صفحه اصلی / مشاوره (صفحه 3)

مشاوره

روباه و کلاغ

  یکی بود یکی نبود. در یک روز آفتابی آقا کلاغه یک قالب پنیر دید ، زود اومد و اونو با نوکش برداشت ،پرواز کرد و روی درختی نشست تا آسوده ، پنیرشو بخوره. روباه که مواظب کلاغ بود ، پیش خودش فکر کرد کاری کند تا قالب پنیررا بدست بیاورد. روباه نزدیک درختی که آقاکلاغه نشسته بود ، رفت …

مشاهده بیشتر »

دانه خوش شانس

  سالها پیش، کشاورزی، یک کیسه ی بزرگ بذر را برای فروش به شهر می برد. ناگهان چرخ گاری به یک سنگ بزرگ برخورد کرد و یکی از دانه های توی کیسه روی زمین خشک و گرم افتاد. دانه ترسید و پیش خودش گفت: من فقط  زیر خاک در امان هستم. گاوی که از آنجا عبور می کرد پایش را …

مشاهده بیشتر »

مراقبت از سگ کوچولو

  دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند. او خیلی هیجان زده است. او می داند که مراقبت از یک سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند که اینکار زحمت دارد. داینا باید هر روز به سگ کوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه است. سگ قهوه ای هر روز …

مشاهده بیشتر »

گرگی در لباس میش

  روزی روزگاری یک گرگ بدجنس برای پیدا کردن غذا دچار مشکل شد. چون گله ای که  برای چرا به آن کوه و چمنزار می آمد یک چوپان دلسوز و یک سگ دقیق داشت. آنها مواظب هر اتفاقی در گله بودند. گرگ گرفتار شده بود و نمی دانست چکار بکند تا اینکه یک روز اتفاق عجیبی افتاد. او یک پوست …

مشاهده بیشتر »

قورباغه و گاو نر

قورباغه کوچولو به قورباغه بزرگی که کنار برکه نشسته بود می گفت: وای پدر،من یک هیولای وحشتناک دیدم. او به بزرگی یک کوه بود و روی سرش هم شاخ داشت. دم درازی داشت و پاهایش هم سم داشت. قورباغه پیر گفت: بچه جان، اونی که تو دیدی فقط یک گاو نر بوده است. آن خیلی هم بزرگ نیست و ممکن …

مشاهده بیشتر »

دو موش بد

  روزی و روزگاری یک خانه عروسکی بسیار زیبایی در کنار شومینه اتاق قرار داشت.دیوارهای آن قرمز و پنجره هایش سفید بود. آن خانه پرده های توری واقعی داشت. همچنین یک درب در جلوی خانه و یک دودکش هم روی سقفش دیده می شد. این خانه متعلق به دو عروسک بود. یک عروسک بلوند که لوسیندا نام داشت و صاحبخانه …

مشاهده بیشتر »

چوپان دروغگو

  روزی روزگاری پسرک چوپانی در ده ای زندگی می کرد. او هر روز صبح گوسفندان مردم دهات را از ده به تپه های سبز و خرم نزدیک ده می برد تا گوسفندها علف های تازه بخورند.او تقریبا تمام روز را تنها بود. یک روز حوصله او خیلی سر رفت. روز جمعه بود و او مجبور بود باز هم در …

مشاهده بیشتر »

چشمه سحرآمیز

  روزی روزگاری  در یک جنگل بزرگ خرگوش کنجکاوی زندگی می کرد. یک روز، خرگوش کنجکاو درحال دویدن و بازی کردن بود که به چشمه ای سحر آمیز رسید. خرگوش می خواست از چشمه آب بنوشد که ناگهان زنبوری خود را به خرگوش رساند و به او گفت: از این چشمه آب ننوش. هر که از این آب بنوشد کوچک …

مشاهده بیشتر »

اردک خوش شانس

  پدر برای دختر و پسرش کتاب می خواند.اسم کتاب اردک خوش شانس، خوش شانس، خوش شانس بود. قصه اینطوری بود که…. روزی یک اردک خوشگل و دوست داشتنی برای گردش بیرون رفت و خیلی زود یک گودال آب تمیز و دوست داشتنی پیدا کرد. اوه، چه اردک خوش شانسی! اردک خوش شانس گفت: “کواک” اردک کوچک و دوست داشتنی،  …

مشاهده بیشتر »

جوجه اردک زشت

  یکی از  بعداز ظهرهای آخر تابستان بود. نزدیک یک کلبه قدیمی در دهکده  خانم اردکه لانه اش را  کنار دریاچه ساخته بود. اون پیش خودش فکر می کرد: مدت زیادی هست که روی این تخم ها خوابیده ام. او تنها نشسته بود و بقیه اردکها مشغول شنا بودند کم کم تخم ها شروع به حرکت کردند و با نوکهای …

مشاهده بیشتر »

لوکوموتیو

  روزی طوفان سهمگینی وزید و صاعقه ای به کوه باعث شد، صخره سنگ بزرگی از کوه سرازیر شود و به روی ریل راه آهن بیافتد. پرنده ی دریایی آنچه را که اتفاق افتاده بود، دید. او پیش دوستانش، خرگوش و موش و روباه رفت و ماجرا را برایشان تعریف کرد خرگوش گفت: ما باید سنگ را از روی ریل …

مشاهده بیشتر »

پند مادر

  دهقانی با زن و تنها پسرش در روستایی زندگی می کرد. خدا آنها را از مال دنیا بی نیاز کرده بود . مرد دهقان همیشه پسرش را نصیحت می کرد تا در انتخاب دوست دقت فراوان کند و افراد مناسبی را برای دوستی برگزیند سالها گذشت تا اینکه پدر از دنیا رفت. تمام اموال و املاکش به پسرش رسید …

مشاهده بیشتر »

اهمیت قصه گویی برای کودکان، پرورش فضائل اخلاقی

قصه گفتن‌های مادر برای کودک بسیار جالب و گیرا است به طوری که حاضر است از بازی خود صرف نظر کند و بدان گوش فرا دهد. به هنگامی که مادر برای کودک قصه می‌گوید او تمام گوش است آن‌چنان به آن دلبسته است که همه چیز را فراموش می‌کند. مادر در ضمن قصه گفتن نکته‌هایی به کودک می‌آموزد و پایه‌های …

مشاهده بیشتر »

کودکان با قصه‌ها رشد می‌کنند

در سال‌های اخیر تحقیقات بسیاری درخصوص اهمیت قصه‌خوانی و قصه‌گویی برای کودکان انجام شده و اثرات بسیار مثبت آن در رشد فکری و روانی آن‌ها به اثبات رسیده است. از این‌رو روان‌شناسان و کارشناسان تربیتی به والدین توصیه می‌کنند که از همان سال‌های ابتدایی، برای فرزندان‌شان قصه بگویند. روان‌شناسان یکی از مهم‌ترین اثرات قصه‌گویی برای کودکان را رشد هیجانی، عاطفی …

مشاهده بیشتر »

چگونه از استرس خود بکاهیم؟

 استرس یکی از مشکلات امروز جامعه ایرانی از جمله جوانان است در این نوشتار به راه های مقابله با استرس خواهیم پرداخت. سوال «راه مقابله با استرس چیست؟» در عین ساده بودن دارای جوانب بسیار مهمی می باشد و ما از دو جهت به آن خواهیم پرداخت. الف) چگونه استرس و اضطراب را کنترل نماییم؟  ب) چگونه در هنگام استرس …

مشاهده بیشتر »

خود خوری ممنوع

با سلام : من و قتی که عصبانی میشوم یا استرس مرا می گیرد شروع به خوردن انگشت ها یا لب هایم می کنم و تا چند روز اصلا بدون انکه خودم بخواهم چون ناراحت شده ام گریه می کنم خواهش می کنم راه کار هایی به من مانند بافتی برای سرگرم شدن و ارام شدن پیشنهاد دهید با تشکر …

مشاهده بیشتر »

مصائبِ داشتنِ یک شوهر خیلی مردم دار

مشکلاتی که تفاوتهای شخصیتی ایجاد می کند مصائبِ داشتنِ یک شوهر خیلی مردم دار از قدیم گفته اند که مهمان با خودش صلح و صفا می آورد، البته این در صورتی خواهد بود که زن و شوهر در مورد کیفیت و کمیت مهمان داری با هم به توافق و تفاهم رسیده باشند. که اگر اینطور نباشد، مهمان بیچاره بیشتر به …

مشاهده بیشتر »

ده فایده قصه گویی برای کودکان

این روزها با توجه به مشکلات عدیده و فشارهایی که والدین در نزدگی متحمل می شوند به ندرت می توانند برای کودکان خود قصه بخوانند. کمبود اوقات فراغت، وجود تکنولوژی های جدید پیچیدگی ها و مشکلات عدیده ای که خانواده ها با آن دست و پنجه نرم می کنند باعث شده که تقریبا هنر قصه خوانی در این میان از …

مشاهده بیشتر »

خرید اسباب بازی برای کودک

خرید اسباب بازی برای کودک مادری هستم که فرزندی ۵ ساله دارم؛ هر بار که با کودکم بیرون برویم و مغازه اسباب بازی فروشی ببیند، اسباب بازی می خواهد و اگر برایش نخریم گریه می کند و ناراحت می شود. بگویید چه کار کنم تا کودکم وقتی با هم بیرون می رویم از من نخواهد که برایش اسباب بازی جدید …

مشاهده بیشتر »

تردید در انتخاب نام برای فرزند

تردید در انتخاب نام برای فرزند من میخوام اسم دخترمو بذارم «نیاز»، و این اسمو خیلی خیلی دوست دارم، و تفسیرش برای خودم به معنی نیاز من و شوهرم به اونه، نهایت خواسته و آرزومون. اما به دلیل معنی این اسم که حاجت واحتیاجه دچار تردید شدم که یه وقت بخاطر معنی اسمش در آینده مورد تمسخر دوستاش قرار بگیره …

مشاهده بیشتر »