توصیه های وحدت بخش اهل بیت(علیهم السلام) به شیعیان

pr_vatasemooخوشرفتاری با عموم مسلمانان :
اهل بیت(ع) همواره شیعیان را به خوشرفتاری با پیروان مذاهب اسلامی سفارش کرده اند و سیره عملی خودشان نیز چنین بوده است. امام باقر(ع) فرمودند« حتی اگر با یک یهودی همنشین شدی با او به نیکویی رفتار کن»[۱] امیرالمؤمنین(ع) حتی با اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان) خوشرفتار بودند بگونه ایکه موجب علاقمندی و احیانا تشرف آنان به اسلام می شد.[۲] اگر کسی بخواهد نمونه های رفتار بزرگوارانه اهل بیت(ع) با پیروان ادیان و مذاهب دیگر را گردآوری کند قطعا کتابی حجیم خواهد شد.
طبق روایات اهل بیت(ع) ، شیعیان باید با پیروان مذاهب دیگر در کمال ادب و احترام گفتگو کنند زیرا خداوند می فرماید : «قولوا لِلنّاسِ حُسناً» (با مردم سخنی نیکو بگویید) [بقره/۸۳]. خداوند در این آیه نفرمود «تنها با مؤمنان حقیقی خوشرفتار باشید» بلکه واژه “الناس”(مردم) را به کار برد یعنی باید با همه اقشار مردم شامل مسلمان و کافر و شیعه و سنی و … نیکو سخن بگویید.[۳]  درباره همین آیه امام باقر(ع) می فرماید: «منظور اینست که با مردم آنگونه سخن بگو که دوست داری آنان با تو سخن بگویند»[۴]
همچنین از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود : « ای شیعیان! [با رفتار خود ] زینت ما باشید و مایه ننگ و عار ما نباشید. با مردم به نیکویی سخن بگویید و زبان خود را [ از سخنان زشت ] نگاه دارید و از گفتار بیهوده و سخنان زشت بپرهیزید»[۵] آنحضرت شیعیان را بویژه درباره رفتار با اهل سنت به تقوا توصیه کرده ، فرمودند: «به عیادت بیمارانشان بروید و در تشییع جنازه امواتشان شرکت کنید و در مسجدهایشان با آنان نماز بخوانید»[۶] اهل بیت(ع) خود نیز همین شیوه را داشتند.[۷] در حدیثی آمده که هر کس از این شیوه پیروی نکند امامان(ع) از او بیزارند و او را از شیعیان خود نمی دانند.[۸]
در حدیثی معتبر از امام صادق(ع) آمده که هرکس از شیعیان که [ برای وحدت اسلامی ] در صف اول نماز با اهل سنت شرکت کند گویی پشت سر پیامبر (ص) نماز گزارده است.[۹] طبق این روایت نماز با اهل سنت نه تنها جایز بلکه دارای پاداشی بزرگ است. طبق روایتی دیگر امام صادق(ع) نماز با اهل سنت در صف اول را همچون جهاد فی سبیل الله دانسته اند.[۱۰] این روایات از سوی محققان شیعه معتبر دانسته شده و مراجع تقلید بر اساس آنها فتوا می دهند.
…….
نهی از دشنامگویی به مقدسات دیگران :
تجربه نشان داده که هیچگاه دشنام گفتن به مقدسات دیگران موجب هدایت گمراهان نمی شود بلکه برعکس آنان را به لجاجت و مقابله به مثل وادار می کند. از این رو اهل بیت(ع) به شیعیان یادآور می شدند که خداوند از دشنام گفتن – حتی نسبت به بتهای مشرکان- نهی فرموده است. خداوند می فرماید: « به معبود کسانى که غیر خدا را مى‏خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى دشمنی و جهل ، خدا را دشنام دهند»[أنعام/۱۰۸] بنابراین پرهیز از دشنام یک اصل قرآنی و اسلامی است که اهل بیت(ع) نیز بر آن تأکید کرده اند از این رو استثنا قایل شدن برای آن در شرایط خاص نیازمند دلیل خاص است.[۱۱]
در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) طرف مقابل را دشنام می دادند که آن حضرت فرمود: «بر شما روا نمی دانم که نفرینگر و دشنامگو باشید ، فحش دهید و اظهار نفرت کنید. ولى اگر کارهاى زشت آنان را بیان مى‏کردید و مى‏گفتید که رفتار و کردارشان چنین و چنان بوده ، سخنى درست‏تر گفته و عذرى رساتر آورده بودید»[۱۲] در اینجا امیرالمؤمنین(ع) در عینِ نهی از دشنامگویی ، یاران خود را به افشاگری درباره عملکردِ دشمن فرا می خواند. بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سکوت در مقابل انحرافات نیست بلکه به معنای روشنگریِ مؤدبانه و استدلالی است که احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر می­کند و در پیشگاه خداوند و در مقابل افکار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است.
