صفحه اصلی / تاریخ / علل وقوع تحریفات در بیان چگونگی قیام امام حسین علیه السلام

علل وقوع تحریفات در بیان چگونگی قیام امام حسین علیه السلام

مهدی جلیلی نویسندهکلرجی” نوشت:

مشخصات کتاب
نویسنده : مهدی رفیعی
ناشر : مهدی رفیعی

چکیده
تاریخی که از سال ۶۱ ه.ق به دست ما رسیده، در بردارنده ی حقیقت تلخ و موارد قابل توجهی تحریف است و همین امور مظلومیت سیدالشهداء (ع) را صد چندان می کند. مصداق یافتن «کل یوم عاشورا» منوط به شناخت حقیقت تاریخ کربلاست.پس در ابتدا باید به صحت و سقم نکات تاریخی توجه نمود و تشخیص صحیح از سقیم، سره از ناسره در پرتو عواملی چون: شناخت دین، شناخت ائمه و بخصوص اهداف آنها، شناخت مورخان با ملاحظه وضعیت و احوال آنها از جهت موقعیت اجتماعی و شناخت علل و عواملی که در وقوع تحریف دخیل بوده اند، میسر است.

این مقاله متصدی نکته اخیر (یعنی شناخت علل و عوامل تحریف) است. در این مقاله با بهره گیری از قرآن کریم و نهج البلاغه و بعضی منابع به صورت زیربنایی به بررسی عوامل تحریف پرداخته شده است.

قبل از ورود به بحث تحریف به تعریف و اهمیت تاریخ و بیان هدف تاریخ که همان عبرت است، پرداخته و شرط تحقق این هدف را در سلامت تاریخ از گزند دستبردها و تحریف قرار داده است و به استناد آیات قرآن، اصولی را در کیفیت نقل تاریخ بیان کرده است از جمله، امانتداری، کتمان ننمودن، خودداری از لبس حق و باطل، پرهیز از سخن پراکنی بدون پشتوانه علمی، اجتناب از افترا و نسبت دروغ و تحریف.سپس، عوامل تحریف را به دو بخش خارجی و درونی تقسیم کرده و برای هر یک مواردی را ذکر نموده است، برای عوامل خارجی، موارد: اغراض دشمنان در مبارزه با ارزشهای دینی از جمله مخدوش نمودن علم امام (ع) و عصمت او و خدشه در هدف قیام حضرت و خنثی سازی اثر شمشیر در پیشرفت اسلام، توجیه انحرافات حکام ناصالح و حس انتقام جویی و حقد و کینه دیرینه وجود دارد.

برای عوامل درونی می توان به اسطوره سازی، کیفیت نامطلوب نقل خبر، عدم شناخت هدف قیام، مرعوب قدرتهای حاکم شدن، تعصب نابجا و بی اساس، کوتاهی مورخان در بیان حقایق تاریخ اشاره می گردد.با کمال تأسف، حادثه ی عاشورا، هم دچار تحریفهای لفظی شده و هم دچار تحریفهای معنوی است. [۱] .بیان علتهای تحریف حادثه عاشورا به عنوان حساسترین و پرماجراترین فراز تاریخی، مستلزم نگاهی گذرا بر ضرورت تاریخ و هدف آن و شرط تحقق هدف تاریخ است. تاریخ علمی است که ما را از کمیت و کیفیت وقایع گذشته بشر مطلع می سازد و هدف آن هدایت نسل حاضر و آیندگان در پرتو تحلیل آن حوادث به منظور «عبرت آیندگان» است. «عبرت» در کتابهای لغت دارای معانی ذیل است:- حالتی است که از شناخت محسوس به شناخت غیرمحسوس رسیده می شود.- تدبر و دقت نظر همراه با بررسی و مقایسه وقایع و گرفتن تجربه و پند و به کار بستن آنها.- گذشتن از حالت جهل و رسیدن به علماصولا یکی از شیوه های بیسار مؤثر تبلیغی برای تعلیم و تربیت و القای مفاهیم سازنده، بهره مندی از تجربه های دیگران و بررسی عملکرد گذشتگان است. علم تاریخ به عنوان عهده دار این مسئولیت همچون چراغی فروزان فراروی آیندگان می درخشد و برای عبرت دار بودن تاریخ علاوه بر بداهت آن می توان ادله ای چند را برشمرد.

