مهرالسنّه / مقاله تخصصی

بسم الله الرحمن الرحیم

مهر السّـنه

بررسی چرایی ، مبانی و مسائل پیرامون مهر السنه

ساختار :  مقدمه / مهر السنه چیست / مقدار مهر السنه / وجه تسمیه بر این اسم / چرا پانصد درهم / برگرداندن مهر السنه به قیمت روز / یک انتخاب دو برکت ! / برگشت مهرالمثل ، تفویض بضع و تفویض مهر   به مهرالسنه / نظرات فقها پیرامون مسئله / عواقب و آثارمنفی بی توجهی به این سنت / توجه به تاثیرات مفید  مهر السنه و توصیه به آن / نتیجه / منابع

چکیده :
بعد از بررسی شرایط مهریه های عصر حاضر و مشکلات متعددش بر آن شدیم که در توصیه ها و سنت اهل بیت علیهم السلام بیشتر مطالعه کنیم . آنچه که در روایات درباره مهریه به آن توصیه شده مقداری است که پیامبر اکرم صلوه الله علیه وآله به دستور الهی مهر همسرانشان کردند و برآن مقدار نیز دخترانشان را همسر دادند ، خصوصا درباره ی حضرت زهرا سلام الله علیها که از آن به بعد همین مقدار مشخص  در لسان خود اهل بیت علیهم السلام با نام مهر السنه استفاده و سنت شد و مقدار آن برابر با پانصد درهم شرعی است ، بعد از بروز رسانی و معادل سازی های صورت گرفته معادل ۲۶۲.۵ مثقال صیرفی که تقریبا برابر با یک کیلو و دویست و پنجاه گرم شد ، البته اگر بخواهیم ملاک ارزشی طلا را حساب کنیم حساب متفاوت می شود .

انتخاب این مهریه به عنوان قباله زنان امت رسول الله غیر از امتثال توصیه های نورانی معصومین علیهم السلام بر رعایت این اندازه ، از جهات مختلفی از جمله تمسک به سنت رسول خدا و حضرت زهرا به عنوان الگو و نمونه زنان عالم و رعایت مقدار کم ،سبک و قابل پرداختی که در روایات نشانه ی خوش یمنی زن و زندگی دانسته شده ، موجب برکت می باشد. مهرالسنه در بسیاری از مواضع اختلاف بر سر تعیین اندازه مهریه هم ملاکی ثابت است که حق زن بر اساس آن داده می شود . نظرفقها نیز بر استحباب قرار دادن این مهریه و کراهت  اعتبار بیش از آن می باشد .

در نهایت نیز باید بدانیم نادیده گرفتن این سنت و بی توجهی به مقدار و ملاک آن باعث بالا رفتن مهریه در طول زمان و عواقب بسیار بدی از قبیل  سدّ باب نکاح ، مدیون ماندن مرد وسنگر گرفتن زوجین در برابر هم خواهد شد در حالی که رعایت  این سنت موجب برکت ، عافیت بیشتر و استحقاق اجر و ثواب اخروی می شود .

کلید واژه :
مهریه / مهر السنه / مهر المثل /  خَمْسَمِائَهِ درهم / خمسون دینار /  مثقال / اوقیه / تزوّج

مقدمه :
همانطور که شاهدیم در زمانه ی ما وجود مهریه های سنگین و بی ضابطه وحتی گاها بدون فکر و نیت پرداخت این حق به صاحبش موجب به وجود آمدن مشکلات قابل توجهی شده است .

در رویات و سیره اهل بیت علیهم السلام کمی مهریه و مقدار آن مورد توجه بوده . مهریه ی زنان پیامبر صلوه الله علیه وآله وسلم ، حضرت فاطمه سلام الله علیها و زنان دیگری از خانواده ی معصومین مقداری مشخص بوده که از آن با نام مهر السنه یاد می شود .

امید است با مطالعه و دقت در تاثیرات پربرکت این مهریه که تقریبا مقدار سبکی هم می باشد دید متفاوتی درباره ی مهریه و اندازه آن بدست آوریم تا جنبه معنوی و محبتی ازدواج بر جنبه ی مادی آن غلبه پیدا کند و به چشم معامله به آن نگاه نکنیم ، زیرا در همین عصر ما بسیاری از وصلت ها به دلیل نگاه کاسبانه و معاملی و چیره شدن جنبه مادی بر زندگی اصلا صورت نمیگیرد ! یا اینکه متاسفانه به چشم و هم چشمی مهریه های بسیار بالا و غیر عرف و چه بسا غیر عقلانی را مایه ی افتخار و مباهات قرار دهند .

این معضلات و بسیاری از مسائل دیگر که بر اثر مهریه های زیاد و بی پایه حتی در متن جریان زندگی موجب تاثیرات مخرب و کاهش آسایش می شود اهمیت مطالعه و تحقیق پیرامون این مساله و توصیه ها و راهبرد های معصومین  علیهم السلام را آشکار می کند .

لذا برآنیم که بررسی دقیق تری درباره ی توصیه ها و سیره ی معصومین علیهم السلام داشته باشیم که درباره ی مهریه چه میفرمودند؟ مهرالسنه چیست و از کجا شروع شده و وجه تسمه آن چه می باشد ؟ مقدارش چقدر بوده و در زمان ما تقریبا برابر با چه معادلی هست ؟ آیا رعایت این مقدار مستحب است ؟

و در نهایت آثار و برکات مهریه های سبک خاصه این مقدار مشخص چیست ؟

بدنه  اصلی متن   :
مهر السنه چیست ؟
به مهریه ای که رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم برای همسران خودشان قرار دادند و دختران خود را نیز به همین مقدار به تزویج همسرانشان در آوردند مهر السنه میگویند ، خصوصا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مهری که معادل‌ با قیمت‌ زره‌ مولی‌ أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ بود و با فروش‌ آن‌ بواسطۀ سلمان‌ فارسی‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلم‌ بدان‌ ، پیوند عقد زواج‌ بضعۀ مطهّره‌ خود، شفیعۀ روز جزا ، سیّده‌ النساء فاطمه‌ زهرا سلام‌ الله‌ علیها را استوار نمود .