در روایتی دیگر خطاب به شیعیان آمده :«از خدا پروا کنید و با هرکس همدم می شوید به نیکویی همنشینی کنید و با همسایگان خوشرفتار باشید و امانت را به صاحبانش برگردانید و مردم را خوک نخوانید. اگر شیعه ما هستید همانگونه که ما سخن می گوییم سخن بگویید و مانند ما رفتار کنید تا براستی شیعه­ی ما باشید»[۱۳] از این روایت دانسته می شود که در آن روزگار برخی از تندروها، پیروان مذاهب دیگر را با القابی زشت نامگذاری می کردند که اهل بیت(ع) از این رفتار زشت نهی فرمودند. در زمان ما نیز برخی از افراطیها از هر دو مذهب القاب زشتی به مخالفان خود می دهند که بی تردید ناروا و بر خلاف شیوه پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) می باشد.
در کتاب علل الشرایع(تألیف شیخ صدوق)  که از منابع مهم شیعه است آمده که ابوحنیفه(پیشوای اهل سنت) نزد امام صادق(ع) شرفیاب شد و عرض کرد:«گروهی از شیعیان از سه خلیفه نخست به شدت بدگویی و اعلام بیزاری می کنند و مدعی هستند که شما چنین توصیه ای به آنان کرده اید»  امام صادق(ع) فرمودند: «وای بر تو! من چنین چیزی نگفته ام» ابوحنیفه گفت : «اما آنها بسیار برای این کار اهمیت قایلند!» امام(ع) فرمودند:«از من چه انتظار داری؟» ابوحنیفه گفت:«اگر نامه ای برایشان بنویسید و من به آنان برسانم از این کار دست بر می دارند.» امام(ع) فرمودند:«[در اینصورت] سخنم را اطاعت نخواهند کرد.»[۱۴]  گویا امام(ع) نگران بودند که اگر چنین نامه ای توسط یک عالم سنی به گروهی از تندروهای شیعه ابلاغ شود تأثیری نداشته باشد. اما از آنجا که امام(ع) شخصاً از تصریح مردم کوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند بنابراین نامه ای نوشتند و توصیه های فراوانی به شیعیان کردند از جمله اینکه باید با اهل سنت خوشرفتاری کرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری کنند زیرا این رفتار ناشایست جز اینکه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار کند سودی نخواهد داشت. از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار می دادند و بعد از نماز می خواندند و تلاش می کردند به آن پایبند باشند.[۱۵]
یکی از نایبان خاص امام زمان(عج) شخصی را به کار دربانی گمارده بود اما پس از مدتی معلوم شد این دربان به معاویه لعنت و دشنام می دهد. نایب خاص(ره) پس از اطلاع از این موضوع او را از کار برکنار فرمود. از آن پس آن شخص تا مدتها التماس می کرد که سر کار خود برگردد اما نایب خاص (ره) دیگر او را به خدمت قبول نفرمود.[۱۶] گویی آن نایب خاص(ره) معتقد بودند که شیعیان باید حتی نسبت به حساسیت اقلیتی از اهل سنت که برای معاویه منزلتی قایل هستند ،  توجه داشته باشند و نباید تظاهر به بی احترامی به عقاید اهل سنت کنند.
