صفحه اصلی / فرهنگ / هجمه فرهنگی / تزلزل امنیت؛ پیامد هجمه به اشتراک فرهنگی ملت‌ها

تزلزل امنیت؛ پیامد هجمه به اشتراک فرهنگی ملت‌ها

داود موذنیان در “اندیشه نو” نوشت:

ارتباط پیوندهای فرهنگی و ما به الاشتراکات آن در حوزه امنیت دو ملت و امنیت منطقه­ ای بعد از التفات به این مهم که مقوله همگرایی یکی از ارکان و ابعاد بسیار مهم بحث امنیت است، قابلیت تحلیل و بررسی پیدا می ­کند. در واقع صحبت کردن از مقوله امنیت چه در بّعد ملی و چه در بّعد منطقه­ای آن بدون التفات و پذیرش لازمه­ ی ضروری آن یعنی همگرایی – چه از حیث داخلی آن و یا جنبه اتحاد دو ملت – بحثی پوچ و فاقد ارزش است.

اسلام به عنوان بزرگترین منادی همگرایی و وحدت همواره مسلمانان را با صرف نظر از تمامی تفاوت­ ها و تضادهای اندیشه ­ای، قومی، اجتماعی، رفتاری، فرهنگی و … دعوت به اتحاد و پرهیز از اختلاف کرده و این استراتژی مهم اسلام در آیات بسیاری به چشم می­خورد.(۱) همچنین این رویه را نسبت به غیر مسلمانان روا داشته، امر به همگرایی حول مابه الاشتراکات اعتقادی کرده است.(۲)

اساسا لازمه بحث از تشکیل «امت واحده» به عنوان یکی از آرمان ها و اهداف والای اسلام، رسیدن به همگرایی و اتحاد حول مشترکات فرهنگی – به معنای اعم آن که شامل اعتقاد هم می­ شود- است. در واقع شاید یکی از معانی امت واحده در جهان امروز – جدای از بحث تشکیل حکومت واحد اسلامی – را بتوان در ذیل مفهوم همگرایی حول ما به الاشتراکات فرهنگی تفسیر کرد و به سخن دیگر، مفهوم «امت واحده» حقیقت مشکک ه­ای است که ابتداترین مرحله آن همگرایی ملت­ های مسلمان حول محورهای مشترک و ما به الاشتراکات فرهنگی است و والاترین بُعد این حقیقت با مقوله ظهور و مهدویت تجلی می­ یابد. بر این اساس تحقق مراحل پایین ­تر را می ­توان مقدمه ­ای برای رسیدن به مراحل بالاتر و اعلی مرتبه آن یعنی «ظهور» دانست.

اکنون سوالی که جای طرح و بررسی دارد این است که آیا رابطه­ ای بین عوامل دینی، زبانی، نژادی، تاریخی، آداب و سنن دو ملت در رابطه با بحث همگرایی آنان وجود دارد؟

برای پاسخ باید گفته شود همانگونه که عوامل یاد شده در پرسش فوق قابلیت ایجاد شکاف و اختلاف و بسترساز واگرایی دو ملت را دارد، نیز قابلیت ایجاد اتحاد و همگرایی بین دو ملت را دارا هستند. این عوامل بالقوه دارای قابلیت دوسویه همگرایی و واگرایی­اند که بالفعل رساندن هر یک از طرفین ملزوم سیاست ها، کنش­ ها و عملکردهای دولت­ ها، ملت­ ها، رسانه ­ها، جریانات و احزاب و موارد عدیده­ ی دیگری است که ضرورتا فعلیت یافتن هر یک از طرفین این قابلیت، نتایج و ثمرات متفاوتی را هم رقم خواهد زد.

آنچه که این قابلیت بالقوه را به سمت واگرایی بالفعل سوق خواهد داد بازی رسانه­ ای و یا کنش ­های دوَل و ملت ها بر اساس ما به الامتیازات نهفته در عوامل یاد شده است و آنچه که قابلیت مذکور را به همگرایی بالفعل بدل خواهد کرد تلاش رسانه­ ها، دول و ملت ها بر حول مدار ما به الاشتراکات است و در این صورت است که شاهد تجلی بخشی از آرمان «تَعالَوا إِلى کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم»(۳) خواهیم بود، حال آنکه این دستور نسبت به وحدت با اهل کتاب داده شده در حالی که مبحث ما دو ملت مسلمان ایران و عراق است که علاوه بر اشتراکات فراوان تاریخی، تمدنی و جغرافیایی در اعتقادات و مسائل مذهبی نیز مشترکند پس این دستور به طریق اولی نمود خواهد داشت.

