مقایسه تطبیقی قیام کربلاباعصرغیبت وعلل ظهورامام زمان عج الله فرجه

indexکربلا کلاس‌ درس‌ بشریت‌ و حسین‌ جلوه‌ای‌ از خدا در روی‌ زمین‌ است. حسین‌ راه‌ میان‌بر در صعود به‌ کمالات‌ انسانی‌ است.این‌ کلاس‌ هیچ‌ محدودیتی‌ برای‌ ورود و خروج‌ ندارد،همه‌،خود انتخاب‌ می‌کنند.
وقتی‌ دل‌ در گرو حسین‌ نهاده‌ شد،گاهی‌ عاشق‌ و معشوق‌ جا به‌ جا می‌شود، او خود شاگردان‌ را برمی‌گزیند. شاگرد پروری‌ با عشقی‌ آگاهانه‌ و هدفدار، در مکتب‌ امام‌ حسین علیه السلام یارانی‌ باوفا تربیت‌ کرد که‌ تا آخرین‌ نفس‌ با تمام‌ وجود و با در کف‌ نهادن‌ جان‌ و مال‌ و آبرو و ناموس‌ از امام‌شان‌ حمایت‌ کردند و تا روز قیامت‌ نیز کربلا درس‌ می‌دهد و شاگرد می‌گیرد و درخت‌ تنومند اسلام‌ با خون‌ دلدادگان‌ مکتب‌ حسین علیه السلام که‌ در میدان‌ جهاد و مبارزه‌ درس‌ پس‌ می‌دهند،آبیاری‌ می‌شودوعامل‌ اصلی‌ در تبلیغ‌ و گسترش‌ دین‌ اسلام‌ و تشیع‌ بوده‌ است.
حال‌ حوادث‌ کربلا را از نظر می‌گذرانیم‌ و برخی‌ درس‌ها را در حدّ فهم‌ خود از کلاس‌ عاشورا می‌گیریم. استاد کلاس‌ به‌ تعداد حاضرین‌ در جبهه‌ حق‌ علیه‌ باطل‌ هست‌ و بیش‌ از سی‌ هزار نفر فریفته‌ دنیا مایه‌ عبرت‌ همگان‌ است.
واقعه‌ کربلا آموزش‌ عملی‌ دین‌ اسلام‌ و تشیع‌ به‌ تمام‌ بشریت‌ است، برای‌ اتمام‌ حجّت‌ بر مظلومین‌ عالم‌ در برابر مستکبران‌ و غاصبان‌ نظام‌ اسلامی‌ در جهان.
‌‌اگر در صحرای‌ کربلا باگوش دل وباترس فقط ازخدا، پای‌ درس‌ قرآن‌ ناطق‌ و حجّت‌ خدا بر بشریت‌ و کربلائیان‌ بنشینیم‌ این‌ نکته‌ها را درخواهیم‌ یافت:
‌‌۱ ـ زمان‌ قیام‌ وقتی‌ است‌ که‌ اسلام‌ وارونه‌ جلوه‌ داده‌ شده‌ و احکام‌ دین‌ وارونه‌ گشته‌ و حکومت‌ اسلامی‌ حاکم‌ معصوم، غصب‌ شده‌ و شراب‌ خواران‌ خود را مسلمان‌ و خلیفه‌ و ولی‌ امر مسلمین‌ می‌نامند، هر جا لازم‌ می‌بینند برای‌ مردم‌ فریبی، از زبان‌ پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث‌ می‌سازند و خود را مطیع‌ خدا و پیامبر معرفی‌ می‌کنند. برخی‌ اثر سجده‌ بر پیشانی‌ دارند، اما ولایت‌ حجّت‌ خدا را بر نمی‌تابند. مطیع‌ شیطان‌اند و شیطان‌ چنان‌ کور و کرشان‌ ساخته‌ و لقمه‌ حرام‌ از اموال‌ عمومی، شکم‌ها را پر کرده‌ که‌ حرف‌ حق‌ از حجّت‌ ظاهر خدا نمی‌پذیرند و نمی‌شنوند. دنیا در نظرشان‌ نقد و دست‌ یافتنی‌ می‌نماید و خدا و قیامت‌ ناپیدا ونامعلوم.
در چنین‌ اوضاعی‌امت اسلام نیاز به شوک شدیدداشت٬تا از خواب‌ و غفلت‌ بیدار شده‌ و از دین‌ خدا دفاع‌ کنند و این‌ میسر نبود جز به‌ استقبال‌ شهادت‌ رفتن‌ سبط‌ پیامبر اسلام‌ و یادگاران‌ بلافصل‌ او، به‌ صورتی‌ علنی‌ از مکه‌ به‌ عراق‌ با تمام‌ زنان‌ و فرزندان‌ و یاران‌ و آماده‌ کردن‌ اذهان‌ عمومی‌ به‌ بیعت‌ نکردن‌ با یزید و تن‌ ندادن‌ به‌ ذلت‌ بیعت‌ با پلیدی‌ همچون‌ او و معرفی‌ خود به‌ عنوان‌ جانشین‌ پیامبر اسلام‌ و پیشوای‌ مسلمین‌ از سوی‌ خدا.
‌‌۲ ـ ابا عبدالله‌ الحسین علیه السلام هدف‌ از قیام‌ را اصلاح‌ امت‌ جدّش‌ و انجام‌ فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر اعلام‌ می‌کند. یعنی‌ هر وقت‌ اسلام‌ را وارونه‌ و تحریف‌ کردند، و از اسلام‌ چیزی‌ جز ظواهر نماند که‌ آن‌ را هم‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ دنیا نگه‌ داشتند، بر جمیع‌ مسلمین‌ قیام‌ با تمام‌ توان‌ واجب‌ است، و قیام‌ و جهاد و مبارزه‌ با خشک‌ مقدسی‌ و دنیا پرستی‌ و جمود فکری‌ انجام‌ فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است.
‌‌۳ـ از ابتدای‌ حرکت‌ به‌ سوی‌ عراق، آموزش‌ تشخیص‌ وظیفه‌ و انجام‌ وظیفه‌ در هر شرایطی‌ با هرچه‌ در اختیار است، مشهود بود.
‌‌۴ ـ حضرت‌ در تمام‌ طول‌ مسیر و تا لحظه‌ شهادت‌ تمام‌ مراتب‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را انجام‌ دادند. همواره‌ خود و یارانش‌ موعظه‌ می‌کردند و حقایقی‌ از دین‌ را عرضه‌ می‌داشتند تا عده‌ای‌ هدایت‌ یابند و اشقیا بر همگان‌ معلوم‌ گردد.
‌‌۵ ـ در بین‌ راه‌ و در کربلا موضع‌ دفاعی‌ داشته‌ و از شروع‌ به‌ جنگ‌ پرهیز کردند و یاران‌ خود را به‌ صبر و بردباری‌ دعوت‌ می‌کردند، جنگ‌ بعد از تیراندازی‌ عمر سعد و تیر باران‌ لشکر وی‌ به‌ سوی‌ سپاه‌ سیدالشهدا شروع‌ شد. (۱)
‌‌۶ ـ به‌ جهانیان‌ اعلام‌ کرد پیروزی‌ با حق مداری‌ و تکلیف‌ نگری‌ است، انجام‌ وظیفه‌ برای‌ حفظ‌ دین‌ و ولایت‌ معصوم‌ تا شهادت. ظلم‌ ستیزی‌ و عدالت‌خواهی، ترس‌ از خدا و حساب‌ روز قیامت‌ و نهراسیدن‌ از تهدیدها و شکنجه‌ها و آزارهای‌ فریب‌خوردگان‌ و دین‌ به‌ دنیا فروختگان. به‌ همگان‌ یاد داد هر زمان‌ و در هر مکان‌ مسیر دین‌ کج‌ شد، و احکام‌ شرع‌ تعطیل‌ گردید و بدعت‌ها‌ و تحریف‌ها دین‌ خدا را فرا گرفت‌ باید با جان‌ و مال‌ و آبرو و حرمت‌ و ناموس‌ به‌ میدان‌ مبارزه‌ بیایند و دین‌ خدا را به‌ مسیر خود برگردانند.
۷ ـ شب‌ عاشورا و قبل‌ از آن‌ بارها بیعت‌ از یاران‌ و فرزندان‌ برداشتند و فرمودند: این‌ها با من‌ کار دارند، شما بروید. با این‌ عمل‌ راه‌ اختیار و انتخاب‌ و آزادی‌ و اخلاص‌ کامل‌ در ایران‌ را ایجاد و امتحان‌ کردند. همگی‌ آزادانه‌ برای‌ دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ دین‌ خدا جان‌ باختند و رمز جاودانه‌ ماندن‌ واقعه‌ کربلا در دفاع‌ از دین‌ اسلام‌ و ولی‌ معصوم، در اوج‌ ظلم‌ و بی‌ رحمی‌ و ناجوانمردی‌ و هتک‌ حرمت‌ اهل‌ بیت‌ علیهم‌ السلام‌ و تنهایی‌ و بی‌ یاوری، اما دفاعی‌ از سر اخلاص‌ کامل‌ و با تمام‌ وجود و با تمام‌ متعلقات‌ خود، نهفته‌ است. ظالم‌ و مظلوم‌ و جبهه‌ حق‌ و باطل‌ تا روز قیامت‌ به‌ جهانیان‌ شناسانده‌ شد.
‌‌۸ ـ حضرت‌ در بحبوحه‌ جنگ‌ ظهر عاشورا با دادن‌ یک‌ شهید و زخمی‌، نماز جماعت‌ خوف‌ به‌ جا آورد. الصلاه عمود الدین، اقامه‌ نماز به‌ طور جمعی، اعلام‌ بندگی‌ به‌ خالق‌ و تسلیم‌ و تعظیم‌ و بیعت‌ فقط‌ در برابر خداوند هستی. اقامه‌ اول‌ وقت‌ نماز، اعلام‌ عشق‌ به‌ خدا و اهمیت‌ ارتباط‌ با او در هر شرایطی‌ و اعلام‌ حضور خدا در لحظات‌ زندگی‌ و ادای‌ تکلیف‌ در اولین‌ لحظه‌ وجوب‌ و تکریم‌ خالق‌ هستی.
‌‌۹ ـ احتجاج‌ به‌ قرآن‌ و حَکم‌ قرار دادن‌ آن. بعد از کشته‌ شدن‌ همه‌ یاران‌ و جوانان‌ هاشمی، فرمودند: «بینی‌ و بینکم‌ کتاب‌ اللّه‌ و جدّی‌ محمّد رسول‌ اللّه‌ صلّی‌ علیه‌ و آله»، یعنی‌ در اختلافات، فصل الخطاب‌ مسلمانان، قرآن‌ و عترت‌ است‌ نه‌ گروه‌ها و سلایق‌ شخصی‌ و هوای‌ نفس.
‌‌۱۰ ـ نقش‌ یاور در خصوص‌ ولی‌ معصوم‌ در بین‌ امت‌ اسلامی‌ آن‌ قدر مهم‌ و تعیین‌ کننده‌ است‌ که‌ تا وقتی‌ حضرت‌ عباس علیه السلام زنده‌ بود، امام‌ هم‌ زنده‌ بود، اما وقتی‌ آخرین‌ یاور بی‌ همتایش‌ زمین‌ افتاد، هم‌ حجّت‌ خدا کشته‌ شد، هم‌ حریم‌ پیامبر خدا شکسته‌ شد و زنان‌ و فرزندان‌ اهل‌ بیت‌ به‌ اسارت‌ رفتند و در بازارها گردانده‌ شدند. تا وقتی‌ حضرت‌ حسین‌ و عباس‌ علیهما السلام‌ زنده‌ بودند، کسی‌ جرات‌ حمله‌ به‌ خیام‌ اهل‌ بیت‌ را نداشت، تنهایی‌ حجّت‌ خدا، برابر با از دست‌ دادن‌ او است. معصوم، یاوری‌ همچون‌ عباس‌ می‌خواهد تا تکیه‌ گاهش‌ گردد. امام‌ فرمودند: الان‌ کمرم‌ شکست. اهل‌ خیام‌ هم‌ بعد از شهادت‌ حضرت‌ عباس‌ خود را برای‌ اسارت‌ آماده‌ کردند.
۱۱ـ در صحرای‌ کربلا مظهر غیرت‌ دینی‌ و ناموسی‌ و حمیّت‌ و مردانگی‌ به‌ تمامی‌ به‌ نمایش‌ گذاشته‌ شد، سخت‌ترین‌ لحظات‌ برای‌ حضرت‌ ابا عبدالله‌ و حضرت‌ عباس‌ علیهما السلام‌ و یاران‌ باوفایشان، اطلاع‌ از اسیری‌ زنان‌ و بچه‌ها و حمله‌ به‌ خیام‌ بود، که‌ بارها دشمن‌ از این‌ حربه‌ استفاده‌ کرد. اما تا اباعبدالله‌ زنده‌ بود، کسی‌ جرات‌ حمله‌ و سوزاندن‌ خیمه‌ها را نداشت. بعد از شهادت‌ حضرت‌ عباس‌ و تنهایی، امام، در قتلگاه‌ بر اثر ضربات‌ نیزه‌ها و تیرها از حرکت‌ بازماندند و به‌ زمین‌ افتادند، ولی‌ کسی‌ جرات‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ امام‌ را نداشت‌ تا مطمئن‌ شوند امام‌ زنده‌ است. گفتند یک‌ نفر بگوید به‌ خیمه‌ها حمله‌ کنید تا معلوم‌ ‌شود حسین‌ زنده‌ است‌ یا نه، همین‌ که‌ گفتند، حضرت‌ حرکتی‌ کرده‌ و به‌ سوی‌ خیمه‌ها نگاه‌ کردند و به‌ آن‌ها گفتند اگر مسلمان‌ نیستید لااقل‌ آزاده‌ باشید و به‌ خیمه‌ها حمله‌ نکنید. امام‌ بارها این‌ را از عمر سعد خواست. آری!‌مسلمانی‌ یعنی‌ غیرت‌ ورزی‌ به‌ دین‌ خدا و ناموس‌ پیامبر و اهل‌ بیت، مسلمانی‌ یعنی‌ پرهیز از قرار دادن‌ ناموس‌ در برابر چشم‌ نامحرمان. نگرانی‌ زنان‌ اهل‌ بیت،‌ نان‌ و آب‌ و غذا و … نبود، آنان ناراحت‌ از نگاه‌ نامحرمان‌ بودند، ناراحت‌ از حجاب‌ خود بودند، افرادی‌ که‌ از اسراء نیازشان‌ را پرسیدند تا رفع‌ کنند هم‌ زین‌العابدین علیه السلام هم‌ ذرّیه‌ پیامبر خدا گفتند برای‌ زن‌ها حجاب‌ تهیه‌ کنید. آری! اسلام‌ یعنی‌ در هر شرایطی‌ تسلیم‌ خدا و اجرای‌ کامل‌ دستورات‌ خدا بارضایت کامل.
۱۲ ـ رسالت‌ حضرت‌ زینب‌ علیها السلام‌ تا وقتی‌ امام‌ زنده‌ بود، پرستاری‌ از امام‌ معصوم‌ بعدی‌ و صبر و سکوت‌ به‌ امر ولایت‌ بود، بعد از امام‌ تبلیغ‌ دین‌ و حفاظت‌ از جان‌ ولی‌ معصوم‌ و قافله‌دار اسراء و دلداری‌ اسراء داغدیده‌ با عقیله‌ بنی‌ هاشم‌ بود، که‌ اگر دشمن‌ می‌گذاشت‌ با سخنرانی و مرثیه‌ سرایی خود، حکومت‌ یزیدیان‌ را برمی‌انداخت، لذا با آوردن‌ سر امام‌ حسین علیه السلام بر سر نیزه‌ که‌ قرآن‌ می‌خواند، حضرت‌ را ساکت‌ کردند. آری!‌ شیر در قفس‌ نیز شیر است، قهرمان‌ کربلا دختر علی‌ مرتضی‌ و فاطمه‌ زهرا، او در اسارت‌ نیز جز خدا نمی‌بیند و در جواب‌ یزید می‌فرماید: ما رایت‌ الّا جمیلا، برای‌ خدا قیام‌ کردند، برای‌ خدا اسارت‌ رفتند، برای‌ خدا صبوری‌ کردند، از این‌ رو کربلا تا روز قیامت‌ زنده‌ ماند و مکتب‌ حسین‌ هنوز هم‌ درخت‌ اسلام‌ را با خون‌ شهداء آبیاری‌ می‌کند و سرفراز است. حرف‌ اباعبدالله‌ الحسین علیه السلام این‌ بود: هیهات‌ من‌ الذله.
نفی‌ پذیرش‌ ظالمان‌ و هوای‌ نفس‌ و فریفته‌ پول‌ و مقام‌ و شهرت‌ و حکومت. آزادی‌ از تمام‌ قیود دنیوی‌ و نفسانی‌ و فقط‌ زندگی‌ خدا و اطاعت‌ از خدا و پیامبر و اولی‌ الامر.
با حسین‌ زمان‌ خود چه‌ کرده‌ایم؟
برخی‌ مشابهات‌ قیام‌ امام‌ حسین علیه السلام با عصر حضرت‌ ولی‌ عصرعج الله فرجه و زمان‌ ظهور حضرت:‌‌
۱-بدعت‌ها و تحریفات، دین‌ اسلام‌ را وارونه‌ کرده، از اسلام‌ نام‌ باقی‌ مانده‌ و محتوا تغییر یافته‌ است‌ و مستکبران‌ و ظالمان‌ بر اکثریت‌ مسلمانان‌ و مردم‌ جهان‌ حکومت‌ می‌کنند.
‌‌۲ ـ یاران‌ و اصحاب‌ و دوستان‌ حضرت‌ و مؤ‌منین‌ واقعی‌ جان‌ و مال‌ و آبرو بر کف‌ نهاده‌ و با تحریفات‌ و بدعت‌ها مبارزه‌ کرده‌ و تلاشی‌ بی‌ وقفه‌ و خستگی‌ناپذیر در تبلیغ‌ دین‌ اسلام‌ به‌ مسلمین‌ و جهانیان‌ دارند و در حمایت‌ از اسلام‌ و ولایت‌ هیچ‌ محدودیتی‌ نمی‌بینند.
‌‌۳ ـ دشمنان‌ اسلام‌ با تمام‌ قوا و امکانات‌ موجود در حذف‌ دین‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ واقعی‌ به‌ ویژه‌ شیعه‌ و حکومت‌های‌ اسلام‌ جنگ‌ پیدا و پنهان‌ دارند. دشمنان‌ زیاد و قدرتمند و دوستان‌ اندک‌ و بی‌ یاور و فاقد امکانات‌ هستند.
‌‌۴ ـ هدف ظهور و قیام‌ حضرت‌،‌ اصلاح‌ و اجرای‌ احکام‌ دین‌ و آیین‌ اسلام‌ است.
۵- عاشقان و یاران کلامی، با انگیزه‌های دنیوی و فریفته دنیا زیاد دارد. حضرت تنها و بی‌یاور است، امّا هزاران یار کلامی مدّعی یاوری حضرت را دارند که با کمترین بروز سختی و امتحان و آزار و اذیت دشمنان پیدا و پنهان عقب نشینی اختیار نموده، طرفداری کلامی از حجت خدا را هم رها می‌کنند و به دنیا مشغول می‌شوند و دیگران را توصیه می‌کنند مراقب امور زندگی خود باشند و به چیزی دیگر کار نداشته باشند لذا عافیت طلبی و مصلحت اندیشی جزو فرهنگ عمومی است. اما حضرت چند تا عباس و زینب می‌خواهد و بس.
۶- غفلت زدگی و جهالت اکثریت مردم و تعطیلی و یا وارونه انجام دادن بسیاری از احکام حیات بخش دین اسلام و تثبیت فرهنگ بیگانگان در بین مسلمانان.
۷- قلت مسلمانان واقعی و ولایت مدار و تلاش دشمنان اسلام بر تضعیف و آزار و اذیت آنان به انحاء مختلف، بیت المال عمومی در اختیار اقلیت است و اکثریت مسلمانان و مردم جهان در فقر بسر می‌برند.
۸- وقتی ولی عصر عجّ الله فرجه ظهور می‌کند و دین اسلام را بر مردم عرضه می‌کند، مردم تصور می‌کنند، دین دیگری آورده است.
۹- پس از اعلام رسالت و معرّفی خود و دعوت از مردم برای اطاعت از ولّی معصوم، عده‌ای از مردم و حکومت‌ها ولایت معصوم را نمی‌پذیرد و در صدد انکار منجی عالم بشریت و جانشینی پیامبر خدا بر آمده و با وی می‌جنگند.
۱۰- تلقی ایجاد نشاط و آرامش و عرفان! با انواع موسیقی از جمله موسیقی حرام در بین افراد و مجالس عمومی و رسمی و مراکز دولتی.
۱۱- و…
حال چه کنیم حقّ و باطل را قبل از سر نیزه کردن سر ذریّه پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله، بشناسیم؟
آیا راهی هست جبهه باطل را در لفافه‌های متعدد شناسایی کنیم و با آن به مبارزه پردازیم؟
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: یا ایّها الذین امنوا ان تتقواالله یجعل لکم فرقانا سوره انفال آیه ۲۹
ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان می‌بخشد.
و ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شئیا سوره آل عمران آیه ۱۲۰
اگر شما صبر کنید و پرهیزکار باشید از مکر و عداوت آنان به شما هیچ نمی رسد.
بلی ان تصبروا و تتقوا و یأتوکم من فورکم هذا یمددکم ربکم بخمسه الآف من الملائکه مسومین سوره آل عمران آیه۱۲۵
بلی اگر شما صبر و ایستادگی در جهاد پیشه کنید و پرهیزکار باشید چون کافران بر سر شما شتابان و خشمگین بیایند خداوند پنج هزار فرشته را به مدد شما می‌فرستد.
و من یتق الله یجعل له مخرجا و من یتق الله یجعل له من امره یسرا  سوره طلاق آیه ۲و۴
هر کس خدا ترس شود خدا راه خارج شدن (از گناهان و بلا و حوادث سخت) را بر او می‌گشاید.
هر که متقی و خدا ترس باشد رمز دریافت امداد الهی و بصیرت و بینش و شناخت حق و باطل تنها در تقوا پیشگی و انجام کامل دستورات الهی است. البته به میزان رعایت تقوا، امتحان الهی برای تثبیت ایمان و تقوا در انسان انجام می‌گیرد، چنانکه خداوند حکیم در قرآن می‌فرماید:
و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین و نبلوا أخبارکم سوره محمدصلی الله علیه واله آیه ۳۱
و البته شما را در مقام امتحان می‌آوریم تا آنکه در راه خدا مجاهده و کوشش و صبر دارد مقام اش معلوم سازیم و اظهارات شما را هم بیازمائیم.
و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون انبیاء آیه ۳۵
ما شما را به بد و نیک مبتلا کرده تا بیازمائیم و به سوی ما باز می‌گردید.
بنابراین٬عمل آگاهانه و هدفدار با بصیرت و بینش و درک کامل از خود و اطراف خود و در نهایت خداشناسی و انجام اعمال صالح و دفاع از حریم دین و ولایت در سایه تقوا، ترک محرمات و انجام واجبات در تمام امور است،که ادای وظیفه را میسر می‌نماید.
مرهم دل اهل بیت علیهم السلام ظهور منتقم ثارالله است. مخاطب ندای هل من ناصر ینصرنی سید الشهداء، تا ظهور حضرت حجت، تمام مردم جهان به ویژه شیعه می باشد.
آیا پاسخ دهنده‌ای در صحرای کربلا که کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا هست، به مهدی زهرا که یاور می‌جوید، هست؟
آیا مهدی زهرا یاور و عاشق کلامی و ظاهری می‌خواهد یا همچون عباس و زینب فدایی می‌طلبد؟ آیا با عشق کلامی و هزینه کردن اموال برای نشان علاقه به حضرت، مشکل ظهور حل می‌شود و این ندا پاسخ داده می‌شود؟
چرا تاکنون این همه اظهار علاقه‌های کلامی و جشن‌ها و خواندن زیارات مظلوم عالم را یاوری نکرده است؟
جز این است که یاری ولی معصوم یوسف زهرا همان شرایطی را دارد که یاران سیدالشهدا در شب عاشورا در صحرای کربلا در مقابل دشمن داشتند. عاشق دلباخته و در بند یار، اما شیری درنده در برابر خصم.
هنوز هم حسین را می‌کشند، هنوز هم عباس را  می‌کشند، هنوز هم زینب را به اسیری می‌برند. هنوز هم فرزند زهرا کمک می‌خواهد، تا ریشه ظلم رابر کند، پس باید با سلاح ایمان و سپر تقوی و هر آنچه داریم بر کف نهاده و تقدیم ذریه پیامبر خدا نمائیم و با پشتوانه اخلاص برای حکومت جهانی اسلام یاری اش نمائیم.
اکنون نیز دیر است. همه رفتند، حسین با زن و فرزند، و هاشمیان و چند نفر یار جان باخته در صحرای کربلا تنها مانده و منتظر ماست.هل من ناصر ینصرنی؟
مابراومی گرییم که ازجسمش دوریم٬واو بر ما می‌گرید که چرا از قافله حسینیان دورماندیم. هنوز فرصت باقی است حرّ آخرین نفر بود، هنوز ظهر عاشورا فرا نرسیده است.
حسین زمان منتظر یاران است.فقط چند تا عباس وزینب
به پا خیز بدون کلام، بدون ادعا فقط بین خود و حسین بپا خیز، و یاری کن. خواهی دید یزیدیان با دیدن یاوران حسین که جان باخته و دل باخته به میدان آمده‌اند، از بین خواهند رفت. فاطمه زهرا و زینب کبری آرام خواهند گرفت. آیا این چنین هستی؟!
خوب بیاندیش، آن که حاکم و شاهد است، فقط خدا و معصوم است نه مردم، پس به، خدا و معصوم پاسخی بده.
یک حسین دیگر را به ما سپرده‌اند، با او چه کرده‌ایم؟!
مبادا، بار دیگر علی اصغر به قربانگاه برود، مبادا، زینب بر قتلگاه فریاد وا محمدا سر دهد، مبادا فاطمه زهرا بار دیگر ناله سر دهد غریب مادر.اگر ناله سر دهند یوم تبلی اسرائر چه خواهیم کرد؟!کربلاهنوزنیرومی طلبد٬یاشهادت جسمانی یاشهادت روحانی.
بالاخره راه ما ازکربلا می گذرد٬باید یکی را انتخاب کنی تا انتخاب شوی.