از برخی از روایات بر می آید اصل تبرّی که از نظر ما شیعیان یکی از فروع دین است باید بصورت « لعن ستمکاران بطور کلی » باشد و نباید با ذکر نام و بصورت صریح باشد. کلینی از امام باقر(ع) نقل کرده که فرزندِ یکی از سرانِ شرک، – که مسلمان شده و در رکاب پیامبر(ص) بود – یکبار ابوبکر در حضور او پدر مشرکش را لعنت کرد که او خشمگین شد و به ابوبکر پاسخی تند داد. در آن هنگام پیامبر(ص)- به عنوان یک سیره همیشگی –  فرمودند: «وقتی مشرکان را لعن و بدگویی می­کنید بطور کلی سخن بگویید نه بطور خاص (با ذکر نام) که فرزندانشان (که اکنون در شمار مسلمانان هستند) خشمگین شوند»[۱۷] طبق این روایت پیامبر اعظم(ص) از لعن صریح مشرکان با ذکر نام، نهی فرمود تا موجب دودستگی بین مسلمانان نشود. معنای این سخن اینست که به جای لعن با ذکر نام باید لعن کلی مورد عمل قرار گیرد مثلا بگویند: « اللهُمَّ الْعَنْ الظّالِمینَ».
از این روایت می توان فهمید که لعن افراد با ذکر نام – حتی درباره مشرکان – اگر موجب کدورت میان مسلمانان شود روا نیست و باید از آن پرهیز شود.
به عنوان یک مصداق نیز باید گفت آنچه پس از عصر صفوی در برخی از محافل تحت عنوان «عید الزهرا» رواج یافت امری غیردینی و بر خلاف سیره پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) بوده است. از این رو بسیاری از مراجع تقلید شیعه به صراحت آن را خرافی و حرام اعلام کرده اند. حدیثی که برخی از افراطیها برای توجیه این مراسم خرافی مورد استناد قرار می دهند نیز به اعتقاد محققان جعلی و فاقد اعتبار است. در این باره کتابی خواندنی با عنوان « نهم ربیع ؛ جهالت‌ها ، خسارت‌ها » منتشر شده  است.[۱۸]
نکته دیگر درباره زیارت شریف عاشوراست که در قدیمی ترین نسخه آن عبارت « اللهم خُصَّ‌ أنت اول ظالم باللَّعن و ابدأ به أولاً ثم الثانی و الثالث والرابع» – که فعلا رایج و مشهور است – وجود ندارد و به جای آن لعن کلی و عمومی به این صورت آمده است :« اللهُمَّ خُصَّ أنتَ أوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ آلَ نَبیِّکَ بِاللَّعْنِ ثُمَّ الْعَنْ أعداءَ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الأوّلینَ وَ الآخِرینَ» این نسخه ی زیارت عاشورا در کتاب «کامل الزیارات» – که از تألیفات ابن قولویه قمی(از استادان شیخ مفید) است- آمده و از جهاتی از نسخه متداول معتبرتر می باشد اما متاسفانه کمتر مورد توجه مردم قرار گرفته است.[۱۹] در میان کتب دعای معاصر «منتخب الأدعیه» که زیر نظر علامه سید مرتضی عسکری(ره) تدوین شده این متن را نقل کرده است.[۲۰]
……….
 بهترین شیوه تبلیغ برای مذهب اهل بیت(علیهم السلام) :
امام صادق(ع) فرمودند:« شما را به تقوای الهی و طاعت خداوند و پرهیز از معاصی و ادای امانت به کسانی که به شما اعتماد می کنند، سفارش می کنم و اینکه با هرکس همنشین می شوید خوشرفتار باشید و بدون سخن گفتن برای ما تبلیغ کنید» به حضرت (ع) عرض کردند: چگونه بدون سخن گفتن تبلیغ کنیم؟! فرمود: « به آنچه از طاعت خدا که به شما سفارش کرده ایم عمل کنید و از آنچه از محرمات که نهی کرده ایم بپرهیزید و با مردم با راستی و منصفانه رفتار کنید و امانت را به صاحبش بازگردانید و امر به معروف و نهی از منکر کنید و کاری کنید که مردم جز خوبی از شما نبینند که در اینصورت خواهند گفت اینها پیروان فلانی(شیعیان جعفری) هستند. خدا فلانی[جعفر صادق] را رحمت کناد که چه خوب پیروانش را تربیت کرده است و بدینگونه از فضایل ما آگاه می شوند و به سویش می شتابند»[۲۱] طبق این روایات شیعیان باید بگونه ای با پیروان مذاهب دیگر رفتار کنند که موجب خوشنامی اهل بیت(ع) شود و آنان با خود بگویند ” درود بر جعفر صادق(ع) که چنین شیعیانی تربیت کرده است.”
