلک۲۲کید۲۲مکارا۲۲روباه ۲۲نابحق۲۲دینها۲۲ خیانته۲۲بظلمت ۲۲آدمکشه۲۲بدبختی۲۲سرکشها ۲۲ کسکشها۲۲ بنامرد۲۲دینها۲۲ بکذابه۲۲ دینها۲۲ باخدعه۲۲نیرنگ ۲۲آدم کشه۲۲دشمن اسلام۲۲ منافقان ۲۲مجرمان۲۲سست ایمان ۲۲بدشمن نادان ۲۲احمقه۲۲لامذهب۲۲نکبتها۲۲دشمن اسلام ۲۲عمر ۲۲ ابابکر۲۲عمر۲۲شیطان۲۲لامذهب۲۲بدبختی ۲۲مقصر۲۲ملحد۲۲ لعنت۲۲حراما ۲۲مکارا۲۲نابحق ۲۲بناحق ۲۲راهزن۲۲بدزده دینها۲۲مقصر۲۲عمر۲۲ شیطان۲۲ ابابکر۲۲دشمن اسلام۲۲دشمن حق ۲۲اهل دشمن ۲۲انجمن دشمن۲۲اخلاق دشمن۲۲ دشمن اسلام ۲۲شیطان ۲۲مقصر۲۲ عمر۲۲ ابابکر ۲۲تکبر۲۲بدبختی ۲۲دروغ۲۲کلک۲۲کید۲۲بمکر ۲۲مکارا۲۲روباه۲۲ کید۲۲دروغ۲۲نابکار۲۲قلدر۲۲ شرور۲۲مکارا۲۲روباه ۲۲نابکار۲۲دینها۲۲لعنت ۲۲ملحد۲۲بدیها ۲۲به ابجدفسادتباهی۵۶۳-۵۴۱ عمرابوبکر=۲۲ عمر۲۲ابابکر۲۲شیطان ۲۲بدبختی ۲۲بدیها۲۲عمر ۲۲ابابکر۲۲گنده لات۲۲شرور ۲۲نابکار ۲۲عم۲۲آنکه از جنگها می کرد فرارشیطان ۲۲عمر ۲۲ابابکر ۲۲ مقصر۲۲دشمن اسلام۲۲ مجرمان ۲۲ منافقان۲۲ شیطان۲۲ با ابلیس۲۲ خر دجال۲۲ شمری۲۲ سم ری ۲۲سامری قوم محمد عمر قاصب دین بی پدر ابجد شیطان صفت۲۲به ابجدفساد تباهی۵۶۳-۵۴۱ فتنه ها=۲۲ اندیشه تکفیر ۱۱۸۰-۱۲۰۲ سه خلیفه=۲۲شیطان ۲۲مقصر۲۲دشمن اسلام۲۲ عمر۲۲گنده لات۲۲نابکار ۲۲شرور۲۲دینها۲۲عمر ۲۲نابکار۲۲شرور۲۲دینها ۲۲نابکار۲۲عمر۲۲لعنت ۲۲لامذهب۲۲با وحشت۲۲ ارعاب۲۲پررو ۲۲تهدید۲۲ارعاب۲۲شرور۲۲نابکار۲۲ دینها ۲۲سرکشها۲۲انسان سرکش ۲۲خائن هست ۲۲گنده لات۲۲درآتشه ۲۲دوزخه۲۲شرور۲۲نابکار ۲۲عمر۲۲با قاصبها۲۲ابابکر۲۲سرکشها۲۲ارعاب۲۲ تهدید۲۲عمر ۲۲گنده لات نابکار۲۲از جنگ میکرد فرارمیکردبا ۲۲دشمن اسلام ۲۲عمر۲۲مقصر ۲۲ابابکر۲۲دوسال خلافت نکرده ازدنیا رفت در جهان هم اکنون قاصبان خلافت به هر قیمتی در راس کارندو جان مردم برایشان هیچ اهمیتی نداردخود در ماشینهای ضدگلوله نشسته و بفکر امثال من و شما نیستندهمه چیزرا قصب کرده اندوفقط برای خود می خواهند ۲۲جاطلبا۲۲سست ایمان ۲۲لامذهب۲۲مرگی ۲۲باخاری۲۲مردند۲۲تمام ناحقها دوسال خلافت نکرده از دنیا می روند قاتلان امام حسین دوسال نشده توسط مختارعلیه سلام همگی به درک واصل شدنداین ایه قرآن ابجدعمر۲۲ابوبکر۲۷+۲۵ عثمان=۷۴ فرقه شدن دین اسلام توسط این سه قاصب پلیدابجد این آیه قرآن هم ۷۴میباشد۷۴ سوره سجده آیه ۲۲ ان من المجرمین منتقمون قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کردابجد این آیه قرآن ابجد ابوبکر عمر