پی‌نوشت‌ها:‌‌۱ـ منتهی‌ الامال، ص‌۴۴۵.
‌‌۲ ـ سعید بن‌ عبداله‌ حنفی‌ و زخمی‌ شدن‌ زهیر بن‌ قیس‌ در تیرباران‌ مداوم‌ دشمن.
‌‌۳ ـ منتهی‌ الامال، ص‌ ۴۹۲.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی منصوره وطنی

پاکت منبر !

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و خدا قوت خدمت دوستان و همراهان دارم
ان شاء الله تعالی زندگی پر از یاد و نور محبت رسول الله صل الله علیه و آله وسلم داشته باشید .

پاکت منبر  یکی از اون مسائلی هست که همه دربارش شنیده ها و صحبت هایی دارند .
یک عده از مقدارش می پرسن
یک عده اصلا نمیدونن چی هست ؟!

یک عده هم میگن اصلا چه معنی داره شما طلبه ها واسه منبر به اسم دین پول بگیرید!

یک عده قیمت های نجومی بعضی منبری ها مطرح میکنن و میگن چرا اینا قیمت تعیین میکنن ؟

یک عده میگن شما طلبه هاوضعتون خوبه دیگه یک منبر میریدیک روضه میخونید چه همه پول میگیرید !

خلاصه از این دست یک عده ها ، زیادن که بلاخره حرف و نقد و نظری دارند و میخوان پیرامون این مساله صحبت کنن !

میگفت اون قدیم ها ، ینده خدایی واسه دهه اول محرم آشیخی رو دعوت کرد تا مجلس موعظه و تعزیه داری اهل بیت را در منزلش برپا کند .

خب اون زمان وسیله نقلیه همین چهار پا بوده و این آشیخ هم هر روز با چهار پای خودش به این مجلس می اومد و مجلس ذکر اهل بیت رو برپا میکرد تا روز آخر دهه .

معمول و مرسومه که تشکر از الطاف منبری و روضه خوان رو روز آخر وقت خداحافظی انجام میدادند و مثلا مبلغی را بین پاکت میگذارند یا در سینی کنار چای و آبجوشی که برای منبری میبرند میگذارند و یا لحظه خداحافظی با احترام خاصی و تشکری در جیب خادم اهل بیت قرار میدهند .

به هرحال این آشیخ جلسه ی آخر منبر و ذکر مصیبت را هم برگزار میکند و دعای آخر مجلس و یا علی مدد … دم در صاحب خانه و بانی مجلس که بدرقه ی آشیخ میکند در عین حال اینکه خیلی طبیعی و انگار نه انگار رفتار کرده که هیچ تقدیری نکرده والبته  آشیخ هم اصلا برخورد و صحبت و کنایه ای هم در این باره نیامده بود ؛ خود صاحب مجلس دم اخر رو به واعظ کرد و گفت : آشیخ مجلس مال امام حسین علیه السلام بود دیگه …  ما خونه مون رو دادیم شما رو هم گفتیم بیاید منبر و روضه شو برپا کنید ! پس لازم نیست که ما چیزی به شما بدیم؟!

بنده خدا آشیخ ! هم که دیگر سوار چهارپایش شده بود و آماده رفتن بود گفت : بله درسته … راست میگید ما هم هیچ توقعی نداریم ، اما این خره ما که ده روز برد و آوردمون کاه یونجه شو از کجا باید بیاره ؟!

یاد حرف بزرگی افتادم که میگفت اسب امام حسین هم بی کاه یونجه نمیتونه واسه اسلام بدود !

بله ، هیچ وقت منبری و روضه خوان برای کاری که انجام داده مبلغ معین نمی کند و نباید بکند چون اجر کاری که یک طلبه و واعظ میکند فقط با خود خداست .. خود خودش …

کسی که دین و راه سعادت یاد می دهد و مسیر حق نشان می دهد رسول ِ رسول الله صل الله علیه و آله وسلم است . سرباز مکتب امام صادق علیه السلام است . برای کس دیگری اصلا نفس کشیدنش در این عالم وقف رسول الله است . چون انقدر ارزش کارش بالاست که من معتقدم هرقدر هم حتی اگر میلیونی تقدیر شود باز هم از عهده ی جوابش کسی بر نمی آید الا خود خدا …

اجر مبلّغ و سرباز دین فقط با خداست و بس /

این بحث  هرکس را وظیفه ایست خیلی مهمه ؛ اگر کسی این رو بتونه تو نفسش واسه خودش قشنگ و درست حل کنه بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد . حتما روش تفکر کنید .

هر کس را وظیفه ایست . وظیفه طلبه آن است که درس بخواند و تقوا داشته باشد و با نیت پاکش و درس آموزیش پای قال الصادق و قال الباقر دست مردم بگیرد و در دست خدا بگذارد و تمام هم و غم و فکر و ذکرش برای اعتلای پرچم توحید و دین باشد ، با توکلش به هیچ چیز دیگر هم کار کاری نداشته باشد .

مردم ، جامعه و نظام را هم وظیفه ایست . اینکه با عقلشان منطقی بودن این سیر و جریان را برای رسیدن خودشان و جامعه شان به درستی و راستی و توحید بپذیرند و در قبال این حرکت خودشان را مسئول بدانند … بدانند این طلبه و مبلغی که من برای رساندن راه صحیح زندگی  و اشاعه ی جهان بینی سالم و کامل و خدامحور دعوت کرده ام  درست است که وظیفه اش را دارد انجام میدهد ، اما من هم باید وظیفه ام را درست انجام دهم . چون اگر این طلبه در اوّلیات زندگی و معیشتش دچار مشکل بود واقعا انتظار اینکه دین درست تبلیغ شود و جامعه رو به تعای حرکت کند بی انصافی است /

چند روز پیش مادرم امر فرمودند که منزل یکی از آشناهای دورشون موعظه و ذکر توسل را بنده بروم /

وضعیت اقتصادی صاحب منزل در حد بسیار مطلوب بود .

نمیدونم چقدر درباره ی  انواع سخنرانی ها و سطح علمی اون میدونید و دیدید

مثلا گاهی در حد یک بیان یک مساله شرعی و خواندن یک حدیث است و روضه . بدون هیچ توضیح و تفسیر و بروز رسانی و تبیین معادل سازی در زندگی امروز .و گاهی هم منبری بطور تخصصی از چند و چون  مساله صحبت میکند و بحث فلسفی و منطقی و عقلی موضوع را طرح میکند و با بروز رسانی و در آوردن لایه های درونی مساله کاملا عمیق و دقیق و کاربردی توضیح می دهد  مثالش سخنرانی های حجت الاسلام شیخ علیرضا پناهیان حفظه الله تعالی هست …

خب سبک و سیاقی  که ما یاد گرفتیم و صحبت میکنیم از دسته دوم است

یعنی با وجود اینکه مادرم از قبل توصیه اکید فرموده بودند بیش از بیست دقیقه صحبتت طول نکشد ، به فضل الله تعالی و مدد اهل بیت طوری شد که فقط سوال های پیاپی خود مردم قریب به چهل دقیقه زمان برد …

مجلس تمام شد و پاکتی نارنجی ! توی سینی برای ما آورده بودند …

با وجود اینکه خیلی منبر نمیرم و سعی کردم تا قبل اجنهاد غیر از ایام تبلیغی وارد این وادی نشم اما در همین مجالسی هم که گه گاه رفتم سعی کردم اصلا توجهی به مقدار پاکت نکنم .. یعنی اصلا واسم مهم نبوده و شما دعا کنید هیچ وقت هم نباشه … دلیلش هم که بالا گفتم …

اما مادرم خیلی اصرار داشتند مبلغ بین پاکت را از چنین موقعیت فرهنگی اقتصادی برای این سبک جلسه  بدانند …و شرح پاکت چیزی نبود جز  این :

۷
بدون شرح !

