خانه / طلاب علوم دینی / واقعیت های طلبگی

واقعیت های طلبگی

واقعیت های طلبگیاکثر پدر و مادرها حاضر نمیشن فرزندان خودشون و راهیه حوزه بکنن، و البته این امر در نگاه اول طبیعی به نظر میرسه. بد نیست توی این مطلب به مشکلات طلبگی برای پدر و مادرها بپردازیم:

۱-آینده شغلی:
اکثریت طلبه ها آینده شغلی معین و مناسبی ندارن. علت این امر هم واضحه، چون بیشترین وارد عرصه های تبلیغی یا علمی میشن و عملا شغل مناسبی که در جامعه رایج و همگانی هست نخواهند داشت. البته درصد کمی از طلبه ها در آینده شغل مناسبی پیدا میکنن مثل قضاوت، فعالیت توی شرکت های دولتی و …، ولی بالای ۸۰ درصد این طوری نیست.

۲-بحث مالی:
اکثریت طلاب از لحاظ مالی در مشکلات زیادی هستن. به همین خاطر یا پدر طلبه باید تا حدی کمکشون کنه یا در حالت خوش بینانه طلبه با سختی حوزه بسازه و نیازی به کمک مالی پدر نداشته باشه. البته در صورت دوم هم، در سن پیری، پدر خیلی نمیتونه به کمک مالی پسرش امیدوار باشه

۳-پرستیژ پایین:
طلبگی سختی های خودش و داره، و البته توی جامعه پرستیژ پایین تری نسبت به دکترها و مهندس ها داره. به همین علت اکثریت خانواده ها راضی نیستن پسرشون دانشگاه و رها کنه و وارد حوزه بشه.(مخصوصا اگر فرزندشون زرنگ باشه!)

۴-سختی های طلبگی:
حق و الانصاف سختی های درون جامعه طبگی در هیچ رشته ای پیدا نمیشه. از یه طرف مشکلات مالی، از طرف دیگه حجم بالای درس ها و از همه مهم تر مشکلات زندگی در جامعه و تبلیغی. همه این ها دست به دست هم میده که پدر و مادر و بترسونه که با رفتن پسرشون به حوزه موافقت نکنن.

۵-محدودیت های طلبگی:
فردی که طلبه میشه محدودیت های خیلی بیشتری نسبت به بقیه جامعه خواهد داشت. طلبه هر جایی نمیتونه بره، هر کاری نمیتونه بکنه. خلاصه این هم معضل بزرگیه

۶-انتظارهای بالای جامه:
معمولا انتظار جامعه از توان طلاب بالاتره. این امر هم برای خانواده ها خیلی نگران کنندست.

۷-ازدواج سخت:
معمولا پیدا کردن یک مورد برای ازدواج برای یک طلبه به مراتب از افراد دیگه جامعه سخت تره. چرا که اکثر دختر خانم ها حاضر نیستن مشکلات زندگی با یک طلبه رو به جون بخرن. برای همین هم مادر های طلاب معمولا دردسر بیشتری باید متحمل بشن.

۸-عدم آشنایی با زندگی طلبگی:
خیلی خانواده ها اصلا با زندگی و شرایط طلبگی آشنا نیستن و کاملا بیگانن. چرا که اصلا در خانوادشون طلبه نداشتن و ندیدن. همین امر باعث ترسشون میشه.

به علت های بالا و علت های بیشمار دیگه، اکثر خانواده ها حاضر نیستن اجازه ورود پسرشون به حوزه را بدهند. که اگر از دید مادی به مسئله طلبگی نگاه کنیم حق هم دارند. ولی هیچ کس نمیتونه انکار کنه که فرستادن یک فرزند به حوزه یک جور فداکاری برای مادر پدر محسوب میشه، مخصوصا اگه فرزندشون زرنگ یا شرایط خوبی در جامعه داشته باشه. پس اگه پدر و مادری جایگاه طلبگی و بدونه و درد کنه که طلبگی جایگاه پیامبریست و فردی که توی این لباس میره عین پیامبران وظیفه تبلیغ دین رو داره راحت تر اسماعیلشون رو در راه خدا فدا میکنن.

چقدر زیباست طلبگی، چرا که کسی که توی این لباس میره عین پیامبران صدای حق رو برای جامعه فریاد میزنه. چقدر زیباست که در جامعه مثل اکثر پیامبران در جامعه ناسزا بشنوه ولی باز هم دست از فریاد حقانیت بر نداره.

پس بد نیست پدر ها و مادر هایی که با ورود فرزندانشان به حوزه مخالفت میکنن بدونن چه سعادتی رو از خودشون محروم میکنن، چرا که هر قدمی که فرزندشون در راه خدا بذاره ثوابش اول به خود پدر و مادر میرسه.

البته باید دقت داشت که سعی بشه در راه فداکاری بهترین ها رو فدا کرد، اگر چند پسر دارند زرنگ ترین و در راه خدا بفرستند، نه اینکه بدترینشون!

منبع: مهندس طلبه

درباره ی طلبه آنلاین

۶ دیدگاه

  1. سلام. جواد شریفی هستم. در صورت فرصت و حوصله از وبلاگ من دیدن کرده و از نقطه نظراتتان مطلعم کنید.
    متشکرم
    myblog.webnashr.com

  2. کدامین دست ها بودجه عمومی را ارثیه پدری کرده

    http://mansurevatani.ir/newindex.aspx?pid=99&
    ArticleID=187263
    نقد عملکرد مرکز خدمات حوزه علمیه قم

  3. به نظر به هیچ عنوان طلبگی پرستیژ پایینی نداره این نهایت کج بینی هست که ما بخوایم شخصیت و وجهه بزرگ طلاب رو پایین بدونیم …من ابهتی که توی طلاب دیدم تو هیچ قشری از جامعه ندیدم

  4. سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران وبسایت
    به این خوبی سپاسگزارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.