قناعت طلبگی!

قناعت طلبگی!
۰۶شهریه طلبه واقعا ناچیزه. اونقدر کمه که نگو نپرس. اگه همین میزان شهریه به یه فرد عادی جامعه بدید احتمالا از گشنگی میمیره! شایدم نتونه تحمل کنه و به هزار و یک خلاف دست بزنه. ولی سوالی که هست اینه: چطور طلبه ها با این شهریه کم زندگی میکنن و شکایت هم نمیکنن.

به نظر خودم سه علت اصلی داره:

۱-قناعت:

شاید یکی از شاه کلید های زندگی عمده طلبه ها قناعت باشه. واقعا این قناعت چه میکنه. اگه قناعت و از یه طلبه بگیری قطعا به خاک سیاه میشینه. قناعت که باشه دیگه بریز بپاشی نیست. و خیلی از هزینه ها کاهش پیدا میکنه.

۲-ساده گرفتن زندگی:

خیلی از طلبه ها زندگی و سخت نمیگیرن. به نظرم روحیه جالبیه. خیلی ها رو دیدم که بیرون طلبگی خیلی مسائل واسشون مهم بوده، ولی وقتی اومدن توی طلبگی به خیلی از این مسائل بی تفاوت شدن. اینم نکته بسیار مهمیه.

وقتی زندگی و ساده بگیریم دیگه خیلی مسائل مادی واسمون دغدغه نیست و کلی از فشار های مالی ازمون کم میشه.

۳-دوری از تجملات:

اکثریت طلبه ها به این نکته پی بردن که تجملات برای زندگی طلبه سمه. این سم بودن از دو جهت بررسی میشه. اول: طلبه با این پول نمیتونه زندگی تجملاتی داشته باشه. اگه بخواد داشته باشه قطعا به مشکل شدید بر میخوره. دوم: زندگی تجملاتی با روح طلبگی تضاد داره. بر فرض طلبه ای وضع مالیش توپ هم باشه نباید دنبال این جور زندگی بره.

۴-توسل:

این بخش و نمیشه نادیده گرفت. خیلی از طلبه ها وقتی همه نکات بالا و رعایت میکنن بازم به مشکل مالی برخورد میکنن. اونوقته که توسلاتشون حلال مشکلاتشون میشه.

۵-برکت:

از خیلی طلبه ها سوال کنی: چطور با این پول زندگی میکنی؟ در جواب میگه: پول امام زمان عج برکت داره. اینکه چطور این پول برکت داره خودش یه کتاب مفصله! ولی حلوای تن تنانی، تا نخوری ندانی!

۶-همسران بهشتی:

اگه همه نکات بالا باشه ولی همسر خوبی نصیب طلبه نشه محاله بتونه با این شهریه زندگی کنه. به نظرم هر طلبه موفقی قطعا همسر قانع و مومنی نصیبش شده.

خب این هم از رموز زندگی طلبگی. فقط فراموش نکنید قطعا همه طلبه ها این نکات رعایت نمیکنن. در هر مجموعه ای هستن افرادی که با بقیه سرناسازگاری دارن. ولی عمده طلبه ها با همین شهریه کم زندگی میکنن و آخر شب هم خدارو شاکرن!

منبع: مهندس طلبه

چرایی مخالفت دولت از بررسی برجام در مجلس

۰۵چرا دولت به عدم بررسی برجام به صورت لایحه و در صحن علنی مجلس شورای اسلامی اصرار می ورزد؟

ارائه لایحه از سوی دولت جهت بررسی توافق برجام در صحن علنی مجلس شورای اسلامی طبق قانون اساسی باید صورت گیرد.

دولت یازدهم از بدو اقدام به مذاکرات هسته ای با هر انتقادی برخوردی بازدارنده حتی متوسل به توهین و… به فرهیختگان کشور داشته و از شفاف سازی مذاکرات همچون دولت دهم امتناع داشته و دارد.

این عملکرد و تلاش وافر در تصویب بدون بررسی برجام از سوی فرهیختگان و مجلس شورای اسلامی و… و تعجیل در اخذ موافقت، نشانگر عدم یکسانی پشت پرده با آنچه به مردم و مسئولین می باشد.

نظام جمهوری اسلامی اقتضائات خود را داشته و هیچ گونه الزامی بر کپی برداری از روش های دنیای غرب در تصویب معاهدات خود ندارد.

طبق اصل‏ هفتاد و هفتم قانون اساسی “عهدنامه‏ ها، مقاوله‏ نامه‏ ها، قراردادها و مؤافقت‏ نامه‏ های‏ بین‏ المللی‏ باید به‏ تصویب‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ برسد.” این توافق نیز شامل این قانون شده و باید در صحن علنی مجلس شورای اسلامی بررسی گردد.