مقدار مهر السنه
آنچه که در روایات به تعابیرومعیارهای مختلفی درباره ی مقدارمهرالسنه آمده ، همه معادل  ( پانصد درهم ) است . لذا از روایاتی که مقدار این مهریه گفتند به چند روایت بسنده می کنیم .
زراره می گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود:
سَمِعْتُ أَباعَبْدِاللّهِ علیه السلام یَقُولُ مَهرَ رَسُولُ اللّهِ نِساءَهُ اثْنَتَىْ عَشْرَه أُقِیَّهً وَ نَشّاً وَالْأُقِیَّهُ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً وَ النَّشُّ نِصْفُ الْأُقِیَّهِ وَ هُوَ عِشْرُونَ دِرْهَماً».
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم برای زنان خود دوازده اوقیه و یک نش مهر قرار داد و اوقیه، چهل درهم و نش، نصف اوقیه، همان بیست درهم است.[۱]
معادل سازی اوقیه با درهم را در بخش برگرداندن مهرالسنه به قیمت روز خواهیم آورد .
در فقه الرضا آمده :  فإذا تزوجت فاجهد ألا تجاوز مهرها مهر السنه و هو خمسمائه درهم فعلى ذلک زوج رسول الله صل الله علیه و آله (بناته) و تزوج نساءه  [۲]
زمان ازدواج تا می توانی کاری کن تا مهریه ی همسرت از اندازه ی مهر السنه بیشتر نشود و مقدار آن پانصد درهم می باشد که حضرت رسول الله صلوه الله علیه وآله و سلم مهریه ی زنان و دختران خود را همین مقدار قرار دادند .

وجه تسمیه بر این اسم ( مهر السنه )
همانطور که از اسم این مهریه ی خاص معلوم است ، دلیل نام گذاری اش که لفظی شرعیست سیره و سنت پیامبر و دیگر معصومین علیهم السلام  بوده که بر این‌ منهج‌ راستین‌ ، مهریۀ بانوان‌ امّت‌ خود را سنّت‌ فرمودند و این اسم را عیناً استفاده کردند و این نام گذاری توسط خودشان صورت گرفته ، لذا این لفظ بارها در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده و شاهد آن هستیم که روایت زیر هم بر این نکته تصریح دارد :

سأل المفضّل بن عمر أبا عبد الله  علیه السلام عن مهر المرأه الذی لا یجوز للمؤمنین أن یجوزوه، فقال:  «السنّه المحمّدیه خمسمائه درهم، فمن زاد على ذلک ردّ إلى السنّه، و لا شی‌ء علیه أکثر من الخمسمائه درهم» [۳]

چرا پانصد درهم ؟!
روایت زیر ، درباره ی علت تشریع مقدار عدد پانصد که از معصوم علیه السلام نقل شده ، می باشد . ضمن اینکه بعد از ترجمه حدیث نیز نظری آورده شده که توجه به آن خالی از لطف نیست .
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ‏ علیه السلام عَنْ مَهْرِ السُّنَّهِ: کَیْفَ صَارَ خَمْسَمِائَهٍ؟
فَقَالَ: «إِنَّ اللَّهَ- تَبَارَکَ وَ تَعَالى‏- أَوْجَبَ عَلى‏ نَفْسِهِ أَلَّا یُکَبِّرَهُ مُؤْمِنٌ مِائَهَ تَکْبِیرَهٍ، وَ یُسَبِّحَهُ‏ مِائَهَ تَسْبِیحَهٍ، وَ یُحَمِّدَهُ مِائَهَ تَحْمِیدَهٍ، وَ یُهَلِّلَهُ مِائَهَ تَهْلِیلَهٍ، وَ یُصَلِّیَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‏ مِائَهَ مَرَّهٍ، ثُمَّ یَقُولَ: اللَّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعِینِ، إِلَّا زَوَّجَهُ اللَّهُ حَوْرَاءَ عَیْنٍ‏، وَ جَعَلَ ذلِکَ مَهْرَهَا.
ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلى‏ نَبِیِّهِ صلى الله علیه و آله: أَنْ سُنَ‏ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَهِ دِرْهَمٍ، فَفَعَلَ ذلِکَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله، وَ أَیُّمَا مُؤْمِنٍ خَطَبَ إِلى‏ أَخِیهِ حُرْمَتَهُ، فَبَذَلَ‏خَمْسُمِائَهِ دِرْهَمٍ‏، فَلَمْ یُزَوِّجْهُ، فَقَدْ عَقَّهُ، وَ اسْتَحَقَّ مِنَ اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- أَلَّا یُزَوِّجَهُ حَوْرَاءَ [۴]
خداوند بر خود لازم گردانیده است که نگوید هیچ مؤمنى صد مرتبه‏الله اکبرو صد مرتبه‏سبحان الله‏و صد مرتبه‏الحمد لله‏و صد مرتبه‏لا اله الا الله‏و صد مرتبه‏اللهم صل على محمد و آل محمدپس از آن‏اللهم زوجنى من الحور العین‏ مگر آنکه حق تعالى او را حور العین تزویج فرماید این پانصد ذکر را مهریه او قرار دهد .
و خدا به پیامبر صل الله علیه و آله وحی فرمود که پانصد درهم را برای مهریه ی زنان مومنه سنت قرار بده   پس از این جهت است که مهرهاى زنان پانصد درهم قرار شد یعنى چون پانصد درهم مقابل است با پانصد ذکر مذکور ، هر درهمى مقابل ذکرى   و هر مؤمنى که از برادر دینى خود زنى خواستگار شود و پانصد درهم بخواهد مهر او قرار دهد و او را تزویج نکند پس او را اذیت و آزار نموده است و مستحق است که خدا او را حور العین تزویج نکند.[۵]

در آموزه های دینی اعداد قابل توجه هستند و معتقدیم اعداد خاصی میتوانند بر امورات این هستی تاثیراتی داشته باشند، لذا ازاین که در مقابل هر ذکری درهمی قرار داده شده و این مقدار، مهریه زنانی بهشتی می باشد شاید بتوان گفت رعایت این تعداد مشخص درهم موجب برکت و نزدیک ترشدن یک زندگی به ملاک های زندگی بهشتی می شود .

