صفحه اصلی / علوم حوزوی / قرآن / تفسیر قرآن / تفسیر سوره کهف “قسمت چهارم”

تفسیر سوره کهف “قسمت چهارم”

استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی در “نسیم معرفت” نوشت:

تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد ۱۳.علامه طباطبایی»+قسمت چهارم

با ترجمه و توضیح مختصر از استاد سیداصغرسعادت میرقدیم لاهیجی

………………… ………………….

وَ القَیِّمُ هُوَ الَّذِی یَقُومُ بِمَصلَحَهِ الشَّیءِ وَ تَدبیرِ أَمرِهِ کَقَیِّمِ الدّارِ وَ هُوَ القائِم ُ بِمَصالِحِها وَ یُرجَعُ إِلَیهِ فِی أُمُورِها، وَ الکِتابُ إِنَّما یَکُونُ قَیِّماََ بِما یَشتَمِلُ عَلَیهِ مِنَ المَعانِی، وَ الَّذِی یَتَضَمَّنُهُ القُرآنُ هُوَ الأِعتِقادُ الحَقِّ وَ العَمَلُ الصّالِحُ کَما قالَ تَعالى: “یَهْدی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلی‏ طَریقٍ مُسْتَقیمٍ”: اَلأَحقاف: ۳۰، وَ هذا هُوَ الدّینُ وَ قَد وَصَفَ تَعالى دِینَهُ فِی مَواضِعَ مِن کِتابِهِ بِأَنَّهُ قَیِّمُُ قالَ: “فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ”: اَلرُّوم: ۴۳ وَ عَلى هذا فَتَوصیفُ الکِتابِ بِالقَیِّمِ لِما یَتَضَمَّنُهُ مِنَ الدِّینِ القَیِّمِ عَلى مَصالِحِ العالَمِ الإِنسانِی فِی دُنیاهُم وش أُخراهُم.

کلمه (قَیِّم) در آیه شریفه ( قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ… ) به معناى کسى است که قیام می کند و عهده دار می شود برای تأمین مصلحت چیزى و به تدبیر اُمور آن می پردازد .(مَصلَحت در لغت به معانی مختلفی آمده است: مَصلحت یعنی : صلاح .فائده .سود. بهره . منفعت) مانند کسی که قَیِّم و عهده دارخانه و منزل است که قائم به مصالح خانه است و اهل خانه در امور خانه به او مراجعه مى کنند. و قَیِّم بودن کتابِ قرآن بواسطه آن است که مشتمل و دربردارنده مضامین و معانی است که درهدایت و سعادت دُنیوی و اُخروی انسان و جامعه بشری مؤثِّر می باشند . و آن چیزی که قرآن کریم جهت هدایت و سعادت بشریت مُتضمّن آن است عبارت است از : ۱- اعتقادِ حق و راستین ۲- عمل صالح و نیکو . همچنانکه خداوند متعال درآیه ۳۰ از سوره اَحقاف درباره قرآن کریم چنین مى فرماید : ( یَهْدی إِلَی الْحَقِّ وَ إِلی‏ طَریقٍ مُسْتَقیمٍ. یعنی قرآن همه بشریت و انسان ها را به سوی حقّ و راه راست هدایت و دعوت می کند. ) و قَیِّم بودن دینِ اسلام در واقع همان اِعتقادِ حق و راستین و عمل صالح است و به عبارت دیگر دینِ صحیحِ اسلام هم همینطور است یعنی قَیِّم به معنای مذکور می باشد و خداوند متعال در مواضع و مواردی ازکتابش (قرآن کریم) دینش (اسلام) را مُتّصف به قَیِّم بودن نموده است . یعنی اسلام دینِ اُستوار و مستقیم و قَیِّم و بپادارنده ارزش هاست . خداوندِ سبحان در آیه ۴۳ از سوره روم فرمود: (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ . روی خود را بسوی آیین مستقیم و پایدار و استوار متوجه نما و با تمام وجود به سَمتِ دین باش ). برای(قَیِّمًا) در آیه( قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ… ) چهار تفسیر شده است: ۱- تفسیر اول آن است که وصفِ قَیِّم در اصل مربوط به دین است و سپس به اعتبار آن ، وصف قرآن است یعنی چون قرآن کریم متضمن دینِ قَیِّم است لذا متصف به قیمومیت شده است. وصف قیمومیت و قیِّم بودن دین در ابتدا و بالأَصاله برای دین است و سپس بواسطه آن قرآن نیز متصف به قیِّم می شود و به عبارت دیگر توصیف کتاب(قرآن کریم) به وصف قیمومت به خاطر این است که خودِ قرآن کریم متضمّن و دربردارنده دینِ قَیِّم (یعنی اسلام) مى باشد دینى که قائم به مصالح عالَمِ بشرى در دنیا و آخرت است .

وَ رُبَما عَکَسَ الأَمرُ فَأُخِذَ القَیمُومَهُ وَصفاََ لِلکِتابِ ثُمَّ لِلدّینِ مِن جَهَتِهِ کَما فِی قَولِهِ تَعالى: ” وَ ذلِکَ دینُ الْقَیِّمَهِ: اَلبَیّنَه : ۵ . فَالظّاهِرُ أنَّ مَعناهُ : « وَ ذالِکَ» دِینُ الکُتُبِ القَیِّمَهِ وَ هُوَ نَوعُ تَجَوُّزِِ.