یک پاکت نارنجی نم خورده ، که پشت پاکت در اثر کثرت استعمال کهنه شده بود و قست تای در پاکت  رنگش ریخته بود و سفیدی اش در بین آن همه نارنجی خود نمایی خاصی داشت .

در پاکت رو که باز کردم با خطی نچندان دلچسب نوشته بود ( پیوندتان مبارک ! ) ظاهرا واسه عروسی یکی بستگان صاحب مجلس بود  … اسم طرف هم بودحتی !! البته بنظرم اون آقای بابایی این وسط اخلاصشون از همه ما بیشتر بوده که پاکتشون با چند واسطه خرج روضه ی امام حسین علیه السلام شده بود ! هیچ اتفاقی در عالم بی حکمت نیست ،دعاشون کردم !!

دو عدد ده هزارتومانی کهنه ی چندین قسمت پاره ! و لبه تا خورده که رویشان با ماژیک آبی نقاشی هم داشت به وضع نا بسامانی درون پاکت بود …

واین مبلغ هزینه تاکسی برای رفت و آمد هم نیست !

این را ننوشتم برای اینکه بگویم من از این مقدار ناراضی بودم !! نه … خدا میداند که ذره ای حتی برای مادیات نرفته بودم و باز شما دعا کنید هیچ وقت هم چنین نباشم … همینکه کلی سوال و مشکل توانستم جواب دهم و راهنمایی کرده باشم برایم دنیایی ارزش داشت من واقعا طرف حسابم حجت بن الحسن المهدی روحی له الفداء هست

اما از این ناراحت شدم که این کار بی ادبی به مقام علم است .

علم ارزش دارد و عالم حرمت … این علم و عالم به واسطه ارتباطشان با خدا و اهل بیت احترام دارند که اگر رعایت این ادب نشود واقعا برکات را از زندگی ها و جامعه می برد …

یادتان هست در پست ( منجی  عالم بشر یت ؛ یک عرب ) توضیح آیه (( اعراب اشدّ کفرا و نفاقا )) رو چی دادیم ؟

گفتیم اون نوع نحوه برخورد و رفتارهای ناصحیح دور از فطرت و منطق و ادب را خدا مذمت کرده حالا اون رفتار میتونه در شخصی باشه که در بهترین قسمت یک شهر مذهبی زندگی میکنه در اوج شهر نشینی و وضعیت خوب اقتصادی ، و از اون طرف میتونه در دل یک روستا با تمام کمبود ها و محرومیت ها اون ویژگی نکوهیده  موجودنباشه و فرد با کمال عزت و ادب و بزرگی زندگی کند …

این پاکت هم یادگاری ایست  از یک روستای بسیار دور از شهر و امکانات که برای من دنیا دنیا ارزش داشت … این لطافت و ادب و کمال :

۸

مقایسه با شما … !

* پ.ن :   یکی از مداح های عزیز و دلپاک رو تلویزیون در برنامه ای زنده دعوت گرفته بود . مجری پرسید چرا بعضی مداح ها قبل از آمدن قیمت تعیین میکنند ؟!
اون مداح جواب خیلی جالبی داد ! گفت شما الان نگید چرا فلان مداح قیمت مشخص میکنه ، اینو ببینید تاحالا با این ادم چکار کردند که مجبور شده الان مبلغ معین کنه . خب اون هم تمام وفتشو برای اینکه سبک خوب و شعر جدید پیدا کنه گذاشته زحمت کشیده . ببینید چند نفر حکایت داستان بالا رو سرش آوردن !

*حاج عبدالرضا هلالی میگفت یک دفعه منو دعوت کردن سبزوار ! اونجا جلو همه با یه وضع زشتی یک ربع سکه هم بهم دادند … باوجودیکه برخورشون قشنگ نبود به رسم ادب گرفتم . اومدم تهران نشونش دادم گفتن تقلبه ! یا یکبار مجلسی که دعوتم کرده بودند یکی از قسمت های کرج قرار شد مارو بعد مجلس ببرند رستوران . اونجا به بهانه اینکه این دنبال اون میگشت و اون یکی دنبال این گذاشتند رفتند و من نیم ساعت جلو رستوران علاف بودم! دیدم نیومدن خودم تاکسی گرفتم برگشتم !

منبع: طلبگی و هزار و یک…

حجاب و عوامل بدحجابی در چند خط

بنام خدای گسترده مهر مهرورز

امروزه یکی از دغدغه های اصلی بنده شده حجاب بانوان

خانم های محترم با بد حجابی خودشون دل بنده و امثال بنده رو مثل یک سیب زمینی رنده کرده اند و دیگر برای بنده رمقی باقی نمانده برای گشت زدن در این خیابان های بی غیرت و عفت

خیلی علاقه مند هستم تا به بررسی عوامل بد حجابی و بی حجابی بپردازم اما حیف مجالی نیست به علت نزدیک شدن امتحانات ولیکن همین اندازه خدمت شما برادر یا خواهر دینی عرض کنم که در خانم ها نگرشی وجود دارد که در مرد ها نیست مانند سایر تفاوت ها برای مثال خانم ها اغلب سطحی نگر هستند واقایان عمقی نگر هستند یک زن و شوهر وقتی بخواهند وام بگیرند مرد به فکر تعمیر خانه و… میباشد ولی خانم ها به فکر پرداخت اقساط وام هستند .  به همین خاطر حالاتی  که بر مرد ها عارض میشود را یک خانم نمیتواند درک کند و بالعکس .در مسئله حجاب وقتی به خانم محترمی متذکر میشویم حجاب خودتان را رعایت کنید زیرا با این وضع حجاب خود باعث به گناه افتادن جوانان ساده و مظلوم میشوید . واکنش این خانم ها قابل توجه نیست کما این که گاهی اصلا توجهی نمیکنند  چون درک نمیکنند و به عقیده بنده به همین علت هستش که وقتی مردی با وضع بدی همراه همسر خود از خانه خارج میشود به او بی غیرت می گویند چون ایشان مرد بوده و باید درک متقابل مردان را داشته باشد .

ولی به طور اجمالی عوامل بد حجابی را بنده در ماهواره که بیشترین تاثیر را دارد و سپس دوست های بی بندو بار که برای رفتار خود چهارچوب ندارند و در ضعیف بودن اعتقادات میدانم که البته این موارد یقینا علت تامه نیست ولی قسمت قابل توجهی از عوامل را تشکیل میدهد .

سرمایه گزاری دشمن بر روی کانال های ماهواره ای بسیار زیاد میباشد چون نیمی و شاید بیشتر مردم در تهران و شهر های دیگر از ماهواره استفاده میکنند و دشمنان میتوانند سریع تر بر روی شخص ساده و یا غیر متوجه تاثیر بگزارند و سیر یک جامعه را به آرامی تغییر بدهند ، البته این سیاست شوم ان ها  که سابقا هم بوده است ولی به شکل های دیگر مثلا شهر اندلس ، که به عقیده بنده قصد دارند همان سیاست را در ایران پیاده کنند که ان شاءالله موفق نخواهند شد.

ماهوره آثار مخرب زیادی بر روی بنیان خانواده دارد که با یک جستجو میتوان این آسیب ها را پیدا و مطالعه کرد و در وحله بعد مورد قضاوت قرار داد که آیا ماهواره مفید است یا برعکس ضررش آنقدر زیاد است که قابل جبران نیست.

به خانواده هایی که کودکان پایین ۱۴ سال دارند عاجزانه درخواست میکنم که این وسیله شیطانی را دور کرده اگر کمی به فکر سلامت روحی فرزندانشان هستند کما این که من برای سن های بالاتر از ۱۴ هم توصیه نمیکنم چون مانند یک سم محلکی است که اگر فقط به آن ناخنک هم بزنید باز هم از برای سم دچار سرگیجه خواهید شد.

بازهم سخن زیاد ولی مجال نیست
یا حق

منبع: قلم های شکسته

کلام گهر بار از حضرت امام حسین علیه السلام

علائم شناخت شیعه
۵“إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ”
“بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.”
(التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص۳۰۹)

عاقبت انتخاب خشنودی مخلوق
“لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق”
“رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.”
(بحارالانوار،ج ۴۴،ص۳۸۳)

اندکی دین داران بعد از آزمودن
“ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم یحوطونه ما درّت معائشهم فإذا محصّوآ بالبلاء قلّ الدیّانون”
“همانا مردمان بنده دنیایند و دین لقلقه زبان آنهاست و هر جا منافعشان [به وسیله دین ]بیشتر تأمین شود زبان مى چرخانند و چون به بلا آزموده شوند آنگاه دین داران اندکند.”
(تحف العقول/ ۲۴۵)

آثار دنیوی نافرمانی از خدا
“مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ”
“آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.”
(الکافی،ج۲،ص۳۷۳)(الکافی،ج۴،ص۱۱۷)

واقعیت انتقاد و تعریف دیگران
“من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.”
“کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.”
(نزهه الناظر،ص۸۸)

نازو نعمت مسیری به پرتگاه و بلایا وسیله ادب ما
“اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء”
“خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارى‏ها) ادبم مکن.”
(الدُّرًّهُ البَاهره من الأصدَاف الطّاهِره،ص ۲۳)

منبع مطلب: دریچه ای از معرفت

بیاناتی از رهبر کبیر انقلاب حضرت روح الله ره – قابل توجه سازشکارانِ سست ایمان!

بیاناتی از رهبر کبیر انقلاب حضرت روح الله ره – قابل توجه سازشکارانِ سست ایمان!

۴ان‌شاءاللّه ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج، این منبر بزرگى که بر بلنداى بام انسانیت باید صداى مظلومان را به همه عالم منعکس سازد و آواى توحید را طنین اندازد، صداى سازش با آمریکا و شوروى و کفر و شرک نواخته شود. و از خدا مى خواهیم که این قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروى را به صدا درآوریم …
همه باید از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونى که کارگزاران سیاست آمریکا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده اند به درآییم و به سوى دریایى که زمزم از آن جوشیده است روانه شویم، و پرده کعبه و حرم خدا را که به دست نامحرمان نجس آمریکا و آمریکازاده ها آلوده شده است با اشک چشم خویش شستشو دهیم.
مسلمانان تمامى کشورهاى جهان! از آنجا که شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجى شده اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید، و از وجود جوانان پرشور و شهادت‌طلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نمایید. به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایى از بردگى و یورش به دشمنان اسلام باشید،
که عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و پس از آن، تصمیم بر اینکه سیادت کفر و شرک جهانى، خصوصا آمریکا را بر خود حرام کنید.
ما در مکه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مکه است. دروازه هاى مدینهالرسول را به روى ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست نمى شود. به سوى کعبه نماز مى گزاریم و به سوى کعبه مى میریم. و خدا را سپاس مى گزاریم که در میثاقمان باخداى کعبه پایدار مانده ایم و پایه هاى برائت از مشرکین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم. و منتظر هم نمانده ایم که حاکمان بى‌شخصیت بعض کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى از حرکت ما پشتیبانى کنند.

ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسى را نداریم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داریم.

تعابیر حضرت روح الله (ره)، دربارۀ آمریکا (شیطان بزرگ) و لزوم رجم شیطان بزرگ توسط ما ! :
رأس جنایتکاران تاریخ-رأس جهانخواران-رأس استکبار جهانی-رأس چپاولگران-رأس مفاسد عالم-رأس ستمکاران-جنایتکار اصیل – جنایتکار اصلی – جهان خوار بی رحم-مجرم دسته اول – شیطان بزرگ – طبل تو خالی – تروریست بالذات-ابر متجاوز – ابر جنایتکار تاریخ – ام الفساد – نامحرمان نجس

بالاخره در تاریخ اسلام می‌بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که‌ در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه -علیهم لعنه الله- برای نابودی و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبدالله الحسین -علیه السلام- و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجدداً از لباس همان میراث خواران بنی سفیان به درآید و گلوی پاک و مطهر یاوران حسین -علیه السلام- را در آن هوای گرم، در کربلای حجاز و در قتلگاه حَرَم، پاره کند؛ و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را «خارجی» و «ملحد» و «مشرک» و «مَهدورالدم» معرفی کردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند؛

که ان شاء الله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از آمریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.

«آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آمریکا در مقابل مسلمین نمی‌تواند خودنمایی کند، ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندان مان شهد پیروزی را خواهند چشید، ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند،

ما آمریکا را زیر پا می گذاریم، ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم، آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است،

سلطه آمریکا تمام بدبختی های ملل مستضعف را به دنبال دارد، همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم،  همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است و آمریکا شیطان بزرگ است»

* اگر نوکر نباشیم آمریکا رابطه را قطع می‌کند/ خدا کند رابطه را قطع کند

اگر مقصود از روابط آن روابطی است که تا حالا بین ایران و امریکا بوده است، در زمان شاه سابق بین ایران و آمریکا بوده است، این روابط نبوده است، این یک آقایی بوده با نوکرش هر کاری می خواسته، هر امری که می کرده عمل می کرده – اگر می گویید – ما اگر چنانچه بخواهیم اسلام را پیش ببریم دیگر نباید نوکر باشیم. اگر نوکر نباشیم رابطه اش را با ما قطع می کند، ما از خدا می خواهیم که رابطه قطع بشود. بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم تا یک وقتی که به خود بیایند و بفهمند شرق هم هست در عالم. آن روزی که بفهمند که شرق هم یک جایی هست که تمدن از او پیش آنها رفته است.

(صحیفه نور ج ۱۱ صفحه ۳۴)

* آمریکا می‌خواهد ما نوکرش باشیم

آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی- اسلامی، بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که ارابه سیاست آمریکا و شوروی را بکشد و امروز همه مصیبت و عزای آمریکا و شوروی شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحت الحمایگی آنان خارج شده است که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می کند.

(صحیفه امام ج ۱۲ ص ۰۹)

* با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانی خود را بر ملا نسازید

با توسل به دامن آمریکا ضعف و ناتوانی خود را بر ملا نسازید و از گرگها و درنده ها برای شبانی و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظه ای که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمیترین وفاداران و دوستان خود را قربانی می کنند و پیش آنان دوستی و دشمنی و نوکری و صداقت ارزش و مفهومی ندارد آنان منافع خود را ملاک قرار داده اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن می گویند.

(صحیفه امام ج ۰۲ ص ۹۳۲)

*کرارا گوشزد نموده‌ام که رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است

ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین ایران و امریکا را دریافت کردم. اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت به پاخاسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بین المللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید امریکا از ایران است . ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که ابر قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری ها کرده است، اگر جشن بگیرد حق دارد . ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملتهای شریف اسلامی به این انگل های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد . به دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع رابطه با ابرقدرتها خصوصا امریکا نمایند . من کرارا گوشزد نموده ام که رابطه ما با امثال امریکا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است.