برگردان مهر السنه به قیمت روز
برای محاسبه مقدار به روز مهر السنه دو مرحله تحقیق احتیاج است .
·اول اتخاذ مبانا ؛ که آیا جنس درهم یعنی همان نقره ، بطورخاص موضوعیت دارد ؟ یا ملاک اندازه ارزشی است که معمولا در دوره های مختلف از قدیم تا بحال به نسبت ارزش طلا سنجیده می شده ؟

·و دوم معادل سازی واحد سنجش اندازه ؛ زیرا کیل ها و واحدهای اندازه گیری در زمان اهل بیت علیهم السلام چیزی متفاوت است با آنچه که امروز بین مردم عرف شده.
نسبت طلا به نقره در حال حاضر متفاوت است با آنچه که زمان تشریع این سیره بوده .
ارزش طلا در آن زمان ( ده ) برابر  نقره بوده در شرح لمعه می‌نویسد: پانصد درهم برابر با پنجاه دینار می‌باشد. [۶]
اما اکنون با توجه به نوسانات بازار ، ارزش طلا تقریبا چیزی به اندازه ی ( پنجاه ) برابر می باشد .[۷] لذا اگر قائل به ملاک ارزشی طلا شدیم حاصل به دست آمده از اندازه بر حساب نقره را باید تقریبا پنج برابر کرد .
همانطور که در بخش ( مقدار مهر السنه ) آورده شد ، پانصد درهم  اندازه ایست که بطور دقیق در روایات به آن اشاره شده . حتی روایتی از امام صادق علیه السلام منقول است که اندازه ی مهرالسنه را که به واحد (اوقیه ) بوده را به درهم محاسبه می فرمایند :

رسول خدا هیچ یک از دختران و زنان خود را به مهر بیش از دوازده اوقیه و یک نش تزویج نکرد. مقدار اوقیه، چهل و مقدار نش، بیست درهم می باشد .[۸]  که جمع آن همان ۵۰۰ درهم می شود .
نسبت بین مثقال شرعی  و درهم شرعی ، ۷ به ۱۰ است  یعنی هر ده درهم شرعی برابر با هفت مثقال شرعی می باشد . (یعنی هر درهم ۰.۷ مثقال شرعیست درحالی که هر دینار ۱ مثقال شرعیست )[۹]
پس ۵۰۰ درهم شرعی برابر است با ۳۵۰ مثقال شرعی . (  ۳۵۰ = ۰.۷ * ۵۰۰ )
و چون نسبت هر مثقال شرعی به مثقال صیرفی ۳ به ۴ است یعنی هر چهار مثقال شرعی برابر سه مثقال صیرفی می باشد .
پس ۳۵۰ مثقال شرعی برابراست با ۲۶۲.۵ مثقال صیرفی .  ( ۲۶۲.۵ = ۴/۳  *  ۳۵۰ )

لذا برای محاسبه ارزش به روز مهرالسنه کافیست قیمت یک مثقال صیرفی نقره را ضرب در ۲۶۲.۵ کرد . یا اگر به گرم بخواهیم بدست آوریم از قرار هر مثقال = ۴.۷ گرم می شود تقریبا یک کیلو و ۲۵۰ گرم

با توجه به دو نکته ای که در ابتدا روشن شد ، شایسته است زوجین بر مقدار مشخصی که محاسبه شد (مصالحه) کنند تا بازهم اگر اختلافی در واقع وجود داشته با این کار از بین برود .

یک انتخاب دو برکت !
غیر از تعلیل بالا که درباره ی لحاظ این عدد خاص آورده شد ، انتخاب مهر السنه را میتوان از دو جهت موجب برکت وخوش یمنی دانست . یکی همان که در بخش وجه تسمیه به آن اشاره کردیم ، یعنی تمسک به سنت و سیره ی محمدی و روش اهل بیت علیهم السلام و دیگر سبک بودن این مقدار که درباره کم بودن و سبک بودن مهریه و آثارش روایات بسیاری داریم :

پیامبر بزرگوار صل الله علیه و آله وسلم می فرمایند : بزرگ ترین و بابرکت ترین ازدواج آن است که مهریه در آن کم باشد[۱۰] و «شومی و بد قدمی زن، به سنگین بودن مهر اوست [۱۱]

امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) فرمودند: ( من یُمن المرأه تیسیر نِکاحها )  [۱۲]  از برکت زن این است که ازدواج او آسان انجام شود ». پر واضح است که یکی از عوامل اصلی برای سنگینی ازدواج ها، مهریه های سنگین است. با سبک کردن آن می توانیم ازدواج را با برکت کنیم. آسانی ازدواج، به سبکی مهریه است. لذا جایی دیگر می فر مایند : (مهریه را سنگین نگیرید که این، مایه کینه و دشمنی است) [۱۳] و (مهریه زنان را گران و سنگین نکنید که دشمنی در پی خواهد داشت)[۱۴]
پس انتخاب مهر السنه از دو لحاظ موجب بالاتر رفتن سطح آسایش و خوشی زندگی می شود :
برکت سنت اهل بیت و یمن کم بودن و مقدار سبک آن
برگشت مهرالمثل ، تفویض بضع و تفویض مهر   به مهرالسنه

·مهر المثل برای هر کس با توجه به شرایط خود ، خانواده و جامعه اش متفاوت است یعنی مهریه ای که در شان چنین زنی در عرف حساب می شود .