چگونه است وقتی قرار بر لغو تحریم ها می شود باید ملت ایران از برخی حقوق خود چشم پوشی کنند و الزام وجود دارد ولی در بررسی در مجلس شورای اسلامی، تبدیل به امور اختیاری شده که در صورت بررسی، الزامی را به طرف مقابل تحمیل می نماید؟!!

همین استدلال ها، ضرورت فوری بررسی دقیق و عمیق و بدون عجله برجام را دارد.

لازم است، گروه تعیین شده در مجلس شورای اسلامی که بدون لایحه و بدون آراء همه نمایندگان از بین وابستگان و مهره های جریان اصلاحات در مجلس تعیین شده اند تا توافق را بی نقص و اعلام موافقت نمایند، منحل و کلیه نمایندگان مأمور بررسی برجام شوند تا از شکل گیری احتمالی توافق پنهانی و تضییع حقوق ملت ایران جلوگیری گردد.

این توافق برخلاف تبلیغات دولت یازدهم، بی نقص نبوده و ایران بدون هیچ گونه خلافی، مجبور به عقب نشینی از حقوق مسلم خود شده است.
سیاست برد برد تأئید خلافی بر ایران هست که فقط دولت یازدهم آن را پذیرفت و عزّت قبلی ایران را از بین برد. حال نیز با تعجیل و تبلیغات و… تلاش در پنهان کردن ابعاد عقب نشینی از مواضع قبلی در دولت دهم می باشد.

منبع: دریچه ای از معرفت

رابطه عمل و اخلاق در زندگی

۰۴عمل و اخلاق در زندگی

از آنجا که تکرار یک عمل، در روح انسان ریشه دوانده و روح را به رنگ خود درمی آورد، خواه فضیلت باشد یا رذیلت، به همین خاطر یکی از راه های تهذیب نفس، تهذیب عمل و رفتار انسان است. در روایات دستور داده شده که انسان بعد از انجام گناه، فورا توبه کند تا مبادا تکرار گناه باعث تبدیل عمل به اخلاق رذیله شود. و در مقابل دستور داده شده، کارهای خوب را آن قدر تکرار کنید تا تبدیل به یک عادت در وجودتان شود.

قرآن کریم می فرماید:
کلا بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون (سوره مطففین، آیه‏۱۴)
دلالت بر استمرار در جمله «ما کانوا یکسبون» به این معنی است که اعمال زشت تغییرات مهمی در قلب انسان ایجاد کرده و آن را از نورانیت می اندازد. ادامه این روند به بی تفاوتی در برابر گناه و چیره شدن بی تقوایی بر قلب انسان منتهی می شود و این مساله به جایی می رسد که انسان زشت را زیبا و زیبا را زشت ببیند و برای این که توانسته گناهی را انجام دهد به خود افتخار کند.

منبع: کلرجی

آیا صهیونیست‌ها خودشان هولوکاست را به پا کردند؟ +سند

۱اسرائیل اجازه بروز و ظهور هیچ سندی را که نشان دهنده مناسبات صهیونیسم و نازیسم باشد نمی‌دهد، چرا که از اقدامات نازی‌ها در راستای پروژه‌های صهیونیستی خود در فلسطین اشغالی بیشترین بهره را برده و خود را قربانی نشان داده و خواستار همدردی دیگران با خود شده است.

مسیحیت شناسی به نقل از گروه بین‌الملل مشرق – بسیار کم پیش می‌آید که نوشته‌هایی در زمینه ارتباط بین جنبش صهیونیسم و حزب آلمانی نازی در زمان روی کار آمدن نازی‌ها در آلمان ضمن سال‌های دهه ۳۰ قرن گذشته میلادی نوشته شود، پروژه صهیونیستی بیشترین حرص و تمایل را به مخفی نگه داشتن این مناسبات و به فراموشی سپردن آن در ذهن نسل‌های مختلف داشته است. در نقطه مقابل این رژیم سعی کرده اسناد متعددی از مناسبات رهبران فلسطینی با جنبش نازیسم از جمله حاج امین الحسینی مفتی فلسطین منتشر نماید.

وی از مهم‌ترین شخصیت‌های است که درگیری‌های فلسطینی ها در زمان پایان جنگ جهانی اول را رهبری می کرد، این اقدامات برای تخریب چهره مبارزان فلسطینی و تخریب عرب‌ها دنبال می‌شود، اما اسرائیل اجازه بروز و ظهور هیچ سندی که نشان دهنده مناسبات صهیونیسم و نازیسم باشد را نمی‌دهد، چرا که از اقدامات نازی‌ها در راستای پروژه‌های صهیونیستی خود در فلسطین اشغالی بیشترین بهره را برده و خود را قربانی نشان داده و خواستار همدردی دیگران با خود شده است.

