خانه / تاریخی / افسانه سر به محمل کوبیدن عقیله بنی هاشم

افسانه سر به محمل کوبیدن عقیله بنی هاشم

افسانه سر به محمل کوبیدن حضرت زینب سلام الله علیها
قمه زنان به این روایت دروغ استناد کرده و می گویند: اگر قمه زنی و سرشکافتن در عاشورا و عزای سید الشهداء جایز نیست پس چرا حضرت زینب سلام الله علیها سرش را به چوب محمل کوفت و سر و صورت خود را آغشته به خون کرد. دو استدلال برای قمه زنان وجود دارد:
اول اینکه چون حضرت زینب پرورش یافته دامان وحی بوده و نافرمانی خدا را انجام نمی دهد اگر کاری از او سر زده می توان مجاز بودنش را استنباط کرد.
دوم اینکه مگر امام سجاد علیه السلام که امام معصوم بوده همراه حضرت زینب سلام الله علیها نبود و این اقدام عمه را ندید آیا سکوت امام معصوم در اینجا نمی تواند در تاٌیید و تقریر این عمل باشد؟ تقریر معصوم نیز حجت است.
اما اصل ماجرا چنین است که فردی بنام ” مسلم جصاص(گچکار) ” نقل می کند: به هنگامی که در حال بازسازی دروازه اصلی شهر کوفه بوده هیاهویی می شنود و به سمت هیاهو حرکت کرده و می بیند که اسرای واقعه عاشورا در کجاوه بودند و در این هنگام سر بریده امام حسین علیه السلام را بالای نیزه بردند که حضرت زینب سلام الله علیها با مشاهده سر بریده برادر، سر خود را از فرط ناراحتی به چوب محمل می کوبد چنانچه خون از زیر مقنعه اش جاری شد. و با چشم گریان اشعاری را قرائت کردند (ناسخ التواریخ، ج ۶، ص ۵۴ و ۵۵).
این مطلب برگرفته شده از کتابی بنام ” نورالعین فی مشهد الحسین ” می باشد که نویسنده آن مشخص نیست و تنها به ابراهیم بن محمد نیشابوری اسفراینی نسبت داده می شود که شخصی اشعری مذهب و شافعی مسلک بود و بسیاری از علما در بی اعتبار بودن آن صحه گذاشته اند. چنانچه محدث بزرگوار مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفــاتیح الجنـــــــان بیان می کند که: نسبت سر شکستن به حضرت زینب بعید است چون ایشان عقیله بنی هاشم و صاحب مقام رضا و تسلیم است (منتهی الآمال ، ج ۱ ، ص ۷۵ ). وی سپس با استناد به کتابهای معتبر می نویسد که اصلاً محمل و هودجی در کار نبود تا آنحضرت سرش را به آن بکوبد.
همچنین عالم بزرگوار آیت اله حاج میرزا محمد ارباب نیز در خصوص بی اعتبار بودن کتاب نورالعین و بی اساس بودن گفته های مسلم جصاص تاکید دارد (الاربعین الحسینیه، میرزا محمد ارباب، چاپ اسوه، ص ۲۳۲).
به دلایل زیر این خبر اساس و پایه ای ندارد:
الف) تنها در کتاب نورالعین نوشته شده که طبق آنچه گفته شد بی اعتبار است. و در سایر کتابهای معتبر دینی این مطلب گزارش نشده است.
ب ) سند ندارد و به عبارت دیگر راویان آن در جایی ذکر نشده است.
ج ) در اشعاری که به حضرت زینب نسبت داده اند مصرعی آمده که در آن حضرت خطاب به امام حسین علیه السلام می فرمایند: ” اگر با من حرف نمی زنی لااقل با دختر صغیر خود فاطمه سخن بگو “. در حالی که بنا به تصریح همه مورخان اسلامی، فاطمه بنت الحسین که فاطمه کبری هم خوانده می شود در آن زمان (حادثه عاشورا) زن بزرگ و شوهر داری بود که همسرشان حسن بن حسن معروف به حسن مثنی بوده و در روز عاشورا پس از آنکه زخمهای فراوانی برداشته بودند از مرگ نجات یافت. و از دختر دیگری بنام فاطمه که صغیر بوده، در کاروان اسرا نام برده نشده است و آنکه در میان روضه خوانان بنام فاطمه صغری معروف است به قول خود روضه خوانان به علت بیماری در مدینه مانده بود و در حماسه عاشورا شرکت نداشت.
د ) در بیت دیگری از همان اشعار منتسب به حضرت زینب، حضرت امام حسین به سنگدلی و قساوت قلب متهم شده که حتی با تمسک به صنایع ادبی، مانند تجاهل عارف هم قابل توجیه نیست.
ه ) با توجه به شخصیت معرفی شده حضرت زینب در متون اسلامی که ایشان را آدمی خویشتن دار و رضا و تسلیم معرفی کرده اند، آنچه در این کتاب گفته شده با آنچه در سایر متون معتبر اسلامی آمده متضاد است وچهره دیگری از حضرت زینب معرفی شده است.
علاوه بر آنچه گفته شد، اگر بر فرض محال چنین گفته ای صحت داشته باشد که ندارد، عمل قمه زنان با فعل حضرت زینب تفاوت آشکار دارد

(تحریف شناسی عاشورا و تاریخ امام حسین، محمد صحتی سردرودی، ص ۲۰۹).

منبع: دست نوشته های یک طلبه

درباره ی طلبه آنلاین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.