عثمان ۷۴ میباشد ان من المجرمین منتقمون۷۴ عمر ابوبکر عثمان ۷۴ والشجرتها الملعونه ۷۴شجره خبیث دین اسلامی ۷۴ عمر ابوبکر عثمان ۷۴بدین نامرد بخبیث نا اهل ۷۴ شجره خبیث دین اسلامی ۷۴عمر ابوبکر عثمان ۷۴ به درک اسفله سافلینه ۷۴ابجدشان ۷۴ میباشدخداوند برای امتحان امت اسلام دست پیامبر و علی را با گرفتن عهد از ایشان بست و ناکسان خبیث دین بر اسب سرکش خلافت سوار و بسوی جهنم رهسپار شدند ابوبکر دوسال خلافت نکرده آرزوی خلافت را به گور برد تمام ناحق ها دوسال نشده سر نگون میشوند قاتلان امام حسین دوسال نشده مختار همه را به درک فرستاد ان من المجرمین منتقمون قرآن میفرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کردابجداین آیه قرآن ابجد ابوبکر عمر عثمان ۷۴ میباشد ان من المجرمین منتقمون۷۴عمر ابوبکر عثمان ۷۴والشجرتها الملعونه ۷۴شجره خبیث دین اسلامی ۷۴ بدین نامرد بخبیث نا اهل ۷۴ شجره خبیث دین اسلامی ۷۴عمر ابوبکر عثمان ۷۴ ابجدشان ۷۴ مقصرا اصلی دین اسلام ۷۴خلفای ظالم دین اسلامی ۷۴میباشد۷۴ با کفار و فجار دین ۷۴ به کافر ملحد حبیث۷۴ با کافر ملحد منافق ۷۴خلفای ظالم دین اسلامی۷۴وهابی پلید کافر است ۷۴ خلفای ظالم دین اسلامی ۷۴ با وصله ناجور دین اسلام ۷۴منافق دین اسلام ۴۶۷-۵۴۱=۷۴ عمرابوبکر عثمان۷۴دزدان نامرده دینه اسلام ۴۶۷-۵۴۱= ۷۴ به ابجد صغیر ۴۹ جماعت سقیفه ۴۹ مکر حیله ۴۹ عمر ابوبکر ۴۹جهالت بدین اسلام۴۹ مجرمین بدین ۴۹ شجره ملعونه ۴۹ مکر آدم پلید ۴۹ عذابی الهی ۴۹ مشگل مذهب قومی ۴۹ مذهب منافقان اسلام ۴۹ عمر ابوبکر ۴۹ با کفر و شرکزامبی داعشی ۴۹ یا جلاد وحشی۴۹ به چنگیز خان مغول۴۹مکر حیله دائشی ها گفتارشان هم مثل قلبهایشان سیاه ست یک هنرمند کور نمی تواند نقاش و خطاط خوبی باشد طبق فرموده پیامبر به چهره های زیبا بنگیرد تا فرزندان زیبا داشته باشید به مناظره زیبا بنگرید و عظمت خداوند را درک کنید دائشی ها همه چیز را سیاه می بینند انسانهای خبیث و مظلوم کش روز قیامت بخاطر گمراهی و نداشتن ۵۳ ولایت علی ۵۳ احمد ۵۳ فاطمه علی ۵۳ جان روح کعبه۵۳ سلامتی دین اسلام ۵۳ مراتب دین الله۵۳ کلمه حق الله ۵۳ را خوب درک نکرده و جانشین بحق رسول خاتم راباقاصبان دین اسلام اشتباهی درک نمودندو هم دردنیا و هم در آخرت یا روسیاه اهل عالم۴۹مکرحیله۴۹رو سیاه دین عالم۴۹شجره ملعونه۴۹جماعت سقیفه ۴۹ نابود گر دینی۴۹ ابن ملجم مرادی۴۹ مکر حیله۴۹عمر ابوبکر ۴۹جهالت بدین اسلام۴۹مجرمین بدین۴۹ زامبی داعشی ۴۹ یا جلاد وحشی۴۹ به چنگیز خان مغول ۴۹شجره ملعونه۴۹مکر آدم پلید ۴۹ عذابی الهی۴۹مشگل مذهب قومی۴۹مذهب منافقان اسلام ۴۹عمر ابوبکر۴۹ با کفر و شرک۴۹مکرحیله۴۹ مذهب منافقان اسلام۴۹دجال بدین اسلامه۴۹عمرو ابوبکر۴۹حزب شیطانی۴۹مذهب منافقان اسلام۴۹بدترین گروه۴۹ فضای آلوده ۴۹یاگروه ها فاسد۴۹یاگروه ها فاسق ۴۹دجال بدین اسلامه۴۹پلید ترینه ۴۹عذابی الهی۴۹ظالما حاکم دین۴۹ مجرمین بدین ۴۹ کرگدن حقه باز۴۹ با خر چران چپلپاسه خور ۴۹مکر آدم پلید ۴۹ عذابی الهی ۴۹ مشگل مذهب قومی ۴۹ مذهب منافقان اسلام ۴۹ عمر ابوبکر ۴۹ با کفر و شرک۴۹ مکر حیله۴۹ابوبکر دوسال خلافت نکرده از دنیا رفت ۴۹ قعر دوزخی ۴۹عمر ابوبکر۴۹ مکر حیله ۴۹ مجرمین بدین ۴۹ مذهب منافقان اسلام ۴۹ جهالت بدین اسلام ۴۹ میباشند ۴۹مذهب منافقان اسلام ۴۹دجال بدین اسلامه ۴۹عمرو ابوبکر۴۹ حزب شیطانی ۴۹مذهب منافقان اسلام ۴۹بدترین گروه۴۹ فضای آلوده ۴۹یاگروه ها فاسد ۴۹ یاگروه ها فاسق۴۹دجال بدین اسلامه۴۹ پلید ترینه ۴۹عذابی الهی ۴۹ ظالما حاکم دین ۴۹ مجرمین بدین ۴۹ کرگدن حقه باز۴۹با خر چران چپلپاسه خور ۴۹مکر آدم پلید ۴۹ عذابی الهی ۴۹ مشگل مذهب قومی ۴۹مذهب منافقان اسلام ۴۹ شجره ملعونه ۴۹عمر ابوبکر ۴۹ با کفر و شرک۴۹مذهب منافقان اسلام۴۹ مکر حیله۴۹شجره ملعونه ۴۹عمر ابوبکر۴۹ابوبکردوسال خلافت نکرده از دنیا رفت گناه قصب خلافت الله بزرگترین گناه کبیره میباشدشجره ملعونه۴۹عمر ابوبکر۴۹قصب خلافت علی نمودند۷۴ابجدسه خلیفه کفر۷۴میباشدو این سه خلیفه دین اسلام را ۷۴فرقه نمودندابوبکر۲۷+۲۲عمر+۲۵ عثمان=۷۴ ۷۴والشجرتها الملعونه ۷۴مقصرا اصلی دین اسلام ۷۴خلفای ظالم دین اسلامی ۷۴ به ابجد سفیان ۲۰۱-۳۷۲ اسرائیل = ۱۷۱ آل سعود آمریکا ۲۷۲+۳۸ دجال =۳۱۰عمر ۳۱۰ گمراه دین۳۱۰منکر۳۱۰کفری ۳۱۰جهل عرب ۳۱۰عمر ۳۱۰ سفیان ۲۰۱+۱۷۱ آل سعود = ۳۷۲ اسرائیل۳۷۲بشیطان ۳۷۲ اسرائیل ۳۷۲بدترین گروه۴۹ فضای آلوده ۴۹یاگروه ها فاسد ۴۹ یاگروه ها فاسق۴۹دجال بدین اسلامه ۴۹ و آل سعود همان سفیانی میباشند آمریکا ۲۷۲+۳۸ دجال = ۳۱۰ عمر اباجهل در دین۳۱۰گمراه دین ۳۱۰میباشد اهل دین کافران کوردل۷۱۲ -۵۴۱عمر ابوبکر فتنه ها = ۱۷۱ آل سعود۱۷۱ بیدادگران دینها۳۴۲- ۱۷۱=۱۷۱آل سعود۱۷۱ +۳۷۰شیطان= ۵۴۱ فتنه ها ۵۴۱عمر ابوبکر۵۴۱ به ابجد اختلاف دین ۱۲۷۶-۱۲۰۲ ابوبکر و عمر و عثمان = ۷۴ عمر ابوبکر