در زمان برخی از امامان(ع) شیعیان چنان با اهل سنت مدارا و خوشرفتاری داشتند که مردم آنان را به عنوان امام جماعت و امانتدار خود بر می گزیدند و این رفتار آنان مورد تأکید ویژه امامان(ع) بوده است زیرا موجب خوشبینی و علاقه مردم نسبت به اهل بیت(ع) و پیروانشان بود.[۲۲]
ممکن است برخی گمان کنند با خودداری از لعن صریح ممکن است تعصب شیعی رو به ضعف بگذارد و برخی از شیعیان در حقانیت و مظلومیت اهل بیت(ع) تردید کنند اما حقیقت اینست که این نگرانی جایی ندارد زیرا ما می توانیم برای حفظ مکتب تشیع به جای «تظاهر به لعن با ذکر نام» ، به « بیان واقعیات تاریخی و استدلالهای اهل بیت(ع)» با شیوه مؤدبانه بپردازیم تا نسل جوان شیعه به جای دشنام ، به استدلال و ادب مسلح شود و در مقابل شبهات متزلزل نگردد. اگر شیعیان اعلام برائت از ستمکاران را بصورت کلی و بدون تعیین مصادیق خاص بیان کند کدورتی پیش نمی آید بلکه دیگران نیز با آنان همصدا می شوند. در عین حال می توان حقایق تاریخی را به گونه مستند و بدون سب و لعن صریح تبیین کرد. این شیوه قطعا از سوی نسل جوان روشنفکر و جستجوگر با استقبال مواجه خواهد شد و تبلیغات منفی وهابیان را – که شیعه را به عنوان یک فرقه بی منطق و دشنامگو معرفی می کنند – خنثی خواهد کرد.
————
منابع نوشتار
[۱] . میرزا حسین نوری ، مستدرک‏الوسائل[چاپ قم]: ج۸ ص۳۱۶
[۲] . به عنوان نمونه مراجعه کنید به: حر عاملی، وسائل الشیعه[چاپ قم]، ج‏۱۲ ص۱۳۵  و   ابن اثیر، الکامل[چاپ بیروت] ج۲ ص۴۴۳
[۳] . محمد بن بابویه صدوق ، صفات‏الشیعه[چاپ انتشارات اعلمی تهران] ص۲۷    و  على بن حسن طبرسى ،  مشکاهالأنوار[چاپ نجف اشرف]  صص ۸۸  و  ۱۷۳  و  ۱۸۱  و  تفسیر منسوب به امام عسکری(ع)[چاپ قم] ص: ۳۵۳
[۴] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران]  ج ۲  ص ۱۶۵    و  محمد بن بابویه صدوق ،  الأمالی؛ ص ۲۵۴   و  محمد بن مسعود عیاشى ، تفسیر العیاشی[چاپ تهران]  ج۱ ص ۴۸
[۵] . محمد بن بابویه صدوق ،  الأمالی   ص ۴۰۰     و  محمد بن حسن طوسی، الأمالی[چاپ قم]‏  ص ۴۴۰
[۶] . محمد بن مسعود عیاشى ، تفسیر العیاشی[چاپ تهران] ج ۱ ص ۴۸
[۷] . میرزا حسین نوری ، مستدرک‏الوسائل[چاپ قم] ج۸  ص۳۱۳
[۸] . احمد بن محمد بن خالد برقى ، المحاسن ج ۱  ص۱۸   و   محمد بن بابویه صدوق ، صفات‏الشیعه[چاپ انتشارات اعلمی تهران] ص  ۲۷