(صحیفه امام ج ۱۲، ص ۴۰)

متن کامل پیام حضرت امام به مناسبت پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سالگرد کشتار خونین مکه :

بسم اللّه الرحمن الرحیم ملت ایران لقد صدق اللّه رسوله الرءیا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاءاللّه آمنین.(۱) علیرغم گذشت یک سال از کشتار فجیع و بى رحمانه حجاج بى دفاع و زائران مؤمن و موحد به وسیله نوکران امریکا و سفاکان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حیرتند. آل سعود با کشتن میهمانان خدا و به خاک و خون کشیدن بهترین بندگان حق نه تنها حرم را، که جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت. مسلمانان جهان در سال گذشته و براى اولین بار عید قربان را با شهادت فرزندان ابراهیم – علیه السلام – که دهها بار از مصاف با جهانخواران و اذناب آنان برگشته بودند، در مسلخ عشق و در مناى رضایت حق جشن گرفتند. و بار دیگر امریکا و آل سعود، بر خلاف راه و رسم آزادگى، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بى پناه ما کشته ها گرفتند، و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردى و قساوت بر پیکر نیمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشکیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند. انتقام از چه کسانى و از چه گناهى؟ انتقام از کسانى که از خانه خویش به سوى خانه خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از کسانى که سالها کوله بار امانت و مبارزه را بر دوش کشیده بودند. انتقام از کسانى که همچون ابراهیم – علیه السلام – از بتشکنى برمى گشتند، شاه را شکسته بودند، شوروى و امریکا را شکسته بودند، کفر و نفاق را خرد کرده بودند. همانها که پس از طى آن همه راهها با فریاد: واءذن فى الناس بالحج یاءتوک رجالا(۲) پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا ابراهیم را خوشحال کنند، به میهمانى خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدایند، و عطش خویش را در زلال مناسک حج برطرف نمایند و با توانى بیشتر مسئولیتپذیر گردند و در سیر و صیرورت ابدى خود نه تنها در میقات حج، که در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگى و دلبستگى به دنیا را از تن به در آورند. همانها که براى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحت طلبان را بر خود حرام، و محرم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم کردند تا نه تنها بنده زرخرید امریکا و شوروى نباشند، که زیر بار هیچکس جز خدا نروند. آمده بودند که دوباره به محمد – صلى اللّهعلیه و آله و سلم – بگویند که از مبارزه خسته نشده اند و به خوبى مى دانند که ابى سفیان و ابى لهب و ابى جهل براى انتقام در کمین نشسته اند، و با خود مى گویند مگر هنوز لات و هبل در کعبه اند. آرى، خطرناکتر از آن بتها، اما در چهره و فریبى نو. آنها مى دانند که امروز حرم، حرم است اما نه براى ناس، که براى امریکا! و کسى که به امریکا لبیک نگوید و به خداى کعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد. انتقام از زائرانى که همه ذرات وجود و همه حرکات و سکنات انقلابشان مناسک ابراهیم را زنده کرده است، و حقیقتا مى رود تا فضاى کشور و زندگى خویش را با آواى دلنشین لبیک،اللهم لبیک معطر سازد. آرى، در منطق استکبار جهانى هر که بخواهد برائت از کفر و شرک را پیاده کند متهم به شرک خواهد شد، و مفتىها(۳) و مفتى زادگان این نوادگان بلعم باعوراها،(۴) به قتل و کفر او حکم خواهند داد. بالاخره در تاریخ اسلام مى بایست آن شمشیر کفر و نفاقى که در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنى امیه – علیهم لعنهاللّه – براى نابودى و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنى حضرت ابى عبداللّه الحسین – علیه السلام – و یاوران با وفاى او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنىسفیان به درآید و گلوى پاک و مطهر یاوران حسین – علیه السلام – را در آن هواى گرم، در کربلاى حجاز و در قتلگاه حرم، پاره کند، و همان اتهاماتى را که یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را خارجى و ملحد و مشرک و مهدورالدم معرفى کردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند، که انشاءاللّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایى جشن پیروزى حق بر جنود کفر و نفاق و آزادى کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد. اما زائران کشورها که یقینا با کنترل و ارعاب دولتها و حکومتهایشان به مکه سفر کرده اند، جاى دوستان و برادران و حامیان و همسنگران واقعى خود را در میان خود خالى خواهند یافت. آل سعود براى پرده پوشى جنایات هولناک سال گذشته خود و همچنین توجیه صدعن سبیل اللّه(۵) و منع حجاج ایرانى از ورود به حج، زائران را زیر بمباران شدید تبلیغات خود قرار خواهد داد، و آخوندهاى دربارى و مفتىهاى خودفروخته – لعنهاللّهعلیهم – در کشورهاى اسلامى خصوصا حجاز توسط رسانه ها و مطبوعات دست به نمایشها و سخنرانیها زده و عرصه را بر تفکر و تحقیق زائران درباره فهم و درک فلسفه واقعى حج و نیز پى بردن به ماجراى از پیش طراحى شده شیطان بزرگ در قتل میهمانان خدا تنگ خواهند نمود. و مسلم در چنین شرایطى رسالت زائران بسیار سنگین است. بزرگترین درد جوامع اسلامى این است که هنوز فلسفه واقعى بسیارى از احکام الهى را درک نکرده اند، و حج با آنهمه راز و عظمتى که دارد هنوز به صورت یک عبادت خشک و یک حرکت بیحاصل و بى ثمر باقى مانده است. یکى از وظایف بزرگ مسلمانان پى بردن به این واقعیت است که حج چیست و چرا براى همیشه باید بخشى از امکانات مادى و معنوى خود را براى برپایى آن صرف کنند. چیزى که تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است که حج یک عبادت دسته جمعى و یک سفر زیارتى – سیاحتى است. به حج چه که چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه کرد وبا چه کیفیت در مقابل جهان سرمایه دارى و کمونیسم ایستاد! به حج چه که حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه که باید براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره اندیشى نمود! به حج چه که مسلمانان باید به عنوان یک نیروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایى کنند! به حج چه که مسلمانان را علیه حکومتهاى وابسته بشوراند. بلکه حج همان سفر تفریحى براى دیدار از قبله و مدینه است و بس! و حال آنکه حج براى نزدیک شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است. و حج تنها حرکات و اعمال و لفظها نیست و با کلام و لفظ و حرکت خشک، انسان به خدا نمى رسد. حج کانون معارف الهى است که از آن محتواى سیاست اسلام را در تمامى زوایاى زندگى باید جستجو نمود. حج پیامآور و ایجاد و بناى جامعه اى به دور از رذایل مادى و معنوى است. حج تجلى و تکرار همه صحنه هاى عشقآفرین زندگى یک انسان و یک جامعه متکامل در دنیاست. و مناسک حج مناسک زندگى است. و از آنجا که جامعه امت اسلامى ، از هر نژاد و ملیتى، باید ابراهیمى شود تا به خیل امت محمد – صلى اللّهعلیه و آله و سلم – پیوند خورد و یکى گردد و ید واحده شود، حج تنظیم و تمرین و تشکل این زندگى توحیدى است. حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. حج بسان قرآن است که همه از آن بهره مند مى شوند، ولى اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامى اگر دل به دریاى معارف آن بزنند و از نزدیک شدن و فرو رفتن در احکام و سیاستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهاى هدایت و رشد و حکمت و آزادگى را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حکمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت. ولى چه باید کرد و این غم بزرگ را به کجا باید برد که حج بسان قرآن مهجور گردیده است. و به همان اندازه اى که آن کتاب زندگى و کمال و جمال در حجابهاى خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرار آفرینش در دل خروارها خاک کج فکریهاى ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگى و فلسفه زندگى ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل کرده است، حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است، سرنوشتى که میلیونها مسلمان هر سال به مکه مى روند و پا جاى پاى پیامبر و ابراهیم و اسماعیل و هاجر مى گذارند، ولى هیچکس نیست که از خود بپرسد ابراهیم و محمد – علیهمالسلام – که بودند و چه کردند ، هدفشان چه بود، از ما چه خواسته اند? گویى به تنها چیزى که فکر نمى شود به همین است. مسلم حج بى روح و بى تحرک و قیام، حج بى برائت، حج بى وحدت، و حجى که از آن هدم کفر و شرک بر نیاید، حج نیست. خلاصه ، همه مسلمانان باید در تجدید حیات حج و قرآن کریم و بازگرداندن این دو به صحنه هاى زندگىشان کوشش کنند، و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهاى صحیح و واقعى از فلسفه حج همه بافته ها و تافته هاى خرافاتى علماى دربارى را به دریا بریزند. اما آنچه زائران عزیز باید بدانند اینکه امریکا و آل سعود حادثه مکه را یک مبارزه فرقه اى و نزاع قدرت میان شیعه و سنى ترسیم نموده ، و ایران و رهبران آن را به عنوان کسانى که هوس رسیدن به یک امپراتورى بزرگ را در سر مى پرورانند معرفى مى کنند تا بسیارى از کسانى که از مسیر حوادث سیاسى جهان اسلام و نقشه هاى شوم جهانخواران بیخبرند تصور کنند که فریاد برائت ما از مشرکین و مبارزه ما براى کسب آزادى ملتها در مسیر کسب قدرت سیاسىمان و گسترش قلمرو جغرافیاى حکومت اسلامى است. البته براى ما و همه اندیشمندان و محققانى که از نیات پلید تشکیلات آل سعود باخبرند جاى تعجب نیست که به ایران و حکومتى که از بدو پیروزى تا به حال فریاد وحدت مسلمین را سر داده است و در همه حوادث جهان اسلام خود را شریک غم و شادى مسلمانان مى داند تهمت افتراق و جدایى مسلمانان را بزنند، و یا بالاتر از آن، زائرانى را که به عشق زیارت مرقد پیامبر و حرم امن الهى به حجاز رفته اند به لشکرکشى و تشکل براى تصرف کعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینه پیامبر متهم نمایند! و دلیل و مدرک این کار را حضور پاسداران و نظامیان و مسئولین کشورمان در مراسم حج ذکر کنند! آرى، در منطق آل سعود نظامى و پاسدار کشور اسلامى باید با حج بیگانه باشد، و اینگونه سفرها براى مسئولین کشورى و لشکرى تعجبآور و توطئه انگیز مى شود. از نظر استکبار، مسئولین کشورهاى اسلامى باید به فرنگ بروند، آنها را به حج چه کار! دستنشاندگان امریکا آتش زدن پرچم امریکا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروى و امریکا و اسرائیل را به حساب دشمنى با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته اند، و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس احرام به عنوان رهبران توطئه معرفى کرده اند! واقعیت این است که دول استکبارى شرق و غرب و خصوصا امریکا و شوروى، عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسى تقسیم کرده اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرتها هستند که هیچ مرز و حد و قانونى نمى شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و کاملا توجیه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازین خود ساخته و بینالمللى مى دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسى که متاسفانه اکثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانى شده اند، هیچ حق حیات و اظهار نظرى وجود ندارد، همه قوانین و مقررات و فرمولها همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظامهاى دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستکبران خواهد بود. و متاسفانه اکثر عوامل اجرایى این بخش همان حاکمان تحمیل شده یا پیروان خطوط کلى استکبارند که حتى فریاد زدن از درد را نیز در درون این حصارها و زنجیرها جرم و گناهى نابخشودنى مى دانند. و منافع جهانخواران ایجاب مى کند که هیچ کس حق گفتن کلمه اى که بوى تضعیف آنان را بدهد یا خواب راحت آنان را آشفته کند ندارد. و از آنجا که مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبتهایى را که حاکمان کشورشان بر آنها تحمیل کرده اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهى مصایب و دردهایشان را با کمال آزادى بیان کنند تا سایر مسلمانان براى رهایى آنان چاره اى بیندیشند. لذا ما بر این مطلب پافشارى و اصرار مى کنیم که مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهى، خود را از تمامى قید و بندهاى ظالمان آزاد ببینند و در یک مانور بزرگ از چیزى که از آن متنفرند اعلام برائت کنند و از هر وسیله اى براى رهایى خود استفاده نمایند. حکومت آل سعود مسئولیت کنترل زائران خانه خدا را به عهده گرفته است. و اینجاست که با اطمینان مى گوییم که حادثه مکه جداى از سیاست اصولى جهانخواران در قلع و قمع مسلمانان آزاده نیست. ما با اعلام برائت از مشرکین تصمیم بر آزادى انرژى متراکم جهان اسلام داشته و داریم. و به یارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى این کار صورت خواهد گرفت. و انشاءاللّه روزى همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات کنند که ابرقدرتها و نوکران و جیره خوارانشان از منفورترین موجودات جهان هستند. کشتار زائران خانه خدا توطئه اى براى حفظ سیاستهاى استکبار و جلوگیرى از نفوذ اسلام ناب محمدى – صلى اللّه علیه و آله و سلم – است. و کارنامه سیاه و ننگین حاکمان بى درد کشورهاى اسلامى حکایت از افزودن درد و مصیبت بر پیکر نیمه جان اسلام و مسلمین دارد. پیامبر اسلام نیازى به مساجد اشرافى و مناره هاى تزئیناتى ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متاسفانه با سیاستهاى غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه هاى مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتلعام زائران خانه خدا را فراموش مى کنند? مگر مسلمانان نمى بینند که امروز مراکز وهابیت در جهان به کانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شده اند، که از یک طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهاى کثیف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بیشعور حوزه هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها، و در یک کلمه اسلام امریکایى را ترویج مى کنند، و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریکاى جهانخوار، مى گذارند. مسلمانان نمى دانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و خادمالحرمین به اسرائیل اطمینان مى دهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمى بریم! و براى اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه مى کنند. واقعا چقدر باید رابطه سران کشورهاى اسلامى با صهیونیستها گرم و صمیمى شود تا در کنفرانس سران کشورهاى اسلامى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یک جو غیرت و حمیت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به یک چنین معامله کثیف سیاسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى شدند. آیا این حرکات براى جهان اسلام شرمآور نیست? و تماشاچىشدن گناه و جرم نمى باشد? آیا از مسلمانان کسى نیست تا بپاخیزد و اینهمه ننگ و عار را تحمل نکند? راستى ما باید بنشینیم تا سران کشورهاى اسلامى احساسات یک میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آنهمه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند؟ حال، مسلمانان باور مى کنند که زائران ایرانى براى اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام کرده اند و مى خواهند کعبه را دزدیده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور کرده اند که سران آنها دشمنان واقعى امریکا و شوروى و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور مى کنند. البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجى و بینالملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران امریکا نام این سیاست را توسعه طلبى و تفکر تشکیل امپراتورى بزرگ مى گذارند، از آن باکى نداریم و استقبال مى کنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشه هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلى اللّه علیه و آله و سلم – را در جهان استکبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهى و مصونیت کارگزاران امریکایى ، حتى اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیرى مى کنیم. انشاءاللّه ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج، این منبر بزرگى که بر بلنداى بام انسانیت باید صداى مظلومان را به همه عالم منعکس سازد و آواى توحید را طنین اندازد، صداى سازش با امریکا و شوروى و کفر و شرک نواخته شود. و از خدا مى خواهیم که این قدرت را به ما ارزانى دارد که نه تنها از کعبه مسلمین، که از کلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروى را به صدا درآوریم. مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتى از این برزخ بى انتهایى که انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادى کنند، و آواى آزادى و آزادگى را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند، که دوران بنبست و نا امیدى و تنفس در منطقه کفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است. و امیدوارم همه مسلمانان شکوفه هاى آزادى و نسیم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خویش را نظاره کنند. همه باید از مرداب و باتلاق و سکوت و سکونى که کارگزاران سیاست امریکا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده اند به درآییم و به سوى دریایى که زمزم از آن جوشیده است روانه شویم، و پرده کعبه و حرم خدا را که به دست نامحرمان نجس امریکا و امریکازاده ها آلوده شده است با اشک چشم خویش شستشو دهیم. مسلمانان تمامى کشورهاى جهان، از آنجا که شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجى شده اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید، و از وجود جوانان پرشور و شهادتطلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نمایید. به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایى از بردگى و یورش به دشمنان اسلام باشید، که عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و پس از آن، تصمیم بر اینکه سیادت کفر و شرک جهانى، خصوصا امریکا را بر خود حرام کنید. ما در مکه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مکه است. دروازه هاى مدینهالرسول را به روى ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست نمى شود. به سوى کعبه نماز مى گزاریم و به سوى کعبه مى میریم. و خدا را سپاس مى گزاریم که در میثاقمان باخداى کعبه پایدار مانده ایم و پایه هاى برائت از مشرکین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم. و منتظر هم نمانده ایم که حاکمان بى شخصیت بعض کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى از حرکت ما پشتیبانى کنند. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا کسى را نداریم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داریم. جمهورى اسلامى ایران از مسلمانان آزاده جهان که علىرغم اختناق سیاسى حاکم بر آنها با ترتیب کنفرانسها و مصاحبه ها و سخنرانیها پرده از اسرار جنایتبار امریکا و آلسعود برداشتند و مظلومیت ما را به دنیا نشان دادند تشکر مى نماید. مسلمانان باید بدانند تا زمانى که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم مى شود، و هر روز شیطان بزرگ یا شوروى به بهانه حفظ منافع خود حادثه اى را به وجود مى آورند. راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود? هم اکنون اگر امریکا یک کشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه کسى جلوى او را خواهد گرفت? پس راهى جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریکا را شکست، و الزاما یکى از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت. یا پیروزى. که در مکتب ما هر دوى آنها پیروزى است. که انشاءاللّه خداوند قدرت شکستن چهارچوب سیاستهاى حاکم و ظالم جهانخواران، و نیز جسارت ایجاد داربستهایى بر محور کرامت انسانى را به همه مسلمین عطا فرماید، و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوکت همراهى نماید. بعضى افراد تا قبل از حادثه تلخ و شیرین حج در سال گذشته ، فلسفه اصرار جمهورى اسلامى ایران را بر راهپیمایى برائت از مشرکین به خوبى درک نکرده بودند و از خود و دیگران سؤال مى کردند که در سفر حج و در آن هواى گرم چه ضرورتى به راهپیمایى و فریاد مبارزه است، و اگر هم فریاد برائت از مشرکین هم سر داده شود، چه ضررى متوجه استکبار مى شود. و چه بسا افراد ساده دلى تصور مى کردند که دنیاى به اصطلاح متمدن جهانخواران نه تنها تاب تحمل اینگونه مسائل سیاسى را خواهد داشت، که به مخالفان خود حتى بیش از این هم اجازه حیات و تظاهرات و راهپیمایى خواهند داد. و دلیل این مدعا اجازه راهپیماییهایى است که در کشورهاى به اصطلاح آزاد غرب داده مى شود. ولى این مسئله باید روشن باشد که آنگونه راهپیماییها هیچگونه ضررى براى ابرقدرتها و قدرتها ندارد. راهپیمایى مکه و مدینه است که بسته شدن شیرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپیماییهاى برائت در مکه و مدینه است که به نابودى سرسپردگان شوروى و امریکا ختم مى شود. و درست به همین جهت است که با کشتار دسته جمعى زنان و مردان آزاده از آن جلوگیرى مى شود، و در پناه همین برائت از مشرکین است که حتى ساده دلان مى فهمند که نباید سر بر آستان شوروى و امریکا نهاد. ملت عزیز و دلاور ایران مطمئن باشند که حادثه مکه منشا تحولات بزرگى در جهان اسلام و زمینه مناسبى براى ریشه کن شدن نظامهاى فاسد کشورهاى اسلامى و طرد روحانىنماها خواهد بود. و با اینکه بیشتر از یک سال از حماسه برائت از مشرکان نگذشته است، عطر خونهاى پاک شهداى عزیز ما در تمامى جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مى کنیم. حماسه مردم فلسطین یک پدیده تصادفى نیست. آیا دنیا تصور مى کند که این حماسه را چه کسانى سروده اند و هم اکنون مردم فلسطین به چه آرمانى تکیه کرده اند که بى محابا و با دست خالى در برابر حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت مى کنند? آیا تنها آواى وطنگرایى است که از وجود آنان دنیایى از صلابت آفریده است? آیا از درخت سیاست بازان خود فروخته است که بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید مى ریزد? اگر اینچنین بود، اینها که سالهاست در کنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده اند! شکى نیست که این آواى اللّهاکبر است، این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیتالمقدس غاصبین را به نومیدى کشاند.و این تحقق همان شعار برائت است که ملت فلسطین در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ایرانى خود فریاد رساى آزادى قدس را سر داد و مرگ بر امریکا، شوروى و اسرائیل گفت، و بر همان بستر شهادتى که خون عزیزان ما بر آن ریخته شد او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید. آرى، فلسطینى راه گم کرده خود را از راه برائت ما یافت. و دیدیم که در این مبارزه چطور حصارهاى آهنین فروریخت، و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر کفر و فریاد بر گلوله پیروز شد، و چطور خواب بنى اسرائیل در تصرف از نیل تا فرات آشفته گشت، و دوباره کوکب دریه فلسطین از شجره مبارکه لاشرقیه ولاغربیه ما برافروخت. و امروز به همانگونه که فعالیتهاى وسیعى در سراسر جهان براى به سازش کشیدن ما با کفر و شرک در جریان است، براى خاموش کردن شعله هاى خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شکل ادامه دارد. و این تنها یک نمونه از پیشرفت انقلاب است. و حال آنکه معتقدین به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اینها را سرمایه هاى بالقوه انقلاب خود تلقى مى کنیم و هم آنهایى که با مرکب خون طومار حمایت از ما را امضا مى کنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیک مى گویند و به یارى خداوند کنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت. امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بى درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده اند مى بوسم، و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و کمال نثار مى کنم. و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض مى کنم: خداوند آثار و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است، و قلبها و چشمان پرفروغ شما کانون حمایت از محرومان شده است و شراره کینه انقلابى تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است. البته همه مى دانیم که کشور ما در حال جنگ و انقلاب سختیها و مشکلاتى را تحمل کرده و کسى مدعى آن نیست که طبقات محروم و ضعیف و کمدرآمد و خصوصا اقشار کارمند و ادارى، در تنگناى مسائل اقتصادى نیستند، ولى آن چیزى که همه مردم ما فراتر از آن را فکر مى کنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ایران ثابت کرده اند که تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامى جهان کفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت کرده است که در اینجا مجال ذکر همه آنها نیست. آیا ملت دلاور ایران در مقابل جنایات متعدد امریکا در خلیج فارس اعم از حمایت نظامى و اطلاعاتى به عراق و حمله به سکوهاى نفتى و کشتیها و قایقها و سرنگونى هواپیماى مسافربرى مقاومت نکرده است؟ آیا ملت ایران در جنگ دیپلماسى شرق و غرب علیه خود و ایجاد بازیهاى سیاسى مجامع بینالمللى مقاومت نکرده است؟ آیا ملت شجاع ایران در مقابل جنگ اقتصادى، تبلیغاتى، روانى و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشکباران مناطق مسکونى و بمبارانهاى مکرر شیمیایى عراق در ایران و حلبچه ، مقاومت نکرده است؟ آیا ملت عزیز ایران در مقابل توطئه منافقین و لیبرالها و زراندوزى و احتکار سرمایه داران و حیله مقدس مابان مقاومت نکرده است؟ آیا همه این حوادث و جریانات براى ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟ که اگر نبود حضور مردم، هر یک از این توطئه ها مى توانست به اصول نظام ضربه بزند. که خدا را سپاس مى گزاریم که ملت ایران را موفق نمود تا با قامتى استوار به رسالت خود عمل کند و صحنه ها را ترک نگوید. ملت عزیز ما که مبارزان حقیقى و راستین ارزشهاى اسلامى هستند، به خوبى دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبى سازگار نیست، و آنها که تصور مى کنند مبارزه در راه استقلال و آزادى مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه دارى و رفاه طلبى منافات ندارد با الفباى مبارزه بیگانه اند. و آنهایى هم که تصور مى کنند سرمایه داران و مرفهان بى درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه مى شوند و به مبارزان راه آزادى پیوسته و یا به آنان کمک مى کنند آب در هاون مى کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحتطلبى ، بحث دنیاخواهى و آخرتجویى دو مقوله اى است که هرگز با هم جمع نمى شوند. و تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم. مسئولین نظام ایران انقلابى باید بدانند که عده اى از خدا بیخبر براى از بین بردن انقلاب هر کس را که بخواهد براى فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را کمونیست و التقاطى مى خوانند. از این اتهامات نباید ترسید. باید خدا را در نظر داشت، و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا به کار گرفت و از هیچ تهمتى نترسید. امریکا و استکبار در تمامى زمینه ها افرادى را براى شکست انقلاب اسلامى در آستین دارند، در حوزه ها و دانشگاهها مقدسنماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام. اینان با تزویرشان از درون محتواى انقلاب و اسلام را نابود مى کنند. اینها با قیافه اى حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بى دین معرفى مى کنند. باید از شر اینها به خدا پناه بریم. و همچنین کسانى دیگر که بدون استثنا به هر چه روحانى و عالم است حمله مى کنند و اسلام آنها را اسلام امریکایى معرفى مى نمایند راهى بس خطرناک را مى پویند که خداى ناکرده به شکست اسلام ناب محمدى منتهى مى شود. ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد. امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادىمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. انشاءاللّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختیهاى جنگ را به شیرینى شکست دشمنان خدا در دنیا جبران مى کند. و چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است. چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگره هاى نظام ستمشاهى را نظاره کرده است و شیشه حیات امریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینى بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشه هاى نفاق و ملیگرایى و التقاط را خشکانیده اند. و انشاءاللّه شیرینى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نه تنها کسانى که تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پیش رفته اند، بلکه آنهایى که در پشت جبهه با نگاه محبتبار و با دعاى خیر خود جبهه را تقویت نموده اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند.خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین – علیه السلام! اذناب امریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئله اى نیست که بشود با پیروزى یا شکست در صحنه هاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بینالملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم. پس اى فرزندان ارتشى و سپاهى و بسیجى ام، و اى نیروهاى مردمى ، هرگز از دست دادن موضعى را با تاثر و گرفتن مکانى را با غرور و شادى بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدرى ناچیزند که تمامى دنیا در مقایسه با آخرت. پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین، و معلولین ما توجه داشته باشند که هیچ چیزى از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند کم نشده است. فرزندان شما در کنار پیامبر اکرم و ائمه اطهارند. پیروزى و شکست براى آنها فرقى ندارد. امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزى است که خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا انشاءاللّه روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل طالب شهادتیم. و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگى غیرخدا نمى رویم. البته براى اداى تکلیف همه ما موظفیم که کارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم. همه مى دانند که ما شروع کننده جنگ نبوده ایم. ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع کرده ایم. و این ملت مظلوم ایران است که همواره مورد حمله جهانخواران بوده است، و استکبار از همه کمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله کرده است. انقلاب اسلامى ما تاکنون کمینگاه شیطان و دام صیادان را به ملتها نشان داده است. جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند که ما شکسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره کنیم و هشدار ندهیم. و حال آنکه این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامى ماست که در سراسر جهان صدا زنیم که اى خواب رفتگان! اى غفلتزدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار لانه هاى گرگ منزل گرفته اید. برخیزید که اینجا جاى خواب نیست! و نیز فریاد کشیم سریعا قیام کنید که جهان ایمن از صیاد نیست! امریکا و شوروى در کمین نشسته اند، و تا نابودى کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت. راستى اگر بسیج جهانى مسلمین تشکیل شده بود، کسى جرات اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوى رسول اللّه – صلى اللّه علیه و آله و سلم – داشت? امروز یکى از افتخارات بزرگ ملت ما این است که در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهاى جنگى امریکا و اروپا در خلیج فارس صفآرایى نمود. و اینجانب به نظامهاى امریکایى و اروپایى اخطار مى کنم که تا دیر نشده و در باتلاق مرگ فرونرفته اید، از خلیج فارس بیرون روید. و همیشه اینگونه نیست که هواپیماهاى مسافربرى ما توسط ناوهاى جنگى شما سرنگون شود، که ممکن است فرزندان انقلاب ناوهاى جنگى شما را به قعر آبهاى خلیج فارس بفرستند. به دولتها و حکومتهاى منطقه ، خصوصا به عربستان و کویت مى گویم که همه شما در ماجراجوییها و جنایاتى که امریکا مى آفریند شریک جرم خواهید بود. و ما تا به حال از اینکه همه منطقه در کام آتش و خون و بى ثباتى کامل غوطه ور نشود، دست به عملى نزده ایم. ولى حرکات جنونآمیز ریگان مطمئنا حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناکى را بر همه تحمیل مى کند. شما اطمینان داشته باشید که در این برگ جدید بازنده اید. خودتان و کشور و مردم اسلامى را در برابر امریکا اینقدر ذلیل و ناتوان نکنید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. بحمداللّه از برکت انقلاب اسلامى ایران دریچه هاى نور و امید به روى همه مسلمانان جهان باز شده است، و مى رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودى را بر سر همه مستکبران فرو ریزد. نکته مهمى که همه ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کى و تا کجا ما را تحمل مى کنند و تا چه مرزى استقلال و آزادى ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزى جز عدول از همه هویتها و ارزشهاى معنوى و الهىمان نمى شناسند. به گفته قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمى دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیستها و امریکا و شوروى در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینى و شرافت مکتبى مان را لکه دار نمایند. بعضى مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه توزى در مجامع جهانى توصیف و مورد شماتت قرار مى دهند، و با دلسوزیهاى بیمورد و اعتراضهاى کودکانه مى گویند جمهورى اسلامى سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادىشان افتاده است! که چه خوب است به این سؤال پاسخ داده شود که ملتهاى جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ایران، در چه زمانى نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بى اعتبار شده اند! آرى، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامى و انقلابى خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام – را با دستهاى خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بى فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولى در همان حدى که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولى و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانى – اسلامى ، بلکه ایرانى که شناسنامه اش را امریکا و شوروى صادر کند، ایرانى که ارابه سیاست امریکا یا شوروى را بکشد و امروز همه مصیبت و عزاى امریکا و شوروى شرق و غرب در این است که نه تنها ملت ایران از تحتالحمایگى آنان خارج شده است، که دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مى کند. کنترل و حذف سلاحهاى مخرب از جهان اگر با حقیقت و صداقت همراه بود خواسته همه ملتهاست، ولى این نیز یک فریب قدیمى است. و این همان چیزى است که اخیرا از گفته هاى سران امریکا و شوروى و نوشته هاى سیاسیون آنها آشکار گردیده است که مراودات اخیر سران شرق و غرب به خاطر مهار بیشتر جهان سوم و در حقیقت جلوگیرى از نفوذ پابرهنه ها و محرومین در جهان مالکیتهاى بى حد و مرز سرمایه داران است. ما باید خود را آماده کنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامى – انسانى با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکیل شود، و آقایى و سرورى محرومین و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود. مطمئن باشید قدرتهاى شرق و غرب همان مظاهر بى محتواى دنیاى مادى اند که در برابر خلود و جاودانگى دنیاى ارزشهاى معنوى قابل ذکر نمى باشند. من به صراحت اعلام مى کنم که جمهورى اسلامى ایران با تمام وجود براى احیاى هویت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذارى مى کند. و دلیلى هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوى جاه طلبى و فزونطلبى صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید براى پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزى کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگى به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجى خود بدانیم. ما اعلام مى کنیم که جمهورى اسلامى ایران براى همیشه حامى و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است. و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامى و آسیبناپذیر نیاز سربازان اسلام را تامین و آنان را به مبانى عقیدتى و تربیتى اسلام و همچنین به اصول و روشهاى مبارزه علیه نظامهاى کفر و شرک آشنا مى سازد. و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصا براى من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراى آن مى دیدم، ولى به واسطه حوادث و عواملى که از ذکر آن فعلا خوددارى مى کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى کارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى کشور، که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع کنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى دانم. و خدا مى داند که اگر نبود انگیزه اى که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود، هرگز راضى به این عمل نمى بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالى گردن نهیم. و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه هاى آتش و خون که از اول جنگ تا امروز به نحوى در ارتباط با جنگ تلاش و کوشش نموده اند، تشکر و قدردانى مى کنم. و همه ملت ایران را به هوشیارى و صبر و مقاومت دعوت مى کنم. در آینده ممکن است افرادى آگاهانه یا از روى ناآگاهى در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد. اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمى دانند کسى که فقط براى رضاى خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگى نهاده است حوادث زمان به جاودانگى و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه اى وارد نمى سازد. و ما براى درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانى را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان براى ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا مى داند که راه و رسم شهادت کور شدنى نیست، و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایى که این گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده ام، و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى کنم. و بدا به حال آنانى که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایى که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهى تا به حال ساکت و بى تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند! آرى، دیروز روز امتحان الهى بود که گذشت. و فردا امتحان دیگرى است که پیش مى آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگترى را در پیش رو داریم. آنهایى که در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلى از اداى این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگى کرده اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید. که من مجددا به همه مردم و مسئولین عرض مى کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند، و نگذارند این مدعیان بى هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند. اکیدا به ملت عزیز ایران سفارش مى کنم که هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ایران به معناى حل مسئله جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربه تبلیغات جهانخواران علیه ما کند شده است، ولى دورنماى حوادث را نمى توان به طور قطع و جدى پیشبینى نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است، و چه بسا با بهانه جوییها به همان شیوه هاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما باید براى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهیا باشیم. و ملت ما هم نباید فعلا مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسما اعلام مى کنیم که هدف ما تاکتیک جدید در ادامه جنگ نیست. چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه ها حملات خود را دنبال کنند. نیروهاى نظامى ما هرگز نباید از کید و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطى باید بنیه دفاعى کشور در بهترین وضعیت باشد. مردم ما، که در طول سالهاى جنگ و مبارزه ابعاد کینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کرده اند، باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوه ها و شکلهاى مختلف را جدیتر بدانند. و فعلا چون گذشته تمامى نظامیان، اعم از ارتش و سپاه و بسیج در جبهه ها براى دفاع در برابر شیطنت استکبار و عراق به ماموریتهاى خود ادامه دهند. در صورتى که این مرحله از حادثه انقلاب را با همان شکل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذاردیم براى بعد از آن و سازندگى کشور و سیاست کل نظام و انقلاب تذکراتى دارم که در وقت مناسب خواهم گفت. ولى در مقطع کنونى به طور جد از همه گویندگان و دست اندرکاران و مسئولین کشور و مدیران رسانه ها و مطبوعات مى خواهم که خود را از معرکه ها و معرکه آفرینیها دور کنند، و مواظب باشند که ناخودآگاه آلت دست افکار و اندیشه هاى تند نگردند، و با سعه صدر در کنار یکدیگر مترصد اوضاع دشمنان باشند. در این روزها ممکن است بسیارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند. هر چند این مسئله به خودى خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست. چه بسا آنهایى که تا دیروز در برابر این نظام جبهه گیرى کرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حکومت جمهورى اسلامى ایران از صلح و صلحطلبى به ظاهر دم مى زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبنده دیگرى را مطرح نمایند، و جیره خواران استکبار، همانها که تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو کرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و ملیگراهاى بى فرهنگ براى از بین بردن خون شهداى عزیز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. که انشاءاللّه ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیارى جواب همه فتنه ها را خواهد داد. من باز مى گویم که قبول این مسئله براى من از زهر کشنده تر است، ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نکته اى که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکاى خود تصمیم گرفته اند. و کسى و کشورى در این امر مداخله نداشته است. مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش مى دانم و شما مى دانید که من به شما عشق مى ورزم و شما را مى شناسم، شما هم مرا مى شناسید. در شرایط کنونى آنچه موجب امر شد تکلیف الهى ام بود. شما مى دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویى داشته ام با خدا معامله کرده‌ام. عزیزانم، شما مى دانید که تلاش کرده ام که راحتى خود را بر رضایت حق و راحتى شما مقدم ندارم. خداوندا، تو مى دانى که ما سر سازش با کفر را نداریم. خداوندا، تو مى دانى که استکبار و امریکاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه گاه ما تویى ، و ما تنهاى تنهاییم و غیر از تو کسى را نمى شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم که کسى را بشناسیم. ما را یارى کن، که تو بهترین یارى کنندگانى. خداوندا، تلخى این روزها را به شیرینى فرج حضرت بقیهاللّه – ارواحنا لتراب مقدمه الفداء – و رسیدن به خودت جبران فرما. فرزندان انقلابى ام، اى کسانى که لحظه اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى گذرد. مى دانم که به شما سخت مى گذرد، ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى گذرد؟ مى دانم که شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابى تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزى از آن شماست. و تاکید مى کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من مى باشند. آنها را از این تصمیمى که گرفته اند شماتت نکنید، که براى آنان نیز چنین پیشنهادى سخت و ناگوار بوده است. که انشاءاللّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید. من در اینجا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره هاى عظیم الهى و به این گلهاى معطر و نوشکفته جهان اسلام، سفارش مى کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگى خود را بدانید، و خودتان را براى یک مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسیدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده کنید. و من به همه مسئولین و دست اندرکاران سفارش مى کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقاى اخلاقى و اعتقادى و علمى و هنرى جوانان را فراهم سازید، و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهى کنید، و روح استقلال و خودکفایى را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینى که به وسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خداى ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروى و تقلید و گدا صفتى را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جاى اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانى خود توجه کنند و روح توانایى و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته ایم آنهمه هنرآفرینى و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. انشاءاللّه در شرایط بهتر زمینه کافى براى رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم مى سازیم. مبارزه علمى براى جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتها و حقیقتهاست. و اما مبارزه عملى آنان در بهترین صحنه هاى زندگى و جهاد و شهادت شکل گرفته است. و نکته دیگرى که از باب نهایت ارادت و علاقه ام به جوانان عرض مى کنم این است که در مسیر ارزشها و معنویات از وجود روحانیت و علماى متعهد اسلام استفاده کنید، و هیچگاه و تحت هیچ شرایطى خود را بى نیاز از هدایت و همکارى آنان ندانید. روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سختترین شرایط همواره با دلى پر از امید و قلبى سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسلها همت گماشته اند و همیشه پیشتاز و سپر بلاى مردم بوده اند، بر بالاى دار رفته اند و محرومیتها چشیده اند ، زندانها رفته اند و اسارتها و تبعیدها دیده اند، و بالاتر از همه ، آماج طعنها و تهمتها بوده اند، و در شرایطى که بسیارى از روشنفکران در مبارزه با طاغوت به یاس و ناامیدى رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعى مردم دفاع نموده اند، و هم اکنون نیز در هر سنگرى از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر، در کنار مردمند، و در هر حادثه غمبار و مصیبتآفرینى شهداى بزرگوارى را تقدیم نموده اند. در هیچ کشور و انقلابى جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگى ائمه هدى-علیهم السلام – و انقلاب اسلامى ایران سراغ نداریم که رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و کینه ها گردند. و این به خاطر صداقت و امانتدارى است که در وجود علماى متعهد اسلام متبلور است. مسئولیتپذیرى در کشورى که با محاصره ها و مشکلات اقتصادى و سیاسى و نظامى مواجه است کار مشکلى است. البته روحانیون متعهد کشور ما باید خودشان را براى فداکاریهاى بیشتر آماده کنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براى حفظ آبروى اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده کنند. و جاى بسى سپاس و امتنان است که ملت رشید و دلاور ایران قدر خادمان واقعى خود را مى شناسد، و فلسفه عشق و ارادت خود را به این نهاد مقدس در یک کلمه خلاصه مى کند. علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامى ملت خیانت نکرده و نمى کنند. البته تذکر این نکته لازم است که در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام روحانیت را به میان آورده ام و از آنان قدردانى نموده ام، مقصودم علماى پاک و متعهد و مبارز است، که در هر قشرى ناپاک و غیرمتعهد وجود دارد. و روحانیون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاک دیگر بیشتر است. و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بوده اند، و ضربات اصلى را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدسماب و دینفروش زده اند و مى زنند. و روحانیون متعهد ما همواره از این بى فرهنگها متنفر و گریزان بوده اند. من به صراحت مى گویم ملیگراها اگر بودند، به راحتى در مشکلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى کردند، و براى اینکه خود را از فشارهاى روزمره سیاسى برهانند، همه کاسه هاى صبر و مقاومت را یکجا مى شکستند و به همه میثاقها و تعهدات ملى و میهنى ادعایى خود پشت پا مى زدند. کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمى دانیم. ولى هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! البته ما مطمئنیم که در همین شرایط نیز آنها که با روحانیت اصیل کینه دیرینه دارند و عقده ها و حسادتهاى خود را نمى توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گیرند. ولى در هر حال آن چیزى که در سرنوشت روحانیت واقعى نیست سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستىمان را در جلوى دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمى کنیم. علما و روحانیون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولى از باب تذکر و تاکید عرض مى کنم امروز که بسیارى از جوانان و اندیشمندان در فضاى آزاد کشور اسلامى مان احساس مى کنند که مى توانند اندیشه هاى خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامى بیان دارند، با روى گشاده و آغوش باز حرفهاى آنان را بشنوند. و اگر بیراهه مى روند، با بیانى آکنده از محبت و دوستى راه راست اسلامى را نشان آنها دهید. و باید به این نکته توجه کنید که نمى شود عواطف و احساسات معنوى و عرفانى آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یکباره به وادى تردید و شک انداخت. اینها که امروز اینگونه مسائل را عنوان مى کنند مسلما دلشان براى اسلام و هدایت مسلمانان مى تپد، و الا داعى ندارند که خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همانگونه اى است که خود فکر مى کنند. به جاى پرخاش و کنار زدن آنها با پدرى و الفت با آنان برخورد کنید. اگر قبول هم نکردند، مایوس نشوید. در غیراین صورت خداىناکرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین مى افتند، و گناه این کمتر از التقاط نیست. وقتى ما مى توانیم به آینده کشور و آینده سازان امیدوار شویم که به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم، و از اشتباهات و خطاهاى کوچک آنان بگذریم، و به همه شیوه ها و اصولى که منتهى به تعلیم و تربیت صحیح آنان مى شود احاطه داشته باشیم. فرهنگ دانشگاهها و مراکز غیرحوزه اى به صورتى است که با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظرى و فلسفى. باید با تلفیق این دو فرهنگ و کمکردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان براى گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد. نکته دیگر اینکه من اکثر موفقیتهاى روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامى در ارزش عملى و زهد آنان مى دانم. و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشى سپرده شود، که باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزى به زشتى دنیاگرایى روحانیت نیست. و هیچ وسیله اى هم نمى تواند بدتر از دنیاگرایى ، روحانیت را آلوده کند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهاى بیمورد مسیر زهدگرایى آنان را منحرف سازند، و گروهى نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفدارى از سرمایه دارى و سرمایه داران متهم نمایند. در این شرایط حساس و سرنوشتسازى که روحانیت در مصدر امور کشور است و خطر سوءاستفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حرکات خود بود. چه بسا افرادى از سازمانها و انجمنها و تشکیلات سیاسى و غیر آنها با ظاهرى صددرصد اسلامى بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند، و حتى علاوه بر تامین منافع خود، روحانیت را رو در روى یکدیگر قرار دهند. البته آن چیزى که روحانیون هرگز نباید از آن عدول کنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه هاست، چرا که هر کسى از آن عدول کند از عدالت اجتماعى اسلام عدول کرده است. ما باید تحت هر شرایطى خود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم. و در تحقق آن اگر کوتاهى بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین کرده ایم. در خاتمه ، از پیشگاه مقدس پروردگار، که الطاف بیکران خود را بر این ملت ارزانى داشته است، تشکر و قدردانى مى کنم. و از محضر مقدس بقیهاللّه – ارواحنا فداه – عاجزانه مى خواهیم که ما را در مسیر و هدفمان مدد و رهبرى فرماید. خداوند متعال به خانواده هاى شهدا صبر و اجر، و به مجروحین و معلولین شفا عنایت فرماید، و اسرا و مفقودین را به وطن خویش باز گرداند. خداوندا، از تو مى خواهیم آنچه را مصلحت اسلام و مسلمین است را براى ما مقدر فرمایى . انک قریب مجیب. والسلام علیکم و رحمهاللّه و برکاته . پنجم ذیحجه ۴۰۸ / ۲۹/۴/۶۷ روح‌الله الموسوی الخمینی ۱- سوره فتح، آیه ۲۷: هر آینه خداوند حقیقت خواب رسولش را آشکار ساخت که حتما شما مؤمنین) به خواست خدا، با دل ایمن وارد مسجدالحرام خواهید شد. ۲- بخشى از آیه ۲۷ سوره حج: و مردم را به انجام مناسک حج ندا ده تا پیاده و سواره از دورترین نقاط به سوى تو گرد آیند. ۳- فتوا دهندگان. ۴- از علماى بنى اسرائیل که در حق حضرت موسى بدى کرد و به مخالفت او برخاست.

