کاش شهاب مرادی مرا هم سهیم میکرد!

بسم الله

سلام و درود بر خدیجه کبری سلام الله علیها
این متن را تنها برای نزدیکی و تقّرب به خدیجه کبری -سلام الله علیها- مینویسم.
چند دقیقه پیش در یکی از گروه های اجتماعی مطلبی نوشته شده بود که نتوانستم قرار و آرام بگیرم ؛ بلافاصله بعد از نماز این را نوشتم.
شاید آن عزیزی که آن را بانشر داده (به اصطلاح امروزهای کپی پیست کرده) مغرض نباشد اما قطعا کسی که این متن را طراحی کرده هم مغرض است هم معاند خداوند متعال.
زمینه چینی؛
دیشب مهمانی داشتیم که دختر عقد کرده ای داشت و می نالید از هزینه تهیه جهازیه و هزینه شب عروسی مثلا میگفت هزینه کرایه یک شب لباس عروس ششصد هزار تومان میشود. بنده خدا حق داشت در این دوره اعتدال و تدبیر (بخوانید دروغ و تزویر) بنالد از این مساله.

اصل مطلب؛
نوشته بود حجت الاسلام و المسلمین شهاب مرادی نه میلیون تومان داده (قطعا این پول از بیت المال داده نشده و پول شخصی بوده) به رزونامه بهمان تا پیام تبریکی چاپ کند برای به دنیا آمدن نوه حداد عادل و دراین زمان که حقوق کارگر ششصدهزارتومان است و فقر بیداد می کند چرا باید کسی که لباس پیامبر به تن دارد همچنین هزینه برای چنین مساله پیش پا افتاده ای بکند. همین کارها را میکنند که مردم را …

nf00407093-1
کاش میتوانستم به آقای مرادی بگویم ذره ای از ثواب این عملت را هم به من بده و حاضر بودم هرچه میخواهد از مال دنیا به او بدهم تا مرا هم شریک این ثواب نماید.
نویسنده این متن (البته بنده کلی مثبت نگاری کرده ام والا متن خیلی بدتر بود) از همان قسم کسانی اند که به طلاکاری گنبد حرم ائمه معصوم ایراد میکنند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
ما موظف شده ایم و برما ما واجب است که شعائر الهی را زنده نگهداریم و طلاکاریها و ساختمان سازی ها حرم ها قطعا برای همین است.
نمونه معنوی این بزرگداشت ها فرستادن صلوات برای پیامبر و برای امام خمینی و امام خامنه ای هم هست.
حال جناب آقای مرادی چند وقتی است برای احیای نام خدیجه کبری هزینه میکنه صخنرانی میکند تبلیغ میکند
url-مگر خدیجه کبری کیست؟ خدیجه کبری همان بانویی است که تمام دارای اش را داد تا امروز من و تو مسلمان باشیم همین مارا بس است که هرچه داریم در راه احیای نام او خرج کنیم مگر اوهرچه داشت برای ما خرج نکرد.
اصلا هم اهل بیت اینگونه بوده اند که همه چیزشان را برای حفظ دین خرج کرده اند و نمونه پر رنگ آن ارباب بی کفنمان حسین است که از طفل شش ماهه اش را خرج کرد تا اسارات خاندانش را تا امروز ما شیعه باشیم…
آن چیزی که در چاپ آگهی ها مذموم است پاچه خواری و چاپلوسی برای مدیران و مسئولینی است که چاپ کننده آگهی درصدد جبران هزینه آن از بیت المال است.
چرا وقتی نوبت به شب عروسی و لباس شبی ششصد هزار تومان می رسد کَکمان نمیگزد که فقر بیداد می کند؟
چرا وقتی زبانم لال یکی از نزدیکانمان فوت میکند و هزینه های الکی و گزاف مجلس ختم کمرمان را خم می کند یادمان نیست که فقر بیداد می کند؟
تا دلت بخواهد این تناقضات زیاد داریم…
کاش شهاب مرادی مرا هم در این ثواب گرانقمیتش سهیم می کرد.
مطلب مرتبط
پشت پرده تبریک شهاب مرادی

farhangnews_110215-311086-1421482564منبع: زنگ تفکر

عدالت در راه است، منتظر باشید

۱۰۲_۵۶۷۱۱در روایات بیان شده است که وقتی امام زمان علیه السلام ظهور میکنند، هواپرستی از بین میرود و در همه جا عدل گسترش پیدا میکند، آیا این یعنی اینکه نفس امّاره دیگر وجود ندارد تا مردم را به اعمال زشت و ناپسند دعوت نماید؟

بسم ربّ المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

بسیار بعید است که در عصر ظهور مطلقا نفس امّاره از بین برود و مردم تماماً از افراط و تفریط در تمایلات و غرائز نجات بیابند زیرا سرشت انسانها از عقل و شهوت ترکیب شده و آیاتى همچون «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی» «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» و… در عصر حضور حضرت نیز، حکمفرما و برقرار خواهد بود.

امّا پیروان هوى و هوس، گاهى افرادی از شخصیت‏هاى سرشناس و چهره‏‌هاى معروف اجتماعى و سیاسى هستند و میخواهند به هر شکلی شده به آمال و آروزى خود برسند، گاهى هم این پیروان هوی و هوس افرادی هستند که از طریق قلم و مطبوعات و گاهى از طریق سخنرانى و تبلیغات و گاهى از طرق دیگر جامعه‏‌اى را به آشوب میکشند و مردم را به جان یکدیگر مى‌‏افکنند، این نوع هوى پرستی‌ها و خود کامگی‌ها قطعاً در حکومت حضرت مهدى جمع آورى میشود و هرگز اجازه داده نمیشود که یک نفر مقاله نویس و یا رئیس قبیله و یا رهبر حزب و سازمانى هر جور که دلخواه او است عمل کند.