لزوم عبرت گیری از تاریخ

قرآن کریم
قرآن کریم در راستای رشد و شکوفایی استعدادهای بشری و تحقق آرمانهای مقدس الهی، ضمن بیان قصص و تاریخ گذشته، اولواالالباب و الواالابصار را به عبرت فرامی خواند.قرآن بعد از داستان فرعون طاغی و بیان جنگ حق و باطل می فرماید: «ان فی ذلک لعبره لاولی الابصار» [۲] .همچنین در تشریح رسالت انبیا و عدم اطاعت کافران از آنان می فرماید: «لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الالباب» [۳] .

نهج البلاغه
بخشهایی از کلام گهربار حضرت امیرالمؤمنین (ع) در اهمیت عبرت آموزی از تاریخ به شرح ذیل است:«ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوی عن تقحم الشبهات» [۴] .بی شک اگر برای کسی فاجعه های تاریخ – که فراروی اوست – عریان شود حاصلش تقوایی خواهد بود که او را ناسنجیده درون کاری رفتن و در امواج فتنه ها فروافتادن بازخواهد داشت.«او لیس لکم فی اثار الاولین مزدجر و فی ابائکم الماضین تبصره و معتبر ان کنتم تعقلون؟» [۵] .اکر خرد خویش را به کار گیرید، آیا در آثار پیشینیان مایه های هشدار و در سرگذشت پدرانتان در سهای عبرت و بصیرتی نیست؟«فقد جربتم الامور و ضرستموها و وعظتم بمن کان قبلکم و ضربت لکم الامثال.» [۶] .شما جریانهایی را تجربه کرده اید و عمیقا طعم تجربه ها را چشیده اید و از سرنوشت امتهای گذشته پند گرفته اید و از داستان آنها برایتان مثلها آمده است.«و احذروا ما نزل بالمم قبلکم من المثلات بسوء الافعال و ذمیم الاعمال فتذکروا فی الخیر و الشر احوالهم و احذروا ان تکونوا امثالهم» [۷] .از طنین فاجعه هایی که بر امتهای پیشین – به کیفر بدکاریها و زشت کاریها – فرود آمد، بهوش باشید و در احوال نیک و بد، چگونگی آنها را به یاد آرید و از اینکه به چنان سرنوشتی دچار آیید، بهراسید.«استدل علی ما لم یکن بما قد کان فان الامور اشباه»[۸] .بر پایه ی رویدادهای تاریخی گذشته، در مورد آینده استدلال کن، چرا که جریانهای تاریخی همانند یکدیگرند.«و لو اعتبرت بما مضی حفظت ما بقی» [۹] .اگر با چشم عبرت به تاریخ بنگری با جمع بندی درست عبرتهای گذشته، آینده ات را پاس خواهی داشت.

عقل
عقل و ذکاوت هر صاحب خرد اقتضا می کند تا «از یک سوراخ دوبار گزیده نشود». علاوه بر اینکه طول عمر افراد بشر ظرفیت تکرار همه ی حوادث را برای کسب تجربه دارا نیست.

سیره ی انبیا و اولیا
سیره ی انبیا و روش متداول بین اولیا و دیگر افراد بشر در ابلاغ رسالت و نظام زندگی بر پایه ی مستندات تاریخی استوار بوده است به گونه ای که در گزینش راه صواب از تاریخ بهره می جسته و پندآموزی از تاریخ را مایه ی افتخار خود می دانسته اند.مثلا حضرت علی (ع) می فرماید: «انی و ان لم اکن عمرت عمر من کان قبلی فقد نظرت فی اعمالهم و فکرت فی اخبارهم و سرت فی اثارهم حتی عدت کاحدهم. بل کانی بما انتهی الی من امورهم قد عمرت مع اولهم الی اخرهم. فعرفت صفو ذلک من کدره و نفعه من ضرره فاستخلصت لک من کل امر نخیله و توخیت لک جمیله و صرفت عنک مجهوله. [۱۰] .هر چند که من به اندازه تمامی نسلهای گذشته عمر نکرده ام اما در کار و کردارشان نیک نگرسته ام؛ در اخبارشان اندیشیده ام؛ در میان آثار به جای مانده شان گردیده ام آن چنان که خود یکی از آنان شده ام، حتی می توانم ادعا کنم که چون جریان گذشتگان به من انجامیده است گویی با اولین تا آخرین فردشان زیسته ام. بخشهای زلال و سودمند تاریخ را از بخشهای تیره و زیانبارش باز شناخته ام و از هر جریان، گزیده و زیبایش را برای تو گلچین و جدا کرده ام و بخشهای ناشناختنیش را به کناری زده ام.مؤلف کتاب «فلسفه ی تاریخ ابن خلدون» می نویسد:«عبرت، پلی بود که ذهن ابن خلدون به واسطه ی آن از رویدادهای تاریخی عبور می کرد و به طبیعت و علل آنها می رسید و دوباره به رویدادها بازمی گشت.