همانگونه که گفته شد مقوله مهم همگرایی لازمه حیاتی مسأله امنیت در حوزه ­های منطقه ­ای و داخلی دو ملت است و فهم رابطه مشترکات فرهنگی دو ملت با مقوله امنیت متوقف بر فهم رابطه همگرایی با امنیت است. حال باید گفته شود آنچه که قدرت هم افزایی و توسعه این همگرایی و وحدت را دارد اشتراکاتی است که در فرهنگ دو ملت محقق­ اند. پس هرگونه اقدام علیه مولفه­ های همگرایی از سوی رسانه ­ها، اصحاب قلم، سیاسیون و …. در حقیقت تجاوز به امنیت ملی و منطقه­ ای دو کشور است زیرا با انتفای لازم، ملزوم نیز منتفی می­ شود.

از این رو کسانی که تلاش می­ کنند تا این همگرایی را به شکلی خدشه دار کنند عامدانه یا جاهلانه در زمین دشمن علیه امنیت ملی کشورشان بازی می­ کنند. بر این اساس، شایعاتی چون فرستادن آب رودخانه­ های خوزستان به عراق، رواج توریسم جنسی در مشهد و شایعات تفرقه برانگیز دیگری از این دست را که یا توسط شبکه های معاند خارجی چون «من و تو» و یا به دست قلم به مزدان و عوامل غربگرای داخلی که سابقه دیرینه ­ای در همبازی شدن با دشمن علیه منافع ملی کشور دارند باید در همین راستا تفسیر کرد. رفتارهایی که در آن، ما به الاشتراکات به طور مستقیم و یا غیر مستقیم هدف قرار می ­گیرد و ما به الامتیازات پردازش می­شوند تا همگرایی دو ملت فرو ریزد.

تلاشگران انهدام وحدت و همگرایی در حالی به مسائل حاشیه ­ای بی اساس می­ پردازند که دو ملت ایران و عراق سال هاست که درگیر مبارزه با تروریسم سازمان یافته است و تقویت همین ما به الاشتراکات و همگرایی عامل پیروزی های آنان بوده است. از شبکه ­های خارج نشین انتطاری بیش از این نمی­ رود؛ اما روی سخن با جریانات خاص داخلی است که اگر نه به دستورات دینی که بر تفکرات ناسیونالیستی و ملی گرایی هم پایبند بودند بایسته آن بود که به خاطر منافع و امنیت ملی و موقعیت منطقه­ ای، نیز منافع اقتصادی، بازرگانی و گردشگری و همچنین و جود رقبایی چون ترکیه و امارات و عربستان دست از این واگرایی و دامن زدن به اختلافات بکشند.

این واگرایی و اختلاف افکنی در حالی صورت می­ گیرد که امروز روابط دو ملت از هر زمان دیگری استوارتر است تا آنجا که پویش های مردمی از سوی ملت عراق برای اثبات غیرقابل گسست بودن پیوندهای دو ملت ایجاد می­ شود و نیر در حادثه حمله به کنسولگری ایران در بصره، مردم عراق به صورت خود جوش در ساختمان کنسولگری حاضر و اقدام به نظافت و آب و جارو زدن آنجا کردند. آیا این جزء به واسطه تحکیم پیوندهای فرهنگی و تعمیق روابط بر اساس ما به الاشتراکات میسر می ­شد؟ و آیا سعی در از میان بردن این پیوندها خیانت به منافع ملی محسوب نمی­ شود؟

پی نوشت
۱. از جمله این آیات می­توان به آیات شریفه: ۱۵۹ / انعام، ۱۰۳ و ۱۰۵/آل عمران، ۹ و ۱۰ و ۱۱ /حجرات، ۱۶/شورا، ۷۱ / نساء، ۲۱۳ / بقره، اشاره نمود.
۲. آل عمران، ۶۴
۳. همان.

منبع اندیشه نو

درباره talabeh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

+ 86 = 90