امّا در مواردى، هوى‌‏پرستى در زندگى و روش شخصى افراد است از قبیل چشم چرانى‏‌ها و دستبرد به مال مردم وضایع کردن حقى از هم نوع و…، گرچه با ارتقاء علم و عقل، مردم نسبت به یکدیگر مهربان و نیکوکار میشوند، امّا این نوع هوى پرستی‏ها ظاهراً در بعضى از افراد وجود خواهد داشت. ولى سیطره قانون در همه جا حتى در بیابان‏ها و صحراها باعث مى‏شود که این نوع هوى پرستان نیز نتوانند هرگونه که دلشان‏ میخواهد عمل کنند. مثلًا در روایات آمده اگر پیرزنى طبقى طلا و جواهر بر سر گیرد و به تنهائى و پیاده از شهرى به شهرى برود کسى مزاحم او نمیگردد و در ثروت او طمع نمیکند. (جزوه امام زمان، مؤسسه در راه حق، ص ۸۹)

این روایت دلالت نمیکند که تمامى افراد در آن عصر اهل تقوى و عدالت خواهند بود بلکه بدان معناست که اگر کسى هم بخواهد به ثروت این پیرزن آن هم در بیابانها تعرّض کند، از سیطره قانون و پلیس خوف دارد چون در روایات آمده تمام کره زمین در مقابل امام زمان مانند کف دستى مى‏‌ماند که به تمامى نقاط اشراف کامل دارد و بر اساس شمشیر و عدالت با مردم برخورد میکند و هیچگونه اغماضى در این راه نخواهد کرد.( غیبت نعمانى، ص ۲۳۲ و ص ۲۳۳) و نیز حضرت یارانى دارد مصمّم و قوى که آنان را در شهرها و مرکز استان‏ها میگمارد، و برنامه آنها رفع ظلم و نیز آباد کردن شهرها میباشد و حضرت آنها را در همه حال مینگرد و آنان نیز حضرت را میبینند. (دادگستر جهان، ص ۳۱۹)

چه زیبا فرمود مولاى ما على علیه السلام در رابطه با چهره حکومت مهدى موعود که: آن حضرت خواسته‌هاى دل و هوى و هوس مردم را به سوى هدایت الهى و قانون بر میگرداند بعد از این‏که مردم به دنبال هوس‏هاى خود میرفتند و از هدایت‏هاى الهى غافل شده بودند و رأى مردم را تابع قرآن می‌کند، آن وقتى که قرآن را پیرو رأى خود کرده‌اند.(نهج البلاغه ، خطبه/۱۳۸).( برگرفته از دوازده گفتار درباره حضرت مهدى ع،حسین اوسطی، ص: ۲۴۷)
*****
منبع: سلام به خدا

سال جدید

۳به حضرت صدیقه سلام الله علیها
——-
سال جدید با غم مادر شروع شد
ایام خانه داری دختر شروع شد
….
با ازدحام پشت در خانه ی بتول
گویا ادای مزد پیمبر شروع شد
….
عمری شبیه کوه، پدر ایستاده بود
با یک خبر فتادن حیدر شروع شد
….
در خیبر و حنین حریفش نشد کسی
روز سقیفه ضربه ی آخر شروع شد
….
آن قصه ای که ماه محرم به سر رسید
از فاطمیه با شرر “در” شروع شد
….
زینب میان چشم حسن دید کوفه را
در بین کوچه روضه ی معجر شروع شد
….
افتاد چشم او به کفن ها و پیرهن…
“امن یجیب” خواندن خواهر شروع شد
….
با نعل ها کشاکش پیکر تمام شد
با نیزه ها مجادله ی سر شروع شد
….
تنها نشان تربت آن بی نشان بیا
سال جدید با غم مادر شروع شد
—-
حسین مودب
*****
منبع: بی تفاوتی

از آرمان های مدرنیته تا آرمان های انقلاب

۱مارکس از بزرگترین نظریه پردازان مدرنیته است و برخی، مدرنیسم را بیش از همه از آن او و فروید می دانند. دغدغه مارکس آن بود که مدرنیته به کدام سو می رود؟ آیا به سمت بسط ارزش های مدرنیته، آزادی و برابری، می رود و یا آنکه دچار خطا شده است؟
انقلاب ما نیاز به اندیشمندانی دارد که مرتبا آرمان های انقلاب را رصد کنند. مراقبت از آرمان های انقلاب باعث می شود تا تجربه حکومتی انقلاب موفق باشد. این بزرگترین خدمت به انقلاب اسلامی است.
منقدان بهترین دوستان انقلاب هستند؛ فرمود:«احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی»؛ بهترین دوستان من کسی است که عیوب مرا به من هدیه دهد.
هدیه دهد، یعنی به شیوه ای نیکو بیان کند. اولین قدم در این مسیر تبیین آرمان های انقلاب است.

و گام دوم، سعه صدر دستگاه های مسئول و باز کردن فضای رسانه ای برای منتقدان دلسوز انقلاب، بهترین دوستان انقلاب ؛ البته این نقد نباید یکسویه شود و «کرسی های آزاداندیشی» قاعدتا نظر به این امر مهم دارد، هم نقد انقلاب و هم ممانعت از یک طرفه بودن آن در عین حال، حتی در صورت یک طرفه بودن هم، حتی اگر صد نقد نادرست هم مطرح شود، پیدا کردن آن یک نقد صحیح ارزشش را دارد ؛ اگر این نقدها و آسیب ها، مطرح نشود و در صورت صحیح بودن، برای حلش برنامه ریزی نشود، این نقدها نمی میرند بلکه در فضای درونی نخبگان و سپس بدنه مردم جریان می یابد. و ناگهان با یک جرقه تبدیل به یک اعتراض فراگیر می شود.

خدا به کسی قول نداده است که از انقلاب تا آخرین قطره خونش! حمایت کند.