علاوه ‌بر این‌ها غرامت ‌های مادی و سیاسی هنگفتی در مورد ادعاهای خود در زمینه هولوکاست دریافت کرده است. تل‌آویو با استفاده از اقدامات ادعایی نازی‌ها بر ضد یهودیان توانسته به جامعه جهانی قانون‌هایی را تحمیل کند که براساس آن‌ها نادیده گرفتن حوادث موهوم هولوکاست و مصیبت های یهودیان و یا حتی ایجاد تردید در آن‌ها از طریق بحث‌های علمی و تاریخی و تشکیک در ارقام بالایی که صهیونیست‌ها ارائه می‌دهند، ممنوع است و جرم شناخته می‌شود.

مرکز مطالعات اسرائیلی اطلس در این رابطه می نویسد که گر چه محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین همواره “خشونت ” را در تعامل با اسرائیل کنار گذاشته و استفاده از سلاح را رد می‌کند و موجودیت اسرائیل در بیش از ۸۰ درصد سرزمین تاریخی فلسطین را پذیرفته است، اما به علت نگارش دو کتاب که در اواسط دهه ۸۰ میلادی آن‌ها را نوشته از حمله بوق‌های تبلیغاتی صهیونیست‌ها در امان نیست.

کتاب آغاز و پایان صهیونیسم و پایان‌نامه وی برای دریافت درجه دکترا از آکادمی شرق‌شناسی در مسکو با عنوان روی دیگر مناسبات سری نازیسم و جنبش صهیونیسم این ۲ کتاب را تشکیل می‌دهند. این پایان نامه اسناد مهمی را در رابطه با دست داشتن محافل صهیونیست ها در اقدامات نازی ها و همراهی و توافق موجود بین آن ها خبر می دهد. خشم صهیونیست‌ها از این کتاب تا جایی بود که آری کوهن شرق شناس یهودی خواستار حذف این ۲ کتاب در سایت اختصاصی محمود عباس شد و آن‌ها را در راستای یهودی ستیزی خواند.

در این کتاب ابو مازن با پذیرش نظریه هولوکاست می نویسد که بخشی از مسئولیت اتفاقات موردنظر به عهده جنبش صهیونیسم است که با نازی‌ها تعامل کرده است. رهبران صهیونیست اعتقاد داشتند که تحت تعقیب قرار گرفتن یهودیان و تعرض به آن ها اقدامی مقبول و مطلوب است تا آن‌ها مجبور به مهاجرت به فلسطین اشغالی شوند.

۲

این‌ها ابزارهایی هستند که صهیونیسم در آن زمان برای توجیه تحقق هدف خود از آن بهره می‌برد. ابومازن می‌نویسد که هر کسی که تلاش در ابراز واقعیت‌ها در این زمینه‌ها داشته زندگی خود را از دست داده است. یکی از شواهدی که در این کتاب ذکر شده یکی از رهبران نازی به نام ایخمان است که موساد وی را از آرژانتین ربوده و کشته است، این اقدام به علت مسئولیت وی در جنایت‌های نازی‌ها نبوده، بلکه به این علت بود که وی نگارش بخشی از واقعیت‌های پشت پرده این جنایت‌ها را آغاز کرده بود. یکی دیگر از این افراد اسرائیل کاستنر است که موساد به اتهام اینکه وی می‌خواست در دادگاه از جزئیات توطئه صهیونیستی نازیستی صحبت کند ، او را به قتل رساند.

حتی روزنامه صهیونیستی معاریو نیز در این رابطه مقاله‌ای به قلم ماندی گروسمن که به ادعای رژیم صهیونیستی “یکی از نجات یافتگان هولوکاست ” است، نوشت. وی سعی کرد در این مقاله واقعیت‌های مهمی از مناسبات پشت پرده صهیونیست‌ها با نازیسم آلمان را فاش کند، نویسنده‌ این مناسبات را روابط فراموش شده بین جنبش صهیونیسم و حزب نازی آلمان قبل از جنگ دوم جهانی معرفی می‌کند. منظور سال‌هایی است که بین صعود نازی‌ها به قدرت در آلمان (۱۹۳۳) تا پایان این دوره مدنظر بوده است، دوره‌ای به گفته نویسنده نمی‌توان انگیزه‌های ویرانگر آن در قبال یهودیان آلمان جهت تشویق به مهاجرت یهودیان آلمان به فلسطین اشغالی را نادیده گرفت. این همان موضوعی است که صهیونیست‌ها آن را انکار می‌کنند و همواره سعی دارند این واقعیت را به حاشیه بکشند.

به نوشته مقاله ماندی گروسمن دو قطعه تاریخی که اخیراً کشف شده واقعیت‌هایی از مناسبات فراموش شده بین جنبش صهیونیسم و حزب نازی قبل از جنگ جهانی دوم را نشان می‌دهد. این دو قطعه در محل مزایده علنی کیدم در قدس اشغالی به نمایش گذاشته شده است.

قطعه اول مدالی است که علامت صلیب شکسته و ستاره داود در دو روی آن نصب شده است، شخصی که این مدال را ضرب کرده، جوزف گوبلز وزیر اطلاع‌رسانی آلمان نازی بوده که بنا به دعوت اتحادیه صهیونیسم نازی در سال ۱۹۳۴ در مجموعه نوشته‌های روزنامه نازی با عنوان امید (Der Angriff) مطرح شده بود. ضرب این مدال از سوی گوبلز انجام شد که رئیس کادر این روزنامه نیز بود. بر روی یکی از ۲ طرف مدال نقش ستاره داود وجود دارد و نوشته شده است “نازیسم به فلسطین می‌رود” و در طرف دیگر علامات صلیب شکسته وجود دارد که بر روی آن نوشته شده است: ما این را می‌نویسیم و امید آن را داریم.

 

۴

۵

بنابراین گزارش صهیونیستی آغاز ماجرای اتحاد بین صهیونیست‌ها و آلمان با محافل حزب نازی یک سال قبل از این تاریخ بود، آنها با هدف تعیین اهداف و پروژه‌های صهیونیستی اقدام به این کار کردند. صهیونیست‌ها افکار بسیاری از شخصیت‌های محافل یهودیان آلمان را به ویژه درباره روی کار آمدن آدولف هیتلر خریدند، برنامه این بود که یهودیان آلمان باید با نازی‌ها در زمینه تمام مسائل مربوط به تشویق به مهاجرت یهودیان به اراضی فلسطین همکاری کنند. نازیسم نیز همین نقش را بر عهده داشت.

به همین منظور کورت تاکلر حقوقدان و قاضی یهودیان آلمان و عضو اتحادیه صهیونیست‌های آلمان از لیوبولد بون میلدنشتاین رئیس بخش یهودی در سرویس‌های امنیتی حزب نازی خواست تا در روزنامه‌ نازی از “جامعه یهودیان در سرزمین اسرائیل” مطلب بنویسد . این اقدام نیز با هدف حمایت حزب نازی از ساکن کردن یهودیان در اراضی فلسطین اشغالی صورت گرفته بود. این طرح از سوی عناصر معتمد جنبش صهیونیسم جهانی مورد تأیید قرار گرفت.

این دو نفر یک ماه به سرزمین‌های اشغالی سفر کردند تا میلدنشتاین در فضای جریان صهیونیسم قرار بگیرد، در گزارشی که تاکلر در یادداشت‌های روزانه خود از این سفر نوشته است، تأکید دارد که “هدف از این سفر این است که در روزنامه‌ نازی ها فضایی در حمایت از ساخت و ساز در سرزمین اسرائیل ایجاد کنیم”. بون میلدنشتاین در بازگشت به آلمان مجموعه مقالاتی همراه با تصاویر در سفر خود به سرزمین‌های اشغالی تهیه کرد که در مجله رسمی نازی‌ها با عنوان نازیسم به فلسطین می‌رود، منتشر شد.

۶

صفحه اصلی مجله نقشه “سرزمین اسرائیل” را ترسیم کرده و در پی آن مجموعه مقالاتی در تأیید دستاوردهای شهرک‌های صهیونیست نشین منتشر شد، شهرک‌هایی که مقالات مذکور آن را برای نجات یهودیان توصیف و به تشریح و توصیف مناظر طبیعی در فلسطین و شهرک‌های صهیونیست نشین پرداخت که قرار است به ‌زودی در فلسطین اشغالی تاسیس شود. این مقالات همچنین آموزه‌های تورات را نیز به دیدگاه‌های صهیونیستی مرتبط کردند. قطعه دوم نیزنشان‌ دهنده حوادثی است که بین دور صعود نازی‌ها در حاکمیت آلمان و جنگ جهانی دوم رخ داد است.