۲- و اما تفسیر دوم برای(قَیِّمًا) آن است که چه بسا معنای کلمه (قَیِّم) در آیه شریفه ( قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ…) بر عکس آن امر و معنا و مطلبی باشد که در بالا ذکر شده است یعنی قیمومیت و قَیِّم بودن ، نخست به عنوان وصف برای کتاب اخذ و اعتبار شده باشد و سپس چون کتاب یعنی قرآن کریم قیّم است پس دین هم قیِّم باشد و به عبارت دیگر بعضی از مفسرین قضیه را برعکس معنا کرده و گفته اند: قیمومیّت، اول وصف کتاب و سپس وصف دین است .(در حالی که در عبارتِ پیشین آمده بود که قرآن کریم چون متضمن دینِ قَیِّم است لذا متصف به قیمومیت شده است و وصف قیمومیت و قیِّم بودن دین در ابتدا و بالأَصاله برای دین است و سپس بواسطه آن قرآن نیز متصف به قیِّم و قیمومیّت می شود ) و در آیه ۵ از سوره بیّنه به همین مطلب که بعضی از مفسِّرین گفته اند (یعنی قَیِّم بودن دین به اعتبار قَیِّم بودن کتابِ قرآن ) اشاره شده است : ( وَ ذلِکَ دینُ الْقَیِّمَهِ . این است دین پابرجا و پایدار. « یعنی این تعالیم و دستورات الهی که ناشی از کُتُب آسمانی است در واقع همان دین و آیین پابرجا و استوار و پایدار است » . سوره بینه آیه ۵) از ظاهر این آیه شریفه از سوره بیّنه با توجه به مضامینِ آیات قبلش چنین استفاده می شود که معنای قولِ خداوند : (وَ ذلِکَ دینُ الْقَیِّمَهِ) چنین است : وَ ذالِکَ دِینُ «الکُتُبِ» القَیِّمَهِ . یعنی این است دین و آیین کُتُبِ قَیِّم و ارزشمند و پایدار «یعنی این تعالیم و دستورات الهی در واقع دین و آیینِ کتاب هاى قَیِّم و ارزشمند و پایدار می باشد و از کُتُب آسمانی ناشی می شود . این معنا و تفسیری که از آیه شریفه شد و کلمه «اَلکُتُب» در تقدیر گرفته شد نوعی مجاز گویی می باشد و از قسم مجاز در حذف(مجاز در تقدیر) خواهد بود . [ مَجاز بر سه قسم و یا به نوعی چهار قسم است : ۱- مجاز در کلمه ۲- مجاز در حذف یا مجاز در تقدیر ۳- مجاز در اِسناد ۴- مجاز عقلی یا مجاز سَکّاکی]

در اینجا جهت توجه بیشتر به تفسیر دومی که برای (قَیِّمًا) ذکر شد ، آیات سوره بیّنه همراه ترجمه آورده می شود تا معنای آیه ( وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ )بیشتر فهمیده گردد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم . لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَالْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَهُ (۱) رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُو صُحُفًا مُطَهَّرَهً (۲) فِیهَا کُتُبٌ قَیِّمَهٌ (۳) وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَیِّنَهُ (۴) وَمَا أُمِرُوا إِلا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَیُقِیمُوا الصَّلاهَ وَیُؤْتُوا الزَّکَاهَ وَذَلِکَ دِینُ الْقَیِّمَهِ (۵)

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

کافران از اهل کتاب و مشرکان (می گفتند:) دست از آیین خود بر نمی ‏دارند تا دلیل روشنى براى آنها بیاید، (۱)

پیامبرى از سوى خدا (بیاید) که صحیفه‏ هاى پاکى را (بر آنها) بخواند، (۲)

و در آن نوشته‏ هاى صحیح و پرارزشى باشد! (ولى هنگامى که آمد ایمان نیاوردند، مانند اهل کتاب). (۳)

اهل کتاب (نیز در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن براى آنان آمد (۴)

و به آنها دستورى داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند درحالى که دین خود را براى او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپادارند و زکات را بپردازند; و این است آیین مستقیم و پایدار (۵)

وَ قیلَ: اَلمُرادُ بِالقَیِّمِ ، اَلمُستَقیمُ ، اَلمُعتَدِلُ الَّذِی لا أِفراطَ فِیهِ وَ لا تَفریطَ ، و َ قیلَ : اَلقَیِّمُ ، اَلمُدَبِّرُ لِسائِرِ الکُتُبِ السَّماوِیَّهِ یُصَدِّقُها وَ یَحفَظُها وَ یَنسَخُ شَرائِعَها وَ تَعقیبُ الکَلِمَهِ بِقَولِهِ : “لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ وَیُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ…” «إِلَخ » یُؤَیِّدُ ما قَدَّمناهُ.

۳-و اما تفسیر سوم برای(قَیِّمًا) آن است که بعضى گفته اند: مقصود از «قَیِّم» در آیه شریفه ( قَیِّمًا لِیُنْذِرَ بَأْسًا شَدِیدًا مِنْ لَدُنْهُ.. )، به معنای مستقیم است و کلمه مستقیم هم به معنای معتدل می باشد که افراط و تفریط در آن وجود ندارد. یعنی قرآن کریم مستقیم و معتدل است و هیچگونه افراط و تفریطی در آن وجود ندارد ۴- و اما تفسیر چهارم برای(قَیِّمًا) آن است که بعضى دیگر گفته اند: قَیِّم، به معناى آن است که قرآن کریم مدبِّرِ و تدبیر کننده سایرِ کتابهاى آسمانى است …

… …. ادامه دارد ……..

** تفسیر سوره کهف بر اساسِ« متنِ عربی کتابِ اَلمیزان جلد ۱۳.علامه طباطبایی+استاد سعادت میرقدیم لاهیجی+پایگاه اندیشوران حوزه (http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=15095)

منبع نسیم معرفت

درباره talabeh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

71 + = 76