چهارشنبه : ۲۷ تیر ۱۳۹۷

خانه» بایگانی تیر, ۱۳۹۶
دسته ، تاریخ چهارشنبه : ۲۷ تیر ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۰

معناى انتظار امام زمان علیه السلام

۰۰پرسش و پاسخ های اعتقادی ( معناى انتظار امام زمان علیه السلام )
معناى انتظار امام زمان علیه السلام چیست؟ آیا به معناى سکوت و بى ‏تفاوتى در برابر ظلم و فساد است؟
ما هر شب منتظر طلوع خورشید فردا هستیم، امّا معناى انتظار خورشید آن نیست که دست روى دست بگذاریم و تا صبح در تاریکى به سر بریم، بلکه هر کس اتاق خود را روشن مى ‏کند.

ما در زمستان منتظر فرارسیدن تابستان هستیم، ولى انتظار تابستان به آن معنا نیست که در زمستان بلرزیم و اتاق خود را گرم نکنیم.
در زمان غیبت امام زمان علیه السلام نیز باید به مقدار توانِ خود با ظلم مبارزه کنیم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآییم.
در روایات مى ‏خوانیم: «أفضلُ الاعمال انتظارُ الفَرج» بهترین عمل، انتظار آمدن حضرت مهدى علیه السلام است.
بر اساس این حدیث، انتظار، حالت نیست، بلکه عمل است: «افضل الاعمال‏» بنابراین، منتظران واقعى باید اهل‏ عمل باشند. منتظران مصلِح باید خود صالح باشند، کسى که منتظر مهمان است در خانه آرام نمى ‏نشیند.
وظیفه مردم در زمان غیبت، خودسازى و امر به معروف و دعوت به حق و آگاه سازى دیگران است.

پرسش هاى مهم ، پاسخ هاى کوتاه(تمثیلات) صفحه ۴۷

منبع: طلبه ارشادگر

خامنه ای خمینی دیگر است…

supreme leadersمَا نَنسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

از سیوم اقلیم چون رفت آیتی/پنجم اقلیم آیتی دیگر بزاد
چون به پایان شد ریاحین، گل رسید/چون سرآمد صبح صادق، خور بزاد
ماه چون در جیب مغرب برد سر/آفتاب از دامن خاور بزاد

جمع بین ضدین در امور اعتباری، محال نیست. در نهم ربیع الاول هر سال بر عاشقان ولایت و امامت، حالتی ممزوج از حزن و شادی عارض می شود. از یک طرف حزن و غم ناشی از سالروز شهادت امام غریب، امام حسن عسکری(علیه السلام) و از سوی دیگر شادی و فرح حاصل از آغاز امامت «منجی عالم بشریت»[۱] حضرت مهدی موعود موجود (عجل الله فرجه الشریف) در دل عاشقان ولایت موج می زند. هر چند معمولا رسم بر این است که شادی آن روز را ترجیح می دهند. ولی بلا تشبیه همین قضیۀ تزاحم و اصطکاک دو شادی و غم، دربارۀ ارتحال خمینی کبیر و انتخاب خامنه‌ای کبیر به رهبری هم روی می دهد. اگر چه در این مورد، بیشتر جانب غم ترجیح داده می شود. از این جهت یکی از مظلومیت های متنوع و متعدد امام خامنه ای، نپرداختن شایسته به برگزیدگی ایشان به عنوان زعیم، رهبر و امام امت بودن است. به راستی که اگر بخواهیم بزرگترین نعمت الهی بر اسلامیان در دوران معاصر پس از امام خمینی را بر شمریم، آن نعمت، وجود مسعود مقام معظم رهبری خواهد بود. البته ایشان از مدح و ستایش-حتی بجا- نسبت به خودشان خوشحال نمی شوند، اما خصلت خود را چیزی ندیدن در ایشان، باعث نباید بشود که دوستداران ایشان نسبت به این هدیۀ الهی و نشر فضایل آن جناب کوتاهی ورزند. لذا اینکه ایشان از باب «کلما مضی منهم سلف، قام منهم بدین الله خلف» و آیۀ نورانی «مَا نَنسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛[۲] جانشین بر حق و خلف صالح بت شکن زمان، خمینی عالی اعلی، هستند، وظایفی را برای ما ایجاب و ایجاد می کند. خلاصه اینکه ارتحال حزن آلود امام خمینی بر دل های ولایتمداران، خاری دردناک بود ولی انتخاب امام خامنه ای مرهمی بر آن درد بوده و هست؛ به تعبیر جناب خاقانی که می فرماید:

مُفلقی فرد ار گذشت از کشوری/مُبدع فحل از دگر کشور بزاد
از سیوم اقلیم چون رفت آیتی/پنجم اقلیم آیتی دیگر بزاد
چون به پایان شد ریاحین، گل رسید/چون سرآمد صبح صادق، خور بزاد
ماه چون در جیب مغرب برد سر/آفتاب از دامن خاور بزاد[۳]

تعبیر خورشید را امام خمینی نیز دربارۀ آقا به کار برده اند. مثلا آنجا که می فرمایند: «اینجانب که از سالهای قبل از انقلاب با جنابعالی ارتباط نزدیک داشته ام و همان ارتباط تاکنون باقی است، جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبداری می کنید، می دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.»[۴]

آیت الله بهاء الدینی فقیه و عارف فقید معاصر نیز تعبیر و توصیف «خورشید» را دربارۀ مقام معظم رهبری به کار برده اند. استاد حیدری کاشانی می گوید: روزی حضرت آیت الله خامنه ای به دیدار آقای بهاء الدینی آمدند. روز بعد که بنده خدمت مرحوم بهاء الدینی رسیدم، یکی از دوستان پرسید: دیروز آقا آمده بود اینجا؟ مرحوم بهاء الدینی فرمود: «بله. چند دقیقه خورشید تابید اینجا و رفت. او دارای خیر و برکات است چون خورشید.»[۵] زنده یاد بهاء الدینی ارادت خاصی به مقام معظم رهبری داشت که مواردی از آن را در کتاب یادشده می توان دید. نگارنده نیز در اواخر اردیبهشت ۱۳۸۹ در حرم حضرت معصومه (علیها السلام) از حجت الاسلام توحیدی قمی(داماد آیت الله بهاء الدینی) شنیدم که: روزی آقای خامنه ای برای ملاقات آقای بهاء الدینی که بستری بودند به نزد ایشان تشریف آوردند. وقتی آقای خامنه ای سلام کردند، آقای بهاء الدینی در جواب گفتند: «السلام علیک یا ودیعه الله»؛(سلام بر تو ای ودیعه و امانت الهی)[۶]