منبع: هوالحق

افتخار به تحریم ها

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلَا تَهِنُوا فِی ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا یَرْجُونَ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا(آیه ۱۰۴ سوره مبارکه نساء)

ترجمه فولادوند
و در تعقیبِ گروه [دشمنان‏] سستى نورزید. اگر شما درد مى‏ کشید، آنان [نیز] همان گونه که شما درد مى‏ کشید، درد مى‏ کشند، و حال آنکه شما چیزهایى از خدا امید دارید که آنها امید ندارند، و خدا همواره داناى سنجیده‏ کار است.

شان نزول آیه
پس از حوادث دردناک جنگ اُحد، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بر فراز کوه احد رفت و ابوسفیان نیز بر کوه احد قرار گرفت و با لحنى فاتحانه فریاد زد:

اى محمد! یک روز پیروز شدیم و روز دیگر شما. یعنى این پیروزى ما در برابر شکستى که در بدر داشتیم.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مسلمانان فرمود: فورا به او پاسخ گوئید، (گویا مى‏ خواهد به ابوسفیان اثبات کند که پرورش یافتگان مکتب من همه آگاهى دارند) مسلمانان گفتند: هرگز وضع ما با شما یکسان نیست، شهیدان ما در بهشتند و کشتگان شما در دوزخ.

ابوسفیان فریاد زد و این جمله را به صورت یک شعار افتخار آمیز گفت: “لنا العُزّى و لا عُزّى لکم”، ما داراى بت بزرگ “عزّى” هستیم و شما ندارید.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: شما هم در برابر شعار آنها بگوئید: “اللَّه مولینا و لا مولى لکم‏”، سرپرست و تکیه گاه ما خدا است و شما سرپرست و تکیه گاهى ندارید.

ابو سفیان که خود را در مقابل این شعار زنده اسلامى ناتوان مى‏دید، دست از بت “عزّى” برداشت و به دامن بت” هبل” در آویخت و فریاد زد: “اُعلُ هُبَل!” سربلند باد هبل”.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد که این شعار جاهلى را نیز با شعارى نیرومندتر و محکمتر بکوبند و بگویند: “اللَّه اعلى و اجلّ!” خداوند برتر و بالاتر است.

ابو سفیان که از این شعارهاى گوناگون خود بهره‏اى نگرفت، فریاد زد: میعادگاه ما سرزمین بدر صغرى است. مسلمانان از میدان جنگ با زخمها و جراحات فراوان بازگشتند در حالى که از حوادث دردناک احد سخت ناراحت بودند در این هنگام آیه ۱۰۲ نازل شد و به آنها هشدار داد که در تعقیب مشرکان کوتاهى نکنند و از این حوادث دردناک ناراحت نشوند. مسلمانان با همان حال به تعقیب دشمن برخاستند و هنگامى که خبر به مشرکان رسید با سرعت از مدینه دور شدند و به مکه بازگشتند.

این آیه و شأن نزول آن را آوردم تا یادمان نرود در چه مکتبی زیست کرده ایم.

۳اگر تحریمیم این تحریم مال زمان احمدی نژاد نیست ما از روزی که خواستیم در سایه خداوند زندگی کنیم نه در سایه شیطان بزرگ از ۳۷ سال پیش تحریم بوده ایم این هزینه آزاده زیستن است.

علاوه برآنکه اگر ما از تحریم سختی می کشیم آنها هم سختی می کشند هم بنگاه های اقتصادی شان بخاطر محرومیت از بازار مصرف ایران هم سیاستمدارانشان بخاطر خدشه دار شدن ابرقدرت بودنشان و لو رفتن طبل توخالی بودنشان برای دولت ها و ملت های دنیا که ایران با دست خالی ۳۷ سال است به اوامر شیطان بزرگ نه می گوید.

این عزت این استقلال این پیشرفت ها که ثمره نزدیک به سیصدهزار شهید است به هیچ قیمتی معادل نیست که معامله شود.

چه بهانه این معامله انرژی هسته ای و تخیل و توهمّ برداشته شدن تحریم ها باشد چه هرچیز دیگر.

ملت ایران نشان داده اند آنقدر غیورند که در صورت فهمیدن و احساس وارد شدن ذره ای لطمه به استقلال و عزت و شرف خاکشان جلو خائنین را می گیرند هرچند این خائنین بتوانند چند صباحی با دروغ و لبخند و آمار کار خود را پیش ببرند اما روسیاهی همیشه برای زغال خواهد ماند.

هیهات منا الذله

منبع: زنگ تفکر

جام زهر پنهان

بسم الله

قرار نیست همیشه جام زهر آنگونه باشد که به امام کبیرمان خورانده شد(بر باعثین و مسببینش خذلان الهی)۲

الحمدلله مسئولین مملکت هرکدام سبک خود را دارند و اصلا قایل به تقلید در این مهم نیستند.

آخرین ورژن جام زهر دادن همان بودن که سال ۸۲ با تعلیق داوطلبانه مراکز هسته ای به امام امت خوراندند اما انگار دوز زهر آن کم بوده ؛ اکنون بعد از ۱۲ سال دوز زهر آن را افزایش داده اند و علاوه برمراکز هسته ای؛

دانشمندان هسته ای + مراکز نظامی + بالطبع دانشمندان نظامی + منابع و معادن اورانیوم + تمام شبکه ارتباط دانشمندان هسته ای با خارج از کشور + از بین بردن زیر ساخت های هسته ای

شاید که دل شیطان بزرگ بر ایشان به رحم آید و پول نفت و حق مسلمشان را برایشان پرت کند آنهم آیا برایشان پرت کند یا اینکه پاس بدهد به دوستان و اذنابش بابت غرامت و حق حساب و …

إِنْ تُطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ

به زبان می گویند کلام رهبری برایمان مطاع است و خطوط قرمز باید رعایت شود

اما امان از مقام عمل…

منبع: زنگ تفکر

در خواستگاری چه بپرسیم؟

سؤالات خواستگاری

۱* لطفا خودتون را معرفی کنید و در مورد تعداد اعضای خانواده و شغل پدر و مادر محترم توضیح بدید
* میزان پایبندی و اعتقادات شما به مسائل دینی چقدره ؟ (نماز،روزه،حج،خمس،زکات و…)
* آیا می خواهید زندگی خود را بر اساس دستورات دین استوار کنید یا فرهنگ غرب یا سلیقه شخصی ؟
* در زندگی مشترک چقدر به نظر دیگران از جمله پدر و مادر و دوستانتان ، اهمیت می دهید ؟
* اگر همسر آینده شما در محیط کار یا بین نزدیکان یا نامحرمان با حفظ ضوابط شرعی و عرفی  ارتباط داشته باشد ،چه می کنید؟ ( خانمی هست که بشدت از اینکه آقا در محیطی کار میکند که چهار تا خانم در آنجا هست ، ناراحت است . این مشکل را اول حل کنید . شما با طرح این سوال می خواهید به میزان سخت گیری وی در این زمینه پی ببرید )
* شما به چه کاری اشتغال دارید؟ (وضعیت شغلی طرف باید شفاف و روشن بیان شود و کلی گویی در این مورد(بازار،واسطه گری و…) کافی نیست ؛زیرا در بازار انواع شغلها ؛ در کار واسطه گری انواع واسطه ها وجود دارد. به عنوان مثال می گوید در بازار کار می کند . در بازار چه کارمی کند ؟ آیا مغازه دارد یا دلال است ؟ دلال چه چیزی است ؟ حالا یک وقت طرف الان کار ندارد مثلا دانشجو است یا هنرمند است . حتما درباره شغل آینده اش سوال کنید . شغل مرد مهم است . ببینید شما می توانید با آن شغل کنار بیائید .
* میزان درآمد شما چقدر است و آیا می توانید چرخ زندگی را با این درآمد بچرخانید ؟
* آیا قادرید اعصابتون و خشمتونون  را کنترل کنید ؟ به طور کلی موقع عصابنیت چیکار می کنید ؟

۱ – ساده زیست هستید یا تجملی

۲ –  زیبایی شوهرت چقدر برات مهم و ملاک هست ؟

۳ – اگر روز زن برات یه هدیه ساده بگیرم اما دوستام برای همسراشون هدیه خوب و گرون قیمتی بگیرن ، چه حسی بهت دست میده و چیکار میکنی ؟

۴ –  نظرت در مورد مهریه چیه چقدر مهریه دوست داری ؟ ( نظر خودت رو بگو نه خانوادت )

۵ –  نظرت در مورد شیر بها چیه و چقدر شیر بها طلب میکنی ؟

۶ –  به طور کلی چقدر احساسی و عاطفی هستی ؟ یعنی چقدر و تا چه اندازه می تونی به شوهرت محبت و عشق ورزی کنی ؟

۷ – سه تا رنگی را که خیلی دوست داری را به ترتیب بگو ؟

۸ –  ببخشید این سوال رو میکنم ولی چون مهمه ازت میپرسم : طبعت توی مسائل زناشویی گرمه یا سرد ؟ به طور کلی در مورد جایگاه مسائل جنسی در زندگی زناشویی چه نظری داری؟

۹ – بیشتر دوست داری چه هدیه هایی را برات بگیرم ؟

۱۰ –  وقتی از دستم ناراحت میشی دوست داری چطور از دلت در بیارم و چیکار واست بکنم ؟

۱۱ –  اگر زمین گیر بشم طوری که نتونم حرکت کنم ، از من جدا میشی یا میمونی و تحمل میکنی ؟

۱۲ – چقدر اهل رفتن به عروسی هستی ؟

۱۳ – در مورد من چقدر از اطرافیانت تحقیق کردی و چه نتیجه ای گرفتی ؟

۱۴ –  روزهای تولد ، سالگرد ازدواج ، روز زن ، عید نوروز و …. چقدر برات مهمه ؟ یعنی چقدر برات مهمه که شوهرت این ها را فراموش نکنه و متناسب با هر کدوم هدیه بخره ؟ و یا حداقل یاداور باشه و فراموش نکنه ؟

۱۵ – اگر دعوامون بشه به کی زنگ میزنی و درد و دل میکنی ؟

۱۶ –  دوست داری مراسم عقد و عروسیت چطور برگزار بشه ؟

۱۷ – اگر توی زندگی بچه دار نشیم و مشکل از من باشه چیکار میکنی ؟

۱۸ – اهل کمک کردن به دیگران هستی ؟

۱۹ – اهل گفتن هر موضوع از زندگی زناشوییت به خانوادت هستی ؟

۲۰ – اهل ریسک کردن هستی یا ترجیح میدی آرام و معتدل باشی ؟

۲۱ – اهل رسیدن به سر و وضع ظاهریت هستی یا واست فرقی نمیکنه هر چی پیش بیاد میپوشی ؟

۲۲ – واکنشت در مقابل انتقاد دوستان و اطرافیان  مخصوصا شوهرت چیه ؟

۲۳ – شادی و شیطنت را دوست داری یا آرامش و سنگینی ؟

۲۴ – میتونی عذر خواهی بکنی مخصوصا از شوهرت ؟

۲۵ – بچه پسر بیشتر دوست داری یا دختر ؟ دوست داری اسم بچه هات چی باشه ؟

۲۶ – اهل صله ارحام مخصوصا با خانواده شوهرت هستی یا اینکه دوست داری تنها با شوهرت باشی و رفت و آمد نداشته باشی؟

۲۷ – اگر توی زندگی از دستت ناراحت بشم و یه سیلی بزنم به صورتت ( البته خدا اون روز را نیاره ولی به هر حال فرضش که اشکال نداره ) چه عکس العملی انجام میدی و چه برخوردی با من میکنی ؟

۲۸ – با مشکلات مالی ،کنار میای و آیا برات قابل تحمل هست ؟

۲۹ – چه چیزهایی بهت آرامش میده ؟

۳۰ – چه چیزهایی آرامشت رو بهم میزنه ؟

۳۱ – وقتی دلت گرفته و ناراحتی ، دوست داری تنها باشی یا اینکه دوست داری با شوهرت در موردش صحبت کنی

۳۲ – روزهای تعطیل تا ساعت چند میخوابی ؟

۳۳ – اگر یه روزی بفهمی من رفتم یه زن دیگه گرفتم ، چیکار میکنی ؟

۳۴ – اگر از شغل فعلی که دارم بیرون بیام ، باز هم قبولم داری و حاضری باهام زندگی کنی ؟

۳۵ – سه تا غذایی را که بیشتر از همه دوست داری بخوری بگو ؟ و سه تا غذایی که میلی بهشون نداری

۳۶ – اگر مادرم زمین گیر بشه قبول میکنی بیارمش پیش خودم و ازش نگهداری بکنیم یا اینکه میگی باید برادرات نگهش دارن و یا اینکه نوبتی نگهش داریم ؟

۳۷ – اگر کسی توی جمع  بهت تیکه بندازه یا مسخره ات بکنه یا  حرف بدی بهت بزنه چه عکس العملی نشون میدی و چه جوابی بهش میدی؟

۳۸ – دوست داری برای کار و زندگی همین جا بمونیم یا اینکه برات فرقی نمیکنه کجا بریم ؟

۳۹ – بین چهارده معصوم علیهم السلام ، بیشتر به کدومشون توسل پیدا میکنی ؟

۴۰ – دوست داری شاغل باشی یا خانه دار ؟ توی این زمینه چقدر  نظر شوهرت برات مهمه ؟

۴۱ – زندگی خودت را با دیگران مقایسه میکنی یا اینکه هرچی باشی خدا را شکر میکنی و برات فرقی نمیکنه که ، کی چی داره و چیکاره هست  ؟

۴۲ – همونطور که خودت خوب میدونی ، من از نظر سواد و خانواده و مال و تقوا و زیبایی از تو پایین ترم و در حد و اندازه و در شأن تو نیستم . با این حال حاضری با من زندگی کنی ؟

۴۳ – همون طور که خودت خوب میدونی انجام دادن کارهای خونه مثل پخت و پز ، شستن و تمیز کردن و ….. وظیفه تو نیست چون زن دو تا وظیفه بیشتر نداره یکی تمکین خاص و دومی تمکین عام ( بدون اجازه بیرون نرفتن ) با این حال حاضر هستی تمام کارهای خونه را بدون دریافت کردن مزد و پول انجام بدی یا اینکه در مقابلش اجرت میخوای یا اینکه اصلا انجام نمیدی ؟

۴۴ – دوست داری توی کار های خونه بهت کمک کنم ؟

۴۵ – چقدر اهل مسافرت و سیاحت و زیارت و گردش هستی ؟

۴۶ – دوست داری شوهر آیندت چه خصوصیات و ویژگی هایی داشته باشه ؟ به طور کامل بگو

۴۷ – به طور کلی خودت را معرفی کن که چطور دختری هستی و چه خصوصیات اخلاقی داری ؟ خانوادت رو برام معرفی کن که چند تا برادر و خواهر داری و شغلشون چیه و ……… .

۴۸ – اگر میهمان بیاد خونه و غذایی که شما درست کردید خراب بشه مثلا شور بشه و قابل استفاده نباشه چه عکس العملی از خودتون نشون میدید به طور کلی چیکار می کنید ؟

۴۹ – دوست دارید شوهرتون توی خونه زیاد شوخی زبانی و بدنی انجام بده یا اینکه میخواید ساکت و آرام باشه ؟

۵۰ – واقعا میتونید با مشکلات مالی کنار بیاید ؟ چقدر ساده زیست هستید ؟
۵۱ – چقدر در روز از اینترنت و کامپیوتر استفاده می کنید ؟

۵۲ –  نظرتون در مورد سیگار و قلیان کشیدن شوهر آیندتون ، چیه ؟

۵۳ –  چقدر مقید به پوشیدن چادر و حجاب هستید ؟  و چرا میخواهید محجبه باشید ؟

۵۴ –  اگر به یه کشور خارجی مثل ترکیه سفر کنید آیا حجابتون را تغییر می دید ؟

۵۵ – اگر چندتا خواستگار داشته باشید که از نظر اخلاق و شکل ظاهری و … باب میل شما باشه کدوم یکی را انتخاب می کنید :

پزشک  –   معلم  –  کشاورز  – کارگر – کاسب و فروشنده –  نظامی –  فرقی نداره

۵۶ – به طور کلی و از هر لحاظی چقدر نیاز به ازدواج دارید ؟

۵۷ – هدف شما از ازدواج و تشکیل خانواده چیه ؟

۵۷ – وقتی همسرتان دلسرد شود اولین چیزی که به ذهنتان میرسد :

* با او صحبت میکنم ولی دلیل آنرا در خود هم جستجو میکنم و مطمئنم که به قدر کافی نیازهایش را بر آورده نکرده ام

* هر زندگی بعد از مدتی یکنواخت و کسل کننده میشود و طبیعی است

* با او صحبت میکنم تا او را متوجه معایبش کنم چون احتمالا با تظرات , افکار و توقعات من از زندگی آشنا نیست

* به نظرم اگر دوستم داشته باشد هیجوقت دلسرد نمیشود

۵۸ –  زودرنج هستید یا نه ؟

۵۹ –  وقتی از شوهرتون قهر کنید ، چقدر طول می کشه تا آشتی کنید ؟

۶۰ –  چقدر اهل دیدن و دنبال کردن  سریال های تلوزیون هستید ؟

۶۱ – اهل گوش دادن به موسیقی هستید ؟ اگر هستید چقدر در روز گوش می دید ؟

۶۲ – چه اخلاق و رفتار و برخوردیه  که اگر شوهرتون اون را در خونه انجام بده ، شما بدجور بهم می ریزید و بدجور کلافه و سردرگم می شید . یعنی در حد سکته پیش میرید .

۶۳ –  به نظر خودتون شما چه نقاط ضعفی دارید که اگر وارد زندگی بشید مطمئن هستید شوهرتون به خاطر اون نقاط ضعف اذیت میشه و ازتون ایراد میگیره ؟

۶۴ – شما برای ازدواج با طرف مقابلتون چه ملاکهایی را مد نظر دارید ؟

۶۵ – کدام یک از موارد زیر براتون سخت تر و رنج آورتره :

الف ) بفهمید شوهرتون دوستون نداره و ظاهرا و از روی ترحم بهتون ابراز علاقه می کنه

ب ) شما توی زندگی بفهمید هیچ علاقه ای به شوهرتون ندارید ، عاشقش نیستید .

۶۶ – آیا ممکن است به خاطر نگرانی از بالا رفتن سن ، ازدواج کنی؟ یا به خاطر گریز از تنهایی ازدواج کنی؟

۶۷ – قبل از من هم به خواستگاری شخص دیگری رفته‌ای؟ (یا قبل از من هم خواستگاری داشته‌ای؟) دلیل رد آنها چه بوده است؟

۶۸ – گذشته طرف مقابل چه‌قدر برایت اهمیت دارد، چه اطلاعاتی در مورد گذشته فرد می‌خواهی داشته باشی؟

۶۹ – نسبت به عضوی از اعضای خانواده خود حسادت می کنی؟ چرا؟

۷۰ – چه سنت هایی در خانواده شما اهمیت داشته اند؟ دوست داری فرزندانت هم این سنت ها را ادامه بدهند؟

۷۱ – در زندگی خود کسی را الگو قرار داده ای، کسی که دوست داشته باشی همه کارهایت دقیقاً مثل او باشد؟

۷۲ – به طور کلی کدام یک از این ویژگی ها درباره تو صدق می کند؛ بدبین، خوش بین ، یا واقع گرا؟

۷۳ – صبح ها که از خواب بیدار می شوی سرحال هستی یا بداخلاق و بی حوصله؟ در حالت دوم چقدر طول می کشد تا سرحال شوی؟

۷۴ – اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت ۱۸ برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟

نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)

در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:

باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ….، یعنی بررسی همه جوانب  و جوابی شبیه این : به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت ۱۸که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.

( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)

نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و …هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

۷۵ – چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)

۷۶ – با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالبی داره؟

۷۷ – آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟

۷۸ – درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

و سوالات دیگر ….. .

نکته ها :

* فقط به این سوالات بسنده نکنید .

* حتما قبل از عقد ، رفت و آمد خانوادگی داشته باشید و برای انجام عقد عجله نکنید .

* حداقل ۲ جلسه مشاوره هم بروید و از تست ها و تکنیک های مشاوره بهرمند شوید ، بسیار مفید است .

* در مورد خواستگارتان از همسایگان و همشهریان متدین و راستگویش نیز تحقیق کنید .

* اگر به بلوغ اجتماعی ، فکری و جنسی رسیده اید ، ازدواج کنید و الا  دوران عقد را طولانی تر کنید . برای این که مطمئن شوید به چنین بلوغی رسیده اید ، حداقل یک جلسه نزد مشاور بروید .

* سعی کنید در دوران نامزدی تا حدود زیادی مسائل عاشقانه و احساسی را کنار بگذارید و بیشتر منطقی و کاملا حساب شده طرف مقابل خود را بشناسید .

* اگر به خواستگارتان علاقه و حس و عشق و عاطفه ای ندارید در این صورت بسیار احتیاط کنید و قبل از عقد حتما حتما حتما این مسئله را با مشاور حل نمایید .

*  قبل از عقد مطمئن شوید خواستگارتان به شما علاقه دارد و شما برای او جذاب هستید هر چند عشق و علاقه واقعی بعد از ازدواج و در اثر اخلاق و رفتار طرفین زیاد و یا کم خواهد شد .

 

منبع: طلبه ارشاد گر

امام سجاد علیه السلام پرچمدار مبارزه با فساد اخلاقی

۰۱از منظر قرآن کریم، محال است قومى روى سعادت را ببیند و افرادش فاسدالاخلاق باشند. جامعه‏‌اى قابل بقاست که افرادش دچار فساد اخلاقی نباشند. افرادى که به «راحتى» خو گرفته‌‏اند، به عیاشى و هرزگى خو گرفته‌‏اند، به قمار و شراب خو گرفته‏‌اند، به رشوه خو گرفته‏‌اند، به ربودن حقوق یکدیگر خو گرفته‏‌اند، به قساوت نسبت به یکدیگر خو گرفته‌‏اند؛ افراد فاسدى هستند. «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَهً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیراً؛ و هنگامى که بخواهیم شهر و دیارى را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را براى «مترفین» [ثروتمندان مست ثروت‏] آن جا، بیان مى‏‌داریم، سپس هنگامى که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدّت در هم مى‏‌کوبیم.»[۱]

از ناحیه مترفین، فسق و فجور و فساد اخلاق در جامعه راه پیدا مى‏‌کند، پشت سرش هم به تعبیر قرآن تدمیر، هلاکت، از بین رفتن [است] وقتى که این امور در میان آنها بود، انسان‌هایى پوک و پوچ مى‏‌شوند، انسان‌هایى که جز براى شکم و دامن‌شان و جز براى زندگى روزمره فکر نمى‏‌کنند؛ حتى فکرشان فاسد مى‏‌شود، نه فقط اخلاقشان فاسد مى‏‌شود. و تاریخ چقدر از این [نمونه‏‌ها] نشان داده![۲]

یکی از نمونه‌های بارز آن؛ فساد جامعه اسلامی در دوران بنی امیه است. فسادی که نتیجه آن، حادثه عظیم عاشورا شد و ضربه عظیمی بر پیکر اسلام ناب و راستین وارد نمود.