بله، خدا از انقلاب به شرط «اسلامی» ماندنش حمایت می کند: «ان تنصروا الله ینصرکم»
انقلاب خود به خود اسلامی نمی ماند ؛ اسلامی ماندن انقلاب، نیاز به انقلابی هایی دارد که مرتبا آرمان های انقلاب را رصد کنند.
راستی، آرمان های انقلاب چیست؟
پی نوشت:
دکتر افروغ و حجت الاسلام زائری از بهترین دوستان انقلاب هستند.
*****
منبع: اشارات

ولایت فقیه یعنی فقط سید علی خامنه ایی

۰این به نظر من هشداری بود برای رئیسان آمریکا و اسرائیل به خوبی می دانیم رهبر ایران با یک اشاره اسرائیل را نابود و سپس به سمت آمریکا خواهد آمد.
آمریکا داعش را دشمن اصلی درظاهر اعلام می کندو چندین کشور را درگیر کرده ولی سردار سلیمانی فرمانده سپاه رهبر ایران با لباس تفریحی و غیر نظامی در درگیریها ظاهر می شود! این یعنی ایران داعش را بحساب نمی آورد.
من معتقدم در جهان این رهبر ایران است که حرف اول و آخر را می زند.
نظر کارشناسان سی ان ان در باره رهبر ایران:
متاسفانه ما یک مشکل بزرگ در ایران داریم و آن هم کسی هست به نام سید علی خامنه ایی.
بارها برای اجرای نقشه های خود آماده شادی کردن شدیم ولی او با سخنانش شادی ما را به نگرانی تبدیل کرد، مانند امروز که باسخنان تند بازهم مردم ایران را آگاه ساخت.
متاسفانه هرچند دولت روحانی نرمش نشان دهد این رهبر ایران است که خط و نشان می کشد ، او چند روز است که باز اسرائیل را نشانه گرفته است.
او به راستی یک سیاست مدار زیرک و باهوش و بسیار شطرنج باز ماهری است این نظر من است که از خمینی یک سیاستمدار باهوش تر وجود داشته باشد شاگرد او سید علی خامنه ایست.
درحالی که امریکا همکاری می کند برای تامین امنیت اسرائیل از توافق ژنو تا کارهای دیکر و خواه وناخواه دولت روحانی هم این را ادامه می دهد این رهبر ایران است که باز نقشه ها را از بین می برد.
او چند روز قبل از این اشتیاق ملت ایران برای جنگ با اسرائیل سخن گفت و امروز این هشدار را به امریکا داد که چه توافق بشود و چه نشود اسرائیل امنیت ندارد.
و این است سیاست غلط آقایانی که به آن می نازند که از نشست و برخواست با غربی ها لذت می برند و خدا می داند با ان کله پوکشان دنبال چه هدفی هستند و چقدر در نظر دشمنان هم احمق به نظر می رسند و هی می آیند و می گویند که بله داریم به نتیجه می رسیم و خدا حفظ کند این ستون انقلاب را که سلامتیش را از خدا و امام زمان خواستاریم.

والسلام
*****
منبع: روی خط عشق

چرا عامل فاجعه‌ی «چَپل‌هیل» نظام حاکم بر غرب است؟

«… با اسلام انگار احساس راحت‌تری داشتم. اما جالب اینجاست وقتی که شروع کردم به یادگیری اسلام، اصلا فکر نمی‌کردم باورش کنم! اما به طرز عجیبی، مستقیم به قلب من راه پیدا کرد و می‌دانستم که حق است. راستش قبلاً اصلا نمی‌خواستم مذهب خاصی داشته باشم یعنی فکر می‌کردم بهش نیازی ندارم. اما یه سری سوال‌هایی همیشه ذهن مرا مشغول کرده بود؛ مثل اینکه چرا ما اینجاییم؟ هدف زندگی چیه؟ خب حالا زندگی هم کردیم و مردیم بعدش چه می‌شود و به کجا می‌رویم؟ … وقتی رفتم سراغ کتاب‌های اسلام، جواب این سوال ها را گرفتم. برای همه‌ی سوال‌هایم جواب داشت. همینطور که جلو می‌رفتم و جواب سوال‌هایم را می‌گرفتم گریه می‌کردم. نمی‌دانستم چرا؟ فقط گریه میکردم. قرآن خیلی عالی بود، خیلی. در مورد پیامبر هم همینطور. با توجه به تحقیقات و مطالعه‌ی من، این فرد بهترین و کاملترین مردی بوده که من می‌توانم تو ذهن خودم تجسم کنم. خب به خاطر همین چیزها مطمئن بودم که اسلام میتونه از من آدم بهتری بسازه.»

«امیلی کریک» -دانشجوی دانشگاهی در ایالت کالیفورنیای آمریکا – یکی از هزاران نفری است که باوجود تبلیغات بسیار سنگین و منفی علیه اسلام، به تحقیق منصفانه پرداخته و با میل تمام به آن گرویده است.[۱] این یعنی جذابیت اسلام به حدی زیاد است که حتی در اوج زرق‌وبرق مادی‌گرایی و شهوت‌پرستی هم می‌تواند یک جوان ۲۲ساله‌ی اهل کالیفرنیای آمریکا را شیفته و دلباخته‌ی خود کند.

نمونه‌هایی مانند «امیلی کریک» فراوان هستند و همین مساله‌ سبب نگرانی و ترس فزاینده درمیان سردمداران دولت‌های استکباری شده است. آن‌ها مصمم هستند هرطور که شده جلوی این رشد روزافزون را بگیرند و برای رسیدن به این هدف، از هیچ بی‌ادبی و جنایتی هم دریغ نمی‌کنند. یک‌روز، جیره‌خوار معلوم‌الحالی مثل سلمان رشدی را اجیر می‌کنند تا در جهت تضعیف باورهای اسلامی دست به قلم ببرد؛ روزی دیگر با خلق حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر و با تمام رسانه‌های خود، اسلام را دین خشونت و مسلمانان را افرادی خشن و جانی معرفی کردند. کاریکاتورهای موهن، فیلم‌های اهانت‌آمیز مثل «فتنه»، جازدن گروه‌های تروریستی مثل طالبان و داعش به عنوان نمونه‌هایی از مسلمانان واقعی و دفاع از قرآن‌سوزی یک کشیش سبک‌مغز آمریکایی، مثال‌هایی از اسلام‌ستیزی مستمر و جدیِ دنیای غرب علیه آخرین و کامل‌ترین دین پروردگار است.

شهادت مظلومانه‌ی سه جوان دانشجوی مسلمان که در روزهای گذشته در شهر «چَپِل هیل» واقع در ایالت کارولینای شمالی کشور ایالات متحده آمریکا صورت گرفت درواقع، نتیجه‌ی تبلیغات منفی و سیاه دولت‌هایی است که بطور مستمر و همیشگی فضای ذهنی جامعه را نسبت به اسلام و مسلمانان تاریک و بدبین می‌کنند. هجمه‌های همه‌جانبه‌ی دنیای غرب به اسلام، چنان توهم و خیالاتی در ذهن برخی شهروندان غربی ایجاد کرده است که طلبکارانه می‌گویند: ««با توجه به زیان و ضرری که از جانب دین شما به جهان وارد می شود، می‌توانم بگویم که این صرفا حق من نیست که به شما توهین کنم، بلکه وظیفه من است.»[۲]
۱۷۰_۵۷۰۱۷
ساده‌انگارانه است اگر کسی فقط آن فرد قاتل سنگدل را مسبب اصلی این جنایت بداند چراکه این شخص و بسیاری دیگر از مردم دنیای غرب را دولتمردان غربی نسبت به اسلام و مسلمانان منفی‌باف و تیره‌ذهن کرده‌اند. همان دولت‌مردانی که پس از حادثه‌ی «شارلی ابدو» در فرانسه، خیلی سریع و برق‌آسا به محکوم‌کردن حادثه و برپایی تظاهرات پرداختند اما در فاجعه‌ی «چپل هیل» فقط سکوت اختیار کردند. در این میان حتی برخی روزنامه‌های غربی هم نتوانسند از کنار این تبعیض آشکار، به سادگی بگذرند و نوشتند: «اگر کاربران شبکه‌های اجتماعی جنایت چپل هیل را منتشر نمی‌کردند، آیا رسانه‌ها به آن می‌پرداختند؟» و «اگر قاتل جنایت «چپل هیل» یک مسلمان بود عملکرد رسانه‌های دنیا چگونه بود؟»[۳]

دست آلوده‌ی استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل که به خون مظلومان زیادی آغشته است این‌بار هم جنایت تازه‌ای آفرید و سه جوان را فقط به جرم اسلام و مسلمانی، به شهادت رساند. غم این حادثه‌ی دردناک، بزرگ است اما نباید تردید داشت که روند اسلام‌گرایی در جهان غرب، سرعت بیشتری خواهد گرفت و حضور مسلمانان در قلب کشورهای غربی، پررنگ‌تر خواهد شد. ما معتقدیم هنوز هم وجدان‌های سالم و حق‌جو در غرب وجود دارد که باید پیام اسلام را به آ‌نها رساند و از برداشت‌های سطحی و نادرست جلوگیری کرد. [۴] [۵]

۱- زمان گفتن شهادتین، صدایم می‌لرزید
۲- گزارش جهادگر از شهدای Chapel Hill
۳- اعتراف تلخ روزنامه‌ی انگلیسی
۴- http://www.collegian.com/2015/02/a-moment-of-silence-for-chapel-hills-shooting-held-on-plaza/112627
۵- پیامی از جنس حقیقت
*****
منبع: ولایت فقیه و حکومت اسلام

صبوری تا کی تا آب قم از حوزه سیاست خارج و به حوزه سلامت وارد شود؟!