·تفویض بضع آن است که در عقد اصلا ذکری از مهریه نشود و عقد بدون قیدمهریه و مقدار آن جاری شود .

·تفویض مهر هم یعنی در عقد قید مهریه آوره شد اما تعیین مقدارش را به عهده ی یکی از زوجین بگذارند .

بطور کلی برای هرسه حالت بالا در روایات ضابطه اینگونه است که اگر خود مرد راضی به بیش از اندازه ی مهرالسنه باشد عیبی ندارد اما در هر کدام از این موارد برای مرد مقداری بالاتر از ارزش مهر السنه تعیین کنند به مهر السنه تقلیل پیدا کرده  و به مقدار ارزش آن برعهده ی مرد ثابت می شود .

ابوالصلاح حلبی در کافی :
مهر المثل یعتبر فیه السن و النسب و الجمال و التحصین، فان نقص عن مهر السنه لم یکن لها غیره، و ان تجاوزه رد الیه، و هو خمسمائه درهم فضه أو قیمتها خمسون دینارا. [۱۵]

یَصِحُّ الْعَقْدُ الدَّائِمُ مِنْ غَیْرِ ذِکْرِ الْمَهْرِ، فَإِنْ دَخَلَ فَمَهْرُ الْمِثْلِ، وَ إِنْ طَلَّقَ قَبْلَ الدُّخُولِ فَلَهَا الْمُتْعَهُ حُرَّهً کَانَتْ أَوْ أَمَهً، فَالْغَنِیُّ بِالدَّابَّهِ أَوِ الثَّوْبِ الْمُرْتَفَعِ أَوْ عَشَرَهِ دَنَانِیرَ، وَ الْمُتَوَسِّطُ بِخَمْسَهِ دَنَانِیرَ، وَ الْفَقِیرُ بِدِینَارٍ وَ خَاتَمٍ وَ شِبْهِهِ وَ لَا مُتْعَهَ لِغَیْرِ هَذِهِ، وَ لَوْ تَرَاضَیَا بَعْدَ الْعَقْدِ بِفَرْضِ الْمَهْرِ جَازَ وَ صَارَ لَازِماً، وَ لَوْ فَوَّضَا تَقْدِیرَ الْمَهْرِ إِلَى أَحَدِهِ?َا صَحَّ وَ لَزِمَ مَا حَکَمَ بِهِ الزَّوْجُ مِمَّا یُتَمَوَّلُ وَ مَا حَکَمَتْ بِهِ الزَّوْجَهُ إِذَا لَمْ یَتَجَاوَز مَهْرَ السُّنَّهِ .[۱۶]
چنانچه مرد او را طلاق گفته بود، در حالى که تعیین مهریّه با زوجه بوده باشد زن نمیتواند از مهر السّنه که پانصد درهم است تجاوز کند و مهریّه زنان رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله همین مقدار مى‏باشد [۱۷]

در غایه المرام آمده : مفوضه البضع لها ان تمتنع من الدخول حتى یوصلها المهر و یسلم إلیها‌
فإن اتفقا على الفرض جاز، و ان اختلفا و ترافعا الى الحاکم فرض مهر المثل ما لم یتجاوز مهر السنه فیرد إلیها . [۱۸]
إن کان الحاکم الزّوج، لزم ما یحکم به قلّ أو کثر، و جاز أن یحکم بمهما شاء ممّا یصحّ أن یکون مهرا، و إن کان الزّوجه، لزم ما تحکم به، قلیلا کان أو کثیرا، ما لم یتجاوز مهر السنّه، و هو خمسمائه درهم، فیردّ إلیها.[۱۹]
و من تزوج امرأه على کتاب الله و سنه رسول الله صلى الله علیه و آله و لم یسم مهرا، کان مهرها مهر السنه بغیر زیاده و لا نقص، فان تزوج على حکمها فحکمت بدرهم أو بأکثر منه، الى ان یبلغ خمس مائه درهم، کان حکمها ماضیا، فان حکمت بأکثر من خمس مائه درهم لم یجز حکمها وردت الى الخمس مائه. [۲۰]
و روى هذا الحکم بخصوصه أسامه بن حفص و کان قیّما لأبی الحسن موسى علیه السلام قال: «قلت له: رجل یتزوّج و لم یسمّ مهرا، و کان فی الکلام:
أتزوّجک على کتاب اللّه و سنّه نبیّه، فمات عنها أو أراد أن یدخل بها فما لها من المهر؟ قال: مهر السنّه»[۲۱]

نظرات فقها پیرامون مسئله
·مرحوم شهید در لمعه :
یُکْرَهُ أَنْ یَتَجَاوَزَ مَهْرَ السُّنَّهِ وَ هُوَ خَمْسُمِأَهِ دِرْهَمٍ [۲۲]

·شهید ثانی در مسالک الافهام :
لا خلاف فی استحباب تقلیل المهر، و أن لا یتجاوز مهر السنّه الذی تزوّج به النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نساءه و زوّج به بناته، للتأسّی به . [۲۳]

·شیخ طوسی در تهذیب الاحکام :
وَ یُسْتَحَبُّ أَنْ یَکُونَ الْمَهْرُ خَمْسَمِائَهِ دِرْهَمٍ وَ هُوَ مَهْرُ السُّنَّهِ رَوَى ذَلِکَ‌ :  الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ صَدَاقُ النِّسَاءِ عَلَى عَهْدِ النَّبِیِّ ص اثْنَتَیْ عَشْرَهَ وُقِیَّهً وَ نَشّاً قِیمَتُهَا مِنَ الْوَرِقِ خَمْسُمِائَهِ دِرْهَمٍ‌ [۲۴]

