صفحه اصلی / اخلاقی / خوشناسی اهمیت و آثار آن

خوشناسی اهمیت و آثار آن

خوشناسی اهمیت و آثار آن

#اخلاقی

#آثار_خودشناسی

مباحث اخلاقی حضرت استاد آیت الله سید حسن سعیدی (مدظله)

اگر کسی نفس خود را شناخت چه آثاری بر او مترتب است؟

۱-خداشناسی:

خود شناسی باعث خداشناسی میشود
من عرف نفسه فقد عرف ربه (غررالحکم)
کسی که خودش را شناخته جلوتر خدارا شناخته است

آن چیزی که بسیاری از مردم جان و نفس می خوانند جان ونفس انسانی نیست

آنکه تو جانش خوانیش کی جان بود
جان شناسی پیشه مردان بود
غیر ازآن جانی که دارد گاو خر
جان دیگر هست باجسم بشر

جان وحیات چهار مرتبه دارد که عبارتند از :

۱-حیات و جان نباتی
جانی است که درهمه نباتات هست وآنان را به کمال لایق خویش رهنمون می سازد

۲-جان وحیات حیوانی
جانی است که در مرحله بالاتر از جان نباتی قرار دارد و منشاء حرکات غریزی است خداوند با اعطاء و درکی ویژه به حیوانات آنها را به انجام برخی از امور قادر ساخته

۳-حیات وجان انسانی
که از جان نباتی و حیوانی بالاتر است چون با این جان و حیات دیگر حیوانات را مسخر خویش می گرداند

۴-حیات وجان قدسی
این نوع حیات والاترین مراحل جان است بوسیله همین جان و حیات است که انسان می تواند از ملائکه پیشی بگیرد

رسد آدمی بجایی که بجز خدانبیند…

زمانی که انسان پولی را در کیسه ای می نهد به آن کیسه خیلی علاقمند می شود نه از
نه از آن رو که کیسه ارزش و قیمت دارد.
وجود زر و کیسه آنها قیمتی و پر بهاء می کند

قیمت همیان و کیسه از زرست
بی ز زر همیان و کیسه ابترست
همچنانک قدر تن از جان بود
قدر جان از پرتو جانان بود

برای اینکه ما بدانیم جانمان از کدام سنخ است و تا کدامین مرتبه ارتقاء داریم باید به تمایلات خود بنگریم که چه چیزی را ارزش می دانیم عملاً؛ نه قولاً

هرگاه همه تلاشمان برای آب ونان باشد تردیدی نخواهد بود که به حیات انسانی هنوز راه نیافته ایم

خودت را بشناس؛ یعنی بدان که چه لیاقت هایی داری یعنی همین که اکثر مردم نمی دانند (من عرف نفسه) یعنی بشناسی چه استعدادی در وجودت هست اگر شناختی دیگر خودت را ارزان نمی فروشی دیگر فقط با خدا معامله می کنی و با خداوند سبحان از در معامله در می آیی.

اولین گام :

در معرفه النفس در شناخت نفس آن است که بداند وجودش معجونی است از ملک و فرشته و حیوان خودمان را بشناسیم که مرکبی از این دو عقل و شهوت هستیم

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَکَّبَ فِی الْمَلَائِکَهِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَهٍ وَ رَکَّبَ فِی الْبَهَائِمِ شَهْوَهً بِلَا عَقْلٍ وَ رَکَّبَ‏ فِی‏ بَنِی‏ آدَمَ‏ کِلْتَیْهِمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ مَنْ غَلَبَ‏ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِمِ‏
(بحار الأنوار (ط- بیروت)ج‏۵۷ ص۲۹۹)

دومین گام :

تامل در قوا و ابزارهایی است که در اختیار نفس است در مقام مثال قلب مانند قلعه ایست در ساحل بحر هستی واقع شده و این قلعه پنج دریچه به سوی خشکی و پنج دریچه بسوی دریا دارد

حواس ظاهر همان درهای رو به بحر وجودند این حواس همانگونه که می تواند به خشکی و دنیا راه پیدا کند قادر است به سوی عالم غیب رو کند

در قرآن می فرماید:

لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ [سوره الأعراف (۱۷۹)

قلب دارند ولی نمی فهمند چشم دارند ولی نمی بینند و گوش دارند اما قادر به شنیدن نیستند آنان مانند چهارپایانند

از این آیه می فهمیم که ملاک امتیاز انسان از حیوان آن است که بوسیله حواس که مشترک بین انسان و حیوان است انسان باید از حواس ظاهری عبور کرده و ماوراء ظاهر به معنویات توجه کند چشمی که معنویات را ببیند و گوشی که ندای حق را بشنود

تنها موجودی که قابلیت درک عوالم بی نهایت را پیداکرده انسان است. اولیای الهی با همین حواس امور غیر مادی را احساس می کردند چنانچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره اویس قرنی فرمودند : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قَالَ إِنِّی‏ لَأَجِدُ نَفَسَ‏ الرَّحْمَنِ‏ مِنْ جَانِبِ الْیَمَنِ مجموعه ورام ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۵۴/ (محجه البیضاء ج ۱ص۲۷۵)

بوی خدا را از جانب یمن استشمام می نمایم.

منبع کانال ایتایی معرفت نفس

درباره talabeh

این مطالب را نیز ببینید!

عواقب پذیرش مسئولیت در امور مسلمین

عواقب پذیرش مسئولیت در امور مسلمین با کوتاهی در انجام وظایف از نظر پیامبر اسلام …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

7 + 3 =