واقعیت تلخی که برخی مسئولین نمی خواهند ببینند این است که علاوه بر شوری مجدد آب قم؛ با چند ساعت ماندن آب حتی در ته مخزن آب یخچال؛ موادی ته نشین شده گویی آب با مواد سفید رنگ مخلوط شده است. همچنین سنگریزه های متعدد به رنگ  قهوه ای روشن در توری متصل به شیرآب حمام بعد ازحدود  ۵ ماه  و شبیه سنگ کلیه دفع شده از بیمار قمی است! جرم ضخیم موجود در سماور و کتری ها در مدت زمان کوتاه نشان از غیرسالم بودن اب شرب قم و میزان صدمات جسمی و سلامتی مردم قم هست. سنگ کلیه سهم کسانی است که یا مستاجرند و یا امکان مالی خرید دستگاه آب شیرین کن در منزل را نداشته و توان آوردن مکرر آب از دستگاه ها که تعداد آنها کم بوده و مسیر طولانی از منازل بسیاری از مردم را دارد؛ و سنگ ساز شدن کلیه و مشکلات ناشی از دفع سنگ کلیه به همان شکل و رنگ رنج مضاعفی بر اهالی قم اضافه نموده است که وزارت بهداشت به دلایل ذیل؛ تاکنون به سلامت آب قم و سلامت کلیه قمی ها نپرداخته است.
آب شور قم سه دهه بعد از انقلاب همچنان در حوزه سیاست قرار داشته و سلامتی مردم قم و زائران کریمه اهل بیت علیهم السلام قربانی سیاست بازی مدعیان حقوق شهروندی و مردم سالاری و بازی های حزبی شده و حقّ  شرب آب سالم و شیرین علیرغم هزینه بودجه های کلان فقط  تا ۶ ماه بعد از افتتاح دولت دهم مسلم دانسته شده و مردم طعم آب شیرین و سالم را چشیدند؛ ولی با آمدن دولت یازدهم؛ این حربه سیاسیمجدد شور شده و دوباره جنگ قدرت از مردم قربانی گرفته و مردم قم به ناچار از دستگاه های آب شیرین به خانه هایشان آب می برند و هنوز آب از حوزه سیاست خارج و به حوزه سلامت وارد نشده است.
این سوالات همچنان بی پاسخ مانده است:
۱- چه کسانی و با چه هدفی در خرابکاری در لوله های بین راهی منتهی به آب شیرین قم قبل افتتاح در سال ۹۲ توسط رئیس جمهور سابق دخالت داشته اند؟
۲- کدام اصل انسانی و قانون اسلامی و فرهنگ اصیل ایرانی حربه سیاسی قرار دادن آب شرب مردم در جنگ قدرت احزاب سیاسی و وسیله انتقام جویی به دلیل عدم پذیرش و عدم همکاری با آنها را می پذیرد؟
۳- آیا این عملکرد نشانگر یزیدصفتی نیست؟
۴- چرا روزنامه های زنجیره ای جریان اصلاحات قبل و هم زمان با افتتاح آب شیرین قم به تخریب این دستاورد عظیم ملی پرداختند و هدفشان چه بود؟
۵- آیا شور شدن مجدد آب قم و اعلام عدم رسیدن لوله های اب شیرین به قم و فعالیت در اتصال آب شیرین؛ بلافاصله بعد از شروع بکار دولت یازدهم که از جمله اولین عملکرد این دولت بود؛ نشانگر حربه سیاسی شدن آب شرب قم و حذف اسم احمدی نژاد و افتتاح به نام روحانی برای ماندگاری در تاریخ قم نیست؟
۶- آیا می توان تاریخ  یک شهر را وارونه جلوه داد و با فریب مردم، پیروز خیالی میدان جنگ قدرت شد؟!
۷- آیا این عملکرد دولت یازدهم توهین مجدد به فهم و شعور مردم ایران و قمی ها نیست؟!
۸- …
مطالب مرتبط:
خبرگزاری فارس از قم، محمود احمدی نژاد ظهر امروز در مراسم افتتاح طرح انتقال آب از سرشاخه‌های دز به قم اظهار کرد: خداوند را سپاسگزارم که این سفر با بهره‌ برداری از چند خدمت بزرگ به مردم قم همراه شد.(۳/۲/۹۳)
آقای روحانی با آمدن شما آب شیرین قم قطع شد!(۲۴ آذر۹۲)

منبع: ن و القلم و ما یسطرون

۷۹۳۰۱_۹۸۰ ۱۷۲۷۳۸_۹۹۷ ۱۷۲۷۳۹_۳۰۶

وقتی شهیدرجایی بچه ‌ها را برای نماز بیدار می‌کرد

۱بلند صحبت نکنید، بچه از خواب بیدار میشه!
به گزارش با حجاب به نقل از فرهنگ نیوز، روش آقای رجایی برای بیدار کردن بچه ها برای نماز صبح با توجه به اینکه در سن نوجوانی معمولا خواب بچه ها قدری سنگین است و به خصوص خواب صبح که شیرین هم هست، این بود که بالای سر بچه ها می ایستادند و با شوخی به صدای بلند می گفتند: بلند صحبت نکنید، بچه  از خواب بیدار میشه
بچه های ما بین ۶ تا ۱۰ سال سن داشتند و چون خودشان هم مایل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند می شدند.

تأکید آقای رجایی این بود که قبل از اینکه آفتاب بزند، آنها بیدار شوند، اگر می دید آنها بیدار نمی شوند، بالای سرشان می نشست و با محبت و شوخی شانه های آنها را مالش می داد و کمی حرف می زد تا با لطافت و ملایمت بیدار شوند و بنشینند. بعد که بلند می شدند شانه های آنها را می گرفت و آنها را تا نزدیک دستشویی همراهی می کرد و قبل از رسیدن به دستشویی با شوخی یک ضربه ی ملایم با کف دست به پشت آنها می زد! با این روش های بسیار عاطفی توأم با مهر و محبت می خواست فرزندانش به نماز عادت کنند و از این امر هم خاطره تلخی نداشته باشند.

وطن فروش یا بی غیرت

۸۸۸روزنامه کیهان مطلبی نقل کرده است از آقای محمد برقعی (عضو اپوزیسیون آمریکا نشین) که هر انسان منصفی بعد از خواندن مطلب منقول ، این سوال بدیهی برایش مطرح میشود که؛
محمد برقعی و امثال او که عشق آمریکا هستند و به عنوان یک ایرانی بسیار مزه تلخ زورگویی ها و تاراج منابع و ظلم های بیشمار آمریکایی ها را چشیده اند چرا از به اندازه یه کوبایی وطن پرست و غیور نیستند!؟ آیا وطن پرست نیستند؟ یا بی غیرتند؟!

