صفحه اصلی / مشاوره / 2- تربیت فرزند / گردش لاک پشت ها

گردش لاک پشت ها

 

 

یکی بود یکی نبود. خانم لاک پشت و آقا لاک پشت تصمیم گرفتند که همراه پسرشان به گردش بروند. آنها  بیشه ای که کمی دورتر از خانه اشان بود را انتخاب کردند.

وسایلشان را جمع کردند و به راه افتادند و بعد از یک هفته به آن بیشه قشنگ رسیدند.

سبدهایشان را باز کردند و سفره را چیدند ولی یکدفعه مامان لاک پشته با ناراحتی گفت: یادم رفت درقوطی بازکن را بیاورم.

پدر لاک پشت به پسرش گفت: پسرم تو برگرد و آن را بیاور.

پسرک اول قبول نکرد ، ولی پدر برایش توضیح داد که ما بدون دربازکن نمی توانیم قوطی ها را باز کنیم و چیزی بخوریم و صبر می کنیم تا تو برگردی. ما به تو قول می دهیم

پسرک با ناراحتی به راه افتاد

سه روزگذشت ، آنها خیلی گرسنه بود. ولی چون قول داده بودند ، باز هم انتظار کشیدند.

یک هفته گذشت ، مادر به پدر گفت: می خواهی چیزی بخوریم ، او که نخواهد فهمید.

پدر گفت: نه ما قول داده ایم و باید صبر کنیم.

خلاصه سه هفته گذشت. مادر گفت: چرا دیر کرده باید تا حالا می رسید.

پدر گفت: آره حق با شماست ، بهتر است تا او برگردد ، لااقل میوه ای بخوریم.

آنها میوه ای بر داشتند اما قبل از اینکه بخورند صدایی به گوششان رسید که گفت: آهان ! می دانستم تقلب می کنید.

این صدای بچه لاک پشت بود که از پشت بوته ها بیرون آمد.

و گفت: دیدید زیر قولتان زدید؟ چه خوب شد که نرفتم !

منبع: کودکان

درباره talabeh

این مطالب را نیز ببینید!

ازدواج اجباری

سؤال:دختری که به آقایی علاقه دارد ولی خانواده به اجبار میخواهند با پسرخاله اش ازدواج …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

8 + 2 =