[۱] . یکی از شئون امامت، امام بودن بر تمام هستی ممکنات است و این اعم از عالم بشریت است. لذا این تعبیر یک تعبیر تسامحی و بیشتر به سبب فرد اعلی بودن بشر در میان انواع ممکنات است و امام مهدی(عجل الله فرجه المبارک)، در حقیقت منجی تمامی عوالم خواهد بود و ظهور موفور السرور ایشان، به معنای تکامل تمام هستی است.
[۲] . سورۀ بقره، آیه ۱۰۶.
[۳] . دیوان خاقانی،  نشر نگاه، ص ۶۵۹.
[۴] . صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۱۷۳.
[۵] . سیری در آفاق، حسین حیدری کاشانی، ص۲۲۰.
[۶] . http://nesyan20.blogfa.com/post/148

منبع: ولایت فقیه و حکومت اسلامی

کتاب پروازی

بسم الله
۱۱دیروز ( یازدهم خرداد) صبح از دانشگاه آمدم بیرون ؛ ساعت یازده از فرودگاه شهید هاشمی نژاد(ره) پرواز داشتم .
پرواز با یه نیم ساعت تاخیر حرکت کرد. جالب بود این سری هم یک سید روحانی ( طلبه) همسفر ما شد که از فارغ التحصیل های دانشگاه امام صادق(ع) بود .

عادت کردم که هرجا چندتا کتابی میبینم ، برم یه سَرَکی بکشم ببینم چی داره ؛ شاید به درد منم بخوره.

سری قبل تو فرودگاه مشهد با کتاب هایی روبرو شدم که کمتر داخل شهر پیدا میشن ( نه که اصلا نشن ؛ ولی کمتر پیدا میشن ) و انتظارش را نداشتم . مثل کتاب های عبدالکریم سروش و … و این سری با قفسه ای از کتاب های معرفی فیلـ سوفان غربی مواجه شدم ؛ مثل راسل و سارتر و هیوم و … آمـــّــا هیچ نشانی از شیخ اشراق و شیخ الرئیس و آخوند ملاصدرا  و یا علامه طباطبایی و شهید مطهری ( رحمت الله علیهم ) و امثالهم نبود .

اصلا جای و بحث طرفداری ملیتی و مذهبی نیست ، اما هر کسی اگر فقط به مقایسه این مکاتب و خواندن چند مقاله ابتدایی کتاب ارزشمند ” اصول فلسفه و روش رئالیسم” علامه طباطبایی(قدس الله نفسه الزکیه) رجوع کنه تا آخر ماجرا دستش میاد که چه خبره.

و این جای تاسف داره برای مسئولین حوزه ی فرهنگی  کشور  که با این درجه ی رفیعی که ما در فلسفه از قرن ها پیش تا به امروز داشتیم جوون های ما میل و سوق به فلسفه غرب داشته باشند که نه به خاطر برتری اون مکتب بلکه به خاطر صحیح معرفی نشدن این اندیشه های اصیل .

یک کتابی دیدم که اول اسمش توجهم را جلب کرد . از روژه بل دروا به اسم ” فلسفه برای فرزندم ” .
که به نوعی مصاحبه و صحبت با دختر ۱۶ ساله ش را به رشته ی تحریر در آورده برای تفهیم فلسفه به فرزندش .

فلسفه برای فرزندم
بیشتر از نصف کتاب را توی راه خوندم . جالب این بود که این فرد با تمام اطلاعات فلسفی خیلی اطلاع دقیقی از فلاسفه ایران نداره و بیشتر تاکید به فلاسفه و فلسفه ی “عرب ” میکنه .
البته باید گفت جدای از مسائل مکتبی،  “پل دروا ” خیلی خوب فلسفه ش را برای دخترش توضیح میده و  بیشتر به نوعی تفکر و روش اندیشه را که در غرب خیلی هم رواج داره را باز میکنه.
خیلی خوب میشد اگر در زمینه ی فلسفه اسلامی هم اساتید بیشتری مثل آقای” مهدی پرویزی” وارد این عرصه میشدند و مثل این کتاب” آموزش فلسفه ( درس هایی برای آموزش فلسفه به کودکان) ” که توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی چاپ شده ، بیشتر در دسترس اهل معرفت و علم قرار میگرفت . و واقعا جای تشکر داره از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه سلامی که کم کاری فرهنگی خیلی نهاد های رسمی را داره به دوش میکشه.

فلسفه کودکان
ساعت یک نشده بود که روی آسمون طهران بودیم و سر اذان ظهر فرود آمدیم و خوشبختانه به جماعت یاران هم رسیدیم.

منبع: شورانه های شوریده

بازنشر-پیام رهبر معظم انقلاب

بسم‌ اللّه الرّحمن الرّحیم
به عموم جوانان در اروپا و آمریکای شمالی

۱۰حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار می‌دهم؛ نه به این علت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده ملت و سرزمینتان را در دستان شما می‌بینم و نیز حس حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاست‌مداران و دولت‌مردان شما خطاب نمی‌کنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.

سخن من با شما درباره اسلام است و به‌طور خاص، درباره تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه می‌گردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ــ تلاش‌های زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمی‌خواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القا شده است، بپردازم.

شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخ‌نگاری‌های جدید، رفتارهای غیرصادقانه و مزوّرانه دولت‌های غربی با دیگر ملتها و فرهنگ‌های جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و آمریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیرمسیحیان خجل است؛ محققین و مورخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیت و قومیت در جنگهای اوّل و دوم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی می‌کنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگو کردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما می‌خواهم از روشنفکران خود بپرسید که: چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه برخورد با فرهنگ و اندیشه اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری می‌شود؟

شما به‌خوبی می‌دانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من می‌خواهم از خود بپرسید که: چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزش‌هایی در اسلام، مزاحم برنامه قدرت‌های بزرگ است و چه منافعی در سایه تصویرسازی غلط از اسلام تأمین می‌گردد؟ پس خواسته اوّل من این است که درباره انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

خواسته دوم من این است که در واکنش به سیل پیش‌داوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضا می‌کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می‌گریزانند و می‌ترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه می‌گویم اجازه ندهید این واقعیت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به‌عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی الله علیه و آله و‌ سلّم) آشنا شوید.