·شیخ صدوق در من لا یحضر :
در مورد مهر السّنه تنها صدوق علیه الرّحمه نیست که ما زاد بر پانصد درهم را جایز نمیداند سیّد مرتضى- رحمه اللّٰه- نیز همین نظر را دارد بلکه آن را نسبت میدهد به همۀ فقهاى امامیّه، چنان که در انتصار مى‌فرماید: «و ممّا انفردت به الامامیّه أنّه لا یتجاوز بالمهر خمسمائه درهم جیاد قیمتها خمسون دینارا فما زاد على ذلک ردّ إلى هذه السّنّه».[۲۵]

عواقب و آثارمنفی بی توجهی به این سنت
امروزه‌ مهریّۀ دختران‌ بطور سرسام‌ آور بالا رفته‌ است‌ . و بدین‌ جهت‌ مانع‌ عظیمی‌ در سر راه‌ ازدواج‌ واقع‌ است‌ . در حقیقت‌ ازدواج‌ و نکاح‌ را مبادلۀ دختر با مهریه‌ می‌دانند، و هر کس‌ می‌خواهد شرف‌ و عزّت‌ خود را به‌ ذی‌ قیمت‌ بودن‌ دختر خود که‌ مساوق‌ با مهریّه‌ بیشتر است‌ حفظ‌ کند . و از این‌ راه‌ تنافس‌ و خودفروشی‌ و منیّت‌ ، بازاری‌ گرم‌ پیدا نموده‌ است‌ . هر دختری‌ که‌ شوهر می‌کند ، می‌خواهد مهرش‌ از اقران‌ وی‌ افزون‌ باشد ، و این‌ چند پی‌ آمد نکوهیده‌ را در بر دارد :

اوّل‌ : سدّ باب‌ نکاح‌ و سدّ تکثیر آن‌ : در حالیکه‌ شارع‌ اسلام‌ امر به‌ نکاح‌ و تسریع‌ و تکثیر آن‌ نموده‌ است‌ .

دوّم‌ : عدم‌ تمکّن‌ مردان‌ از پرداختن‌ مهریه‌ که‌ باید نقدینه‌ای‌ باشد که‌ به‌ زنان‌ تقدیم‌ می‌دارند ؛ و بجای‌ آن‌ مهر بر ذمّه‌ و دَین‌ نشسته‌ است‌ . یعنی‌ مهرینه‌ در ذمّۀ زوج‌ تعلّق‌ می‌گیرد ، تا بعداً بپردازد . و این‌ خود چند عیب‌ مهم‌ دارد .
اولاً  مهریه‌های‌ سنگین‌ برای‌ مرد قابل‌ پرداخت‌ نیست‌ . فلهذا متمکّن‌ از اداء آن‌ نمی‌شوند تا بمیرند و یا زن‌ بمیرد . و در آن‌ صورت‌ هم‌ چون‌ سنگین‌ است‌ چه‌ بسا ورثه‌ قادر بر پرداخت‌ آن‌ نیستند . و تا آن‌ زمان‌ هم‌ خود مالیّۀ معتنابهی‌ که‌ بتواند ادا کند بدست‌ نیاورده‌ است‌ . و چه‌ بسا اینگونه‌ مهریه‌ها که‌ عادهً زوج‌ قادر بر اداء آن‌ نیست‌ موجب‌ ابطال‌ مهریه‌ در عقد می‌شود اگر نگوئیم‌ : موجب‌ بطمن‌ اصل‌ عقد نکاح‌ است‌ . و این‌ عقد از مهر المسمّی‌ به‌ مهر المثل‌ تنزّل‌ پیدا می‌نماید .
ثانیاً در شب‌ مذاکره‌ و معارفه‌ فیما بین‌ ارحام‌ زوجین‌ که‌ به‌ شب‌ «بلّه‌ بران‌» معروف‌ است‌ بجای‌ صمیمیت‌ و محبّت‌ ، تبا غرض‌ و منیّت‌ و خودفروشی‌ در مذاکرات‌ فیما بین‌ صورت‌ می‌گیرد . زیرا خاندان‌ عروس‌ تا حد امکان‌ سعی‌ می‌کنند خود را ذی‌ ارج‌ قلمداد کنند ، و با شواهد و امثال‌ و کسب‌ و شهرت‌ و سائر امور اعتباریّه‌ دختر خود را گرانقدر و پر بهاء جلوه‌ دهند ، تا مهریه‌ای‌ را که‌ می‌خواهند بر آنها قالب‌ زنند ، جای‌ خود را بگیرد . و خاندان‌ داماد نیز برای‌ آنکه‌ زیاد نباخته‌ باشند ، تا سر حدّ قدرت‌ ، برای‌ شکستن‌ دعاوی‌ مقابل‌ می‌کوشند ، و با شواهد و امثال‌ و بیان‌ نمونه‌ها می‌خواهند قدرِ واقعی‌ دختر را بنمایانند ، بلکه‌ در برابر حریف‌ نیز او را از اقران‌ عادی‌ خود پائین‌تر آورند تا کمتر بپردازند .
و در حقیقت‌ مجلس‌ معارفه‌ که‌ باید یک‌ مجلس‌ صفا و محبّت‌ ، و یک‌ محفل‌ انس‌ و پیوند میان‌ دو خاندان‌ تازه‌ بهم‌ رسیده‌ باشد ، به‌ یک‌ مجلس‌ خودفروشی‌ و شخصیّت‌ طلبی‌ ، و خودنمائی‌ و ارائۀ کالا در برابر گرانترین‌ قیمت‌ در بازار عرضه‌ و اگر اغراق‌ نگوئیم‌ ، مثل‌ بازار خرفروشان‌ که‌ آنها را به‌ حراج‌ می‌گزارند ، و با چوبۀ حراج‌ به‌ بالاترین‌ قیمت‌ می‌فروشند ، خواهد شد . یعنی‌ نکاح‌ که‌ یک‌ امر عبادی‌ و سنّت‌ حسنه‌ است‌ تبدیل‌ به‌ یک‌ دکانداری‌ و بازار خرید و فروش‌ امتعه‌ می‌گردد ، و دختر معصوم‌ جوان‌ نیز شهید افکار جاهلی‌ اقوام‌ خود شده‌ ، و مانند کالا باید به‌ بازار عرضه‌ تقدیم‌ شود . کجا رفت‌ شرف‌ انسانیّت‌ ؟ کجا رفت‌ روح‌ پیوند و پیوستگی‌ ؟
مجلس‌ مذاکره‌ و معارفه‌ و تعیین‌ مهریه‌ که‌ اولین‌ محفل‌ انس‌ و جمعیّت‌ میان‌ این‌ دو گروه‌ است‌ ، باید از بالاترین‌ ارزشهای‌ انسانیت‌ و ایثار و گذشت‌ و محبت‌ و صمیمیت‌ و پیوند دوستی‌ و عقد مؤالفت‌ و مؤانست‌ برخوردار باشد ، اینست‌ روح‌ اسملا . اینست‌ آن‌ آئین‌ پاک‌ سروری‌ ، اینست‌ سیرۀ سروران‌ و اولیاء گرامی‌ !