مطلب روزنامه کیهان
روایت یک عضو اپوزیسیون از نگاه مردم کوبا به آمریکا(خبر ویژه)
یک عضو اپوزیسیون خارج کشور ضمن سفر به کوبا گزارش‌ جالبی از نگاه افکار عمومی این کشور به آمریکا منتشر کرد.
محمد برقعی در مطلبی که از سوی سایت‌های گویانیوز و ملی- مذهبی منتشر شده، ضمن روایت سفر به پایتخت کوبا می‌نویسد: خسته از قدم زدن به میدان مرکزی برگشتم و روی یکی از نیمکت‌هایی که در کنار باغچه‌های کوچک وسط میدان گذاشته بودند، به لذت معمولم که تماشای مردم است، مشغول شدم. در میان پارک مجسمه بزرگترین قهرمان ملی کوبا است. قهرمانی که ده‌ها مجسمه‌اش در محل‌های مختلف شهر دیده می‌شود و چندین خیابان و ساختمان‌های عمومی به نام اوست. خوزه مارتی پرز (۱۸۵۳-۱۸۹۵) شاعر، نویسنده، مترجم، فیلسوف انقلابی، استاد دانشگاه و ناشر. وی قهرمان مبارزه با استعمارگران اسپانیا و رهبر جنگ‌های استقلال کوبا بود که خود اهل رزم نبود. هنرش تهییج مردم با نوشته‌ها و اشعارش، و متحد کردن نیروهای اپوزیسیون به ویژه مهاجرین کوبایی در فلوریدا بود. به هرحال این روشنفکر بنام آن روزهای آمریکای لاتین، یک بار در جنگ شرکت کرد و همان روز اول هم کشته شد.
وی می‌افزاید: شانس آوردم و جوانی در کنارم نشست که انگلیسی می‌دانست. از او درباره خوزه مارتی پرسیدم. با خشمی که نمی‌توانست پنهانش کند گفت، این آمریکایی‌ها بسیار زورگو و بی‌ادب هستند. زمانی که ظاهرا به کمک کوبایی‌ها برای نجات از دست اسپانیایی‌ها آمدند، سربازان پیروزشان که مست کرده بودند از این مجسمه بالا رفتند و روی آن […]ند. روزهای بعد این داستان را بارها شنیدم و کسی را ندیدم که از یاری آمریکایی‌ها در جنگ با اسپانیایی‌ها سپاسگزار باشد.
برقعی می‌افزاید: به عنوان یک ایرانی برایم جالب بود که کسی را مشتاق رفتن به آمریکا ندیدم. و اگر موردی بود به امید درآمد و رفاه بود، تا شیفتگی به فرهنگ و تمدن آن. از آن شیفتگی به غرب، به ویژه به آمریکا، که در برخی جوانان ایرانی بسیار دیده می‌شود، در اینجا خبری نبود. این وازدگی از آمریکا تا بدان اندازه بود که از روز سوم بهتر دیدم خود را ایرانی معرفی کنم تا آمریکایی.  زیرا اگر ایران را می‌شناختند با روی خوش پذیرایم می‌شدند و اگرنه حداقل برخورد منفی نداشتند. البته این عدم شیفتگی نسبت به آمریکا و زندگی در آن، در آمریکای لاتین فراگیر است، زیرا همه آنان خاطرات تلخی از توسعه‌طلبی آمریکا، در حیاط خلوت خود دارند.
این چهره نزدیک به گروه ملی- مذهبی می‌نویسد: چرایی این عدم شیفتگی مطالعه بسیار می‌خواهد، اما چند عامل اولیه را می‌توان برشمرد. کوبا خاطرات تلخ بسیاری از آمریکا دارد. از استقلال کوبا از اسپانیا که در حقیقت آمریکا در نیمه اول قرن بیستم، آن را تبدیل به جانشینی خود و وابستگی از نوع دیگری کرد. استعمار کلاسیک اسپانیا را نداشت، اما دولت دست‌نشانده فاسدی را بر سر کار آورد که نه تنها دیکتاتور بی‌رحمی بود بلکه کوبا را محل عیش و عشرت کرد. از آمریکا آنچه نصیب اینان شد مافیا بود و فسادشان. تا آن که با انقلاب ۱۹۵۹، کوبائیان به جان آمده خود را از شر آن خلاص کردند. دو سال بعد هم سازمان سیا لشکری از ضد انقلابیون کوبایی را با هدف سرنگونی دولت انقلاب به آنجا فرستاد که به دست مردم به سختی سرکوب شدند. بعد هم تحریم شدید آمریکا.
مردم کوبا مردمی وطن‌پرست و مغرورند که به استقلال خود بسیار می‌بالند. مرتب می‌گویند ما شیلی، آرژانتین یا السالوادور نیستیم که آمریکا بتواند با کودتایی ما را نوکر خود کند. توجه شود کوبا نه تنها انقلابی غرورانگیز داشت که از حمایت وسیع مردمی برخوردار بود، بلکه سال‌ها برای نجات کشورهای دیگر، در مبارزه آزادیخواهانه‌شان مشارکت فعال داشته و نیروهای رزمنده خود را به یاری آنان فرستاده است…  همه جا شعارهای ضد امپریالیستی بر دیوارها و میدان‌ها به چشم می‌خورد. … منبع روزنامه کیهان
*****

منبع: زنگ تفکر

زندگینامه شیخ عبدالزهرا کعبی

abdo-zahra-110عبد الزهرا کعبی
شیخ عبدالزهرا بن فلاح کعبی(۱۳۳۷ ـ ۱۳۹۴ق) خطیب مشهور و ادیب شاعر کربلاست که در دهه‌‌های اخیر به عنوان سرشناس‌‌ترین مقتل‌‌خوان، زبانزد شیعیان عرب‌‌زبان جهان است. او فن خطابه را نزد شیخ محمدمهدی مازندرانی حائری و شیخ محسن ابوالحب الخفاجی آموخت و آن‌گاه که خطیبی زبده و توانا گشت، خود را وقف محافل عزای حسینی ساخت. ده‌ها خطیب را پرورش داد و امروزه خطبای حسینی بسیاری با سبک و سیاق او سخنرانی می کنند.
علت شهرت
از آن جا که مرحوم کعبی یکی از وعاظ بزرگ بود و زوّار امام حسین(علیه السلام) از تمام کشورهای اسلامی منبرهای او را در کربلا شنیده بودند، مخصوصاً روز عاشوراء در ایام محرم هنگامی که قسمت اول این مقتل را می‌خوانده است قاطبه زائران کربلای معلی از بیانات او بهره کافی می‌برده‌اند، همچنین در کشورهای عربی ایام عاشوراء عمده نواری که پخش می‌شد از او بود قسمت اول نوار مقتلی بود که توسط مرحوم کعبی خوانده شده بود، و در ایام اربعین هم عمده نواری که پخش می‌شد نوار قسم دوم مقتل ایشان بود که به مناسبت اسارت اهل بیت و اربعین حسینی(علیه السلام) توسط آن مرحوم قرائت شده بود، بدین جهت بسیاری از بلاد اسلامی و روزنامه‌ها و مجلات، خبر وفات او را منتشر ساختند، و در شهرهای بسیار زیادی برای شادی روحش مجالس ترحیم برقرار نمودند، که از جمله می‌توان شهرهای کربلای مقدسه، بغداد، سامره، بصره، کویت، بیروت، تهران، قم، مشهد، اصفهان، کاشان و … را نام برد.
گوشه ای از خصوصیات شیخ عبدالزهرا کعبی:
• روز تولدش زاد روز بزرگ‌ زن جهانیان، فاطمه زهراء (سلام الله علیه) بوده، و به همین مناسبت «عبدالزهرا» نامیده شده و اتفاقاً در روز وفات حضرت زهراء (سلام الله علیه) نیز وفات کرده است.
• شاعری خوش ذوق، اما کم شعر بود، اشعار خود را به زبان عربی فصیح و زبان عربی محلی (دارجه) می‌سرود و اغلب اشعار خود را در منبر می‌خواند.
• بیشتر درآمد خود را مخفیانه میان فقراء و مساکین تقسیم می‌کرد، و مقدار اندکی که برایش باقی می‌ماند به مصارف شخصی خود می‌رسانید.
• اهمیت بسیاری به تربیت وعاظ تازه‌کار می‌داد، تا به مرور زمان و با نظم فکری و تمرین عملی در آینده وعاظ بزرگی از کار درآیند.
• درنهایت درجه تواضع بود، مخصوصاً نسبت به سادات که به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) منسوب هستند.
• نسبت به هر چیز که منسوب به امام حسین(علیه السلام) بود خود باخته بود، شرکت نمودن در دسته عزاداری (طویریج) که همه ساله بعد از ظهر عاشوراء بیرون می‌آید بهترین دلیل عشق و علاقه‌اش بود، با این که ایشان در آن مواقع معمولاً در اثر کثرت مجالس شبانه‌روزی ایام عاشوراء، بسیار خسته بودند.عاشق حسین
• همه ساله صبح عاشوراء (دهم ماه محرم‌الحرام) در قلب شهر مذهبی کربلای معلی قسمت اول از «مقتل حسینی» را که یک سند تاریخی برای جریانات و حوادثی است که بر سر امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت و یارانش آمده است، می‌خواند ستم کار و پیرامون یک شهادت قهرمانانه که در میدان کربلا و به دست حکومت ستمکار اموی برای حضرتش اتفاق افتاده بود داد سخن می‌داد، و در طول مدت سخنرانیش اجتماعات عظیم زائران حسینی و مردم کربلاء در بازارها، خیابان‌ها، کوچه‌ها، هزاران نفر به سخنانش گوش می‌دادند و به گریه و زاری می‌پرداختند.
همچنین رادیوی عراق و رادیوهای دیگر سخنرانی او را همه ساله به طور منظم پخش می‌کردند، و نوارهای بسیار زیادی از مقتل خوانی او در شهرهای مختلف پخش می‌شد تا در ایام عاشوراء در مساجد و حسینیه‌ها از آن بهره گیرند.
• و نیز قسمت دوم مقتل خود را که شامل ماجرای اسارت اهل بیت و اسارت یاران امام حسین(علیه السلام) بود، در روز بیستم ماه صفر در «حسینیه تهرانی‌ها» در کربلای مقدسه می خواند و از رادیوی عراق پخش می کرد، این قسمت نیز نظیر قسمت اول مقتلش مورد اهمیت و توجه عامه مسلمین و شیعیان بود.
• مرحوم کعبی همه ساله در ماه مبارک رمضان شب بیست و یکم روانه مسجد کوفه می‌شد، تا جریان شهادت امام علی (علیه السلام) را به طور مفصل برای انبوه جمعیتی که از هر سو در این مسجد تاریخی مشهور، گرد آمده‌اند، بخواند.
مناسبت این برنامه این بود که حضرت علی(علیه السلام)هنگامی که ضربت شمشیر ابن ملجم مرادی ملعون بر سر مبارکش خورد نماز صبح نوزدهم ماه مبارک رمضان را در محراب این مسجد می‌خوانده است، اثر این ضربت که در حال نماز خواندن در محراب این مسجد به سر حضرت وارد شد، در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، از دار فانی به رحمت حق پیوست و شهید محراب شد.
درباره زندگی پربرکت این خطیب برجسته، نکات ذیل لازم به ذکر است:
الف. مقتل‌‌خوانی
اربعین امام حسین
متن کتاب «قتیل العبرات»، مقتل‌‌خوانی شیخ عبدالزهراء کعبی است. این کتاب و ترجمه فارسی آن[۱] بارها منتشر شده است.
ب. ماجرای قصیده ابن العرندس
ابن العرندس حلّى (متوفای ۸۴۰ ق)[۲] از شعرای مشهور شیعه است که اشعار متعددی را در سوگ سالار شهیدان حسین بن علی(علیه السلام) سروده است.
قصیده «رائیه» او شهرت فراوانی دارد. علامه امینی قصیده ابن العرندس را در کتاب شریف الغدیر آورده و چنین بیان می‌‌کند:
در میان اصحاب ما چنین معروف است که در هر مکانی این قصیده خوانده شود، موجب تشریف‌‌ فرمایی حضرت حجت منتظر به آن مکان می شود.[۳]
چند بیتی از این قصیده از این قرار است:
اَیُقتلُ ظمانا حسین بکربلا        وَ فی کُل عُضوٍ مِن انامِلِه بَحر؟
و والِدُهُ الشاکی على الحَوضِ فی غد        و فاطمه ماء الفرات لها مهر
آیا حسین(علیه السلام) در کربلا تشنه‌‌لب کشته می‌‌شود درحالی‌که در هر بندی از انگشتان او دریایی موج می‌‌زند؟! و با آن‌‌که پدرش در روز رستاخیز، مردم را از حوض کوثر سیراب مى‌‌کند و آب فرات، مهریه مادرش فاطمه(سلام الله علیه) است؟!
شیخ عبدالزهراء کعبی درباره آشنایی‌‌اش با این قصیده و خواندن آن در جوار بارگاه حسین بن علی(علیه السلام) چنین می‌‌گوید:
یک روز بعدازظهر وارد صحن مطهر امام حسین(علیه السلام) شدم؛ شخصی در مقابل یکی ازحجره‌‌های صحن شریف کتاب‌های مذهبی می‌‌فروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم. چون مرا دید، گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شماست. قیمتش این است که یک بار آن را برایم بخوانی. آن اشعار، گمشده من بود و مدتی در جست‌وجوی آن بودم. کتاب را گرفتم و هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان دیدم سیدی از بزرگان عرب در برابرم ایستاده و به اشعار من گوش می‌‌دهد و گریه می‌‌کند. چون به این بیت رسیدم که می‌گفت:
أیَقتل ظمآناً حسین بکربلاء       و فی کل عضوٍ من انامِلِه بحر
گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح امام حسین(علیه السلام) نموده، این بیت را تکرار می‌‌فرمود و همچون مادر جوان‌‌مرده می‌‌گریست. همین که اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. برای دیدن ایشان از صحن خارج شدم تا شاید آن جناب را بیابم، ولی ایشان را ندیدم. به هر کجا رو کردم، اثری نیافتم. درآن هنگام به یقین دانستم او حضرت حجت و امام منتظر(عجل الله تعالی فرجهم) بوده است.[۴]
آیت‌‌الله شیرازی از شیخ عبدالزهرا کعبی این نکته را پرسید که آیا شما خود این موضوع را (حضور امام زمان به هنگام خواندن قصیده ابن عرندس) امتحان کرده‌‌اید؟ گفت: آری، مجلسی بود در کربلا در خیابان حضرت عباس(سلام الله علیه) که مجلس بی‌‌ریایی بود من شروع کردم به خواندن این قصیده؛ ناگاه متوجه شدم آقایانی وارد مجلس شدند و مجلس حال دیگری به خود گرفت و پس از پایان قصیده دیگر آنها را ندیدم.[۵]
ج. علت شهادت
حریت و آزادگی شیخ عبدالزهرا کعبی و تلاش خستگی‌‌ناپذیر او در احیای عزای حسینی، برای رژیم بعثی قابل تحمل نبود و سرانجام او را پس از انجام یک سخنرانی، به وسیله قهوه، مسموم کرده و به شهادت رساندند. در دیداری که با حجت‌‌الاسلام والمسلمین آقای داعی الحق داشتیم، او به شهادت ایشان با این کیفیت تصریح کرد.
وفات
شب پانزدهم جمادی الأولی سال ۱۳۹۴ قمری شبی دردناک بود که مردم کربلا در عراق پشت سر گذاشتند، زیرا در این شب علامه بزرگ و خطیب شهیر، ادیب و شاعر، شیخ عبدالزهراء بن فلاح کعبی ; وفات نمود، و خداوند او را در بهشت پهناور خود سکونت داده، با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار : محشور ساخته بود.
روز پانزدهم جمادی الأولی ۱۳۹۴ قمری روزی تاریخی برای شهر کربلا بود، دسته‌های بسیار عظیم جمعیت از هر نقطه‌ای برای شرکت در تشییع جنازه آن مرحوم گرد آمده بودند. صف طولانی جمعیت از منزل ایشان واقع در «حی‌الحسین» تا مرقدش در «الوادی»، و سر راه غسالخانه که در محله مخیم، اطراف حرم مطهر امام حسین(علیه السلام) و حرم مطهر حضرت عباس(سلام الله علیه) همه جا را پر کرده بودند، شاهدان عینی می‌گویند که: ‌مراسم تشییع جنازه ایشان کاملاً شبیه مراسم تشییع جنازه مراجع بزرگ تقلید بود، جنازه آن مرحوم را روی عماری گذاشتند و دسته‌های سینه‌زنی و عزاداری پیشاپیش جنازه‌اش راه انداختند.
پیکر این شهید در شب شهادت حضرت زهراء(سلام الله علیه) در وادی قدیم به خاک سپرده شد.
امروزه با همت آستان حسینی، بر روی مرقد او اتاقی ساخته شده و مزارش محل آمد و شد دوستداران اباعبدالله الحسین(علیه السلام) است
پی نوشتها
[۱]. ر.ک: عبدالزهراء کعبی، کشته اشک، ترجمه عبدالهادی بروجردی، تهران، اطلاعات ۱۳۷۵. این مقتل ترجمه شده، پیش‌تر با نام «عاشورا سراپردهی راز» در قالب برنامه‌ای رادیویی، از سال ۱۳۵۹ تاکنون هر ساله در روز عاشورا از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شده است. مترجم در سال ۱۳۵۹ به جای اشعار عربی کتاب، از سروده‌های عمان سامانی بهره می‌گرفت .
[۲]. شیخ صالح بن عبدالوهاب بن عرندس حلّی، مشهور به «ابن العرندس» یکی از فقها، محدثین و شعراى مشهور شیعه در قرن نهم هجرى است که قصاید وى در مدح، منقبت و سوگ ائمه طاهرین^ به ویژه امام حسین(علیه السلام) معروف است. مزار او در در حله، محل زیارت شیعیان است. (امینی، الغدیر، ج۷، ص ۲۴ ـ ۲۷) .
[۳]. «و من شعر شیخنا الصالح رائیه اشتهر بین الأصحاب أنَّها لم تقرأ فی مجلس إلّا و حضره الإمام الحجّه المنتظر عجّل اللَّه تعالى فرجه». الغدیر فى الکتاب و السنه و الادب، ج‏۷، ص: ۲۵.
[۴]. ر.ک: قاضی زاهدی، شیفتگان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه)، ج ۳، ص ۱۷۲؛ پورسید آقایی ، میر مهر،ص ۱۱۱.
[۵]. ر.ک: شیفتگان حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه)، همان.
*****
منبع: تبلیغ عشایری