من در اینجا مایلم بپرسم: آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به‌جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزش‌هایی طی قرون متمادی، بزرگترین تمدن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکران را تربیت کرد؟

من از شما می‌خواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیت، سد عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگرچه هیچ‌کس به‌صورت فردی نمی‌تواند شکاف‌های ایجاد شده را پر کند، اما هر یک از شما می‌تواند به‌قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکاف‌ها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگرچه ناگوار است اما می‌تواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جست‌وجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار می‌دهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیش‌داوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به‌یمن مسئولیت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱

منبع: مرام و معرفت

بررسی ادله عقلی اثبات وجود امام زمان (عجل الله فرجه)

۹موضوع بحث، اثبات وجود مقدس حضرت بقیت الله الاعظم، امام عصرـ ارواحنافداه ـ بر اساس دلایل عقلی است. روشی را که برای اثبات این مطلب از نظر عقل برگزیده ایم، روش معروف منطقی به نام روش (سبر و تقسیم) است که آن را روش (تردید) نیز گفته اند. از این روش، متکلمان امامیه در کتاب های کلامی خود بهره برده اند؛ از جمله شیخ طوسی، در کتاب الغیبه بر اساس این روش، بر وجود حضرت امام عصر ـ ارواحنافداه ـ استدلال کرده است. قبل از ایشان، سید مرتضی در کتاب الذخیره و دیگر کتاب های مربوط به مسئله ی امامت این روش را به کار گرفته است و قبل از سید مرتضی، شیخ مفید در آثار مربوط به مسئله ی مهدویت و امام عصر(عجل الله فرجه) از این روش استفاده کرده است.

در این جا چند نکته را به عنوان پیش درآمد بحث یادآور می شوم:

نکته ی اول
نکته ی اول این است که از دیدگاه شیعه، مسئله ی امامت از مسائل کلامی است و تحت عنوان (وجوب علی الله) مطرح می شود؛ مانند مسئله ی نبوت از دیدگاه متکلمانی که به حسن و قبح عقلی اعتقاد دارند. قائلان به حسن و قبح عقلی متکلمان امامیه، معتزله و (ماتریدیه)اند. متکلمان (ماتریدیه) از نظر فقهی، حنفی مذهب اند و از نظر کلامی، پیرو ابومنصور ماتریدی(۲) می باشند و به قاعده یحسن و قبح عقلی اعتقاد دارند.(۳) اشاعره چنین اعتقادی ندارند؛ به (وجوب علی الله) معتقد نیستند؛ به استثنای بعضی از متفکرانشان مانند شیخ عبده. امامیه معتقداند که امامت از صغریات حسن و قبح عقلی و وجوب علی الله است. نزاع بین امامیه و معتزله و طرف داران حسن و قبح عقلی، نزاع کبروی نیست، نزاع صغروی است. آن ها قبول دارند که نبوت از مصادیق آن قاعده است، اما امامت را از مصادیق آن نمی دانند. ما فعلا از دیدگاه شیعه سخن می گوییم. بنابراین نکته ی اول این شد که امامت از دیدگاه شیعه، مسئله ای کلامی و تحت عنوان (وجوب علی الله) است و از مصادیق حسن و قبح عقلی می باشد.

نکته ی دوم
نکته ی دوم این که همان گونه که نبوت به دو گونه ی: نبوت عامه و نبوت خاصه تقسیم شده است. امامت نیز به امامت عامه و امامت خاصه تقسیم می شود. مقصود از امامت عامه بحث های کلان و کلی امامت است؛ این که امامت امری است بایستنی و لازم، حسن امامت، چیستی و یا فلسفه ی امامت، غایات امامت و صفات و بایستگی هایی که امام باید داشته باشد و راه شناخت امام، این ها مباحث مربوط به امامت عامه است. اما این که مصادیق و اشخاص و کسانی که منصب امامت در آن ها تعین و تجلی پیدا می کند چه کسانی اند این می شود بحث امامت خاصه؛ همان گونه که در نبوت نیز نبوت خاصه به این مسئله یعنی مصادیق و موارد می پردازد.
همه ی مذاهب اسلامی در اصل وجوب امام و امامت اتفاق نظر دارند؛ جز یک قول شاذ و نادری که به برخی از خوارج و معتزله نسبت داده شده است؛ فرقه ی اباضیه (خوارج امروزی) به چنین مطلبی اعتقاد ندارند. کتاب های آن ها را من نگاه کرده ام و با علمای آن ها از نزدیک تماس داشته ام، آن ها به وجوب امامت معتقدند. به قول سید مرتضی در کتاب الذخیره هر چند نخستین فرقه خوارج یعنی محکمه به لحاظ تئوری اصل امامت و لزوم امامت را منکر شدند، اما در زندگی خود عملا بدون رهبر و امام زندگی نکرده اند. بنابراین هیچ یک از مذاهب منکر اصل وجوب امامت نیست. اختلافی که بین شیعه و سایر مذاهب اسلامی است، در صفات امام است. عصمت یکی از صفات مهم یا مهم ترین صفت در مسئله ی امامت است که شیعه به آن عقیده دارد و دیگران آن را لازم نمی دانند.

نکته ی سوم
نکته ی سوم این که اگر ما بخواهیم از زاویه ی ابزار و راه شناخت، یک بحث معرفت شناختی به مسئله ی امامت بنگریم، باید بگوییم امامت مسئله ای است عقلی و نقلی؛ یعنی هم می توانیم از ابزار عقلی استفاده کنیم و هم ابزار نقلی.
اصولا مسائل اعتقادی سه دسته اند: یک دسته مسائل عقلی محض اند و از راه نقل نمی توان آن ها را اثبات کرد مانند وجود خداوند، علم خداوند، حکمت خداوند و مانند هر عقیده ای که مبنای شریعت و وحی باشد. این گونه عقاید را نمی توان از راه شرع اثبات کرد؛ زیرا به دور و مصادره ی به مطلوب می انجامد. دسته ای از عقاید، نقلی محض اند و عقل در آن جا هیچ راهی ندارد؛ مانند مسائل جزئی مربوط به معاد. به قول ابن سینا در مسئله ی معاد جسمانی، یعنی جزئیات و مسائل مربوط به این قسم معاد، دست عقل کوتاه است. چگونگی عذاب، نعمت های بهشتی، صراط، میزان و مانند آن، مسائلی است که از راه نقل به ما رسیده و عقل تنها می تواند مبنای نقلی را اثبات کند که همان وحی باشد.

دسته ی سوم، مسائل اعتقادی است که هم از راه عقل و هم از راه نقل قابل اثبات است. توحید و اصل یگانگی خداوند از این گونه مسائل است. مسئله ی امامت از آن دسته مسائل اعتقادی است که هم با عقل می توان آن را بررسی کرد و هم از طریق نقل.

نکته ی چهارم
بحث دیگر این است که ما وقتی می خواهیم با کسانی که در مسئله ی امام عصر(عجل الله فرجه) سخن دارند گفت وگو کنیم، باید جایگاه مخاطب خود را از نظر ایدئولوژیکی و از نظر مکتبی و مذهبی بیابیم. با همه نمی توان یک سان سخن گفت.
در مسئله ی مهدویت و وجود مقدس امام عصر(عجل الله فرجه) اگر بخواهیم با یک ماتریالیست بحث کنیم، باید به شیوه ای وارد بحث شویم که با مبانی کلی عقلی از ره گذر اثبات دین، وجود خدا و نبوت، راه را برای بحث مربوط به امام عصر(عجل الله فرجه) هموار کنیم؛ زیرا این یکی از مسائل اعتقادی است که متفرع بر اصل امامت و توحید است.
با هر فرقه ای باید مطابق عقاید و تفکراتشان سخن را آغاز کنیم. من الان با مسلم گرفتن اصل اعتقاد به خدا سخن می گویم. اگر کسی این اعتقاد را نمی پذیرد، حاضریم برگردیم و آن بحث را از نو شروع کنیم. من به عنوان یک مسلمان و با جهان بینی اسلامی سخن می گویم و می خواهم وجود امام عصر(عجل الله فرجه) را از راه عقلی اثبات کنم.