صحبت از این مرحله در بیانیه‌ای با عنوان ” به کشتی‌های انتقال دست نزنید” آمده است. در این بیانیه آمده است که مهاجرت باب زمین را به روی یهودیان آلمان باز می‌کند و مهاجرت به فلسطین تنها و آخرین امید نجات به شمار می‌رود. ای یهودیان آیا می‌خواهید که یهودیان آلمان در چنگال سرنوشت تلخ خود گرفتار شده و به بن‌بست برسند؟

۷موضوعی که در رابطه با مناسبات صهیونیسم جهانی و نازیسم ناگفته مانده توافقی است که بین آن‌ها در زمینه انتقال دادن یهودیان آلمان به فلسطین اشغالی امضا شده است، این توافق در سال ۱۹۳۳ بین مقامات آلمان نازی و آژانس یهودیان امضا شده و براساس آن یهودیان آلمان می‌توانند به فلسطین مهاجرت کرده و اموال و دارایی‌های خود را نیز با خود منتقل نمایند.

اقدامات یهودیان آلمان در این رابطه مبتنی بر توجه ویژه آژانس‌های صهیونیستی برای استفاده از فرصت‌های موجود در ظرفیت جامعه جهانی جهت افزایش روند مهاجرت به سرزمین‌های اشغالی بوده است، تمرکز این اقدامات در آلمان از این منظر است که تعداد یهودیان این کشور بیشتر از مناطق دیگر بود، به این ترتیب این روند به جذب تعداد بیشتری از صهیونیست‌ها به سرزمین‌های اشغالی می‌گردد، علاوه بر اینکه مهاجرت گسترده یهودیان آلمان می‌توانست به‌ موجی تبدیل شود که در سطحی گسترده به سایر کشورهای اروپایی نیست تسری پیدا کند.

مانع اساسی در روند مهاجرت یهودیان ثروتمند آلمان به فلسطین اشغالی قوانینی بود که در راستای بحران اقتصادی آلمان یک سال قبل از روی کار آمدن نازی ها برای ممانعت از خارج کردن ارزهای خارجی وضع شده بود، اما رایزنی صهیونیسم جهانی با مقامات نازی منجر به توافق انتقال دوجانبه ارز در یک بانک آنجلو – فلسطینی و بانک الفرسان شد تا برخلاف منافع ملی آلمان و قوانین این کشور، یهودیان بتوانند اموال خود را به خارج از آلمان و به طور خاص به سرزمین‌های اشغالی منتقل کرده و خود نیز به این کشور مهاجرت کنند.

تسهیلات جنبش نازیسم برای اصلی‌ترین راهبرد جریان صهیونیسم جهانی در زمینه انتقال یهودیان به فلسطین اشغالی تنها به اینجا ختم نشد، بلکه در فوریه سال ۱۹۳۷ مصاحبه‌ای با مشارکت مسئولان نازی از جمله آیخمان برگزار شد که در آن توافق شد بخشی از اموال انتقال داده شده در مقابل افزایش مهاجرت یهودیان به فلسطین اشغالی و رسیدن آن به عدد ۲۰ هزار نفر در سال به آنجا منتقل شود. حتی مصوب شد که آلمان نازی به هر مهاجری که از آلمان خارج می‌شود، ۱۰۰۰ جنیه استرلینی بپردازد تا نیازهای خود را در این سفر تأمین کند. این تسهیلات باعث افزایش قابل ملاحظه مهاجرت یهودیان آلمان به فلسطین اشغالی شد.

لطفا با ذکر منبع منتشر کنید! (منبع : مسیحیت شناسی)

منبع: مسیحیت شناسی

آثار تزویر در تاریخ اسلام و انقلاب

۰۳راه نفوذ فتنه و اغوای شیطان

وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ بقره/ ۴۲
سوره انفال آیه ۲۵ هر نوع فتنه ای را نفی و به پرهیز از آن دستور داده است:
“وَاتَّقُوا فِتْنَهً لَّا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنکُمْ خَاصَّهً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ شَدِیدُ الْعِقَاب”
“و از عذابی [که نتیجه گناه، فساد، نزاع، اختلاف و ترک امر به معروف و نهی از منکر است] بپرهیزید، [عذابی] که فقط به ستمکاران از شما نمی رسد [بلکه وقتی نازل شود، همه را فرا می گیرد، ستمکاران را به خاطر ستم و اهل ایمان را به سبب اختلاف و نزاع و ترک امر به معروف و نهی از منکر] و بدانید که خدا سخت کیفر است.”
فتنه باطنی باطل و ظاهری حقّ دارد:
۱-دست گذاشتن به نیاز اصلی فرد با آدرس عوضی
۲- در ظاهر شکل حقّ به خود می گیرد، ولی در باطن شکل باطل دارد.
۳- شبهات و شهوت
شیطان آدم و حوّا را از این سه راه فریفت: “انی لکما من الناصحین و قاسمهما”
فتنه صدر اسلام
برای فریب مردم در جنگ جمل همسر پیامبر را آوردند تا خود را مورد تائید پیامبر! نشان دهند.
به نام جانشین پیامبر؛ دست علی را بستند و ۲۵ سال خانه نشین کردند.
در کربلا به لشکر یزید خیرالله می گفتند به فرزند بلافصل آخرین پیامبر خدا خارجی زاده و خارجی!