عثمان۷۴والشجرتها الملعونه۷۴شجره ملعونه خبیثه ۷۴ کسانی که باعث شدند در دین اسلام اختلاف بیفتد و دین اسلام را به ۷۴ فرقه از هم متلاشی نمودند ابجدصغیر سه خلیفه ۷۴ میباشد ابوبکر۲۷+۲۲ عمر +۲۵ عثمان = ۷۴ لعنت خدا بر سه خلیفه نادان که باعث ۷۴ فرقه شدن دین اسلام شدند ۷۴ و آیه قرآن ان من المجرمین منتقمون۷۴قرآن میفرمایدما مجرمان را سخت عقوبت خواهیمکرد۷۴ان من المجرمین منتقمون۷۴ والشجرتها الملعونه۷۴شجره ملعونه خبیثه۷۴عمر ابوبکرعثمان۷۴فهمو شعور حیوان۷۴ ابوبکر۲۷+۲۲عمر ۲۵عثمان=۷۴ اشداء علی الکفار۷۴والشجرتها الملعونه ۷۴ فهمو شعور حیوان۷۴بدروغ گویان عالمی۷۴شجره ملعونه خبیثه ۷۴فرقه ابوبکر۲۷+۲۲عمر+۲۵عثمان=۷۴ امت۷۴ فرقه رااین سه خلیفه ناحق ساختند آیه قرآن هم میخواهید= ان من المجرمین منتقمون۷۴ابجد این آیه ابجد ابوبکر و عمر و عثمان۷۴خداوند می فرماید ما مجرمان را سخت عقوبت خواهیم کردبه ابجدظالم ۹۷۱- ۴۳۰ مقصر = ۵۴۱ عمرابوبکر۵۴۱ مردان گمراه۵۴۱ فاجران دین اسلامی۵۴۱مجرمین بدین اسلام۵۴۱بنامردان کافر۵۴۱دشمنه اسلامی ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱توهین دین ها ۵۴۱ بنامردان قاصب ۵۴۱ مردان گمراه ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ فاجران دین اسلامی ۵۴۱ آل سعود ۱۷۱+۳۷۰ شیطان = ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپا خیزند به ابجد فتنه ها ۵۴۱ اهله شر ۵۴۱ دشمنه اسلامی ۵۴۱ مرگ کافر ۵۴۱ آفتین ۵۴۱ عداوتین ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ فتنه ها۵۴۱ آل سعود ۱۷۱ +۳۷۰ شیطان = ۵۴۱ قاتلی ۵۴۱ دشمنه اسلامی ۵۴۱ اولین قاصب دینه ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ بنامردان قاصب ۵۴۱ انحراف دین اسلام ۵۴۱ فاجران دین اسلامی ۵۴۱ اولین قاصب دینه ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ بنامردان قاصب ۵۴۱ انحراف دین اسلام ۵۴۱ فاجران دین اسلامی ۵۴۱منافقان پلیده دین ۵۴۱ با ناکس های اهله قرآن ۵۴۱مقصرا دین الهی ۵۴۱ نامردان اصلی دین ۵۴۱بنامردان قاصب ۵۴۱ مردان گمراه۵۴۱ فاجران دین اسلامی ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ دشمنه اسلامی ۵۴۱ مردان گمراه ۵۴۱ احمقان فاسد دین اسلام ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱ مقصرا دین الهی ۵۴۱ بنامردان قاصب ۵۴۱ مردان گمراه ۵۴۱ بنامردان قاصب ۵۴۱ نامردان اصلی دین ۵۴۱ به اولین قاصبان احمق پلید ۵۴۱ نامردان اصلی دین ۵۴۱ به ابجد آفتین ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱آفتین ۵۴۱فتنه ها ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ میباشند ۵۴۱احمقان فاسد دین اسلام ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ کفار پلید دین اسلام ۵۴۱ با ناکسهای اهل قرآن ۵۴۱ مقصرا دین الهی ۵۴۱ فاسد ترین نامرد اهل دین ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱مردان گمراه ۵۴۱ بنامردان قاصب ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱ احمقان فاسد دین اسلام ۵۴۱مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ دشمنه اسلامی ۵۴۱ ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر = ۵۴۱عمر ابوبکر۵۴۱قاتلی ۵۴۱ وقتی عمر به ایران حمله کرد ۱۴۵ هزار نفر را سر برید مثل دائش عربستان تا بحال سه بار به عراق حمله نموده و تمام مردان را سر بریده و تمام اموال شیعیان و طلاء و جواهرات مرقد امامان شیعه را به غارت برده و تا بر نگرداند ما دست از سر عربستان بر نخواهیم داشت در هر جای جهان هر وهابی ببینیم خواهیم کشت به ابجد آل سعود ۱۷۱+۳۷۰ شیطان = ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ دشمنه اسلامی۵۴۱ مردان گمراه ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ فاجران دین اسلامی ۵۴۱ عمرابوبکر۵۴۱ ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر= ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ پیامبر فرمود بعد از من فتنه ها بپاخیزند به ابجد فتنه ها ۵۴۱ اهله شر۵۴۱ آفت کلی ۵۴۱ مکافات ۵۴۱ قاتلی۵۴۱ عداوتین ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱اهله شر۵۴۱مرگ کافر ۵۴۱ دشمنه اسلامی ۵۴۱ عمر ابوبکر۵۴۱ با اهل منافق نفاق ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱ مجرمین بدین اسلام ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱ یامنافقین نادان ملحدی ۵۴۱ ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر = ۵۴۱ کافرپلیددین اسلام ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ به ابجد ظالم ۹۷۱-۴۳۰ مقصر = ۵۴۱ عمر ابوبکر ۵۴۱ با اهل نفاق منافق ۵۴۱ کافر پلید دین اسلام ۵۴۱ستمگران اهل دین اسلام ۸۵۱-۵۴۱ = ۳۱۰ عمر۳۱۰منکر ۳۱۰نیرنگ۳۱۰ ابله منافقا ۳۱۰حرامیان۳۱۰ گمراه دین۳۱۰فاسق دینه ۳۱۰حرامیان۳۱۰ منکر۳۱۰ عمر۳۱۰ کفری۳۱۰جهل عرب۳۱۰ اباجهل در دین۳۱۰ نامردیه ۳۱۰کلب کلب حار۳۱۰ دلیل نفاق۳۱۰ عمر ۳۱۰ جاهل منافق۳۱۰ ابله منافقا ۳۱۰ با اهل منافق ۳۱۰ ۳۱۰جهل عرب ۳۱۰اباجهل در دین ۳۱۰ کفری۳۱۰ احمقهای فاسد ۳۱۰ منکر ۳۱۰ حرامزاده پلید ۳۱۰وهابی کودن دین اسلامی۳۱۰ قاصبان بدین ۳۱۰ رمززناه ۳۱۰ گمراه دین۳۱۰ عمر۳۱۰ منکر۳۱۰ حرامیان ۳۱۰ گمراه دین ۳۱۰ عمر۳۱۰ جهل عرب۳۱۰ اباجهل در دین ۳۱۰ عمر۳۱۰منکر۳۱۰ نامردیه ۳۱۰ دزدان فدکه فاطمه ۳۱۰ عمر ابوبکر عثمان۷۴ والشجرتها الملعونه ۷۴ ان من المجرمین منتقمون ۷۴ قاتل حضرت زهراء ۷۴ قرآن به ابجد ابوبکر عمر عثمان می فرماید ما مجرمین را سخت عقوبت خواهیم کرد به ابجد صغیر شیطان ۲۲ مقصر۲۲ شیطان ۲۲ عمر۲۲دشمن اسلام۲۲ ابابکر ۲۲ عمر۲۲ گنده لات ۲۲شرور۲۲نابکار ۲۲دینها ۲۲قلدر۲۲ سامری قوم محمد عمر گاو بوود لعنتی بی پدر لعن اگر بد بود در قرآن نبود لعنت الله علیه آل سعود لعن یعنی یک عبادت یک دعا بر علیه دشمن دین خدا این عبادت را نمک باید فزود لعن بر خصم علی باید نمود لعن یعنی شکست دشمنان لعن یعنی شادی رزمندگان لعن یعنی وحدت اسلامو دین جمع گردند دور هم این مسلمین لعن یعنی راه خود معلوم کن دشمن مولای خود محکوم کن لعن یعنی جلوه خشم خدا بر علیه دشمنان بی حیا لعن یعنی معنی یک اعتقاد این جهانو آن جهان گردی تو شاد لعن یعنی سوره بی بسمله افکند در قلب اعداء زلزله لعن اگر بد بود در قرآن نبود لعنت الله بر قوم یهود لعن ما بر دشمنان خیره سر دشمن اهداف قرآن بی پدر لعن برکفار دین جاهلین مشرکین لعن یعنی راه قرآنست و دین بر علیه قاصبان مشرکین بر علیه قاصب بد عهد دین لعن یعنی میکنی دشمن شکار دشمنی که میکند از جنگ فرار هر که باشد خصم مولایم یقین لعنت الله علیهم اجمعین لعنت به کسی که بناحق خلیفه شد لعنت به کسی که پایه گذار سقیفه شد لعنت به آنکه بر تن اسلام خرقه کرد این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد لعن ما بر مردمان روسیاه فرقه فرقه کرده اند چون دین ما لعن ما بر هرکه آتش میزند بر در خانه ویا بر خیمه ها لعن یعنی راه قرانست دین بر علیه قاصبان مشرکین بر علیه قاصب بد عهد دین هر که باشد خصم مولایم یقین لعنت الله علیم اجمعین ۷۴ به درک اسفل سافلینه ۷۴ اولی دومیوا سومی ۷۴
    http://tala110.blogfa.com/1396/04

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.