ضرورت وجود امام
وجود امام و خلیفه ی پیغمبر و امام مسلمین، مورد قبول همه ی مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی و اشعری و ماتریدیه و … است. این مسئله به قدری اهمیت دارد که وقتی به اهل سنت درباره ی ماجرای سقیفه اعتراض شود که چرا عده ای از صحابه و از جمله خلیفه ی اول و دوم هنوز بدن پیامبر(صلى الله علیه وآله) را غسل و کفن و دفن نکرده، به مسئله ی جانشینی پرداختند، می گویند به دلیل اهمیت امامت و رهبری. مسئله ی امت اسلامی، مهم تر از تجهیز و کفن و دفن پیامبر است.
پس مسئله ی ضرورت امامت، مسئله ای بسیار جدی است. اهل سنت در این که امامت امری لازم و قطعی است، گاهی به دلیل عقلی استدلال می کنند و گاهی به دلیل نقلی. حدیث معروف نبوی: (… من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه)؛(۴) مشهور بین فریقین است.
در کتاب های کلامی مثل شرح عقاید نسفیه، شرح مقاصد و جاهای دیگر، بر ضرورت امامت به همین حدیث استدلال و استناد کرده اند. اصل وجود امام ضروری است و مقید به قید زمان هم نیست. اصل ضرورت وجود امام، اگر عقلی است تخصیصی ندارد. ملاک حکم عقلی عام است و اگر مستندش این حدیث و مانند آن باشد، عموم و اطلاق دارد؛ مقید به زمان نیست؛ پس زمان ما را هم شامل می شود.

صفات امام
اکنون سخن در این است که امامی که باید وجود داشته باشد، چه کسی است و چه صفاتی باید داشته باشد.؟
امام باید معصوم باشد. ادله ی عصمت، عقلی و نقلی است. در کتاب های کشف المراد، نهج الحق و دیگر کتاب های کلامی شیعه به طور مفصل به این مسئله پرداخته اند. بنابراین، اصل ضرورت عصمت را به عنوان یکی از مبانی اعتقادی پذیرفته ایم. اگر کسی در این مسئله سخنی دارد، باید برگردیم به مباحث عمومی امامت و در باب عصمت بحث کنیم. یکی از ادله ی نقلی اش این آیه ی شریفه است:
(و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمـت فإتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظــلمین)؛(۵)
(ای پیامبر به خاطر آور) هنگامی که خداوند، ابراهیم(علیه السلام) را با وسایل گوناگونی آزمود؛ و او به خوبی از عهده ی این آزمایش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: (من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.) ابراهیم عرض کرد: (از دودمان من (نیز امامانی قرار بده.) خداوند فرمود: (پیمان من، به ستم کاران نمی رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته ی این مقامند).

بررسی مذاهب موجود
با توجه به این مقدمات، باید مذاهب موجود در جهان اسلام را بر مبنای قانون سیر و تقسیم بررسی کنیم و دیدگاه های آن ها را درباره ی امام و خلیفه ی پیامبر مطالعه کنیم.

الف: فرقه های اهل سنت
جمعی از مسلمانان قائل به امامت اند؛ اما قائل به امامت معصوم نیستند. اصل لزوم عصمت این نظریه را باطل می کند؛ البته جای این سخن هست که برگردیم و درباره ی ادله ی عصمت بحث کنیم؛ ولی بحث مربوط به امام غایب و امام عصر، از مباحث امامت خاصه است. همان گونه که گفتیم مباحث امامت عامه بر مباحث امامت خاصه تقدم دارد. اگر در باب نبوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) یا حضرت موسی یا حضرت عیسی(علیهماالسلام) که نبوت خاصه است سخن بگوییم، اصل ضرورت نبوت را قبلا پذیرفته ایم. اگر کسی نپذیرفت، باید یک قدم به عقب برگردیم و نبوت عامه را بحث بکنیم. پس همه ی مذاهب اهل سنت که به امامت غیر معصوم قائل اند، بر اساس اصل عصمت امامت، آن اشخاص نمی توانند مصداق آن امامی باشند که باید ویژگی عصمت داشته باشد.