فتنه معاصر
درسال ۷۶ تا ۸۱ لباس روحانیّت خاتمی را بزرگ کردند تا دین داری خود را ثابت کنند.
در فتنه ۸۸ سیّد بودن موسوی را بزرگ کردند تا عوام را فریب داده و دین داری و تعلّق وی به اهل بیت! را ثابت کنند.
تزویر ظاهر حقّ و باطن باطل دارد، فقط با بصیرت می توان تزویر را از حقّ تشخیص داد.
در طول تاریخ اسلام تاکنون، اهل فتنه و تزویر، با ظاهر حقّ، با اهل حقّ، با زبان تزویر و ریا جنگیدند و عوام اهل حقّ را باطل تلقّی، و آنها را تنها گذاشتند، تا بسیاری از مسلمانان، پوسته اسلام را گرفته و ظاهر خود را درست کرده و باطن و قانون اسلام را رها نمودند تا این که مهدی زهرا هم تنها مانده و ندای هل من ناصر ینصرنی جوابی در حدّ ظاهر و کلام و ادّعای بدون عمل یافته است.
تزویر به ریشه حقّ می زند و حقّ را باطل می نمایاند تا عوام از سر بی بصیرتی باطل را عین حقّ و جنگ با اهل حقّ را رضایت خدا و جهاد و دارای پاداش اخروی ببیند!
تنها وسیله ریشه کنی تزویر و فتنه بصیرت و دین داری عملی هست.
صداقت و پرهیز از گونه دروغ و ریا مانع شکل گیری شخصیت مزورّانه هست.

منبع: دریچه ای از معرفت 

حماقت های لیلا و اطرافیان (نقد کوتاهی بر فیلم تنهایی لیلا)

۰۲با دیدن سریال تنهایی لیلا می خواستم مطلبی بنویسم با عنوان حماقت های لیلا و اطرافیان که منصرف شدم تا اینکه این مطلب را خواندم
من نمی دونم یکی نیست به این دختر بگه مگه مجبوری از خونه بیای بیرون. هی بری این ور و اون ور. خودت رو در مظان اتهام قرار بدی.
خوبه نصف بیابون های آمریکا رو هم چرخیدی و اینقدر خنگی!
اصلا کدوم دختری عاشق یک همچین پسری میشه با اون قیافه و موهاش؟! کدوم پسری تو امام زاده تیپش اینطوری بوده که این دومیش باشه!
اگه قرار بود دخترا اینطوری عاشق پسرها بشن تا الآن همه ی بچه های مسجد رو زن داده بودیم رفته بود. (والا به خدا)
مثل این عقب افتاده ها رفت دستش رو سوزوند. بابا داستان میرداماد جد حضرت آقا خیلی قضیش با این فرق می کرد. اون هم از این یکی عقب افتاده تر عاشق این شد.
اصلا اگر محمد رو کارگردان نمی کشت حتما زنش اینکار رو می کرد. (شوخی نزدیک به جدی) همیشه تو فیلم یا داستان عاشقانه یکی از دو طرف باید زود بمیره یا بهم نرسن. وگرنه کارگردان باید مرد رو تو صف نون اون هم صبح زود نشون بده که از بی خوابی داره می میره! زنه رو هم در حال تمیز کردن بچه و آشپزی که این هر دو برای مخاطب تلویزیون جذابیت نداره.
از قدیم گفتن هوشی که با یک مویز بیاد یک قاشق ماست ضایعش می کنه.
تا حالا آدم های زیادی به ما رجوع کردن (شاید شانس ماست) که می خواستن مسلمان شیعه بشه. وقتی تهش رو در میاری می بینی عاشق یک دختر شده یا عاشق یه پسر شده.
اشکالی نداره خیلی هم خوبه اما خانه ای که بر آب بنا شد نمیشه انتظار داشت اونجا که ما می خوایم قرار بگیره. آب خاصیتش اینه که باید در جریان باشه گرنه می گنده. تو نباید خونت رو روی آب بنا می کردی.!
آقای کارگردان نمی دونم قصد شما از این سریال چیه! اما اگه قصدت اینه که برای بچه های مذهبی و مسجدی زن پیدا کنی. ما خودمون هزار تا دختر و پسر خارج نرفته آفتاب ندیده که هزار بار از این دختر و پسر خنگول و عقب افتاده باهوش تر و متدین ترند سراغ داریم!
ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان!

+ بعد نوشت: تو برنامه هایی مثل ماه عسل و … از دختر ها و پسرهای شیعه شده یا تغییر مرام داده دعوت می کنن.تا بحال یکی از اینها برای نمونه مریم مقدس نبوده قبل از شیعه شدنش. اصلا خاصیت غرب اینه، اگه کسی بر می گرده و شیعه میشه از پوچی و بی هدفیه. نه مریم مقدس بودن!
++اگه قرار بود به دختر ما پیغام بده بهتر بود یک دختر آمریکا رفته رو نشون بده که از شدت پوچی و لذت گرایی به این سمت حرکت می کنه.

منبع: فطرت الهی – دلسوخته ای منتظر

خاطره ای زیبا از آیت الله مرعشی نجفی(ره)

۰۱بسم الله الرحمن الرحیم

آیت ا…مرعشی نجفی(ره) می فرمایند که شب اول قبر آیت‌‌الله شیخ مرتضی حائری(قدس سرّه)”، برایش نماز “لیله‌ الدّفن”خواندم، بعد نماز هم سوره یاسین قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هدیه کردم.
چند شب بعد او را در عالم خواب دیدم.
حواسم بود که از دنیا رفته است.
کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف چه خبر است؟
پرسیدم:
آقای حائری! اوضاع‌تان چطور است؟
آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می‌آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته‌ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف کردن…
-وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سبکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت.
درست مثل اینکه لباسی را از تنت درآوری.
کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می‌دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم؛
این بود که رفتم و یک گوشه‌ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.
ناگهان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می‌آید.
صداهایی رعب‌آور و وحشت‌افزا!
صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست می‌کرد. به زیر پاهایم نگاهی انداختم.
از مردمی که مرا تشیع و تدفین کرده بودند خبری نبود.
بیابانی بود برهوت با افقی بی‌انتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست به من نزدیک می‌شدند.
تمام وجودشان از آتش بود.
آتشی که زبانه می‌کشید و مانع از آن می‌شد که بتوانم چشمانشان را تشخیص دهم.
انگار داشتند با هم حرف می‌زدند و مرا به یکدیگر نشان می‌دادند.
ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن؛
خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی‌آمد.
تنها دهانم باز و بسته می‌شد و داشت نفسم بند می‌آمد.
بدجوری احساس بی‌کسی و غربت کردم.
با همه وجود از درون ناله سر دادم:
خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده! در اینجا جز تو کسی را ندارم….!
همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه صدایی از پشت سرم شدم.
صدایی دلنواز، آرامش ‌بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین!
سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من می‌آمد.
هر چقدر آن نور به من نزدیکتر می‌شد آن دو نفر آتشین عقب‌تر و عقب‌تر می‌رفتند تا اینکه بالاخره ناپدید گشتند.
نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم.
آقایی را دیدم از جنس نور.
نوری چشم نواز و آرامش بخش.
ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمی‌توانستم حرفی بزنم و تشکری کنم؛
اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید:
آقای حائری! ترسیدی؟
من هم به حرف آمدم گفتم :
بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی!
هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره ‌ترک می‌شدم
و خدا می‌داند چه بلایی بر سر من می‌آوردند.
بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم:
راستی، نفرمودید که شما چه کسی هستید؟
و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می‌نگریستند فرمودند:
من علی بن موسی الرّضا(ع) هستم.
آقای حائری! شما ۳۸ مرتبه به زیارت من آمدید من هم ۳۸ مرتبه به بازدیدت خواهم آمد،
این اولین مرتبه‌اش بود.
۳۷ بار دیگر هم خواهم آمد…!!
(السلام علیک ایها الامام الرئوف)

منبع: رها باید شد

باید باسواد تر باشیم!

۱۱برای نسل من که امام را درک نکرده اند خواندن «صحیفه ی نور» امام حداقل یک دور و کامل از نون شب واجب تر نباشد از اینترنت گردی و با واتساپ و وایبر و… ور رفتن واجب تر است.

مخصوصا که عده ای دارند امام را تحریف می کنند خواسته یا ناخواسته!