از اینرو واژه عبرت که ابن خلدون آن را به کار برده با «نظر» و «فهم» و همچنین با تشریح رویدادهای تاریخی از راه فهمی که قبلا به وسیله تعقل حاصل شده است، مترادف می گردد.»ویل دورانت در مکقدمه کتاب «تاریخ تمدن» می نویسد:«آرزو می کنم که این کار احتمالا برای کسانی که عشق و شور فلسفه آنان را بدینجا کشانده است که امور را کلی بنگرند و نظام و وحدت و شیوه های او را در هر دوره در ذهن تصویر کنند، مفید باشد.»عمده ترین انگیزه مسلمین در تألیف و تنصیف کتابهای تاریخی و سیره را می توان به قرار زیر خلاصه کرد:الف – توجه قرآن بطور کلی به تاریخ بشریت و یاد امتهای مختلف و اشخاص گوناگون و عملکردهای گوناگون ایشان در بعد فردی و اجتماعیب – حاکمیت عنصر اختیار بر رفتار انسانی که خود ریشه ای قرآنی دارد زیرا در صورت حاکم بودن جبر بر حیات او، ذکر حوادث تاریخی و ثبت و ضبط رخدادهای جهان بشری نمی تواند فایده ای داشته باشد.ج – اسوه و سرمشق بودن انبیا بویژه آخرین آنان حضرت محمد بن عبدالله (ص) مسلمانان را به ثبت و ضبط سخنان و رفتارها و موضعگیریهای او واداشت.».

شرایط تحقق رسالت علم تاریخ
رسالتی که تاریخ به دوش می کشد، رسالتی هشداردهنده در مسیر کاروان بشری است که با تعیین جهت و ارائه ی نشانه ها، راه را از بیراهه و مصلحت را از فساد مشخص ساخته، ضمن تضمین سلامت اهل کاروان، روند تکاملی آن را سرعت می بخشد و زمانی این رسالت به انجام می رسد که «تاریخ» بطور حقیقی منعکس کننده ی تمام واقعیات و بیانگر کم و کیف کامل حوادث با رعایت اصول علم تاریخ و به دور از هر نوع پیشنهادی و جانبداری مغرضانه و (به تعبیر جامعتر) به دور از هر نوع تحریف باشد. مهمترین اصول در نقل تاریخ از دید قرآن عبارتند از:

حفظ امانت برای ادا و انتقال سالم
ان الله یأمرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها [۱۱] .یعنی خداوند به شمار فرمان می دهد که امانتها را به صاحبان آنها بدهید.مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می فرماید:«مراد از امانت، کتابی است که به یهود داده شد و آن کتاب آیات خداوند و معارف الهی بود و از آنان عهد گرفته شده بود که آن را برای مردم بیان کنند و مطالب آن را کتمان نکنند.»تفسیر نمونه در جلد سوم در شرح این آیه می نویسد:«امانت معنای وسیعی دارد و هرگونه سرمایه مادی و معنوی را شامل می شود و هر مسلمانی وظیفه دارد که در هیچ امانتی نسبت به هیچکس خیانت نکند، خواه صاحب امانت مسلمان باشد یا غیرمسلمان.در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: اگر علی (ع) آن همه مقام در نزد پیامبر (ص) پیدا کرد به خاطر راستگویی در سخن و ادای امانت بود. به نقل از تفسیر نور الثقلین ج اول ص ۴۹۶».به ملاحظه قسمت بعدی آیه (و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل) و با توجه به گستردگی معنای امانت، عدم بیان حقایق دینی یا هر نوع دخل و تصرف در آن خلاف دستور خداوند است و خیانت محسوب می شود.

