خانه / سیاسی / بدعتی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران

بدعتی در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران

منصوره وطنی:

چرا تهدید و زورگویی ابزار دسترسی به مناصب کلیدی کشور شد؟!
چرا مردم و سمت ریاست جمهوری قربانی تهدید به عدم برگزاری انتخابات؟
آیا پذیرش تهدید دو بار ردّ صلاحیت شده و قربانی کردن خواست مردم  و تداوم مدیریت ورشکسته و ناتوان،  انقلاب اسلامی را بیمه کرد یا وارد چالش جدیدی در پذیرش رفتار دیکتاتور مآبانه و  زیر سوال رفتن اسلامیت و جمهوریت نظام و آزادی کامل مردم در انتخاب اصلح برای مدیریت کلان نیست؟
چه تضمینی هست مجدد همین روش تهدید و چپاول مناصب دولتی، با روش های غیرمنطقی و زورمدارانه استفاده نشود؟
آیا این وضعیت تکرار مدل جدیدی از فتنه ۸۸ نیست؟
چگونه حقّ مردم  به زور تهدید در داخل کشور خود، از بین می رود و نمی تواند مدیر دارای صلاحیت خود را انتخاب و سکان امور کشور را به او سپرد؟
آیا باید پذیرفت، نظام اسلامی توان مقابله معقول و حذف زورمداری در دستیابی به مناصب کلیدی کشور و ثروت های عمومی مردم، با حفظ حقوق مردم را ندارد؟!
آیا این توجیه و سپردن کشور و مردم به ردصلاحیت شده توجیه سستی نیست؟
آیا نظام مقتدر جمهوری اسلامی نمی توانست از بسیج در برگزاری انتخابات استفاده و مانع تسلط رد صلاحیت شده به ارکان نظام اسلامی گردد؟
با عملکرد مشهود روحانی در سوابق و ۴ سال گذشته، چه تضمینی بر حفظ مانع ملی و حقوق مردم و اقدام در پیشرفت و رفع معضلات کشور هست؟
چرا برخلاف قانون، قبل از تأئید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان وزارت کشور روحانی را نامزد منتخب معرفی کرد و برخی کشورهای خارجی به وی تبریک گفتند؟!!
آیا باید به بی قانونی مجدد ۴ سال بعد صرفا با تهدید امتناع از برگزاری انتخابات تن داد یا زورگو را به جای خود نشاند؟
آیا این نشان دادن ضعف کامل در مدیریت کشور نیست که باب تهدید  و زوگویی و چپاول مجدد کشور بدون احقاق مردم باز شده است؟
آیا پذیرش این گونه تهدیدها با مردمی مقتدر و شجاع و جان برکف ایران، زیبنده نظامی با پسوند اسلام نبوده و مدیریت اسلام  زیر سوال نرفته است؟
آیا تکرار چنین رفتاری در تصاحب مناصب کلیدی کشور دور از انتظار نیست؟!
آیا توجیه های ضعیف وزارت کشور نیز دردی بر درهای مردم در وقوع شیوه های خلاف شرع و قانون در کسب آراء روحانی نیافزوده است؟
آیا بعد از این مصیبت عظمی، می توان با سربلندی نظام جمهوری اسلامی را به عنوان نمونه مدیریت اسلامی برای جهانیان عرضه نمود؟!!
آیا می توان این توجیه زورمدارانه را به نسل جوان انقلابی ارزشی قبولاند و انتظار دفاع تا حد جان را از ارزش های اسلامی و انقلابی نمود؟!
آیا راهکاری جز گذشتن از حق مردم و نسل آینده وجود نداشت؟!
آیا توجیه پذیرش تهدید ردّ صلاحیت شده، می تواند پاسخگوی خون شهداء و زجر مردم ایران در پاسداری از اسلام  و انقلاب در دهه چهارم گردد؟
کدام یک از شهداء که شیرمردان عرصه جنگ سخت و نرم بوده اند،این توجیه شرم آور تهدید را پذیرفته و ذلت و عدم ناتوانی را بر عزّت مقاومت در برابر زیاده خواهی و ارثیه پدری انگاشتن مناصب کلیدی و ثروت های عمومی ترجیح می دهند؟
آنچه مسلم شده است، کلید طرح براندازی ۲۰۲۰ در سال ۹۸ از اکنون زده شده، وقت جان دادن برای نجات نظام و کشور همچون گذشته، همین مردم هستند نه ردّ صلاحیت شده ها و دولتمردان! چه کسی در کدام مسند،با شهامت سوال نسل آینده مبنی بر با میراث خمینی چه کردید پاسخ خواهد داد؟
هنوز فرصت باقیست، تا مسئولان نظام اسلامی آبروی برباد رفته را برگردانده و ننگ ذلت را از چهره اسلام و ایران بزدایند، در غیراین صورت مدیون خون شهداء و مردم ایران و نسل های آینده خواهند بود.

منبع : ن و القلم و ما یسطرون

درباره ی طلبه آنلاین

یک دیدگاه

  1. باسلام
    سایت بسار عالی با مطالب متنوع و مفیدی دارید. انشاالله در این عرصه موفق باشید.
    با دو نوشته ی «وظایف حوزه علمیه نسبت به شعار سال ۹۶؛ حوزه تئوریک» و «چند خط ناقابل» پذیرای نگاهتان هستیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.