مخصوصا که دولت تدبیر و امید ما متأسفانه فاصله های محسوسی با خط و فکر امام دارد …

یکی اش باز کردن پای گرگ و روباه به مملکتی که امام و شهدا و مجاهدان و مردم برای بیرون کردن گرگ و روباه و افکار پلیدشان از کشور اسلامی عزیزمان، انقدر خون دل خوردند و خون دادند و عمر خود را وقف این مهم کردند.

این است آرمان های امام؟ آقای روحانی!

مرگ بر انگلیس! مرگ بر آمریکا! این فقط شعار نیست، این یعنی مبارزه ما ادامه دارد…

اشکم در می آید از این همه سوء تدبیری که دولت تدبیر! به خوردمان می دهد! تحمل اعتراض و انتقاد را هم ندارند ولی خوب پرستیژ انتقاد طلبی و اینها می آیند! روحانی مچکریم!

من شروع کرده ام صحیفه خوانی را شما هم اگر امام رادوست دارید و خودتان را فدایی سید علی می دانید و نخوانده اید این را هم میان برنامه هایتان جا بدهید. ضرر نمی کنید.

منبع: توی پرانتز یه خورده هم زندگی کنیم

امام رئوفم امام رضا

۰۹امام هشتم(ع) فرمود که پدرم موسی ابن جعفر را در عالم رویا دیدم به من فرمودند : فرزندم هروقت به شدت دچار بحران و گرفتاری شدی، این دو نام خدا را زیاد تکرار کن، یا رئوف و یا رحیم. انشاء الله به کمک خداوند از آن بحران بیرون بیایید.

پیرمردی که پدر دو شهید بود به نام مرحوم حاج آقا جعفر روحانی ایشان از بستگان ما بود. ایشان یک زمانی به مشهد مشرف شده بودند. این فرد عصایی داشت که با کمک آن راه می رفت اما لاستیک انتهای آن پاره شده بود و باعث می شد که در صحن سر بخورد. ایشان می گفت همانطور که داخل حرم می شدم به ذهنم رسید که چکاری باید برای لاستیک انتهای عصای خود بکنم. در همین حالت بودم که یکی از خدامان جلو آمد و به من گفت که حاج آقا این لاستیک به عصای شما می خورد؟ دیدم دقیقاً اندازه ی عصای من است. آنقدر خوشحال شدم که گریه ام گرفت. گفتم یا امام هشتم شما به فکر لاستیک ته عصای ما هستید، آیا امکان دارد که به فکر ما نباشید و ما را به بهشت نبرید و شفاعت نکنید.

منبع: باراز اسلام

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک

۱۰امام رضا علیه‌السلام در کلامی گران‌بها هفت چیز را بدون انجام دادن هفت عمل دیگر مسخره آمیز برشمرده‌اند.

سَبعَهُ أشیاءَ بِغَیرِ سَبعهِ أشیاءَ مِن الاسْتِهْزاءِ :

هفت چیز است که بدون هفت چیز دیگر مسخره آمیز است:

۱- مَنِ اسْتَغْفَرَ بلِسانِهِ و لَم یَنْدَمْ بقَلبِهِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ،

کسى که به زبان خود استغفار کند اما در دلش [از گناه] پشیمان نباشد خودش را مسخره کرده است.

۲- و مَن سَألَ اللّه َ التَّوفیقَ و لَم یَجْتَهِدْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ ،

کسى که خواهان موفقیت باشد امّا نکوشد خودش را به باد تمسخر گرفته است.

۳- و مَنِ اسْتَحْزَمَ و لَم یَحْذَرْ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ،

کسى که جویاى دوراندیشى باشد امّا احتیاط نورزد خودش را ریشخند کرده است.

۴- و مَن سألَ اللّه َ الجَنّهَ و لَم یَصْبِرْ على الشَّدائدِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ ،

کسى که از خدا بهشت بخواهد امّا در برابر سختی‌ها شکیبا نباشد خود را به سخره گرفته است.

۵- و مَن تَعَوّذَ باللّه ِ مِن النّارِ و لَم یَتْرُکْ شَهَواتِ الدُّنیا فقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ،

کسى که از آتش دوزخ به خدا پناه برد امّا خواهشهاى دنیایى را رها نکند خود را به باد تمسخر گرفته است.

۶- وَ مَنْ ذَکَرَ الموت وَ لَمْ یستعد له فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِه،

کسی که به یاد مرگ افتد و خود را مهیای آن نسازد خود را مسخره کرده است.

۷- و مَن ذَکَرَ اللّه َ و لَم یَسْتَبِقْ إلى لِقائهِ فَقدِ اسْتَهْزأ بنَفْسِهِ.

و کسى که خدا را یاد کند ولى براى دیدار او نشتابد خود را ریشخند کرده است.

منبع: باراز اسلام