ثالثاً مهریۀ سنگین‌ پیوسته‌ دختر را متجبّر و در برابر شوهر مستکبر می‌دارد و روح‌ تواضع‌ و خشوع‌ را از او می‌گیرد و پیوسته‌ دختر به‌ اتّکاء مهریۀ سنگین‌ خود و عدم‌ امکان‌ پرداخت‌ شوهر ، او را در امر و نهی‌ و جبروتیّت‌ قرار می‌دهد . و مرد نیز از اوّل‌ عقد، خود را زیر بار سنگین‌ مهریۀ مشاهد می‌کند ، و مهریۀ سنگین‌ عقده‌ای‌ بر دل‌ او می‌گردد .

سوّم‌ : سنگر گرفتن‌ مرد و زن‌ در برابر هم‌ : چون‌ از وهلۀ اول‌ ، زن‌ خود را باری‌ و وزنه‌ای‌ در مقابل‌ مرد می‌داند ، مرد نیز زن‌ را وجود تحمیلی‌ بر خود نظر می‌کند ، این‌ دو نگرش‌ خدای‌ ناکرده‌ در اثر مختصر اختلافی‌ شدید می‌شود . و روز به‌ روز به‌ تزاید می‌گذارد . این‌ عقدۀ قلبی‌ دیگر از تحمل‌ بیرون‌ می‌رود ، و موجب‌ بغض‌ و بدبینی‌ می‌شود. مرد می‌بیند که‌ زن‌ بر او تحمیل‌ است‌ و زن‌ می‌بیند که‌ : با این‌ همه‌ مشکلات‌ و مهریّه‌ ، مرد از او نفرت‌ دارد . این‌ زندگی‌ رو به‌ فرسایش‌ می‌رود . کم‌ کم‌ زن‌ خسته‌ و ملول‌ می‌شود و مرد هم‌ از خدا می‌خواهد این‌ بار تحمیل‌ را فرو گزارد ، زن‌ می‌گوید : مالم‌ حلال‌ ، جانم‌ آزاد .

در این‌ صورت‌ بدون‌ پرداخت‌ مهر ، با هزار دغدغه‌ و مشکله‌ هر دو از هم‌ جدا و آن‌ محبت‌ منتظره‌ تبدیل‌ به‌ عداوت‌ ، و زندگی‌ مجمّع‌ مبدّل‌ به‌ تفریق‌ می‌شود، اینست‌ نتائج‌ مهریۀ سنگین‌ .

تمام‌ این‌ مصائب‌ و مشکال‌ از این‌ رخ‌ داده‌ است‌ که‌ عنوان‌ نکاح‌ و ازدواج‌ در میان‌ مردم‌ ، عنوان‌ مبادله‌ و معاوضه‌ را پیدا نموده‌ است‌ . اما اگر بدانند و بفهمند که‌ این‌ عنوان‌ غلط‌ است‌ ، نکاح‌ یعنی‌ عبادت‌ الهی‌ ، و سیر در مدارج‌ و معارج‌ کمال‌ انسانی‌ ، و ایجاد مثل‌ و خلیفه‌ خداوندی‌ در روی‌ زمین‌ ، و زندگی‌ مشترک‌ بر اساس‌ محبت‌ و مودّت‌ و ایثار و تحمّل‌ مشاقّ در راه‌ به‌ ثمر رسانیدن‌ ، و پرورش‌ و تربیت‌ اولاد که‌ اعظم‌ از نتائج‌ عالم‌ خلقت‌ است‌ ، دیگر صد در صد موضوع‌ عوض‌ می‌شود ، و به‌ دنبال‌ آن‌ حکم‌ عوض‌ می‌شود .

توجه به تاثیرات مفید  مهر السنه و توصیه به آن
حضرت علامه آیت الله حسینی طهرانی دریاره ی آثار و نتایج مطلوب انتخاب این مهریه می فرمودند: در اینصورت‌ زنان‌ امّت‌ رسول‌ خدا را به‌ پیروی‌ از دختر رسول‌ خدا ، و مردان‌ امت‌ به‌ پیروی‌ از أمیرالمؤمنین‌ علیه‌ السّلام‌ ، و از بنیاد گزارندۀ آئین‌ پاک‌ محمدی‌ از سنّت‌ خود رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ اگر مهریه‌ خود را مهر السنّه‌ قرار دهند ، تمام‌ این‌ اشکالات‌ مرتفع‌ خواهد شد .