ب: فرقه های تشیع
در درون مذهب شیعه و در خانواده ی تشیع مذاهبی به وجود آمده است؛ کیسانیه، زیدیه، ناووسیه، واقفیه، اسماعیلیه و اثنا عشریه. البته من فقط مذاهب عمده را برشمردم. برخی از صاحبان ملل و نحل فرقه های بسیاری برای شیعه ذکر کرده اند ولی این اقوال مبنای استواری ندارد. مرحوم علامه ی طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام می فرماید: اگر خواسته باشیم مذاهب یک آیین را بررسی کنیم، باید محور را ببینیم. امامت محور تشیع است. مذاهب و فرق شیعی اگر در محور امامت اختلافی دارند، ملاک مذهب خاص و فرقه ی خاص می شود.
کیسانیه کسانی اند که به امامت محمد حنفیه قائل شدند و امامت امام زین العابدین(علیه السلام) بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) را نپذیرفتند و معتقدند که محمد حنفیه زنده است و این همان امام موعود است که زمانی قیام خواهد کرد. از نظر ما، عقیده ی کیسانیه باطل است؛ چرا که اولا، محمد حنفیه معصوم نیست؛ بنابراین شرط عصمت را که برای امامت لازم است، ندارد و تخصصا از امامت خارج می شود. ثانیا محمد حنفیه ادعای امامت نکرده است.
فرقه ی کیسانیه خود را منسوب به محمد حنفیه می کنند؛ گرچه داستانی به نام احتجاج نقل شده که محمد حنفیه و امام زین العابدین(علیه السلام) در کنار حجرالاسود احتجاج کردند و حجرالاسود بر امامت زین العابدین(علیه السلام) شهادت داد؛ ولی به نظر می رسد این صحنه، تدبیری بود برای نشان دادن بطلان عقیده ی کسانی که گمان می کردند محمد حنفیه امام است. خود محمد حنفیه چنین ادعایی نداشت. شخصیتی است که امام حسین(علیه السلام) او را معتمد خود در مدینه قرار می دهد و به سفر مکه می رود. وانگهی نصوصی که خلفای دوازده گانه را مشخص کرده است، باطل کننده ی این عقیده خواهد بود. بنابراین، کیسانیه از جرگه ی شیعه امامیه خارج شدند.
زیدیه نیز گروهی اند که زید فرزند امام زین العابدین(علیه السلام) را امام می دانند. عقیده ی آن ها اجمالا این است که امام باید زاهد باشد، هاشمی و فاطمی باشد، شجاع، عالم و مشهر بالسیف باشد؛ یعنی اهل تقیه نباشد. بر این اساس امام زین العابدین(علیه السلام) را امام علم و زهد می دانند؛ نه امام جهاد.
گفتنی است که اینان، امامت را به جناب زید نسبت داده اند. زیدی که امام صادق(علیه السلام) برای او دعا می کند و در شهادت او گریه می کند، چنین شخصیتی امکان ندارد ادعای امامت کرده باشد. در این صورت، مورد عنایت امام صادق و امام باقر(علیهماالسلام) قرار نمی گرفت. با توجه به این دو دلیل، مذهب زیدیه نیز باطل است.
ناووسیه نیز کسانی بودند که امام جعفر صادق(علیه السلام) را آخرین امام می دانستند و معتقد بودند که ایشان از دنیا نرفته و زنده است و زمانی بازخواهد گشت و در واقع، مهدی موعود اوست. اینان شخصی را امام می دانند که معصوم است. از این نظر موقعیت شان با زیدیه و کیسانیه متفاوت است. اما ادله و شواهد روشن مربوط به شهادت و وفات امام جعفر صادق(علیه السلام) به عنوان یک واقعیت مسلم تاریخی و هم چنین احادیثی که درباره ی امامان دوازده گانه است، این عقیده را باطل می کند.
واقفیه نیز کسانی اند که امام موسی کاظم(علیه السلام) را آخرین امام می دانستند. اینان نیز همانند ناووسیه اند.
اسماعیلیه کسانی اند که اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق(علیه السلام) را امام می دانند. مسئله بر این ها مشتبه شده؛ چون اسماعیل بر خلاف چیزهایی که بعضی وقت ها گفته می شود و نسبت هایی که به ایشان داده شده، شخصیت پرهیزگار و شایسته ای بوده است. احترام امام جعفر صادق(علیه السلام) به ایشان و بزرگی سن ایشان باعث این شبهه شد و عده ای گمان کردند که اسماعیل جانشین امام صادق(علیه السلام) است؛ ولی اسماعیل در زمان خود امام صادق(علیه السلام) از دنیا رفت و بعد هم امام صادق(علیه السلام) برای این که شبهه زدایی کند، چند بار تابوت و جنازه را زمین گذاشت و روی جنازه را کنار زد و به مردم نشان داد که او از دنیا رفته است.
البته عده ای هم مرگ اسماعیل را قبول کردند و گفتند امامت به فرزندش محمد بن اسماعیل منتقل شده است. بهره، مستعلیه، دروزیه، فرقه های باقی مانده از اسماعیلیه در عصر ما هستند. نه اسماعیل، نه محمد بن اسماعیل و نه افراد دیگر، معصوم نبودند و بنا به دلایل پیش گفته، از فرقه های باطل اند؛ وانگهی مرگ اسماعیل یک واقعیت تاریخی است.

نتیجه ی بررسی
بنابراین با استفاده از قاعده ی سبر و تقسیم، فقط شیعه ی دوازده امامی باقی می ماند که عقیده دارد در عصر ما امام لازم است؛ آن هم امام معصوم که مصداق آن حضرت حجت بن الحسن العسکری(علیهماالسلام) است.
مسلمانان اجماع دارند بر این که حقیقت و حق از امت اسلامی خارج نیست؛ نه در مسیحیت است و نه در یهودیت و نه در فرقه ها و آیین های دیگر. و این حقیقت، نمی تواند در مذاهب دیگری غیر از شیعه باشد؛ چرا که این مذاهب با توجه به مواردی که یاد شد، در مسئله ی امامت راه صواب را نپیموده اند.
غیر از شیعیان دوازده امامی، عقاید دیگر مذاهب اسلامی با ضوابط و معیارهایی که در امامت عامه گفتیم مطابقت ندارد. باز هم تإکید می کنم که بحث ما در امامت خاصه است و امامت خاصه متفرع بر امامت عامه است. ما در امامت خاصه سخن می گوئیم؛ امامت عامه مفروغ عنه است و در این مسئله، اصل موضوع ما حساب می شود. با توجه به مباحث امامت عامه که گفتیم و با توجه به این قاعده که حق، از امت اسلامی خارج نیست، نتیجه می گیریم که حق منحصر در شیعه ی دوازده امامی است.
برهان سبر و تقسیم می گوید در مذهب تشیع این امامت با این ویژگی های خاص وجود دارد. در مذهب تشیع ادله و شواهدی وجود دارد بر این که مصداق امام را معین می کند. اخبار تولد و ولادت حضرت(عجل الله فرجه)، مشاهده شدن آن حضرت در زمان پدر، مشاهده و ملاقات آن حضرت توسط افراد بسیاری بعد از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) در عصر غیبت صغرا، و ملاقات ها و مشاهداتی که در عصر غیبت کبرا صورت گرفته، مجموعه ی شواهدی هستند که مصداق معین را نشان می دهند که وجود مقدس حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود.

سخن پایانی
پایان بخش سخنم جمله ای از امیرمومنان است که فرمودند:
اللهم بلی! لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته … ؛(۶)
خدایا آری! زمین از برپا کننده ای که جانشینی خدا را به دست گرفته است، خالی نمی ماند که این حجت یا نمایان و آشکار است و یا ترسیده و پنهان. مبادا که حجج و گواهی های خدا تعطیل شوند… .
تا خدا خدایی می کند، تا این زمین برپاست و بشر در آن زندگی می کند، حجت خدا باید باشد. این حجت یا ظاهر و شناخته شده است یا خائف و مغمور. برای این که حجت های الهی و بینات احکام الهی باطل نشود.
این، اصلی است که مقتضای الوهیت الله است. منظور امام علی(علیه السلام) این است که ظلم باعث می شود حجت خدا پنهان شود. ابن ابی الحدید درباره ی این عبارت می گوید:
… هذا یکاد یکون تصریحا بمذهب الامامیه … الا ان اصحابنا یحملونه علی ان المراد به الابدال … الذین وردت الاخبار النبویه عنهم انهم فی الارض سائحون … ؛(۷)
… این جمله ای که امیرالمومنین(علیه السلام) فرموده است تصریح به مذهب امامیه دارد … اما اصحاب معتزلی ما این جمله ی امام را حمل می کنند بر ابدال …(۸) اخبار نبویه داریم که این ها در زمین در حال گشت و گذارند و وجود دارند… .
… فمنهم من یعرف و منهم من لا یعرف و انهم لا یموتون حتی یودعوا السر و هو العرفان عند قوم آخرین … ؛(۹)
… برخی شناخته می شوند و برخی دیگر شناخته نمی شوند، و آنان از دنیا نمی روند مگر این که راز را که همان شناخت است، پیش مردمی دیگر می سپارند … .
ما هم قبول داریم این را که کسی هست و باید باشد، ولی مقام او مقام قیادت و امامت و خلافت به آن معنای مصطلح کلامی نیست؛ بلکه مقام ابدال است.
این سخن ابن ابی الحدید یک اشکال دارد و آن این است که همان گونه که امام علی(علیه السلام) فرمود: برخی از قرآن برخی دیگر را بیان می کند:
… ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض … ؛(۱۰)
… (قرآن) بخشی از بخش دیگر سخن می گوید و به هم دیگر گواهی می دهد … .
نهج البلاغه نیز همین گونه است. باید ببینیم مراد حضرت از این حجت چیست؟ رجوع می کنیم به خطبه ی اول نهج البلاغه امام(علیه السلام) در این جا فرموده است:
… و لم یخل الله سبحانه خلقه من نبی مرسل او کتاب منزل او حجه لازمه او محجه قائمه … ؛(۱۱)
… خدای سبحان، خلق خود را از پیامبری فرستاده یا کتابی فرود آمده یا حجتی لازم شده و یا راه راست بر پا شده، خالی نگذاشته است … .
بحث، مربوط به نبوت است. این حجتی که امام مطرح می کند، در حد و ردیف نبوت است. نه آن چه به عنوان قلب و مرشد از آن یاد می شود.
حال سوال این می شود که اگر فلسفه ی وجود امام این است که حجت ها و بینات باطل نشود که مشعل هدایت برای جامعه باشد، پس فلسفه ی غیبت امام چیست؟ باید بگوییم این سوال بعد از اثبات وجود امام معصوم مطرح می شود، بحث کنونی ما درباره ی اثبات وجود امام معصوم است. حال که ضرورت وجود امام معصوم ثابت شد، مسئله ی فلسفه ی غیبت امام مطرح می شود. که باید در نوبت و مناسبتی دیگر به آن بپردازیم.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

پی نوشت ها:
رسیدگی به کار مردم
ارخص نفسک و اجعل مجلسک فی الدهلیز واقض حوائج الناس؛
خودت را (برای خدمت) در اختیار مردم بگذار ومحل نشستن خویش را در ورودی خانه قرار بده ، و حوایج مردم را برآور.
از سخنان امام زمان (عجل الله فرجه)
کتاب فرمایشات حضرت بقیت الله، ص ۱۷۰.
استاد حوزه، نویسنده و محقق.
متوفای سال ۳۳۳ ه ۳۹؛ . ق.
ر.ک: علی ربانی گلپایگانی، القواعد الکلامیه.
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ؛۲۴۶ شیخ طوسی، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۰۹. … کسی که از دنیا برود در حالی که امام زمان خود را نشناخته است، هم چون اهل جاهلیت از دنیا رفته است.
سوره ی بقره(۲)، آیه ی ۱۲۴.
نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۴۷، فراز ۱۱.
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۳۵۰.
ابدال یعنی همان قطب ها یعنی پیش آهنگان، پیشوایان معرفت که برای اهل تصوف و معرفت مطرح هستند.
پیشین، ص ۳۵۰ ـ ۳۴۶.
نهج البلاغه، ص ۱۹۳.
نهج البلاغه، ص ۴۳، خطبه ی اول؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۳۴۶.
منبع : تبیان

منبع: طلبه گرگانی

بهارنارنج…

من…

۸معشوقی دارم، زیباتر از عطر نم باران بهاری..

معشوقی دارم، هم نفس با عطر گل یـــــــآس..

و به مهربانی دل نازک ابـــر که اشکه هایش را برای گلها جاری میکند تا آنها همیشه سبز باشند

به سبزی و طراوت باران و درخت

به عطر بهار نارنج..

به پاکی قلب کودکی تازه، چشم به جهان گشوده..

نازنــیــنــا

من، معشوقی دارم که یاد دلش هر نفس عشق به مولاست!

و در هر لحظه، ذکر لبش، خـــــــــــداست!

من به این راز پنهان از او می بالم

که ارزشش از هر چیز دیگری بالاتر است

من به این سکوت می بالم که خدا تنها شنونده و بیننده حال هر دوی ماست

منبع: یاس

حقیقت مخفی شده

لعنت خدا بر ادامه دهندگان راه دروغگویان و فتنه گران ۸۸

در حمایت از بیانات و مواضع امام خامنه ای مردم مشهد و شهر های دیگر تجمع کردند. انوقت روزنامه مدعی مردم سالاری هیچ خبری از ان در صفحه اول خود ندارد. چرا حقیقت را میپوشانند؟

برخی از روزنامه های اصلاح طلب ( فساد طلب ) هم خبر تجمع مشهد در حمایت از رهبری با حالتی تمسخر گونه منعکس کردند که اینها کار دلواپسان است و از این حرفها… . امان از این همه تزویر و دروغ . لعنت خدا بر ادامه دهندگان راه دروغگویان و فتنه گران ۸۸

گویای همه چیز !!!
تجمع ۳۰ هزار نفری مردم مشهد در حمایت از مواضع رهبر معظم انقلاب.

۶ ۷
منبع عکس مشهد news.mashhad.ir
عکس روزنامه از سایت همان روزنامه

منبع: روزهای عاشقی یک طلبه

موانع بیرونی مدیریت زمان

۵اینها عوامل محیطی هستند که بر آنها کنترلی ندارید. شما آنها را ایجاد نکرده اید. اینها روی اندازه سازمان یافته بودن شما تاثیر می گذارند. با شناسایی این عوامل دست از سرزنش خود بر می دارید و راه مستقیم تری برای مهار یا از بین بردن آنها پیدا می کنید.

بار کار غیر واقع بینانه
گاه یک بار کاری غیر واقع بینانه و بیش از اندازه، تحت تاثیر خطاهای تکولوژیکی یا عوامل روان شناختی تحمیل می شوند. اما در مواقعی این نیرو ناشی از عوامل بیرونی است و شما چاره ای ندارید جز این که بپذیرید کار شما را تحت فشار بیش از اندازه گذاشته است. ممکن است شاغل باشید، ممکن است درس می خوانید، شاید هم سعی دارید فرزندانتان را بزرگ کنید.

بیماری انرژی شما را محدود می کند
وقتی احساس می کنیم از سلامتی مطلوب برخوردار نیستیم، وقتی با کمبود انرژی روبه رو می شویم، انجام دادن همه کارهایی که برنامه ریزی کرده ایم دشوار می شود. بعضی ها با اختلالات شدید سلامتی روبه رو هستیند که انرژی شان را محدود می کند. ممکن است تحت تاثیر افسردگی باشید، ممکن است با اختلال کمبود توجه رو به رو باشید.  مراقب خودتان باشید و با مشکلات سلامتی خود برخورد جدی کنید.

شما در حال گذر هستید
وقتی در شرایط گذر و انتقال باشید، تصمیم گیری درباره چگونه صرف وقت کردن دشوار می شود، سیستم سابق شما دیگر موثر واقع نمی شود و هنوز نظام جدیدی برای جایگزین کردن آن ندارید.
موقعیت های گذرای متعددی هستند که می توانند شما را در موقعیت وخیم قرار دهند: ازدواج، طلاق، تولد، مرگ و غیره. وقتی ساختار زندگی شما تغییر می کند، تطبیق دادن دوباره خود با آن دشوار می شود.

حواستان را مرتب پرت می کنند
قطع صحبت و پرت کردن حواس، برای خبره ترین افراد مسائل عدیده ای تولید می کند. پزشک اگر بیمارانش پشت سر هم به کمک های اضطراری احتیاج داشته باشند نمی تواند در شرایط کنترل و احاطه قرار بگیرد. اشخاص درگیر با روابط عمومی، کارکنان بنگاه های معاملات بانکی، دلالان اوراق بهادار و بورس، و … جملگی بارها و بارها حواسشان پرت می شود.
با محیطی که پیوسته حواستان را پرت می کند چه می کنید؟ باید آن را تصدیق کنید و برایش برنامه ای بریزید. وقت کافی به وقفه های کاری در نظر بگیرید.

شریک زندگی سازمان نیافته ای دارید
اگر با کسی زندگی یا کار می کنید که رفتار سازمان نیافته اش مانع از اجرای مدیریت زمانی شماست چه می کنید؟ اگر کسی در کنار شما هست که رفتارهای شلوغ و سازمان نیافته اش به طور متوسط روی شما اثر می گذارد- رئیس، همسر، فرزند، همکار، مشتری یا شریک تجاری، هم اتاقی – باید مساله را فیصله دهید تا از خشم خود فاصله بگیرید و روابط خود را سالم نگه دارید.

منبع: کلرجی

اشتباهات فنی در مدیریت زمان

۴وقتی اشخاص تلاش می کنند تا زمان خود را مدیریت کنند، اغلب اوقات شتابزده عمل کرده و نتیجه می گیرند که اشکالی در آنهاست و در این زمینه از زندگی فاقد صلاحیت لازم هستند. یا دست و پایشان را بلند می کنند و تسلیم می شوند. این هر دو تصور به طور کلی نادرست است که حاصلی جز شکست و ناکامی ندارد.
وقتی مهارت تشخیص مسایل مدیریت بر زمان را می آموزید از اتلاف وقت و انرژی خود نجات پیدا می کنید. می توانید به علل مشکلات پی ببرید و برای آنها تدارک ببینید.

موانع برنامه ریزی در سه سطح کلی قابل تقسیم بندی هستند:

اشتباهات فنی
اینها مشکلات ناشی از اشتباهات مکانیکی هستند. مهارت یا فنی احتیاج دارید که فاقد آن هستید. وقتی به این خطاها پی ببرید، اصلاحات مورد نیاز را انجام می دهید و به آمادگی لازم می رسید. و مسئله حل می شود.
عمده اشتباهات فنی در برنامه ریزی عبارتند از:

در نظر نگرفتن زمان برای کار
یکی از متداول ترین دلایل این که به کار مورد علاقه تان نمی رسید و آن را انجام نمی دهید این است که زمان ویژه ای برای انجام دادن آن در نظر نگرفته اید. اغلب اوقات، اشخاص فهرستی از کارهایی که باید انجام دهند تهیه می کنند، اما در این میان سوال مهمی جواب داده نمی شود: کی قرار است این کار را انجام دهم؟

در نظر نگرفتن زمان مناسب
اگر برای انجام دادن کاری زمانی را در نظر گرفته اید و با این حال می بینید که به آن کار نمی پردازید، امکانش هست که زمان بدی را برای آن کار به خصوص در نظر گرفته باشید. همه ما دارای چرخه های انرژی و تمرکزی به خصوص هستیم. بعضی از ما آدم های صبح هستیم و بعضی دیگر در شب ها بیشترین انرژی خود را دارا می باشیم. بعضی از ما ترجیح می دهیم پروژه های بزرگ را در مواقع بخصوصی از سال شروع کنیم.اگر شما بر خلاف چرخه تمرکز یا انرژی خود کار کنید، بعید است بتوانید فعالیت مورد نظر را به خوبی و درستی انجام دهید.

اشتباه در محاسبه میزان زمان مورد نیاز
اغلب اشخاص به درستی نمی دانند که در مدت یک روز چه کارهایی را می توانند انجام دهند. اگر زمان لازم برای انجام کار مورد نظر بیش از مدت زمانی باشد که در اختیار دارید، نمی توانید آن کار را به پایان ببرید و در نتیجه احساس ناراحتی و دلگیری می کنید. اگر بتوانید مدت زمان لازم برای انجام کار را بهتر برآورد کنید، می توانید بار کاری قابل انجام شدند را بهتر و دقیق تر مشخص کنید.

شما شخص مناسب برای این کار نیستید
بسیاری از ما تصور می کنیم که باید همه کارها را خودمان انجام دهیم. گمان می کنیم اگر از دیگران کمک بگیریم نشانه های ضعف خود را به نمایش گذاشته ایم. ممکن است برای شما اذعان به این مطلب دشوار باشد که بپذیرید شما برای انجام دادن این کار مناسب نیستید. همه ما دارای توانمندی های خاص خود هستیم. قبول کردن این که شخص دیگری می تواند کار مورد نظر را بهتر و سریعتر از شما انجام دهد، موجب صرفه جویی در وقت و کم شدن دردسر و دلشکستگی می شود.

کار مورد نظر بیش از اندازه پیچیده است
اگر به آنچه برایتان مهم است دست پیدا نمی کنید، امکانش هست که روش برخورد شما با آن بسیار پیچیده است. اگر کار به خصوص بیش از اندازه پیچیده باشد، امکانش وجود دارد که به کلی از آن صرفنظر کنید. اگر می خواهید موفق شوید باید آن کار را ساده کنید.

نمی توانید کارتان را به یاد بیاورید
اگر فهرست قابل اعتمادی از کارهایی که باید انجام دهید در اختیار نداشته باشید، امکانش وجود دارد که بسیاری از کارهای مهم را فراموش کنید. دلیل ساده ای دارد. نمی توانید همه کارهایی را که باید انجام دهید به خاطر بسپارید. در زندگی امروز در بهترین شرایط هم حتی ممکن است حواسمان پرت شود و فراموش کنیم که چه می خواستیم و چه برنامه ای در سر داشتیم.

