روضه حضرت علی اکبر

بسم رب الحسین

 

قسمت اول روضه و توسل حضرت علی اکبر علیه السلام شب هشتم محرم ۹۶_سید مهدی میرداماد

“یارب الحسین، بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجه”
*یه مصداقِ ” صدر الحسین”قنداقه ی علی اصغرِ که روی سینه ی ابی عبدالله الحسینِ،یه مصداقِ دیگه از ” صدر الحسین” سینه ی حسین،داغ علی اکبرِ که روی سینه حسینِ،رو سینه ی پدرِ،اون اهل دل،ابی عبدالله الحسین رو درعالم رؤیا دیده بود،دیده بود همه ی بدن زخمِ،گفته بود: آقا من چه کنم این زخم ها خوب بشه؟فرموده بودند:” اَنَا قتیل العَبَره” میخوای زخم هام خوب بشه؟روضه بگیر،بیان گریه کنن،اشک های شما مرهم زخم های منِ…
میگه:روضه گرفتم،بعد از یه دهه گریه و روضه،دوباره حضرت رو دیده بود،میگه:دیدم همه ی زخم ها التیام پیدا کرده،فقط دو تا زخم هنوز تازه است،یکی زخمِ رو سینه ی حسینِ،یکی زخمِ رو کمر حضرتِ،زخم رو کمر که داغ عباسِ که روز تاسوعا زنده باشیم با هم بمیریم برا اون جمله حسین که گفت:آخ کمرم شکست…
پرسیدم زخم رو سینه چیه؟ فرمود: این داغِ علی اکبرمِ،تا قیامت هم خوب شدنی نیست….
“یارب الحسین، بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجه
یارب الحجه بحق الحجه اشف صدر الحجه بظهور الحجه”

که هستی؟ حسینی تو یا حیدری؟

*امشب شبِ امیرالمؤمنینِ،همین اول بگم حرف آخر چیه،همه ی این خون هایی که ریخته شد،همش به خاطر اسمِ علی بود،امشب شبِ علی اکبرِ،چه مقامی داره این آقا؟علامه کوهستانی رحمهالله علیه حضرت علی اکبر رو دیده بودند،حضرت علی اکبر گِله کرده بودند که به دوستان ما بگید:چرا به من متوسل نمیشن؟ من دستم پیش بابام خیلی بازِ،کافیِ یه اشاره کنم به بابام….

که هستی؟ حسینی تو یا حیدری؟
علی یا همان شخص پیغمبری؟
جوانان عالم فدایت شوند
که تا صبح محشر جوان پروری
جمالت تمامِ کتاب خداست
به کوثر قسم میخورم، کوثری

*چه جمالی،چه کمالی..” اَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِ الله” ابی عبدالله دلش برا هر کی تنگ میشد،علی اکبر رو صدا می کرد،برا پیغمبر دلش تنگ میشد،علی اکبر رو نگاه می کرد،برا باباش علی،برا مادرش زهرا دلش تنگ می شد،می گفت:علی اکبر! جلوم راه برو،راه رفتنت منو یادِ مادرم میندازه….*

نبی نیستی و نبی خلقتی
خدا نیستی و خدا مَنظری
در اوصاف تو از تو شرمنده ایم
که از وصف، بالاتر و برتری
علی خوانمت؟ یا نبی گویمت؟
ندانم که هستی؛ علی اکبری
بلند اختران، خاک راه تواند
شهیدان، شهیدِ نگاه تواند

* وقتی شنید از لبان مبارک پدرش، ابی عبدالله آیه ی اِسْتِرْجاع رو میخونه،هی زیر لب میگه:” إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَ‌اجِعُونَ”..،سئوال کرد بابا! نشنوم پدرم این آیه رو بخونه،چی شده؟ابی عبدالله فرمود: خواب جدم رو دیدم،گفت: حسینم! عقب این قافله مرگ داره شما رو دنبال میکنه…
علی اکبر سئوال کرد:بابا کشته میشیم؟ابی عبدالله فرمود:آره کشته میشیم..
علی اکبر باز سئوال کرد: “ألَسنا على الحق؟” آیا حق با ماست،حق مائیم؟ فرمود ابی عبدالله: آره حق مائیم و بر حقیم…علی اکبر گفت: پس دیگه باکی از مرگ نداریم….

 

منبع کانال تلگرامی متن روضه

درباره talabeh

این مطالب را نیز ببینید!

روضه حضرت علی اکبر

بسم رب الحسین قسمت پایانی روضه و توسل حضرت علی اکبر علیه السلام شب هشتم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

14 + = 17