پرهیز از کتمان حقایق
ان الذین یکتمون ما انزل الله من الکتاب و یشترون به ثمنا قلیلا… و لهم عذاب الیم. [۱۲] .واژه «کتمان» در کتابهای لغت به معنای زیر آمده است:- ستر الحدیث پوشاندن هر نوع خبر (مفردات راغب)- اخفاء (اقرب الموارد)

خودداری از پوشیده ماندن حق و باطل
و لا تلبسو الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون. [۱۳] .مرحوم شیخ طوسی در تفسیر تبیان ج ۱ می فرماید:«لبس و ستر و تغطیه و تعمیه نظیر یکدیگرند.فرق بین لبس و اخفاء در این است که اگر «اخفاء» صورت بگیرد، درک معنا ممکن خواهد بود ولی در صورت «لبس» درک معنا ممکن نیست.لبس در مقابل ایضاح است به صورت ضد.معنای لبس حق با باطل این است که حق را با باطل خلط کردند به این صورت که به قسمتی از کتاب ایمان آوردند و به قسمتی دیگر کافر شدند.یکی از اسباب الباس، اختلاط است.پس با توجه به معنای واژه، هر کاری که باعث شبهه و اشکال و عدم وضوح و پوشانده شدن یک حقیقت شود به گونه ای که معنای آن قابل درک نباشد، از نظر قرآن محکوم و مورد نهی واقع شده است. بیان حقیقت رویدادهای تاریخی نیز مشمول این قانون است.

پرهیز از پذیرش هر نوع سخن بدون پشتوانه ی علمی و خودداری از سخن پراکنی بی اساس
قرآن بعد از تشریح فعالیت منافقان در بخش دروغها، مؤمنان را مورد عتاب و تهدید قرار می دهد:اذ تلقونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هینا و هو عندالله عظیم. [۱۴] .زیرا شما سخنان منافقان را از زبان یکدیگر تلقی کرده و حرفی به زبان می آورید که به آن علم ندارید و این کار را کوچک می شمارید در حالی که نزد خداوند بسیار بزرگ است.

خودداری از افترا و نسبت به دروغ به خداوند و آیات الهی که مهمترین مصداق آیات خداوندی، ائمه اطهار و تاریخ آنهاست
و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بایاته انه لا یفلح الظالمون. [۱۵] .

تحریف آفت تاریخ است
و قد کان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون. [۱۶] .در سوره مائده برای چنین قومی «عذاب عظیم» در نظر گرفته شده است. [۱۷] .قابل توجه است که روی سخن در آیات مربوط به تحریف حقایق با قوم یهود است بدین معنا که مؤمنان حقیقی به لحاظ ویژگیهای اخلاقی از اتهام «تحریف» برکنار هستند پس باید آنان با جدیت تمام، ضمن حفاظت از خود در برابر سقوط در این گرداب، تحریف زدایی از دین حق بکوشند. به شهادت تمامی منصفان عالم و گواهی تاریخ، خود قرآن، راستگوترین سند تاریخی در بیان رویدادهای گذشته و دقیقترین آن در بیان کیفیت رویدادها حتی در نقل قول مخالفان است و همین امر مصداقهای آشکار «اعجاز» به شمار می رود و موجب گرایش اقشار وسیعی از پیروان دیگر ادیان و مشرکان گردید.در یک جمع بندی کلی و برای اختصار، می توان تمامی اصول را در «تحریف» بدین گونه خلاصه کرد که نقش سازنده و تربیتی «تاریخ» فقط بر صفحه ی عاری از «تحریف» جلوه گر خواهد شد. در غیر این صورت نتیجه ای معکوس و غیرمطلوب به بار خواهد آمد که با کمال تأسف، تاریخ اسلام نیز از گزند این مفسده مصون نمانده و زبانه های آتش دستبرد تاریخی، دامن بعضی از وقایع سرنوشت ساز همانند حادثه ی شورآفرین سال ۶۱ ه. ق. را گرفت و آن را دستخوش نوعی سوء برداشت و تحلیل غلط کرد.