رواج دنیا طلبی و فساد و فحشا، غیرت دینی و حسّاسیتِ مسؤولیت ایمانی را گرفت. همان مدینه‌ای که اوّلین پایگاه تشکیل حکومت اسلامی بود، بعد از اندک مدّتی به مرکز بهترین موسیقی‌دانان و آوازخوانان و معروفترین رقاصّان تبدیل شد؛ تا جایی که وقتی در دربار شام می‌خواستند بهترین مغنّیان را خبر کنند، از مدینه آوازه خوان و نوازنده می‌آوردند!

این جسارت، پس از صد یا دویست سال بعد انجام نگرفت؛ بلکه در همان حول و حوشِ شهادت جگر گوشه فاطمه‌زهرا سلام اللَّه علیها و نور چشم پیامبر و حتی قبل از آن، در زمان معاویه اتّفاق افتاد! بنابراین، مدینه مرکز فساد و فحشا شد و آقازاده‌ها و بزرگ‌زاده‌ها و حتی بعضی از جوانان وابسته به بیت بنی‌هاشم نیز دچار فساد و فحشا شدند! بزرگان حکومت فاسد هم می‌دانستند چه کار بکنند و انگشت روی چه چیزی بگذارند و چه چیزی را ترویج کنند. این بلیّه، مخصوص مدینه هم نبود؛ جاهای دیگر هم به این گونه فسادها مبتلا شدند.[۳]

امام سجاد علیه السلام، بعد از حادثه عاشورا توانست یک تنه بایستد و مانع از ویران شدن بنای دین شود. اگر تلاش‌های امام سجاد علیه‌الصّلاهوالسّلام نبود، شهادت امام حسین علیه‌الصّلاهوالسّلام ضایع شده بود و آثار آن نمی‌ماند. سهم امام چهارم، سهم عظیمی است.

در زندگی امام چهارم، چند رشته کار وجود دارد که یکی از آنها، رشته اخلاق است. امام سجاد به تعلیم و تغییر اخلاق در جامعه اسلامی کمر بست. چرا؟ چون طبق تحلیل آن امام بزرگوار، بخش مهمّی از مشکلات اساسی دنیای اسلام که به فاجعه کربلا انجامید، ناشی از انحطاط و فساد اخلاق مردم بود. اگر مردم از اخلاق اسلامی برخوردار بودند، یزید و ابن‌زیاد و عمر سعد و دیگران نمی‌توانستند آن فاجعه را بیافرینند. اگر مردم آن‌طور پست نشده بودند، آن‌طور به خاک نچسبیده بودند، آن‌طور از آرمان‌ها دور نشده بودند و رذایل بر آنها حاکم نمی‌بود، ممکن نبود حکومت‌ها – ولو فاسد باشند؛ ولو بی‌دین و جائر باشند – بتوانند مردم را به ایجاد چنان فاجعه عظیمی؛ یعنی کشتن پسر پیغمبر و پسر فاطمه زهرا سلام‌اللَّه‌علیها وادار کنند. مگر این شوخی است!؟ یک ملت، وقتی منشأ همه مفاسد خواهد شد که اخلاق او خراب شود. این را امام سجاد علیه‌الصّلاهوالسّلام، در چهره جامعه اسلامی تفحّص کرد، و کمر بست به این‌که این چهره را از این زشتی پاک کند و اخلاق را نیکو گرداند. لذا، دعای «مکارم‌الاخلاق» دعاست؛ اما درس است. «صحیفه سجادیه» دعاست؛ اما درس است.[۴]

در عصر حاضر نیز، فروپاشی نظام‌اخلاقی در جامعه‌اسلامی با سوق‌دادن جامعه به سمت فساد و فحشا، تشویق به شراب‌خواری، زنا، قمار، شهوت‌رانی، بدحجابی و بی‌حجابی؛ از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های جتماعی [که از جهاتی از شبکه‌های ماهواره‌ای نیز خطر سازتر به نظر می‌رسند] و… به عنوان یک ابزار در خدمت هدف‌های سیاسی دشمنان اسلام و استکبار جهانی قرار گرفته است. لذا تک تک افراد جامعه اسلامی، به حکم روایت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله که فرمود: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته»[۵] و بویژه مسئولین فرهنگی کشور باید نسبت به سوق‌دادن جامعه به سمت اخلاق و معنویت تلاش بیشتری نمایند.

پی نوشت:
[۱] – سوره مبارکه اسراء؛ آیه ۱۶.
[۲] – مجموعه‌‏آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۲۵، ص: ۳۰۵.
[۳] – امام خامنه‌ای؛ بیانات در دیدار جمعی از پاسداران؛ ۱۳۷۴/۱۰/۰۵
[۴] – امام خامنه‌ای؛ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم؛ ۱۳۷۲/۰۴/۲۳
[۵] – قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «الا کلکم راع، و کلکم مسئول عن رعیته، فالامیر على الناس راع، و هو مسئول عن رعیته، و الرجل راع على اهل بیته، و هو مسئول عنهم، فالمرأه راعیه على اهل بیت بعلها و ولده، و هى مسئوله عنهم، الا فکلکم راع، و کلکم مسئول عن رعیته؛ بدانید همه شما نگهبانید، و همه در برابر کسانى که مامور نگهبانى آنها هستید مسئولید، امیر و رئیس حکومت اسلامى نگهبان مردم است و در برابر آنها مسئول است، مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسئول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسئول مى‌‏باشد، بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانى که مامور نگهبانى آنها هستید مسئولید!»- مجموعه ورام؛ جلد اول صفحه ۶.

منبع: ولایت فقیه و جکومت اسلامی

ده نکته سیاسی، حکومتی از آیت الله بهجت

۳آیت الله شیخ محمدتقی بهجت فومنی(علیه الرحمه) از فقیهان و عارفان کم نظیر دوران معاصر به شمار می رفت. برخلاف تصوری که از مرحوم بهجت می رود، ایشان دارای رویکرد سیاسی، اجتماعی و حکومتی روشنی بود و یک فقیه مبارز و ضد استبداد و عالمی مخالف استعمار به شمار می رفت.

آیت الله شیخ محمدتقی بهجت فومنی(علیه الرحمه) از فقیهان و عارفان کم نظیر دوران معاصر به شمار می رفت که زهد بسیار وی، باعث شده بود در زمان زندگی و حتی پس از حیات دنیوی، چندان شناخته نشود. این عالم ربانی که در فقه، فلسفه، عرفان و اخلاق توانایی بسیار و مهارت فراوان داشت، محضر فقیهِ سیاستمداری چون میرزای نائینی، فقیهِ فیلسوفی مانند شیخ محمدحسین غروی اصفهانی و فقیهِ عارفی چون سید علی قاضی طباطبایی را درک نموده[۱] و واسطۀ ارتباط وصی ظاهری مرحوم قاضی، هاتف قوچانی با آن عارف عدیم النظیر بود.[۲] برخلاف تصوری که از مرحوم بهجت می رود، ایشان دارای رویکرد سیاسی، اجتماعی و حکومتی روشنی بود و یک فقیه مبارز و ضد استبداد و عالمی مخالف استعمار به شمار می رفت. در این مقاله به صورتی گذرا چند نکته را در همین زمینه­ها از ایشان مرور می نماییم:

۱-اهتمام به امور مظلومان شیعه و مسلمان
هر چه زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) نزدیکتر شود، بلاها بیشتر می شود. البته برخی [مثل حجتیه ای ها] خیال کرده اند که ظهور امام عصر، متوقف بر پرشدن دنیا از ظلم و جور است، در حالی که این برداشت، درست نیست و ما باید با دعا برای رفع بلا تلاش کنیم و در دین خود استقامت داشته و دیگران را نیز به ثبات و استقامت دعوت کنیم. با ظلم هم پیمان نشویم و به ظالمان مدد نرسانیم.[۳] «در بسیاری از بلاد[مثل افغانستان، عراق، بحرین، یمن، آذربایجان، لبنان و…]، اهل ایمان و شیعه گرفتار هستند. آیا می شود همان گونه که به هنگام گرسنگی و تشنگی به آب و نان احساس احتیاج پیدا می کنیم، بلکه بیشتر از آن، برای رفع گرفتاری های اهل ایمان احساس احتیاج به دعا برای آنان بکنیم؟… آیا می توانیم سالم بار به منزل[آخرت] ببریم و در عین حال به امور مسلمانان و مومنین بی تفاوت باشیم؟ آیا امکان دارد بدون اهتمام به امور مسلمانان، به مقصود برسیم؟… اگر مسلمانی در چین مبتلا شود، ابتلای او ابتلای ماست و ما باید خود را مثل او گرفتار بدانیم.»[۴]

۲-یمن همواره پیروز!
به تعبیر فلاسفه حکم امثال یکسان است(حکم الامثال فی ما یجوز و ما لا یجوز واحد) و هر جا ملاک ها واحد بود، حکم هم واحد است.[۵] لذا در ظالم بودن فرقی بین آمریکا و اسرائیل و عربستان و در مظلوم بودن ملت یمن و فلسطین و بحرین نیست. پس اینکه از مرحوم بهجت در زمینه حمله گستردۀ اسرائیل به غزه، پرسش می شود و ایشان تاکید دارد که باید به مسلمانان غزه کمک شود و می فرماید: اسرائیل با این کار خود را از بین می برد و «مردم غزه، چه کشته بشوند و چه نشوند، پیروزند»[۶]، در باب مردم بحرین و یمن نیز صدق می کند.

۳-رفاقت با امام خمینی
آقای بهجت از روزگار جوانی که به قم مشرف شد، با امام خمینی ارتباط و مراودۀ بسیار داشت و رسم رفاقت و قانون دوستی بین او و امام راحل در جهات علمی و اجتماعی و عرفانی برقرار بود. در جهات سیاسی هم معتقد به مبارزه حادّ با رژیم شاه و براندازی آن بود و قبل از سال ۵۷ نیز پیروزی انقلاب اسلامی را پیش بینی نموده بود.[۷]

۴-همان یک بار برای هفت پشت ما بس است!
نقل است که بعد از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب، برخی افراد محضر آیت‌الله بهجت(ره) رفته و اظهار داشتند که ایشان جوان است(و لاجرم برای رهبری جامعه، نامناسب!). اما آیت‌الله بهجت(ره) در جواب گفته بود: «یک بار[در سقیفه] گفتند: علی(ع) جوان است، برای هفت پشتمان بس است».[۸]

۵-التزام به تنها نماندن رهبری
مقام معظم رهبری بارها به دیدار آیت الله بهجت تشریف برده بود. آیت الله بهجت نیز با رویی گشاده و انبساط خاطر با ایشان برخورد داشت و توصیه هایی هم می نمود. در اولین دیدار پس از رهبری حضرت آیت الله خامنه ای با آن عارف فقید، در جواب سؤال آقا که «باید چه کار کنم؟» فرموده بود: الحمدلله شما که به مبانی مستحضرید، اگر به آنچه طبق موازین[دینی-اجتهادی] می رسید، عمل کنید، من ملتزمم که[جنود الرحمان] شما را تنها نگذارند.»[۹]

۶-سازش و مذاکره با آمریکا، ممنوع!
«دشمنان خارجی به هیچ حدی از نوکری، قانع نیستند. بلکه نوکر مطلق می خواهند… بنابراین با دشمنان مطلقا نمی توان سازش کرد.»[۱۰] در بحث رابطه با آمریکا ما نباید تابع آنها باشیم و بر اساس خواسته آنها عمل کرده و نباید آنها را دوست داشته باشیم و با آنان هم پیمان شویم. مگر همین آمریکا نبود که با [مردم معترض] داخل خود جنگید؟[۱۱]

۷-تقریب مذاهب، نیازی حتمی
آیت الله بهجت به مانند استادش آیت الله بروجردی، از هواداران تقریب بین مذاهب اسلامی بود و بر نقش ثقلین به عنوان عاملی مهم در وحدت فریقین تاکید داشت. در فتوای ایشان نیز نمود تقریب بسیار روشن است و از رویکرد نگارشی و عملکردی برخی عالمان[مانند طیف شیرازی های کنونی] در تفرقه افکنی بین مسلمانان پرهیز داشتند. به علاوه آن رویکرد را در مسیر استعمار دانسته و می فرمود: «اختلاف شیعه و سنی، یک مسئله استعماری است.»[۱۲]

۸-قدر نعمت حکومت اسلامی را دانستن
حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی نقل می کند که چند هفته مانده به رحلت آیت الله بهجت از ایشان شنیدم که با حالی فرمودند: «خدا به ما علم و فهم و الهام بدهد تا بدانیم از این نعمت حکومت اسلامی چگونه نگهداری کنیم.»[۱۳]

۹-وکیل مجلس و گوش به امر ولی
حجت الاسلام و المسلمین آقاتهرانی در رابطه با شرکت در انتخابات مجلس از استادش آیت الله بهجت مشورت می گیرد و ایشان در جواب می فرماید که عملکرد رفتاری وکلا و نمایندگان باید در راستای منویات رهبری و ولایت فقیه باشد: «ورود در مناسب عالیه دانیه متوسطه اگر بدانی به گناه می‌افتی حرام است. اما شما. این جایی که می‌گویید محل عناوین ثانویه است و ورود مقام زعیم(ولایت فقیه) را می‌طلبد و امثال شما وظیفه دارید نظرات ایشان را بدانید. او جزافه[به گزاف] نمی‌گوید و بر مبنای استدلال و مبانی نظر می‌دهد اما بسیاری نمی‌دانند چرا. این موضوع را برای نمایندگان حل کنید که مستدلا بدانند جهت نظر ایشان به چه دلیل و برهانی است.»[۱۴]

۱۰-ولایت امر حاکم سعودی
در روزهای اخیر و در پی تغییرات حکومتی در سلطنت عربستان دیدیم که برخی عالمان مزدور بسان گذشتگان خود، ولی امر و امام واجب الإتباع زمان را شاه سعودی دانسته و عدم بیعت با وی و ولیعهدش را مساوی با مرگ جاهلیت دانسته بود! آیت الله بهجت در رد این نظریه می فرماید: اینان که می گویند: اولی الامر که به حکم قرآن اطاعتش واجب است،[۱۵] هر دزدی را که بر دزد دیگر غالب گردد و هر ظالم و سفاکی را که ظالم دیگری را از بین ببرد، و بر مسند حکومت بنشیند و به خلافت برسد، شامل می گردد، پس اطاعتش بر همه مسلمین واجب و لازم است، خلاف مقصود و حکم قرآن است و نمی توان هر مستکبر و گردنکش و ستمگری را ولی امر دانست.[۱۶]

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
[۱] . گلشن ابرار، ج۶، ص۳۶۷ تا ۳۷۹.
[۲] . عطش، چ۱۳، ص۱۳۹.
[۳] . ورق های آسمانی، ص۱۶۶ تا ۱۷۳، با تلخیص.
[۴] . در محضر بهجت، ج۱، چ۱۳، ص۵۰ و ۵۱ و ۱۸۸.
[۵] . قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، ج۱، چ۱، ص۱۸۱ تا ۱۸۵.
[۶] . ورق های آسمانی، ص۲۲۳.
[۷] . زمزم عرفان، چ۲، ص۲۲۶ و ۲۶۰ تا ۲۶۲.
[۸] .  tasnimnews.com/Home/Single/391107 همچنین بنگرید به: http://tabrizefarda.com/emam-page.php?id=42
[۹] . زمزم عرفان، ص۲۶۵.
[۱۰] . همان، ص۲۹۱.
[۱۱] . ورق های آسمانی، ص۲۱۴. با تصرف اندک.
[۱۲] . زمزم عرفان، ص۲۹۱.
[۱۳] . ورق های آسمانی، ص۴۰. با تصرف مجاز.
[۱۴] . boursenews.ir/fa/news/144714
[۱۵] . سوره نساء، آیه ۵۹.
[۱۶] . ورق های آسمانی، ص۱۴۲ و ۱۴۳. با تصرف غیر مخل به مقصود.

منبع: ولایت فقیه و حکومت اسلامی