فضای کارتان نامنظم است
حتی اگر در کار مدیریت زمان از تبحر فراوانی برخوردار باشید، اگر محیط کارتان نامرتب و سازمان نیافته باشد فرصت فراوان و انرژی زیادی از روز شما را تباه می کند. ممکن است ساعت ها به دنبال دسته کلید، عینک و یا برخی از اسناد مهم بگردید. در این شرایط کارآیی از دست می رود، یک کار را دوباره و چند باره انجام می دهید و گاه مجبور می شوید اقلامی را که پیدا نمی کنید را دوباره از نو تامین و تهیه کنید.

منبع: کلرجی

موانع روانی مدیریت زمان

این موانع نیروهای درونی پنهانی هستند که مانع از دستیابی شما به آن زندگی می شوند که شایسته آن هستید. اگر به تمامی خطاهای فنی غلبه کرده اید و واقعیات بیرونی را در نظر گرفته اید و با این حال هنوز احساس می کنید در شرایط کنترل نیستید، این احتمال هست که عوامل روانی بازدارنده ای بر سر راه شما باشد. وقتی متوجه شدید کدام عامل روانی مانع کارتان شده، می توانید خود را از کنترل آنها برهانید.  نداشتن هدف های روشن و اولویت های مشخص بدون داشتن هدف های مشخص نمی توانید درباره چگونه و کجا صرف کردن اوقات فراغت خود تصمیم بگیرید. بدون داشتن هدف های مشخص، تعیین اولویت های زمانی هم غیر ممکن می شود.

اغلب اشخاص در دل خود می دانند که چه می خواهند و چه خواسته ای دارند. مسئله اینجاست که بسیاری از تجربیات و پیام های دوران کودکی مانع از آن می شوند که هدف های خود را شناسایی کنیم و آن هم به دلیل که جایی در این مدت، هدف هایمان بی اهمیت، بی تناسب و غیر ممکن تعریف و توجیه شده اند.

هرج و مرج طلب هستید

اگر پیوسته بدون توجه به واقعیت ها کارهایتان را انباشت می کنید، اگر همیشه انجام دادن کارها را به دقیقه آخر واگذار می کنید، اگر همواره دوست دارید با صدای تلویزیون کتاب بخوانید یا در پارک شلوغ مطالعه کنید امکانش است که شما شیفته هرج و مرج باشید.

۳از تعطیلی می ترسید

برای بعضی ها تعطیلی و کاری صورت ندادن به شدت اضطراب آور است. اگر شما هم از شمار این اشخاص هستید فکر اینکه روزی را به استراحت بگذرانید و کاری صورت ندهید می تواند به شدت هول انگیز باشد. ممکن است از استراحت کردن و کاری صورت ندادن احساس گناه بکنید. ممکن است پیوسته سرتان را به کاری گرم کنید زیرا گمانتان بر این است که اگر فعال باشید بیشتر مورد تایید و تحسین دیگران واقع می شوید.در این صورت تمام لحظات و دقایق زندگی تان را در حال کار و فعالیت بگذرانید. این کار می تواند شما را از پای در بیاورد و به خستگی مفرط دچارتان سازد.

نیاز به مراقب بودن و توجه داشتن دارید

کمک کردن به دیگران می تواند زندگی شما را سرشار کند. حتی می توانید اگر بخواهید همه عمرتان را در خدمت به دیگران صرف کنید. معمولا این از خودگذشتگی به شدت راضی کننده است، اما اگر این کار از حد تعادل خارج شود می تواند به احساسی از تکدر خاطر، کلافه شدن و مورد قدرشناسی قرار نگرفتن منتهی شود. ممکن است این کار موقتا احساس خوبی به شما دهد ولی آری گفتن بیش از اندازه، چیزی نیست که بتوانید به آن ادامه دهید. سر انجام ناتوانی شما در نه گفتن بیش از آنکه به اشتهار شما کمک کند، بر علیه شما کار می کند.

ناتوانی در نه

گفتن تقریبا همه افراد تجربه قرار گرفتن در موقعیتهایی که “نه” گفتن برایشان مشکل بوده را داشتند.بیشتر افراد می توانند در چنین موقعیتی نه بگویند.ولی عده اندکی به علت ناتوانی در گفتن “نه” با این خواسته ها موافقت می کنند وبدین ترتیب در روابط اجتماعی احساس راحتی نمی کنند. این امر می تواند علت های مختلفی داشته باشد. بعنوان مثال:

– از دست دادن روابط:بیشترافراد می ترسند رابطه با دیگران را از دست بدهند.

– آسیب زدن به رابطه با فرد مقابل:شاید فکر می کنید که دیگران شما را بخاطر کارهایی که برایشان انجام می دهید دوست دارند.پس اگر “نه”بگویید دیگر دوستتان ندارند.

– احساس گناه در مورد نه گفتن و رنجیدن دیگران.

– احساس مسئولیت در مورد راحتی دیگران.

– اعتقادبه اینکه اگر به درخواست دیگران نه بگوییم ,فرد خودخواهی هستیم.

– شاید این کار رابا از خود گذشتگی و ایثار  در تناقض می بینیم.

– احساس مهم و باارزش بودن در زمانی که درخواستی از ما می شود.

و همه اینها یک نتیجه مهم و کاربردی برای شما خواهد داشت: در مواقع تقاضای دیگران کلیه برنامه ها و زمان بندی خود را از دست خواهید داد.

کمال طلب هستید

می خواهید همه کارها را در سطح کمال انجام دهید. مسلما همه کارهای شما از وزنه برابر برخوردار نیستند. اگر برای هر یک از کارهای خود معیارهای به شدت بالا در نظر بگیرید، نمی توانید همه کارهایتان را انجام دهید. میل به کمال طلبی اغلب ناشی از میل به تایید و تحسین شدن است. کمال طلبی می تواند ناشی از ترس از انتقاد، تحقیر و داوری سخت گیرانه باشد. ممکن است تحت تاثیر یک مربی شرطی شده باشید. در نتیجه نیاموختید که کدام یک از وظایف شما اهمیت بیشتر و کدام یک اهمیت کمتری دارند. ممکن است وقتی همه چیز بر وفق مراد شما باشد، احساس کنترل و احاطه بیشتری بکنید.  در اغلب اوقات موانع برنامه ریزی شما ترکیبی از نیروها هستند که مسائل مدیریت زمان را ایجاد می کنند. به هر سه نوع از موانع به هنگام شناسایی مشکل توجه کنید. در غیر این صورت راه حل هایتان نسبی و ناتمام باقی می مانند.وقتی به همه دلایل مسئله خود پی بردید، می توانید تغییرات همه جانبه ای ایجاد کنید. هر بار به یکی از این موانع برخوردید از خود بپرسید: آیا مسئله من فنی است، یا بیرونی یا روانی؟

منبع: کلرجی