[۹] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران]  ج‏۳ ص ۳۸۰    و  محمد بن بابویه صدوق ، من لا یحضره الفقیه[چاپ قم]  ج‏۱  ص۳۸۲     و  فیض کاشانی، الوافی[چاپ اصفهان]    ج‏۸ ص ۱۲۱۸  و   حر عاملی، وسائل الشیعه[چاپ قم]، ج‏۸ ص۲۹۹  و  محمدباقر مجلسی ، بحار الأنوار [چاپ بیروت] ج‏۸۵ ص ۹۷ و ۹۸
[۱۰] . حر عاملی، وسائل الشیعه[چاپ قم]، ج‏۸، ص: ۳۰۱
[۱۱] . شاید بتوان گفت یکی از موارد استثنا حالت مقابله به مثل است زیرا خداوند می فرماید:«هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن به او تعدّى کنید»[بقره: ۱۹۴]
[۱۲] . نهج البلاغه[چاپ دارالهجره قم] خطبه ۲۰۶ ص۳۲۳ و  نصر بن مزاحم، وقعه صفین [چاپ قاهره] ص۱۰۳ ؛ ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال[چاپ منشورات الرضی، قم] ص ۱۶۵ ؛ ابن­أعثم کوفی،الفتوح [چاپ بیروت] ‏ ج۲ ص۵۴۳
[۱۳] . قاضی نعمان مغربی، دعائم‏الإسلام[چاپ مصر]  ج۱  ص۶۱  و  میرزا حسین نوری ، مستدرک‏الوسائل[چاپ قم]: ج ۸   ص۳۱۱
[۱۴] . محمد بن بابویه صدوق، علل­الشرائع،  [انتشارات مکتبه الداورى، قم‏]ج۱ باب ۸۱ ص۹۱    و  محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج ۲  ص۲۹۴
[۱۵] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران]  ج۸  ص ۲ تا ۱۴  و  محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج۷۱ باب ۱۴ ص ۲۱۷  و   ج ۷۵ باب ۳  ص ۲۱۵
[۱۶] . محمد بن حسن طوسی، الغیبه [چاپ قم] ص : ۳۸۶  و   محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج : ۵۱ ص : ۳۵۷
[۱۷] . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی[چاپ تهران] ج۸ ص۶۹ . این ماجرا در مصادر تاریخی نیز آمده است: بلاذری، أنساب الأشراف[چاپ بیروت]  ج۱ ص۱۶۰ و۴۶۷ و  ج۶ ص۴۴  ؛ واقدی، المغازی[چاپ بیروت] ‏ج۳ ص۹۲۵ و ابن­حبیب هاشمی، المنمق[چاپ بیروت] ص۲۹۴
[۱۸] . این کتاب که توسط “مهدی مسائلی” تألیف شده است.
[۱۹] .جعفر ابن­قولویه قمی(وفات حدود ۳۶۸هـ)، کامل‏الزیارات[انتشارات مرتضویه، نجف اشرف]، صص۱۷۴-۱۷۹، باب۷۱  و  محمدباقر مجلسى ،  بحارالأنوار [چاپ بیروت]ج۹۸، ص۲۹۲.  و  میرزا ابوالفضل تهرانى(قرن۱۳ق). شفاء الصدور فی شرح زیاره العاشور[انتشارات مرتضوى، تهران]، ج۱، ص۴۴
[۲۰] . سید مرتضی عسکری، منتخب­الأدعیه ، المجمع العلمی الاسلامی، تهران، ۱۴۰۴ ق. /۱۳۶۲ ش
[۲۱] .‏ قاضی نعمان مغربی، دعائم‏الإسلام[چاپ مصر]  ج ۱ ص۵۶
[۲۲] . محمد بن بابویه صدوق ، صفات‏الشیعه[چاپ انتشارات اعلمی تهران] ص۲۸   و  قاضی نعمان مغربی، دعائم‏الإسلام[چاپ مصر]  ج ۱ ص۵۶

*****
منبع: عربی معاصر ، وحدت شیعه و سنی ، سیاست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *