صفحه اصلی / شهداء / خاطرات شهداء

خاطرات شهداء

خونش را نذر حضرت زینب(س) کرده بود

خونش را نذر حضرت زینب(س) کرده بود شهید حمید قاسم پور مادر زخم خورده جنگ بود، کودک بود که تیری ناغافل گلوی پدرش را دریده و او طعم یتیمی را چشیده بود، حالا پسرش داشت لباس رزم می پوشید. شب های آخر با پسرش تا اذان صبح می نشست، گاهی صدای خنده شان فضای خانه را پر کرد و گاهی …

مشاهده بیشتر »

شهید ابوالفضل شیروانیان

شهید ابوالفضل شیروانیان زود جوش می‌آورد. آن صبری که بقیه داشتند او نداشت. همیشه هم می‌گفت، «شهدا نشانه دارند که من ندارم. پس شهید نمی‌شوم!» دو ماه پیش از شهادتش به طور غیر منتظره‌ای صبور شده بود، آن‌قدر که من سر به سر او می‌گذاشتم تا فریادش را بشنوم، اما هیچ فریادی نمی‌زد. دلم می‌خواست فریاد بزند تا آن نشانه‌ای …

مشاهده بیشتر »

ماه رجب گذشت و من از خود نگذشتم

نویسنده “رگا” نوشت: نوشته ای از شهید حاج عبدالله اسکندری در اعتکاف سال ۱۳۸۴ روز سیزدهم ماه رجب در سال ۱۳۸۴ روز تولد حضرت امیر علیه السلام خداوند توفیق داد که برای اولین بار اعتکاف نصیبم شد. این سه روز می شود انسان خود را محاسبه اعمال نماید قبل اینکه محاسبه اعمالمان بکنند. بعد از این سه روز باید تحول …

مشاهده بیشتر »

شهید غلامحسین بغدادپور ۱۳ رجب بود که شهید شد

افسر جوان در وبسایت “رگا” نوشت: عملیات رمضان ؛ یه شب رفتیم یه جایی معروف بود به سه راه مرگ. شب سختی بود تا صبح گلوله از همه طرف میومد. هوا داشت روشن می شد دیدیم یه عده زیاد دارن میرن عقب. خیلی مطمئن گفتیم اینا ترسیدن ولشون کن بعد یه عده دیگه و … مونده بودیم حدود بیست نفر …

مشاهده بیشتر »