تعریف تحریف
تحریف در لغت به معنای، تغییر، تبدیل، کنار نهادن، سوق دادن چیزی به جهت دیگر، عوض کردن معنا آمده است. در اصطلاح تاریخ، تحریف، تغییر ظاهری مطلب (خواه با زیاد کردن یا کم کردن) یا ارائه معنایی از آن مطلب است که خلاف مقصود اصلی صاحب آن باشد. این عمل در مواردی اتفاق می افتد که مطلب دارای چندین احتمال باشد.بنابراین تحریف دارای دو قسم است: لفظی و معنوی که هر دو نوع آن در حادثه عاشورا راه یافته است. هر چند که بنا به اظهار استاد شهید مطهری «هیچ حادثه ای در تاریخهای دوردست به اندازه حادثه کربلا تاریخ معتبر وجود ندارد و مورخان معتبر اسلامی از همان قرون اول و دوم قضایا را با سندهای معتبر نقل کردند و این نقلها با یکدیگر انطباق دارن و به یکدیگر نزدیک هستند ولی قضایایی در کار بوده است که سبب شده جزئیات تاریخ بماند».

به عنوان نمونه می توان به چند مورد تحریف در قضیه کربلا اشاره کرد:- وجود داستانهایی مثل: عروسی قاسم بن الحسن (ع)، شیر و فضه، خبر بردن مرغ برای فاطمه ی صغری در مدینه، حضور لیلی در کربلا و پریشان کردن مو، تعداد لشکریان عمرسعد، تعداد کشته های دشمن و…- استثنایی دانستن قیام حسین بن علی (ع) به عنوان یک دستور محرمانه برای شهادت- کفاره گناهان دیگران قرار گرفتن شهادت حضرت سیدالشهدا (ع)- ثواب گریستن بر ابا عبدالله (ع) به عنوان یک موضوع مستقل- غافلگیر شدن حضرت امام حسین (ع)و…

عوامل تحریف
عوامل و انگیزه های تحریف و استمرار آنها دو بخش است:

عواملی که خارج از قلمرو و تفکر اسلام ناب هستند
عواملی که در خارج از قلمرو اندیشه ی اسلام حقیقی طراحی شده اند و از ناحیه دشمنان و منافقان هدایت می شدند، عبارتند از:

پیکار مستقیم و غیر مستقیم با ارزشهای دینی از راه مشوب نمودن اذهان عمومی بویژه در مسائل کلامی از آنجا که مهمترین رمز موفقیت دین اسلام در فراگیری جهانی، انطباق اصول و فروع آن با «فطرت و عقل سلیم» بود که از سرچشمه ی زلال وحی نشأت می گرفت و در مسیر تاریخی خود همگان را از آن سیراب می نمود، مغرضان درصدد برآمدند تا برای جلوگیری از اشتیاق و عطش بشر نسبت به معارف اولیه اسلامی، این آب معرفت را گل آلود نمایند؛ از جمله با تفسیرهای غلط، با حذف اسناد، با وارد نمودن افکار و عقاید خرافی و انتساب آنها به دین و قرآن نظیر افسانه ی غرانیق و غیره که از دید قرآن، بیشترین صدمات در این زمینه از ناحیه ی قوم یهود وارد شده است و به تعبیر آیه الله شهید استاد مطهری «اینها قهرمان تحریف در طول تاریخ هستند» که البته مسیحیت صلیبی و سلاطین اموی و مروانی و عباسی نیز با آنها در این مسأله ی وحدت استراتژی داشتند.من الذین هادوا یحرفون الکلم عن مواضعه [۱۸] .گروهی از یهود کلام خدا را از جای خود تغییر دادند.یحرفون الکلم عن مواضعه [۱۹] .قوم یهود بیش از دیگران به حقایق دینی واقف بودند و همانها باعث تحریف در معارف الهی شدند و این عمل به عنوان یک روش در بین آنها متداول گشت و امروز نیز شاهد تلاش گسترده ی جهانی آنها در بنگاه های سخن پراکنی رسمی دنیا هستیم. مسلما حادثه ی عاشورا نیز از تیغ سانسور و تحریف خبری آنها جان سالم به در نبرده است.

مغرضان برای تحریف از شگردهای مختلفی بهره جستند که می توان به مهمترین آنها اشاره کرد:
الف – مخدوش کردن «علم» امام (ع) و «عصمت» او و انجام مغالطه و عوامفریبی: در تاریخ نوشته اند که امام حسین (ع) فردی بود از جمله دیگر افراد بشر و از آینده خود بی خبر بود و گرنه امام معصوم، دست به «خودکشی» نمی زد.

ب – تذلل و درخواست عاجزانه امام حسین (ع) در روز عاشورا در مقابل دشمنان برای جرعه ای آب.

ج – خدشه در هدف اصلی حضرت سیدالشهداء (ع):تمامی احکام و قوانین اسلام بدون پشتوانه اجرایی از طریق برقراری حکومت، لغو و عبث خواهد شد، پس دیانت با سیاست ممزوج و تفکیک ناپذیر است و همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی در کنگره امام رضا – علیه السلام – فرمودند: «تمامی فعالیتهای ائمه اطهار (ع) دارای یک جهت واحد سیاسی یعنی با هدف برقراری حکومت اسلامی بوده است»، لذا دشمنان برای جلوگیری از تحقق چنین هدف والا چاره اندیشی کرده و زیربنایی ترین آن چاره ها طرح «جدایی دین از سیاست» و ایجاد انحراف در بیان هدفهای قیام حسین بن علی (ع) بود.همانگونه که امروز شاهدیم، در تمامی مجالس عزاداری سیدالشهداء (ع) از هر نکته ای سخن می رود بجز اهداف سیاسی او، غافل از اینکه:سیدالشهدا از آغاز حرکت بطور مکرر طی بیانیه های شفاهی و کتبی هدف از قیام خود را «اصلاح دین و امر به معروف و نهی از منکر» دانستند و تحقق این هدف در برابر فاسقترین و شرورترین فرد تاریخ بشر – یزید بن معاویه – جز با از بین بردن سلسله منحوس اموی میسر نخواهد بود آن هم با جهاد و شهادت.

د – خنثی سازی اثر شمشیر در پیشرفت اسلام:در تاریخ، از جمله عوامل اساسی حفظ و پیشرفت اسلام در حساسترین لحظات صدر اسلام «شمشیر علی بن ابی طالب (ع)» شمرده شده است. قرآن کریم علاوه بر دعوت مؤمنان به جنگ و مبارزه با دشمنان دین و بشریت «حدید» را به عنوان سمبل شمشیر و قدرت در ردیف رسالت انبیا و کتاب آسمانی و دین قرار داده است:لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع الناس. [۲۰] .لذا سیدالشهداء (ع) در راستای اصلاح دین جدش در یک رجز حماسی خطاب به شمشیرهای دشمنان می فرماید:«اگر بنا بر این است که دین جدم «محمد (ص)» با خون من محفوظ بماند پس ای شمشیرها مرا در برگیرید.»در مقابل، مغرضان در تحریف این حقیقت گفتند:- حرکت امام حسین (ع) و شهادت او به صورت یک دستور خاص محرمانه بوده است.- امام حسین (ع) قیام کرد تا کشته شود و خون او کفاره گناهان امت باشد.شهید مطهری در این زمینه می فرماید:«ملت مسلمان ندانسته خیلی چیزها را از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفته است. «یکی از اصول معتقدات مسیحیت مسأله به صلیب کشیدن مسیح است برای اینکه فادی باشد (کفاره گناهان).»- تمامی هدف مبارزه در روز عاشورا در دستیابی به آب رودخانه فرات متمرکز می شود، افزون بر تذلل در پیش دشمنان.- گریستن و گریاندن موضوعیت دارد.

توجیه انحرافات و کج اندیشی های حکام ناصالح بعد از خلافت حضرت علی
یکی از شگردهای مبارزاتی حکام باطل علیه پیروان حقیقی خط امامت و ولایت حق، بعد از حذف فیزیکی و قتل عام و ترور و شکنجه و به آب بستن صحرای کربلا و مسطح نمودن مرقد مطهر ابا عبدالله (ع)، از بین بردن روح ظلم ستیزی و سلحشوری و قیام علیه استبداد و انحراف و ابتذال است که ریشه در خط سرخ شهادت حسینی دارد که از مدینه تا کربلا کشیده شد و به «هیهات منا الذله» و «لا أری الموت الا السعاده» انجامید.پس باید این خط را مخدوش نمود و جو «سازش» و «تسامح» و «عیسی به دین خود موسی به دین خود بودن» را جایگزین نمود و جو ظلمانی و تاریک و آلوده به کفر و نفاق و دنیاپرستی و لاابالی گری به وجود آورد تا «شاه و طاغوت» به عنوان «ظل الله» شناخته شود و بهترین شیوه در این راه، به کارگیری رهروان راه ابوهریره کاذب در جعل و اعمال خرافات و تحریف سندهای تاریخ حسینی است تا چند صباحی دیگر به دور از مزاحمتها بر مسند هوسرانی و زراندوزی و زورمداری خود تکیه زنند؛ همان زر و زور و تزویری که اسلام حقیقی، پرچم مبارزه با آن را در جهان به اهتزاز در آورد.

انتقام جویی
حس انتقام جویی و عقده گشایی از سوی منکوبین قدرت اسلام و مضروبین شمشیر ولایت در برابر فضائل و مناقب عترت پاک پیامبر و بنی هاشم بویژه در برابر قداست غیرقابل وصف نهضت ابا عبدالله (ع) که به تعبیر شهید مطهری تمام شرایط تقدس یک نهضت همانند کلی بودن و دارای بصیرت و بینش قوی بودن و منحصر به فرد بودن، در قیام حضرت وجود داشت،

عوامل درونی
عواملی که از ناحیه دوستان ناآگاه و یا از ناحیه شرایط اجتماعی در طول زمان بر تاریخ کربلا تحمیل شده وموجب تحریف گشته اند، موارد آن به شرح ذیل است:

حس قهرمان پرستی
طبق نظر استاد شهید مطهری، در بشر یک حدس قهرمان پرستی و اسطوره سازی هست که در اثر آن درباره ی قهرمانهای ملی و دینی افسانه می سازد. همانند:هشتصد هزار نفر بودن افراد لشکر عمرسعد در روز عاشورا، ۷۲ ساعت بودن روز عاشورا، کشته شدن ده هزار نفر در حمله اصحاب سیدالشهداء (ع)، پرتاب سر مقتولان دشمن توسط بعضی زنان و کشته شدن افراد دیگر به وسیله همان سرهای پرتاب شده.

کیفیت نامطلوب نقل خبر توسط راوی و مخبر
اگر مورخ، بدون دقت و امعان نظر لازم در متن واقعه و بدون جرح و تعدیل اسناد خبر و بدون رعایت اسلوب نگارش و ثبت و ضبط نکته های تاریخی و در مقابل با خوش باوری زیاد به نقل هر آنچه به او می رسد، بپردازد، بدون شک مایه ی اشتباه و گمراهی و انحراف آیندگان خواهد گشت.

عدم شناخت علل و شرایط و اسباب و اهداف واقعه کربلا
بی توجهی و جهل نسبت به انگیزه و قصد هر حادثه تاریخی، موجب اعمال سلیقه شخصی و خلط حق و باطل و به تعبیر ابن خلدون موجب تلبیس و تصنع می شود؛ او می نویسد:«اگر تنها به نقل کردن اخبار اعتماد کند بی آنکه به قضاوت اصول عادات و رسوم و قواعد سیاستها و طبیعت تمدن و کیفیات اجتماعات بشری بپردازد و حوادث نهان را با وقایع پیدا و اکنون را با رفته بسنجد، چه بسا که از لغزیدن در پرتگاه خطاها و انحراف از شاهراه راستی در امان نباشد.بارها اتفاق افتاده که تاریخ نویسان، وقایع و حکایات را بر اصول آنها عرضه نکرده، آنها را با نظایر هر یک نسنجیده و به معیار حکمت و آگاهی بر طبایع کائنات و مقیاس تحکیم نظر و بصیرت نیازموده و به غور آنها نرسیده اند، پس از حقیقت، گذشته و در وادی وهم و خطا گمراه شده اند.»

نزدیکی مورخان به دستگاه های ظالم
خودباختگی و مرعوب قدرتهای حاکم شدن، خود عاملی است که مورخ و ناقل را در نگارش تاریخ و نقل آن به «دروغ» می کشاند.بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: «اکثر مورخین، تاریخ را آنگونه که مایلند و یا بدانگونه که دستور گرفته اند می نویسند نه آنگونه که اتفاق افتاده است». [۲۱] ابن خلدون در تاریخ می نویسد: «مورخان در آن روزگار تاریخ را به خاطر خداوندان دولت تدوین می کردند. یکی از اسباب دروغ در تاریخ، میل تقرب جویی به صاحبان قدرت و نفوذ است».

تعصب ورزی
طبق نظر ابن خلدون دیگر سبب دروغ در تاریخ، تعصب و پیرویهای احساساتی نسبت به یک عقیده و رأی است.البته این نظر را می توان گسترش داد و در عنوان کلی تر مثل «بی مبالاتی در تعهدات اخلاقی» قرار داد. هر چند که ابن خلدون، دروغ در گزارشهای تاریخی را امری طبیعی می داند.

به روز نشدن تاریخ توسط تحلیلگران شایسته تاریخ
هر حادثه مهم و سرنوشت ساز دوردست تاریخی همانند قیام بسیار حساس سیدالشهدا (ع) نیازمند گویا شدن و به زبان روز در آمدن در هر عصری است تا بتواند منطبق با شرایط و احوال زمان، نقش مفید و سازنده ی خویش را ایفا نماید و گرنه مانند مواد معدنی استخراج نشده ای در دل کوه و اعماق اقیانوسها به صورت خام باقی خواهد ماند و در نتیجه زمینه برای دستبردها یا تحریف معنوی فراهم می آید و یا حداقل به فراموشی سپرده خواهد شد.به ملاحظه همین نکته می توان از کلام جناب ابن خلدون در تأیید استفاده کرد؛ او می نویسد: «یکی از اسباب دروغ، عجز از تطبیق اوضاع و احوال با رویدادهاست. از اغلاط پوشیده تاریخ، از یاد بردن این اصل است که احوال ملتها و نسلها در نتیجه ی تبدل و تغیر اعصار و گذشت روزگار تغییر می پذیرد و این به منزله ی بیماری مزمنی است که بسیار پنهان و ناپیداست زیرا جز با سپری شدن قرنهای دراز روی نمی دهد.علت این است که کیفیت جهان و عادات و رسوم ملتها و شیوه ها و مذاهب آنان بر روشی یکسان و شیوه ای پایدار دوام نمی یابد بلکه برحسب گذشت روزگار و قرنها اختلاف می پذیرد و از حالی به حالی انتقال می یابد.»
بنابراین هر یک از عوامل درونی و عوامل خارجی و همچنین عواملی که در بحث مقدمه از دیدگاه قرآن مطرح شد، می توانند به صورت جداگانه و یا به صورت مجموعی ضربه ی لازم را بر کلاس درس عبرت حادثه ی همیشه به یاد ماندنی و زنده ی عاشورا وارد سازند، ولی زنده نگهداشتن یاد و نام حسین بن علی (ع)، سلحشور وادی غربت علیه کفر و فساد و الحاد، بستگی دارد به ارتقای سطح بینش و درک آحاد ملت مسلمان در زمینه معارف اسلامی، همانند: هدف دین، شناخت ائمه، عصمت و علم آنها، فلسفه جهاد و شهادت، اراده و اختیار انسان، ضرورت امامت و ولایت و…و همچنین به رعایت تقوا از سوی آنان و تربیت مورخان صالح برای پاکسازی و تنقیح اخبار مربوط به حادثه عاشورای حسینی وابسته است.

پاورقی
[۱] مطهری، مرتضی، حماسه ی حسینی، ج ۱، ص ۲۷٫
[۲] سوره آل عمران، آیه ۱۳٫
[۳] سوره یوسف، آیه ۱۱۱٫
[۴] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۶٫
[۵] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۹۸٫
[۶] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۱۷۵٫
[۷] نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه ۲۳۴٫
[۸] نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۳۱٫
[۹] نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۴۹٫
[۱۰] نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۳۱٫
[۱۱] سوره نسا، آیه ۵۸٫
[۱۲] سوره بقره، آیه ۱۷۴٫
[۱۳] سوره بقره، آیه ۴۲٫
[۱۴] سوره نور، آیه ۱۵٫
[۱۵] سوره ی انعام، آیه ۲۱٫
[۱۶] سوره بقره، آیه ۷۵٫
[۱۷] سوره ی مائده، آیه ۴۱٫
[۱۸] سوره نساء، آیه ۴۶٫
[۱۹] سوره مائده، آیه ۲۵٫
[۲۰] سوره حدید، آیه ۲۵٫
[۲۱] امام خمینی، پیام ۲۵ / ۱۰ / ۶۷٫

منبع کلرجی

درباره talabeh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

3 + 3 =