این‌ حقیر مهریه‌ تمام‌ دختران‌ خود را مهر السنّه‌ نموده‌ام‌ ، و مهریۀ عروسان‌ فرزندان‌ خود را مهر السنه‌ کرده‌ام‌ . و تا بحال‌ از دوستان‌ و آشنایان‌ و افرادی‌ که‌ بر این‌ منهج‌ اطّلاع‌ یافته‌ و مراجعه‌ نموده‌اند ، صدها نفر مهریه‌هایشان‌ مهر السّنه‌ بوده‌ است‌ ، و للّه‌ الحمد و له‌ المنّه‌ همه‌ با خیر و برکت‌ و عافیت‌ و زندگی‌های‌ توأم‌ با مسرّت‌ و شادکامی‌ و مواهب‌ الهیّه‌ بوده‌ است.

نمی‌خواهم‌ عرض‌ کنم‌ که‌ : حتما و بطور وجوب‌ و الزام‌ باید مهریه‌ها را به‌ مهر السنّه‌ ارجاع‌ داد ، بلکه‌ می‌خواهم‌ بگویم‌ : با پیشنهاد به‌ دختران‌ و خاندان‌ عروس‌ در موقع‌ ازدواج‌ ، و با بیان‌ این‌ خصوصیّات‌ و به‌ جهت‌ علوّ گفتار رسول‌ خدا ، و عظمت‌ این‌ سنّت‌ سَنیّه‌ و ابهت‌ این‌ رویّۀ راستین‌ ، خود دختران‌ در انتخاب‌ مهر السنّه‌ پیشقدم‌ بوده‌اند، و افتخار خود و اقوام‌ خود را فراهم‌ آورده‌اند .

و هر کس‌ از نی‌ طریق‌ و روش‌ مطّلع‌ شده‌ است‌ آنرا پسندیده‌ و تقدیر نموده‌ است‌ . حتّی‌ بعضی‌ از مخدّراتی‌ که‌ به‌ مهریّه‌های‌ سنگین‌ ازدواج‌ کرده‌اند ، طالب‌ شده‌اند که‌ شوهرانشان‌ آنانرا طلاق‌ دهند و سپس‌ به‌ جهت‌ مبارکی‌ و میمینت‌ این‌ مهریه‌ که‌ مهریۀ اوّل‌ زن‌ عالم‌ امکان، سیّده‌ نساء أهل‌ الجنّه‌ است‌ دوباره‌ به‌ نکاح‌ شوهران‌ خود برگردند ، ولی‌ بنده‌ به‌ آنها گفته‌ام‌ : طلاق‌ امر محبوبی‌ نیست‌، و برای‌ این‌ منظور مطلوب‌ نیست‌ .

شما اینک‌ آن‌ مهریّه‌ را با شوهرانتان‌ به‌ مهر السّنه‌ مصالحه‌ کنید ، همان‌ ثواب‌ و اجر را خواهید داشت‌ .[۲۶]

نتیجه :
با توجه به استدلال ها و روایات گذشته ، انتخاب مهرالسنه مستحب است و ترویج آن در زمانه ای که مهریه های زیاد و سنگین و گاهاً عجیب و بدون ملاک موجب مشکلات مختلفی در زندگی ها شده است ، می تواند در جهت بالا بردن سطح خوشبختی و از بین بردن بسیاری از آثار منفی مهریه های بالا خصوصاً با تبرک جستن به این مقدار مهریه ی مشخص ، مفید باشد و با این آگاهی سعی بر داشتن زندگی ای آرام تر و پر برکت تر داشته باشیم .

چه آنکه وقتی مهریه به اندازه ی این مقدار متعارف و قابل پرداخت باشد به زن اعطاء می شود چون امکان دادنش هست و این دین از گردن مرد برداشته می شود و زن هم به هدیه ی از جانب همسرش می رسد اما وقتی غیرآن شد که معمولا رقم های بسیار بالا قرار داده می شود غالبا در سیر طبیعی زندگی اصلا داده نمی شود ! و مطالبه یا بعد از فوت از ماترک میت می شود و یا هنگام طلاق ! و تا آن زمان و چه بسا بعد آن دین بر عهده ی شوهر می ماند و آثار منفی اش در زندگی وجود دارد .

منابع :
عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (المحشّٰى – سلطان العلماء)، ۲ جلد، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، قم – ایران، اول، ۱۴۱۲ ه‍ ق
عاملى، شهید اول، محمد بن مکى، اللمعه الدمشقیه فی فقه الإمامیه،
شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعه إلى تحصیل مسائل الشریعه، ۳۰جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام – قم، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق.
ابن بابویه، محمد بن على، المقنع (للصدوق)، ۱جلد، مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف – قم، چاپ: اول، ۱۴۱۵ق.
هلالى، سلیم بن قیس، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ۲جلد، الهادى – ایران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۰۵ق.
ابن بابویه، محمد بن على – آقا نجفى اصفهانى، محمد تقى، عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفى، ۲جلد، انتشارات علمیه اسلامیه – تهران، چاپ: اول، بى تا.
کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط – دارالحدیث)، ۱۵جلد، دار الحدیث – قم، چاپ: اول، ق‏۱۴۲۹.
حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه، ۹ جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم – ایران، دوم، ۱۴۱۳ ه‍ ق
حلّى، علامه، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى، تحریر الأحکام الشرعیه على مذهب الإمامیه (ط – الحدیثه)، ۶ جلد، مؤسسه امام صادق علیه السلام، قم – ایران، اول، ۱۴۲۰ ه‍ ق
عاملى، شهید اول، محمد بن مکى، اللمعه الدمشقیه فی فقه الإمامیه، در یک جلد، دار التراث – الدار الإسلامیه، بیروت – لبنان، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق
طرابلسى، ابن براج، قاضى، عبد العزیز، المهذب (لابن البراج)، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم – ایران، اول، ۱۴۰۶ ه‍ ق
طوسى، ابو جعفر، محمد بن حسن، تهذیب الأحکام، ۱۰ جلد، دار الکتب الإسلامیه، تهران – ایران، چهارم، ۱۴۰۷ ه‍ ق
حلبى، ابو الصلاح، تقى الدین بن نجم الدین، الکافی فی الفقه، در یک جلد، کتابخانه عمومى امام امیر المؤمنین علیه السلام، اصفهان – ایران، اول، ۱۴۰۳ ه‍ ق
قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابویه – مترجم: غفارى، على اکبر و محم، من لا یحضره الفقیه – ترجمه، ۶ جلد، نشر صدوق، تهران – ایران، اول، ۱۴۰۹ ه‍ ق
قمّى، صدوق، محمّد بن على بن بابویه، المقنع (للشیخ الصدوق)، در یک جلد، مؤسسه امام هادى علیه السلام، قم – ایران، اول، ۱۴۱۵ ه‍ ق
صیمرى، مفلح بن حسن (حسین)، غایه المرام فی شرح شرائع الإسلام، ۴ جلد، دار الهادی، بیروت – لبنان، اول، ۱۴۲۰ ه‍ ق
منسوب به امام رضا، على بن موسى علیهما السلام، الفقه – فقه الرضا، در یک جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، مشهد – ایران، اول، ۱۴۰۶ ه‍ ق
عاملى، شهید ثانى، زین الدین بن على، مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام، ۱۵ جلد، مؤسسه المعارف الإسلامیه، قم – ایران، اول، ۱۴۱۳ ه‍ ق
[۱] وسایل الشیعه ، ج ۱۵، ابواب المهور، باب ۴، ح ۳.
[۲] الفقه – فقه الرضا؛ ص: ۲۳۴     الوسائل: ۲۱- ۲۴۴- أبواب المهور- ضمن ب ۴.
[۳] مختلف الشیعه فی أحکام الشریعه؛ ج‌۷، ص: ۱۴۵
[۴] الکافی (ط – دارالحدیث) ؛ ج‏۱۰ ؛ ص۷۱۰   التهذیب ج۷ ص ۳۵۶
[۵] عیون أخبار الرضا علیه السلام / ترجمه آقا نجفى ؛ ج‏۲ ؛ ص۳۱۷
[۶] حدائق الناضره، ج۲۴، ص۴۳۳.   شرح لمعه، ج۵، ص۳۴۴.
[۷] www.silverexchange.ir با توجه به قیمت های روز نقره و  طلا
[۸] وسائل الشیعه، ج ۲۱، باب ۴، ح ۴.
[۹] کاوشی بر اقسام ششگانه دیه ،آیه الله سید محمود هاشمی
[۱۰] «اِنَّ اَعْظَمَ النِّکاحِ بَرَکَهً اَیْسَرُهُنَّ صداقا» عبدالکریم زیدان، المفصل فى احکام مرأه و البیت المسلم فى شریعه الاسلامیه، بیروت، مؤسسه الرساله، ج ۷، ص ۶۴.
[۱۱] وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۵۵.
[۱۲] میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۱۶
[۱۳] قال على علیه السلام: «لاتُغالوا بِمُهورِ النِّساءِ فَتَکُونَ عَداوهً». وسائل الشیعه، ج ۲۱، باب ۵، ح ۱۲
[۱۴] وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۲۵۶
[۱۵] الکافی فی الفقه؛ ص: ۲۹۳
[۱۶] اللمعه الدمشقیه فی فقه الإمامیه؛ ص: ۱۸۳
[۱۷] من لا یحضره الفقیه / ترجمه غفارى، على اکبر ومحمد جواد و بلاغى، صدر ؛ ج‏۵ ؛ ص۵۴
[۱۸] غایه المرام فی شرح شرائع الإسلام؛ ج‌۳، ص: ۱۴۱
[۱۹] تحریر الأحکام الشرعیه على مذهب الإمامیه (ط – الحدیثه)؛ ج‌۳، ص: ۵۶۷
[۲۰] المهذب (لابن البراج)؛ ج‌۲، ص: ۲۰۲
[۲۱] مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام؛ ج‌۸، ص: ۱۷۵
[۲۲] اللمعه الدمشقیه فی فقه الإمامیه؛ ص: ۱۸۳
[۲۳] مسالک الأفهام إلى تنقیح شرائع الإسلام؛ ج‌۸، ص: ۱۹۹
[۲۴] تهذیب الأحکام؛ ج‌۷، ص: ۳۵۶
[۲۵] من لا یحضره الفقیه – ترجمه؛ ج‌۵، ص: ۳۳
[۲۶] مورد هجدهم  از پیش نویس قانون اساسی / کتاب وظیفه ی فرد مسلمان

منبع: طلبگی و هزار و یک…

یک دیدگاه برای “مهرالسنّه / مقاله تخصصی”

  1. سلام
    بنده طلبه ای هستم که وبلاگ فوق را در زمینه احکام تشکیل داده ام و نوشتارهایی در زمینه احکام بسم الله و احکام تولید ملی نوشته ام و چند مجموعه دیگر در زمینه احکام قرآن و … نیز در راه است.
    لطفا در صورت امکان با ذکر منبه آنها را بازتاب دهید و بنده را نیز در این مجموعه عضو نمایید
    با تشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *