بررسی ادله عقلی اثبات وجود امام زمان (عجل الله فرجه)

۹موضوع بحث، اثبات وجود مقدس حضرت بقیت الله الاعظم، امام عصرـ ارواحنافداه ـ بر اساس دلایل عقلی است. روشی را که برای اثبات این مطلب از نظر عقل برگزیده ایم، روش معروف منطقی به نام روش (سبر و تقسیم) است که آن را روش (تردید) نیز گفته اند. از این روش، متکلمان امامیه در کتاب های کلامی خود بهره برده اند؛ از جمله شیخ طوسی، در کتاب الغیبه بر اساس این روش، بر وجود حضرت امام عصر ـ ارواحنافداه ـ استدلال کرده است. قبل از ایشان، سید مرتضی در کتاب الذخیره و دیگر کتاب های مربوط به مسئله ی امامت این روش را به کار گرفته است و قبل از سید مرتضی، شیخ مفید در آثار مربوط به مسئله ی مهدویت و امام عصر(عجل الله فرجه) از این روش استفاده کرده است.

در این جا چند نکته را به عنوان پیش درآمد بحث یادآور می شوم:

نکته ی اول
نکته ی اول این است که از دیدگاه شیعه، مسئله ی امامت از مسائل کلامی است و تحت عنوان (وجوب علی الله) مطرح می شود؛ مانند مسئله ی نبوت از دیدگاه متکلمانی که به حسن و قبح عقلی اعتقاد دارند. قائلان به حسن و قبح عقلی متکلمان امامیه، معتزله و (ماتریدیه)اند. متکلمان (ماتریدیه) از نظر فقهی، حنفی مذهب اند و از نظر کلامی، پیرو ابومنصور ماتریدی(۲) می باشند و به قاعده یحسن و قبح عقلی اعتقاد دارند.(۳) اشاعره چنین اعتقادی ندارند؛ به (وجوب علی الله) معتقد نیستند؛ به استثنای بعضی از متفکرانشان مانند شیخ عبده. امامیه معتقداند که امامت از صغریات حسن و قبح عقلی و وجوب علی الله است. نزاع بین امامیه و معتزله و طرف داران حسن و قبح عقلی، نزاع کبروی نیست، نزاع صغروی است. آن ها قبول دارند که نبوت از مصادیق آن قاعده است، اما امامت را از مصادیق آن نمی دانند. ما فعلا از دیدگاه شیعه سخن می گوییم. بنابراین نکته ی اول این شد که امامت از دیدگاه شیعه، مسئله ای کلامی و تحت عنوان (وجوب علی الله) است و از مصادیق حسن و قبح عقلی می باشد.

نکته ی دوم
نکته ی دوم این که همان گونه که نبوت به دو گونه ی: نبوت عامه و نبوت خاصه تقسیم شده است. امامت نیز به امامت عامه و امامت خاصه تقسیم می شود. مقصود از امامت عامه بحث های کلان و کلی امامت است؛ این که امامت امری است بایستنی و لازم، حسن امامت، چیستی و یا فلسفه ی امامت، غایات امامت و صفات و بایستگی هایی که امام باید داشته باشد و راه شناخت امام، این ها مباحث مربوط به امامت عامه است. اما این که مصادیق و اشخاص و کسانی که منصب امامت در آن ها تعین و تجلی پیدا می کند چه کسانی اند این می شود بحث امامت خاصه؛ همان گونه که در نبوت نیز نبوت خاصه به این مسئله یعنی مصادیق و موارد می پردازد.
همه ی مذاهب اسلامی در اصل وجوب امام و امامت اتفاق نظر دارند؛ جز یک قول شاذ و نادری که به برخی از خوارج و معتزله نسبت داده شده است؛ فرقه ی اباضیه (خوارج امروزی) به چنین مطلبی اعتقاد ندارند. کتاب های آن ها را من نگاه کرده ام و با علمای آن ها از نزدیک تماس داشته ام، آن ها به وجوب امامت معتقدند. به قول سید مرتضی در کتاب الذخیره هر چند نخستین فرقه خوارج یعنی محکمه به لحاظ تئوری اصل امامت و لزوم امامت را منکر شدند، اما در زندگی خود عملا بدون رهبر و امام زندگی نکرده اند. بنابراین هیچ یک از مذاهب منکر اصل وجوب امامت نیست. اختلافی که بین شیعه و سایر مذاهب اسلامی است، در صفات امام است. عصمت یکی از صفات مهم یا مهم ترین صفت در مسئله ی امامت است که شیعه به آن عقیده دارد و دیگران آن را لازم نمی دانند.

نکته ی سوم
نکته ی سوم این که اگر ما بخواهیم از زاویه ی ابزار و راه شناخت، یک بحث معرفت شناختی به مسئله ی امامت بنگریم، باید بگوییم امامت مسئله ای است عقلی و نقلی؛ یعنی هم می توانیم از ابزار عقلی استفاده کنیم و هم ابزار نقلی.
اصولا مسائل اعتقادی سه دسته اند: یک دسته مسائل عقلی محض اند و از راه نقل نمی توان آن ها را اثبات کرد مانند وجود خداوند، علم خداوند، حکمت خداوند و مانند هر عقیده ای که مبنای شریعت و وحی باشد. این گونه عقاید را نمی توان از راه شرع اثبات کرد؛ زیرا به دور و مصادره ی به مطلوب می انجامد. دسته ای از عقاید، نقلی محض اند و عقل در آن جا هیچ راهی ندارد؛ مانند مسائل جزئی مربوط به معاد. به قول ابن سینا در مسئله ی معاد جسمانی، یعنی جزئیات و مسائل مربوط به این قسم معاد، دست عقل کوتاه است. چگونگی عذاب، نعمت های بهشتی، صراط، میزان و مانند آن، مسائلی است که از راه نقل به ما رسیده و عقل تنها می تواند مبنای نقلی را اثبات کند که همان وحی باشد.

دسته ی سوم، مسائل اعتقادی است که هم از راه عقل و هم از راه نقل قابل اثبات است. توحید و اصل یگانگی خداوند از این گونه مسائل است. مسئله ی امامت از آن دسته مسائل اعتقادی است که هم با عقل می توان آن را بررسی کرد و هم از طریق نقل.

نکته ی چهارم
بحث دیگر این است که ما وقتی می خواهیم با کسانی که در مسئله ی امام عصر(عجل الله فرجه) سخن دارند گفت وگو کنیم، باید جایگاه مخاطب خود را از نظر ایدئولوژیکی و از نظر مکتبی و مذهبی بیابیم. با همه نمی توان یک سان سخن گفت.
در مسئله ی مهدویت و وجود مقدس امام عصر(عجل الله فرجه) اگر بخواهیم با یک ماتریالیست بحث کنیم، باید به شیوه ای وارد بحث شویم که با مبانی کلی عقلی از ره گذر اثبات دین، وجود خدا و نبوت، راه را برای بحث مربوط به امام عصر(عجل الله فرجه) هموار کنیم؛ زیرا این یکی از مسائل اعتقادی است که متفرع بر اصل امامت و توحید است.
با هر فرقه ای باید مطابق عقاید و تفکراتشان سخن را آغاز کنیم. من الان با مسلم گرفتن اصل اعتقاد به خدا سخن می گویم. اگر کسی این اعتقاد را نمی پذیرد، حاضریم برگردیم و آن بحث را از نو شروع کنیم. من به عنوان یک مسلمان و با جهان بینی اسلامی سخن می گویم و می خواهم وجود امام عصر(عجل الله فرجه) را از راه عقلی اثبات کنم.

ضرورت وجود امام
وجود امام و خلیفه ی پیغمبر و امام مسلمین، مورد قبول همه ی مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی و اشعری و ماتریدیه و … است. این مسئله به قدری اهمیت دارد که وقتی به اهل سنت درباره ی ماجرای سقیفه اعتراض شود که چرا عده ای از صحابه و از جمله خلیفه ی اول و دوم هنوز بدن پیامبر(صلى الله علیه وآله) را غسل و کفن و دفن نکرده، به مسئله ی جانشینی پرداختند، می گویند به دلیل اهمیت امامت و رهبری. مسئله ی امت اسلامی، مهم تر از تجهیز و کفن و دفن پیامبر است.
پس مسئله ی ضرورت امامت، مسئله ای بسیار جدی است. اهل سنت در این که امامت امری لازم و قطعی است، گاهی به دلیل عقلی استدلال می کنند و گاهی به دلیل نقلی. حدیث معروف نبوی: (… من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه)؛(۴) مشهور بین فریقین است.
در کتاب های کلامی مثل شرح عقاید نسفیه، شرح مقاصد و جاهای دیگر، بر ضرورت امامت به همین حدیث استدلال و استناد کرده اند. اصل وجود امام ضروری است و مقید به قید زمان هم نیست. اصل ضرورت وجود امام، اگر عقلی است تخصیصی ندارد. ملاک حکم عقلی عام است و اگر مستندش این حدیث و مانند آن باشد، عموم و اطلاق دارد؛ مقید به زمان نیست؛ پس زمان ما را هم شامل می شود.

صفات امام
اکنون سخن در این است که امامی که باید وجود داشته باشد، چه کسی است و چه صفاتی باید داشته باشد.؟
امام باید معصوم باشد. ادله ی عصمت، عقلی و نقلی است. در کتاب های کشف المراد، نهج الحق و دیگر کتاب های کلامی شیعه به طور مفصل به این مسئله پرداخته اند. بنابراین، اصل ضرورت عصمت را به عنوان یکی از مبانی اعتقادی پذیرفته ایم. اگر کسی در این مسئله سخنی دارد، باید برگردیم به مباحث عمومی امامت و در باب عصمت بحث کنیم. یکی از ادله ی نقلی اش این آیه ی شریفه است:
(و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمـت فإتمهن قال انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظــلمین)؛(۵)
(ای پیامبر به خاطر آور) هنگامی که خداوند، ابراهیم(علیه السلام) را با وسایل گوناگونی آزمود؛ و او به خوبی از عهده ی این آزمایش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: (من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.) ابراهیم عرض کرد: (از دودمان من (نیز امامانی قرار بده.) خداوند فرمود: (پیمان من، به ستم کاران نمی رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایسته ی این مقامند).

بررسی مذاهب موجود
با توجه به این مقدمات، باید مذاهب موجود در جهان اسلام را بر مبنای قانون سیر و تقسیم بررسی کنیم و دیدگاه های آن ها را درباره ی امام و خلیفه ی پیامبر مطالعه کنیم.

الف: فرقه های اهل سنت
جمعی از مسلمانان قائل به امامت اند؛ اما قائل به امامت معصوم نیستند. اصل لزوم عصمت این نظریه را باطل می کند؛ البته جای این سخن هست که برگردیم و درباره ی ادله ی عصمت بحث کنیم؛ ولی بحث مربوط به امام غایب و امام عصر، از مباحث امامت خاصه است. همان گونه که گفتیم مباحث امامت عامه بر مباحث امامت خاصه تقدم دارد. اگر در باب نبوت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) یا حضرت موسی یا حضرت عیسی(علیهماالسلام) که نبوت خاصه است سخن بگوییم، اصل ضرورت نبوت را قبلا پذیرفته ایم. اگر کسی نپذیرفت، باید یک قدم به عقب برگردیم و نبوت عامه را بحث بکنیم. پس همه ی مذاهب اهل سنت که به امامت غیر معصوم قائل اند، بر اساس اصل عصمت امامت، آن اشخاص نمی توانند مصداق آن امامی باشند که باید ویژگی عصمت داشته باشد.

ب: فرقه های تشیع
در درون مذهب شیعه و در خانواده ی تشیع مذاهبی به وجود آمده است؛ کیسانیه، زیدیه، ناووسیه، واقفیه، اسماعیلیه و اثنا عشریه. البته من فقط مذاهب عمده را برشمردم. برخی از صاحبان ملل و نحل فرقه های بسیاری برای شیعه ذکر کرده اند ولی این اقوال مبنای استواری ندارد. مرحوم علامه ی طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام می فرماید: اگر خواسته باشیم مذاهب یک آیین را بررسی کنیم، باید محور را ببینیم. امامت محور تشیع است. مذاهب و فرق شیعی اگر در محور امامت اختلافی دارند، ملاک مذهب خاص و فرقه ی خاص می شود.
کیسانیه کسانی اند که به امامت محمد حنفیه قائل شدند و امامت امام زین العابدین(علیه السلام) بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) را نپذیرفتند و معتقدند که محمد حنفیه زنده است و این همان امام موعود است که زمانی قیام خواهد کرد. از نظر ما، عقیده ی کیسانیه باطل است؛ چرا که اولا، محمد حنفیه معصوم نیست؛ بنابراین شرط عصمت را که برای امامت لازم است، ندارد و تخصصا از امامت خارج می شود. ثانیا محمد حنفیه ادعای امامت نکرده است.
فرقه ی کیسانیه خود را منسوب به محمد حنفیه می کنند؛ گرچه داستانی به نام احتجاج نقل شده که محمد حنفیه و امام زین العابدین(علیه السلام) در کنار حجرالاسود احتجاج کردند و حجرالاسود بر امامت زین العابدین(علیه السلام) شهادت داد؛ ولی به نظر می رسد این صحنه، تدبیری بود برای نشان دادن بطلان عقیده ی کسانی که گمان می کردند محمد حنفیه امام است. خود محمد حنفیه چنین ادعایی نداشت. شخصیتی است که امام حسین(علیه السلام) او را معتمد خود در مدینه قرار می دهد و به سفر مکه می رود. وانگهی نصوصی که خلفای دوازده گانه را مشخص کرده است، باطل کننده ی این عقیده خواهد بود. بنابراین، کیسانیه از جرگه ی شیعه امامیه خارج شدند.
زیدیه نیز گروهی اند که زید فرزند امام زین العابدین(علیه السلام) را امام می دانند. عقیده ی آن ها اجمالا این است که امام باید زاهد باشد، هاشمی و فاطمی باشد، شجاع، عالم و مشهر بالسیف باشد؛ یعنی اهل تقیه نباشد. بر این اساس امام زین العابدین(علیه السلام) را امام علم و زهد می دانند؛ نه امام جهاد.
گفتنی است که اینان، امامت را به جناب زید نسبت داده اند. زیدی که امام صادق(علیه السلام) برای او دعا می کند و در شهادت او گریه می کند، چنین شخصیتی امکان ندارد ادعای امامت کرده باشد. در این صورت، مورد عنایت امام صادق و امام باقر(علیهماالسلام) قرار نمی گرفت. با توجه به این دو دلیل، مذهب زیدیه نیز باطل است.
ناووسیه نیز کسانی بودند که امام جعفر صادق(علیه السلام) را آخرین امام می دانستند و معتقد بودند که ایشان از دنیا نرفته و زنده است و زمانی بازخواهد گشت و در واقع، مهدی موعود اوست. اینان شخصی را امام می دانند که معصوم است. از این نظر موقعیت شان با زیدیه و کیسانیه متفاوت است. اما ادله و شواهد روشن مربوط به شهادت و وفات امام جعفر صادق(علیه السلام) به عنوان یک واقعیت مسلم تاریخی و هم چنین احادیثی که درباره ی امامان دوازده گانه است، این عقیده را باطل می کند.
واقفیه نیز کسانی اند که امام موسی کاظم(علیه السلام) را آخرین امام می دانستند. اینان نیز همانند ناووسیه اند.
اسماعیلیه کسانی اند که اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق(علیه السلام) را امام می دانند. مسئله بر این ها مشتبه شده؛ چون اسماعیل بر خلاف چیزهایی که بعضی وقت ها گفته می شود و نسبت هایی که به ایشان داده شده، شخصیت پرهیزگار و شایسته ای بوده است. احترام امام جعفر صادق(علیه السلام) به ایشان و بزرگی سن ایشان باعث این شبهه شد و عده ای گمان کردند که اسماعیل جانشین امام صادق(علیه السلام) است؛ ولی اسماعیل در زمان خود امام صادق(علیه السلام) از دنیا رفت و بعد هم امام صادق(علیه السلام) برای این که شبهه زدایی کند، چند بار تابوت و جنازه را زمین گذاشت و روی جنازه را کنار زد و به مردم نشان داد که او از دنیا رفته است.
البته عده ای هم مرگ اسماعیل را قبول کردند و گفتند امامت به فرزندش محمد بن اسماعیل منتقل شده است. بهره، مستعلیه، دروزیه، فرقه های باقی مانده از اسماعیلیه در عصر ما هستند. نه اسماعیل، نه محمد بن اسماعیل و نه افراد دیگر، معصوم نبودند و بنا به دلایل پیش گفته، از فرقه های باطل اند؛ وانگهی مرگ اسماعیل یک واقعیت تاریخی است.

نتیجه ی بررسی
بنابراین با استفاده از قاعده ی سبر و تقسیم، فقط شیعه ی دوازده امامی باقی می ماند که عقیده دارد در عصر ما امام لازم است؛ آن هم امام معصوم که مصداق آن حضرت حجت بن الحسن العسکری(علیهماالسلام) است.
مسلمانان اجماع دارند بر این که حقیقت و حق از امت اسلامی خارج نیست؛ نه در مسیحیت است و نه در یهودیت و نه در فرقه ها و آیین های دیگر. و این حقیقت، نمی تواند در مذاهب دیگری غیر از شیعه باشد؛ چرا که این مذاهب با توجه به مواردی که یاد شد، در مسئله ی امامت راه صواب را نپیموده اند.
غیر از شیعیان دوازده امامی، عقاید دیگر مذاهب اسلامی با ضوابط و معیارهایی که در امامت عامه گفتیم مطابقت ندارد. باز هم تإکید می کنم که بحث ما در امامت خاصه است و امامت خاصه متفرع بر امامت عامه است. ما در امامت خاصه سخن می گوئیم؛ امامت عامه مفروغ عنه است و در این مسئله، اصل موضوع ما حساب می شود. با توجه به مباحث امامت عامه که گفتیم و با توجه به این قاعده که حق، از امت اسلامی خارج نیست، نتیجه می گیریم که حق منحصر در شیعه ی دوازده امامی است.
برهان سبر و تقسیم می گوید در مذهب تشیع این امامت با این ویژگی های خاص وجود دارد. در مذهب تشیع ادله و شواهدی وجود دارد بر این که مصداق امام را معین می کند. اخبار تولد و ولادت حضرت(عجل الله فرجه)، مشاهده شدن آن حضرت در زمان پدر، مشاهده و ملاقات آن حضرت توسط افراد بسیاری بعد از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) در عصر غیبت صغرا، و ملاقات ها و مشاهداتی که در عصر غیبت کبرا صورت گرفته، مجموعه ی شواهدی هستند که مصداق معین را نشان می دهند که وجود مقدس حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود.

سخن پایانی
پایان بخش سخنم جمله ای از امیرمومنان است که فرمودند:
اللهم بلی! لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج الله و بیناته … ؛(۶)
خدایا آری! زمین از برپا کننده ای که جانشینی خدا را به دست گرفته است، خالی نمی ماند که این حجت یا نمایان و آشکار است و یا ترسیده و پنهان. مبادا که حجج و گواهی های خدا تعطیل شوند… .
تا خدا خدایی می کند، تا این زمین برپاست و بشر در آن زندگی می کند، حجت خدا باید باشد. این حجت یا ظاهر و شناخته شده است یا خائف و مغمور. برای این که حجت های الهی و بینات احکام الهی باطل نشود.
این، اصلی است که مقتضای الوهیت الله است. منظور امام علی(علیه السلام) این است که ظلم باعث می شود حجت خدا پنهان شود. ابن ابی الحدید درباره ی این عبارت می گوید:
… هذا یکاد یکون تصریحا بمذهب الامامیه … الا ان اصحابنا یحملونه علی ان المراد به الابدال … الذین وردت الاخبار النبویه عنهم انهم فی الارض سائحون … ؛(۷)
… این جمله ای که امیرالمومنین(علیه السلام) فرموده است تصریح به مذهب امامیه دارد … اما اصحاب معتزلی ما این جمله ی امام را حمل می کنند بر ابدال …(۸) اخبار نبویه داریم که این ها در زمین در حال گشت و گذارند و وجود دارند… .
… فمنهم من یعرف و منهم من لا یعرف و انهم لا یموتون حتی یودعوا السر و هو العرفان عند قوم آخرین … ؛(۹)
… برخی شناخته می شوند و برخی دیگر شناخته نمی شوند، و آنان از دنیا نمی روند مگر این که راز را که همان شناخت است، پیش مردمی دیگر می سپارند … .
ما هم قبول داریم این را که کسی هست و باید باشد، ولی مقام او مقام قیادت و امامت و خلافت به آن معنای مصطلح کلامی نیست؛ بلکه مقام ابدال است.
این سخن ابن ابی الحدید یک اشکال دارد و آن این است که همان گونه که امام علی(علیه السلام) فرمود: برخی از قرآن برخی دیگر را بیان می کند:
… ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض … ؛(۱۰)
… (قرآن) بخشی از بخش دیگر سخن می گوید و به هم دیگر گواهی می دهد … .
نهج البلاغه نیز همین گونه است. باید ببینیم مراد حضرت از این حجت چیست؟ رجوع می کنیم به خطبه ی اول نهج البلاغه امام(علیه السلام) در این جا فرموده است:
… و لم یخل الله سبحانه خلقه من نبی مرسل او کتاب منزل او حجه لازمه او محجه قائمه … ؛(۱۱)
… خدای سبحان، خلق خود را از پیامبری فرستاده یا کتابی فرود آمده یا حجتی لازم شده و یا راه راست بر پا شده، خالی نگذاشته است … .
بحث، مربوط به نبوت است. این حجتی که امام مطرح می کند، در حد و ردیف نبوت است. نه آن چه به عنوان قلب و مرشد از آن یاد می شود.
حال سوال این می شود که اگر فلسفه ی وجود امام این است که حجت ها و بینات باطل نشود که مشعل هدایت برای جامعه باشد، پس فلسفه ی غیبت امام چیست؟ باید بگوییم این سوال بعد از اثبات وجود امام معصوم مطرح می شود، بحث کنونی ما درباره ی اثبات وجود امام معصوم است. حال که ضرورت وجود امام معصوم ثابت شد، مسئله ی فلسفه ی غیبت امام مطرح می شود. که باید در نوبت و مناسبتی دیگر به آن بپردازیم.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

پی نوشت ها:
رسیدگی به کار مردم
ارخص نفسک و اجعل مجلسک فی الدهلیز واقض حوائج الناس؛
خودت را (برای خدمت) در اختیار مردم بگذار ومحل نشستن خویش را در ورودی خانه قرار بده ، و حوایج مردم را برآور.
از سخنان امام زمان (عجل الله فرجه)
کتاب فرمایشات حضرت بقیت الله، ص ۱۷۰.
استاد حوزه، نویسنده و محقق.
متوفای سال ۳۳۳ ه ۳۹؛ . ق.
ر.ک: علی ربانی گلپایگانی، القواعد الکلامیه.
شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ؛۲۴۶ شیخ طوسی، کمال الدین، ج ۲، ص ۴۰۹. … کسی که از دنیا برود در حالی که امام زمان خود را نشناخته است، هم چون اهل جاهلیت از دنیا رفته است.
سوره ی بقره(۲)، آیه ی ۱۲۴.
نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۴۷، فراز ۱۱.
ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۳۵۰.
ابدال یعنی همان قطب ها یعنی پیش آهنگان، پیشوایان معرفت که برای اهل تصوف و معرفت مطرح هستند.
پیشین، ص ۳۵۰ ـ ۳۴۶.
نهج البلاغه، ص ۱۹۳.
نهج البلاغه، ص ۴۳، خطبه ی اول؛ شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۳۴۶.
منبع : تبیان

منبع: طلبه گرگانی

بهارنارنج…

من…

۸معشوقی دارم، زیباتر از عطر نم باران بهاری..

معشوقی دارم، هم نفس با عطر گل یـــــــآس..

و به مهربانی دل نازک ابـــر که اشکه هایش را برای گلها جاری میکند تا آنها همیشه سبز باشند

به سبزی و طراوت باران و درخت

به عطر بهار نارنج..

به پاکی قلب کودکی تازه، چشم به جهان گشوده..

نازنــیــنــا

من، معشوقی دارم که یاد دلش هر نفس عشق به مولاست!

و در هر لحظه، ذکر لبش، خـــــــــــداست!

من به این راز پنهان از او می بالم

که ارزشش از هر چیز دیگری بالاتر است

من به این سکوت می بالم که خدا تنها شنونده و بیننده حال هر دوی ماست

منبع: یاس

حقیقت مخفی شده

لعنت خدا بر ادامه دهندگان راه دروغگویان و فتنه گران ۸۸

در حمایت از بیانات و مواضع امام خامنه ای مردم مشهد و شهر های دیگر تجمع کردند. انوقت روزنامه مدعی مردم سالاری هیچ خبری از ان در صفحه اول خود ندارد. چرا حقیقت را میپوشانند؟

برخی از روزنامه های اصلاح طلب ( فساد طلب ) هم خبر تجمع مشهد در حمایت از رهبری با حالتی تمسخر گونه منعکس کردند که اینها کار دلواپسان است و از این حرفها… . امان از این همه تزویر و دروغ . لعنت خدا بر ادامه دهندگان راه دروغگویان و فتنه گران ۸۸

گویای همه چیز !!!
تجمع ۳۰ هزار نفری مردم مشهد در حمایت از مواضع رهبر معظم انقلاب.

۶ ۷
منبع عکس مشهد news.mashhad.ir
عکس روزنامه از سایت همان روزنامه

منبع: روزهای عاشقی یک طلبه

موانع بیرونی مدیریت زمان

۵اینها عوامل محیطی هستند که بر آنها کنترلی ندارید. شما آنها را ایجاد نکرده اید. اینها روی اندازه سازمان یافته بودن شما تاثیر می گذارند. با شناسایی این عوامل دست از سرزنش خود بر می دارید و راه مستقیم تری برای مهار یا از بین بردن آنها پیدا می کنید.

بار کار غیر واقع بینانه
گاه یک بار کاری غیر واقع بینانه و بیش از اندازه، تحت تاثیر خطاهای تکولوژیکی یا عوامل روان شناختی تحمیل می شوند. اما در مواقعی این نیرو ناشی از عوامل بیرونی است و شما چاره ای ندارید جز این که بپذیرید کار شما را تحت فشار بیش از اندازه گذاشته است. ممکن است شاغل باشید، ممکن است درس می خوانید، شاید هم سعی دارید فرزندانتان را بزرگ کنید.

بیماری انرژی شما را محدود می کند
وقتی احساس می کنیم از سلامتی مطلوب برخوردار نیستیم، وقتی با کمبود انرژی روبه رو می شویم، انجام دادن همه کارهایی که برنامه ریزی کرده ایم دشوار می شود. بعضی ها با اختلالات شدید سلامتی روبه رو هستیند که انرژی شان را محدود می کند. ممکن است تحت تاثیر افسردگی باشید، ممکن است با اختلال کمبود توجه رو به رو باشید.  مراقب خودتان باشید و با مشکلات سلامتی خود برخورد جدی کنید.

شما در حال گذر هستید
وقتی در شرایط گذر و انتقال باشید، تصمیم گیری درباره چگونه صرف وقت کردن دشوار می شود، سیستم سابق شما دیگر موثر واقع نمی شود و هنوز نظام جدیدی برای جایگزین کردن آن ندارید.
موقعیت های گذرای متعددی هستند که می توانند شما را در موقعیت وخیم قرار دهند: ازدواج، طلاق، تولد، مرگ و غیره. وقتی ساختار زندگی شما تغییر می کند، تطبیق دادن دوباره خود با آن دشوار می شود.

حواستان را مرتب پرت می کنند
قطع صحبت و پرت کردن حواس، برای خبره ترین افراد مسائل عدیده ای تولید می کند. پزشک اگر بیمارانش پشت سر هم به کمک های اضطراری احتیاج داشته باشند نمی تواند در شرایط کنترل و احاطه قرار بگیرد. اشخاص درگیر با روابط عمومی، کارکنان بنگاه های معاملات بانکی، دلالان اوراق بهادار و بورس، و … جملگی بارها و بارها حواسشان پرت می شود.
با محیطی که پیوسته حواستان را پرت می کند چه می کنید؟ باید آن را تصدیق کنید و برایش برنامه ای بریزید. وقت کافی به وقفه های کاری در نظر بگیرید.

شریک زندگی سازمان نیافته ای دارید
اگر با کسی زندگی یا کار می کنید که رفتار سازمان نیافته اش مانع از اجرای مدیریت زمانی شماست چه می کنید؟ اگر کسی در کنار شما هست که رفتارهای شلوغ و سازمان نیافته اش به طور متوسط روی شما اثر می گذارد- رئیس، همسر، فرزند، همکار، مشتری یا شریک تجاری، هم اتاقی – باید مساله را فیصله دهید تا از خشم خود فاصله بگیرید و روابط خود را سالم نگه دارید.

منبع: کلرجی

اشتباهات فنی در مدیریت زمان

۴وقتی اشخاص تلاش می کنند تا زمان خود را مدیریت کنند، اغلب اوقات شتابزده عمل کرده و نتیجه می گیرند که اشکالی در آنهاست و در این زمینه از زندگی فاقد صلاحیت لازم هستند. یا دست و پایشان را بلند می کنند و تسلیم می شوند. این هر دو تصور به طور کلی نادرست است که حاصلی جز شکست و ناکامی ندارد.
وقتی مهارت تشخیص مسایل مدیریت بر زمان را می آموزید از اتلاف وقت و انرژی خود نجات پیدا می کنید. می توانید به علل مشکلات پی ببرید و برای آنها تدارک ببینید.

موانع برنامه ریزی در سه سطح کلی قابل تقسیم بندی هستند:

اشتباهات فنی
اینها مشکلات ناشی از اشتباهات مکانیکی هستند. مهارت یا فنی احتیاج دارید که فاقد آن هستید. وقتی به این خطاها پی ببرید، اصلاحات مورد نیاز را انجام می دهید و به آمادگی لازم می رسید. و مسئله حل می شود.
عمده اشتباهات فنی در برنامه ریزی عبارتند از:

در نظر نگرفتن زمان برای کار
یکی از متداول ترین دلایل این که به کار مورد علاقه تان نمی رسید و آن را انجام نمی دهید این است که زمان ویژه ای برای انجام دادن آن در نظر نگرفته اید. اغلب اوقات، اشخاص فهرستی از کارهایی که باید انجام دهند تهیه می کنند، اما در این میان سوال مهمی جواب داده نمی شود: کی قرار است این کار را انجام دهم؟

در نظر نگرفتن زمان مناسب
اگر برای انجام دادن کاری زمانی را در نظر گرفته اید و با این حال می بینید که به آن کار نمی پردازید، امکانش هست که زمان بدی را برای آن کار به خصوص در نظر گرفته باشید. همه ما دارای چرخه های انرژی و تمرکزی به خصوص هستیم. بعضی از ما آدم های صبح هستیم و بعضی دیگر در شب ها بیشترین انرژی خود را دارا می باشیم. بعضی از ما ترجیح می دهیم پروژه های بزرگ را در مواقع بخصوصی از سال شروع کنیم.اگر شما بر خلاف چرخه تمرکز یا انرژی خود کار کنید، بعید است بتوانید فعالیت مورد نظر را به خوبی و درستی انجام دهید.

اشتباه در محاسبه میزان زمان مورد نیاز
اغلب اشخاص به درستی نمی دانند که در مدت یک روز چه کارهایی را می توانند انجام دهند. اگر زمان لازم برای انجام کار مورد نظر بیش از مدت زمانی باشد که در اختیار دارید، نمی توانید آن کار را به پایان ببرید و در نتیجه احساس ناراحتی و دلگیری می کنید. اگر بتوانید مدت زمان لازم برای انجام کار را بهتر برآورد کنید، می توانید بار کاری قابل انجام شدند را بهتر و دقیق تر مشخص کنید.

شما شخص مناسب برای این کار نیستید
بسیاری از ما تصور می کنیم که باید همه کارها را خودمان انجام دهیم. گمان می کنیم اگر از دیگران کمک بگیریم نشانه های ضعف خود را به نمایش گذاشته ایم. ممکن است برای شما اذعان به این مطلب دشوار باشد که بپذیرید شما برای انجام دادن این کار مناسب نیستید. همه ما دارای توانمندی های خاص خود هستیم. قبول کردن این که شخص دیگری می تواند کار مورد نظر را بهتر و سریعتر از شما انجام دهد، موجب صرفه جویی در وقت و کم شدن دردسر و دلشکستگی می شود.

کار مورد نظر بیش از اندازه پیچیده است
اگر به آنچه برایتان مهم است دست پیدا نمی کنید، امکانش هست که روش برخورد شما با آن بسیار پیچیده است. اگر کار به خصوص بیش از اندازه پیچیده باشد، امکانش وجود دارد که به کلی از آن صرفنظر کنید. اگر می خواهید موفق شوید باید آن کار را ساده کنید.

نمی توانید کارتان را به یاد بیاورید
اگر فهرست قابل اعتمادی از کارهایی که باید انجام دهید در اختیار نداشته باشید، امکانش وجود دارد که بسیاری از کارهای مهم را فراموش کنید. دلیل ساده ای دارد. نمی توانید همه کارهایی را که باید انجام دهید به خاطر بسپارید. در زندگی امروز در بهترین شرایط هم حتی ممکن است حواسمان پرت شود و فراموش کنیم که چه می خواستیم و چه برنامه ای در سر داشتیم.

فضای کارتان نامنظم است
حتی اگر در کار مدیریت زمان از تبحر فراوانی برخوردار باشید، اگر محیط کارتان نامرتب و سازمان نیافته باشد فرصت فراوان و انرژی زیادی از روز شما را تباه می کند. ممکن است ساعت ها به دنبال دسته کلید، عینک و یا برخی از اسناد مهم بگردید. در این شرایط کارآیی از دست می رود، یک کار را دوباره و چند باره انجام می دهید و گاه مجبور می شوید اقلامی را که پیدا نمی کنید را دوباره از نو تامین و تهیه کنید.

منبع: کلرجی

موانع روانی مدیریت زمان

این موانع نیروهای درونی پنهانی هستند که مانع از دستیابی شما به آن زندگی می شوند که شایسته آن هستید. اگر به تمامی خطاهای فنی غلبه کرده اید و واقعیات بیرونی را در نظر گرفته اید و با این حال هنوز احساس می کنید در شرایط کنترل نیستید، این احتمال هست که عوامل روانی بازدارنده ای بر سر راه شما باشد. وقتی متوجه شدید کدام عامل روانی مانع کارتان شده، می توانید خود را از کنترل آنها برهانید.  نداشتن هدف های روشن و اولویت های مشخص بدون داشتن هدف های مشخص نمی توانید درباره چگونه و کجا صرف کردن اوقات فراغت خود تصمیم بگیرید. بدون داشتن هدف های مشخص، تعیین اولویت های زمانی هم غیر ممکن می شود.

اغلب اشخاص در دل خود می دانند که چه می خواهند و چه خواسته ای دارند. مسئله اینجاست که بسیاری از تجربیات و پیام های دوران کودکی مانع از آن می شوند که هدف های خود را شناسایی کنیم و آن هم به دلیل که جایی در این مدت، هدف هایمان بی اهمیت، بی تناسب و غیر ممکن تعریف و توجیه شده اند.

هرج و مرج طلب هستید

اگر پیوسته بدون توجه به واقعیت ها کارهایتان را انباشت می کنید، اگر همیشه انجام دادن کارها را به دقیقه آخر واگذار می کنید، اگر همواره دوست دارید با صدای تلویزیون کتاب بخوانید یا در پارک شلوغ مطالعه کنید امکانش است که شما شیفته هرج و مرج باشید.

۳از تعطیلی می ترسید

برای بعضی ها تعطیلی و کاری صورت ندادن به شدت اضطراب آور است. اگر شما هم از شمار این اشخاص هستید فکر اینکه روزی را به استراحت بگذرانید و کاری صورت ندهید می تواند به شدت هول انگیز باشد. ممکن است از استراحت کردن و کاری صورت ندادن احساس گناه بکنید. ممکن است پیوسته سرتان را به کاری گرم کنید زیرا گمانتان بر این است که اگر فعال باشید بیشتر مورد تایید و تحسین دیگران واقع می شوید.در این صورت تمام لحظات و دقایق زندگی تان را در حال کار و فعالیت بگذرانید. این کار می تواند شما را از پای در بیاورد و به خستگی مفرط دچارتان سازد.

نیاز به مراقب بودن و توجه داشتن دارید

کمک کردن به دیگران می تواند زندگی شما را سرشار کند. حتی می توانید اگر بخواهید همه عمرتان را در خدمت به دیگران صرف کنید. معمولا این از خودگذشتگی به شدت راضی کننده است، اما اگر این کار از حد تعادل خارج شود می تواند به احساسی از تکدر خاطر، کلافه شدن و مورد قدرشناسی قرار نگرفتن منتهی شود. ممکن است این کار موقتا احساس خوبی به شما دهد ولی آری گفتن بیش از اندازه، چیزی نیست که بتوانید به آن ادامه دهید. سر انجام ناتوانی شما در نه گفتن بیش از آنکه به اشتهار شما کمک کند، بر علیه شما کار می کند.

ناتوانی در نه

گفتن تقریبا همه افراد تجربه قرار گرفتن در موقعیتهایی که “نه” گفتن برایشان مشکل بوده را داشتند.بیشتر افراد می توانند در چنین موقعیتی نه بگویند.ولی عده اندکی به علت ناتوانی در گفتن “نه” با این خواسته ها موافقت می کنند وبدین ترتیب در روابط اجتماعی احساس راحتی نمی کنند. این امر می تواند علت های مختلفی داشته باشد. بعنوان مثال:

– از دست دادن روابط:بیشترافراد می ترسند رابطه با دیگران را از دست بدهند.

– آسیب زدن به رابطه با فرد مقابل:شاید فکر می کنید که دیگران شما را بخاطر کارهایی که برایشان انجام می دهید دوست دارند.پس اگر “نه”بگویید دیگر دوستتان ندارند.

– احساس گناه در مورد نه گفتن و رنجیدن دیگران.

– احساس مسئولیت در مورد راحتی دیگران.

– اعتقادبه اینکه اگر به درخواست دیگران نه بگوییم ,فرد خودخواهی هستیم.

– شاید این کار رابا از خود گذشتگی و ایثار  در تناقض می بینیم.

– احساس مهم و باارزش بودن در زمانی که درخواستی از ما می شود.

و همه اینها یک نتیجه مهم و کاربردی برای شما خواهد داشت: در مواقع تقاضای دیگران کلیه برنامه ها و زمان بندی خود را از دست خواهید داد.

کمال طلب هستید

می خواهید همه کارها را در سطح کمال انجام دهید. مسلما همه کارهای شما از وزنه برابر برخوردار نیستند. اگر برای هر یک از کارهای خود معیارهای به شدت بالا در نظر بگیرید، نمی توانید همه کارهایتان را انجام دهید. میل به کمال طلبی اغلب ناشی از میل به تایید و تحسین شدن است. کمال طلبی می تواند ناشی از ترس از انتقاد، تحقیر و داوری سخت گیرانه باشد. ممکن است تحت تاثیر یک مربی شرطی شده باشید. در نتیجه نیاموختید که کدام یک از وظایف شما اهمیت بیشتر و کدام یک اهمیت کمتری دارند. ممکن است وقتی همه چیز بر وفق مراد شما باشد، احساس کنترل و احاطه بیشتری بکنید.  در اغلب اوقات موانع برنامه ریزی شما ترکیبی از نیروها هستند که مسائل مدیریت زمان را ایجاد می کنند. به هر سه نوع از موانع به هنگام شناسایی مشکل توجه کنید. در غیر این صورت راه حل هایتان نسبی و ناتمام باقی می مانند.وقتی به همه دلایل مسئله خود پی بردید، می توانید تغییرات همه جانبه ای ایجاد کنید. هر بار به یکی از این موانع برخوردید از خود بپرسید: آیا مسئله من فنی است، یا بیرونی یا روانی؟

منبع: کلرجی

چگونه با تقواتر شویم؟

۲تقوا یک حالت روحی و ملکه اخلاقی است که وقتی در انسان پیدا شد، قدرتی پیدا می کند که می تواند از گناه پرهیز کند اگر چه گناه بر او عرضه شود. «۱»

۱- به دنبال کسب علم‏ و دانش باشیم
دانستن حکم خدا لازمه تقواست و کسی که از کارهای نیک و بد خبر ندارد نمی تواند آن را ترک و این را به جا آورد. تنها بندگان دانشمند خدا از او پروا می کنند.«انَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» «۲»

۲- ایمانمان را به خدا تقویت کنیم
تقوا، در رابطه با خدا و ایمان به غیب معنا پیدا مى‏کند. قرآن در موارد بسیاری، تقوا را مشروط بر ایمان به خدا کرده و مى‏فرماید: اگر مؤمن هستید، تقواى الهى پیشه کنید.«… وَ اتَّقوُا اللَّهَ انْ کُنْتُمْ مُؤمِنینَ» «۳»

۳- خدا را عبادت کنیم
تقوا سنگرى است که مؤمن در آن به جنگ با شیطان می رود و عبادت ، نقش ارتباط مستمرّ و دریافت فرمان و کمک از خداوند را ایفا مى‏کند و هر چه این ارتباط قوى تر باشد، سنگر و رزمنده هم قوى تر و محفوظ ترند و اگر ارتباط ضعیف باشد، آسیب پذیر خواهند شد. “اى مردم، پروردگارتان را که پیشینیان شما را آفریده، بپرستید، شاید تقوا پیشه کنید.”«یا ایُّهَا النَّاسُ اعْبُدوُا رَبَّکُمُ الَّذى خَلَقَکُم وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» «۴»

۴- در استفاده از مادّیات‏ به حد ضرورت اکتفا کنیم
از دیدگاه قرآن، مظاهر مادّى دنیا ارزش آن را ندارد که همت انسان را به خود معطوف نماید. متقین ضمن فعّالیت هاى گوناگون اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و … همیشه دل در گرو معشوق خود دارند و برآوردن نیازهاى مادّى زندگى، آنها را از واقع بینى و تحلیل صحیح مسائل باز نمى دارد.
چنین بینشى باعث مى‏ شود ؛
– نفس را از گرایش هاى نارواى دنیایى، باز دارد.
– از افراط و تفریط در پاسخ دادن به غرایز طبیعی، خوددارى کند.
– از خصومت و دشمنی، ثروت اندوزى، جاه طلبى و … پرهیز نماید.
امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید:
«حَرامٌ عَلى‏ کُلِّ قَلْبٍ مُتَوَلِّهٍ بِالدُّنْیا انْ یَسْکُنَهُ التَّقْوى‏» «۵»
بر هر قلب فریفته دنیا حرام است که تقوا در آن جاى گیرد.

۱- شنایی با قرآن ۳، صفحه ۲۱-۲۲
۲- فاطر (۳۵)، آیه ۲۸٫
۳- مائده (۵)، آیات ۵۷، ۸۸ و ۱۱۲٫
۴- بقره (۲)، آیه ۲۱٫
۵- شرح غررالحکم، ج ۳، ص ۴۰۵٫

منبع: کلرجی

چرا رییس‌جمهور به سخن خود عمل نمی‌کند؟!

سال ۱۳۹۴ به ابتکار رهبر معظم و فرزانه‌ی انقلاب، به نام سال «دولت، ملت؛ همدلی و همزبانی» نامگذاری شده است. ضرورت وجود «همبستگی ملی» برای پیشبرد اهداف یک ملت و برداشتن موانع پیشرفت، واضح‌تر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد. بدون وحدت و همدلی، حتی گروه‌های کوچک هم به اهداف بلند و نتیجه‌ی مطلوب، نخواهند رسید چه رسد به یک گروه عظیم و بزرگی مثل مجموعه‌ی ملت و دولت.

اما رسیدن به «همدلی و همزبانی»، مقدمات و لوازمی دارد که اگر رعایت نشود قطعا به آن نخواهیم رسید. «همدلی یک چیز زورکی نیست، یک چیز دستوری نیست که کسی دستور بدهد که مردم! همدلی کنید؛ مردم هم بگویند چشم! این، همدلی نمی‌شود.»[۱]

از جمله عواملِ ضروری برای تحقق «همدلی و همزبانی»، احترام به خواست عمومی و اطلاع‌رسانی دقیق به مردم است.

۱
اگر دولت، اراده‌ای برای آگاه‌کردن مردم نداشته باشد و آنان را برای گفتن برخی مسایل، قابل اعتماد نداند قطعا چیزی به نام وحدت و همدلی، بوجود نخواهد آمد. در همین قضایای هسته‌ای، متاسفانه شیوه‌ای از سوی دولت محترم، إعمال و اجرا می‌شود که نه تنها همدلی را تقویت نمی‌کند بلکه به آن، صدمه‌ی جدی می‌زند. الان (تا زمان نگارش این متن) بیش از ۴۰ روز از دستور صریح رهبر انقلاب، درباره‌ی لزوم اطلاع‌رسانیِ دقیق به مردم، می‌گذرد اما دولت، هیچ اقدامی در این راستا انجام نداده است! مقام معظم رهبری در روز بیست فروردین فرمودند: «مسئولین باید بیایند مردم را و بخصوص نخبگان را از جزئیّات و واقعیّات مطّلع کنند؛ ما چیز محرمانه نداریم، چیز مخفی نداریم. این مصداق همدلی با مردم است.»[۲]

جاده‌ی «همدلی و همزبانی» جاده‌ای دوطرفه است و این‌طور نیست که فقط مردم باید -چشم و گوش بسته- از دولت، حمایت کنند. اصلا «معنای شعار سال، این نیست که در جامعه فقط مردم به حرف دولت گوش کنند و دولت را در همه‌حال حمایت کنند، پس کار دولت این وسط چه خواهد بود؟»[۳]
انتشار فکت‌شیتِ ایرانی از مذاکرات هسته‌ای در لوزان، یکی دیگر از خواسته‌های رهبری بود که به تصریح معاون رییس‌جمهور، به شخص وزیر خارجه گفته شد[۴] اما این دستور رهبری هم بر زمین مانده و انجام نشده است و اراده‌ای هم برای انجام آن وجود ندارد! این در حالی است که رییس دولت یازدهم -پس از نامگذاری امسال- در نامه‌ای به رهبر انقلاب، ضمن تشکر از ایشان بخاطر این نامگذاری، نوشتند: «همه مردم و مسئولان را به توجه کافی و رعایت کاملِ رهنمودهای رهبریِ بزرگوار دعوت می‌کنم.»[۵]

آقای رییس‌جمهور، همه را به «رعایت کامل» رهنمودهای رهبری، سفارش کردند اما سوال اینجاست که چرا خودِ آقای روحانی، دستورات صریح رهبری را -که در سطور بالا به آن اشاره شد- اجرا نمی‌کند؟!

دولت محترم باید توجه کند که باید به ملت، اعتماد کند و اگر تمایل به برقراری و ایجاد «همدلی و همزبانی» دارد باید به لوازم و بایسته‌های آن هم پایبند باشد؛ در غیر این‌صورت، هرگز چنین چیزی محقق نخواهد شد. قدر فرصت را باید دانست و باید توجه کرد که موقعیت‌های خوب و مناسب، همیشه وجود ندارد و اگر از آن‌ها استفاده نشود به هدر خواهند رفت.

[۱]. امام خامنه‌ای، ۲۰فروردین۱۳۹۴
[۲]. همان
[۳]. آیت‌الله یزدی، رییس مجلس خبرگان
[۴]. صالحی: رهبرانقلاب به دکترظریف فرمودند فکت‌شیت را در اختیار مردم، قرار دهید
[۵]. نامه‌ی رییس‌جمهور به رهبرانقلاب

منبع: ولایت فقیه و حکومت اسلامی

مقایسه تطبیقی قیام کربلاباعصرغیبت وعلل ظهورامام زمان عج الله فرجه

indexکربلا کلاس‌ درس‌ بشریت‌ و حسین‌ جلوه‌ای‌ از خدا در روی‌ زمین‌ است. حسین‌ راه‌ میان‌بر در صعود به‌ کمالات‌ انسانی‌ است.این‌ کلاس‌ هیچ‌ محدودیتی‌ برای‌ ورود و خروج‌ ندارد،همه‌،خود انتخاب‌ می‌کنند.
وقتی‌ دل‌ در گرو حسین‌ نهاده‌ شد،گاهی‌ عاشق‌ و معشوق‌ جا به‌ جا می‌شود، او خود شاگردان‌ را برمی‌گزیند. شاگرد پروری‌ با عشقی‌ آگاهانه‌ و هدفدار، در مکتب‌ امام‌ حسین علیه السلام یارانی‌ باوفا تربیت‌ کرد که‌ تا آخرین‌ نفس‌ با تمام‌ وجود و با در کف‌ نهادن‌ جان‌ و مال‌ و آبرو و ناموس‌ از امام‌شان‌ حمایت‌ کردند و تا روز قیامت‌ نیز کربلا درس‌ می‌دهد و شاگرد می‌گیرد و درخت‌ تنومند اسلام‌ با خون‌ دلدادگان‌ مکتب‌ حسین علیه السلام که‌ در میدان‌ جهاد و مبارزه‌ درس‌ پس‌ می‌دهند،آبیاری‌ می‌شودوعامل‌ اصلی‌ در تبلیغ‌ و گسترش‌ دین‌ اسلام‌ و تشیع‌ بوده‌ است.
حال‌ حوادث‌ کربلا را از نظر می‌گذرانیم‌ و برخی‌ درس‌ها را در حدّ فهم‌ خود از کلاس‌ عاشورا می‌گیریم. استاد کلاس‌ به‌ تعداد حاضرین‌ در جبهه‌ حق‌ علیه‌ باطل‌ هست‌ و بیش‌ از سی‌ هزار نفر فریفته‌ دنیا مایه‌ عبرت‌ همگان‌ است.
واقعه‌ کربلا آموزش‌ عملی‌ دین‌ اسلام‌ و تشیع‌ به‌ تمام‌ بشریت‌ است، برای‌ اتمام‌ حجّت‌ بر مظلومین‌ عالم‌ در برابر مستکبران‌ و غاصبان‌ نظام‌ اسلامی‌ در جهان.
‌‌اگر در صحرای‌ کربلا باگوش دل وباترس فقط ازخدا، پای‌ درس‌ قرآن‌ ناطق‌ و حجّت‌ خدا بر بشریت‌ و کربلائیان‌ بنشینیم‌ این‌ نکته‌ها را درخواهیم‌ یافت:
‌‌۱ ـ زمان‌ قیام‌ وقتی‌ است‌ که‌ اسلام‌ وارونه‌ جلوه‌ داده‌ شده‌ و احکام‌ دین‌ وارونه‌ گشته‌ و حکومت‌ اسلامی‌ حاکم‌ معصوم، غصب‌ شده‌ و شراب‌ خواران‌ خود را مسلمان‌ و خلیفه‌ و ولی‌ امر مسلمین‌ می‌نامند، هر جا لازم‌ می‌بینند برای‌ مردم‌ فریبی، از زبان‌ پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث‌ می‌سازند و خود را مطیع‌ خدا و پیامبر معرفی‌ می‌کنند. برخی‌ اثر سجده‌ بر پیشانی‌ دارند، اما ولایت‌ حجّت‌ خدا را بر نمی‌تابند. مطیع‌ شیطان‌اند و شیطان‌ چنان‌ کور و کرشان‌ ساخته‌ و لقمه‌ حرام‌ از اموال‌ عمومی، شکم‌ها را پر کرده‌ که‌ حرف‌ حق‌ از حجّت‌ ظاهر خدا نمی‌پذیرند و نمی‌شنوند. دنیا در نظرشان‌ نقد و دست‌ یافتنی‌ می‌نماید و خدا و قیامت‌ ناپیدا ونامعلوم.
در چنین‌ اوضاعی‌امت اسلام نیاز به شوک شدیدداشت٬تا از خواب‌ و غفلت‌ بیدار شده‌ و از دین‌ خدا دفاع‌ کنند و این‌ میسر نبود جز به‌ استقبال‌ شهادت‌ رفتن‌ سبط‌ پیامبر اسلام‌ و یادگاران‌ بلافصل‌ او، به‌ صورتی‌ علنی‌ از مکه‌ به‌ عراق‌ با تمام‌ زنان‌ و فرزندان‌ و یاران‌ و آماده‌ کردن‌ اذهان‌ عمومی‌ به‌ بیعت‌ نکردن‌ با یزید و تن‌ ندادن‌ به‌ ذلت‌ بیعت‌ با پلیدی‌ همچون‌ او و معرفی‌ خود به‌ عنوان‌ جانشین‌ پیامبر اسلام‌ و پیشوای‌ مسلمین‌ از سوی‌ خدا.
‌‌۲ ـ ابا عبدالله‌ الحسین علیه السلام هدف‌ از قیام‌ را اصلاح‌ امت‌ جدّش‌ و انجام‌ فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر اعلام‌ می‌کند. یعنی‌ هر وقت‌ اسلام‌ را وارونه‌ و تحریف‌ کردند، و از اسلام‌ چیزی‌ جز ظواهر نماند که‌ آن‌ را هم‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ دنیا نگه‌ داشتند، بر جمیع‌ مسلمین‌ قیام‌ با تمام‌ توان‌ واجب‌ است، و قیام‌ و جهاد و مبارزه‌ با خشک‌ مقدسی‌ و دنیا پرستی‌ و جمود فکری‌ انجام‌ فریضه‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر است.
‌‌۳ـ از ابتدای‌ حرکت‌ به‌ سوی‌ عراق، آموزش‌ تشخیص‌ وظیفه‌ و انجام‌ وظیفه‌ در هر شرایطی‌ با هرچه‌ در اختیار است، مشهود بود.
‌‌۴ ـ حضرت‌ در تمام‌ طول‌ مسیر و تا لحظه‌ شهادت‌ تمام‌ مراتب‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را انجام‌ دادند. همواره‌ خود و یارانش‌ موعظه‌ می‌کردند و حقایقی‌ از دین‌ را عرضه‌ می‌داشتند تا عده‌ای‌ هدایت‌ یابند و اشقیا بر همگان‌ معلوم‌ گردد.
‌‌۵ ـ در بین‌ راه‌ و در کربلا موضع‌ دفاعی‌ داشته‌ و از شروع‌ به‌ جنگ‌ پرهیز کردند و یاران‌ خود را به‌ صبر و بردباری‌ دعوت‌ می‌کردند، جنگ‌ بعد از تیراندازی‌ عمر سعد و تیر باران‌ لشکر وی‌ به‌ سوی‌ سپاه‌ سیدالشهدا شروع‌ شد. (۱)
‌‌۶ ـ به‌ جهانیان‌ اعلام‌ کرد پیروزی‌ با حق مداری‌ و تکلیف‌ نگری‌ است، انجام‌ وظیفه‌ برای‌ حفظ‌ دین‌ و ولایت‌ معصوم‌ تا شهادت. ظلم‌ ستیزی‌ و عدالت‌خواهی، ترس‌ از خدا و حساب‌ روز قیامت‌ و نهراسیدن‌ از تهدیدها و شکنجه‌ها و آزارهای‌ فریب‌خوردگان‌ و دین‌ به‌ دنیا فروختگان. به‌ همگان‌ یاد داد هر زمان‌ و در هر مکان‌ مسیر دین‌ کج‌ شد، و احکام‌ شرع‌ تعطیل‌ گردید و بدعت‌ها‌ و تحریف‌ها دین‌ خدا را فرا گرفت‌ باید با جان‌ و مال‌ و آبرو و حرمت‌ و ناموس‌ به‌ میدان‌ مبارزه‌ بیایند و دین‌ خدا را به‌ مسیر خود برگردانند.
۷ ـ شب‌ عاشورا و قبل‌ از آن‌ بارها بیعت‌ از یاران‌ و فرزندان‌ برداشتند و فرمودند: این‌ها با من‌ کار دارند، شما بروید. با این‌ عمل‌ راه‌ اختیار و انتخاب‌ و آزادی‌ و اخلاص‌ کامل‌ در ایران‌ را ایجاد و امتحان‌ کردند. همگی‌ آزادانه‌ برای‌ دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ دین‌ خدا جان‌ باختند و رمز جاودانه‌ ماندن‌ واقعه‌ کربلا در دفاع‌ از دین‌ اسلام‌ و ولی‌ معصوم، در اوج‌ ظلم‌ و بی‌ رحمی‌ و ناجوانمردی‌ و هتک‌ حرمت‌ اهل‌ بیت‌ علیهم‌ السلام‌ و تنهایی‌ و بی‌ یاوری، اما دفاعی‌ از سر اخلاص‌ کامل‌ و با تمام‌ وجود و با تمام‌ متعلقات‌ خود، نهفته‌ است. ظالم‌ و مظلوم‌ و جبهه‌ حق‌ و باطل‌ تا روز قیامت‌ به‌ جهانیان‌ شناسانده‌ شد.
‌‌۸ ـ حضرت‌ در بحبوحه‌ جنگ‌ ظهر عاشورا با دادن‌ یک‌ شهید و زخمی‌، نماز جماعت‌ خوف‌ به‌ جا آورد. الصلاه عمود الدین، اقامه‌ نماز به‌ طور جمعی، اعلام‌ بندگی‌ به‌ خالق‌ و تسلیم‌ و تعظیم‌ و بیعت‌ فقط‌ در برابر خداوند هستی. اقامه‌ اول‌ وقت‌ نماز، اعلام‌ عشق‌ به‌ خدا و اهمیت‌ ارتباط‌ با او در هر شرایطی‌ و اعلام‌ حضور خدا در لحظات‌ زندگی‌ و ادای‌ تکلیف‌ در اولین‌ لحظه‌ وجوب‌ و تکریم‌ خالق‌ هستی.
‌‌۹ ـ احتجاج‌ به‌ قرآن‌ و حَکم‌ قرار دادن‌ آن. بعد از کشته‌ شدن‌ همه‌ یاران‌ و جوانان‌ هاشمی، فرمودند: «بینی‌ و بینکم‌ کتاب‌ اللّه‌ و جدّی‌ محمّد رسول‌ اللّه‌ صلّی‌ علیه‌ و آله»، یعنی‌ در اختلافات، فصل الخطاب‌ مسلمانان، قرآن‌ و عترت‌ است‌ نه‌ گروه‌ها و سلایق‌ شخصی‌ و هوای‌ نفس.
‌‌۱۰ ـ نقش‌ یاور در خصوص‌ ولی‌ معصوم‌ در بین‌ امت‌ اسلامی‌ آن‌ قدر مهم‌ و تعیین‌ کننده‌ است‌ که‌ تا وقتی‌ حضرت‌ عباس علیه السلام زنده‌ بود، امام‌ هم‌ زنده‌ بود، اما وقتی‌ آخرین‌ یاور بی‌ همتایش‌ زمین‌ افتاد، هم‌ حجّت‌ خدا کشته‌ شد، هم‌ حریم‌ پیامبر خدا شکسته‌ شد و زنان‌ و فرزندان‌ اهل‌ بیت‌ به‌ اسارت‌ رفتند و در بازارها گردانده‌ شدند. تا وقتی‌ حضرت‌ حسین‌ و عباس‌ علیهما السلام‌ زنده‌ بودند، کسی‌ جرات‌ حمله‌ به‌ خیام‌ اهل‌ بیت‌ را نداشت، تنهایی‌ حجّت‌ خدا، برابر با از دست‌ دادن‌ او است. معصوم، یاوری‌ همچون‌ عباس‌ می‌خواهد تا تکیه‌ گاهش‌ گردد. امام‌ فرمودند: الان‌ کمرم‌ شکست. اهل‌ خیام‌ هم‌ بعد از شهادت‌ حضرت‌ عباس‌ خود را برای‌ اسارت‌ آماده‌ کردند.
۱۱ـ در صحرای‌ کربلا مظهر غیرت‌ دینی‌ و ناموسی‌ و حمیّت‌ و مردانگی‌ به‌ تمامی‌ به‌ نمایش‌ گذاشته‌ شد، سخت‌ترین‌ لحظات‌ برای‌ حضرت‌ ابا عبدالله‌ و حضرت‌ عباس‌ علیهما السلام‌ و یاران‌ باوفایشان، اطلاع‌ از اسیری‌ زنان‌ و بچه‌ها و حمله‌ به‌ خیام‌ بود، که‌ بارها دشمن‌ از این‌ حربه‌ استفاده‌ کرد. اما تا اباعبدالله‌ زنده‌ بود، کسی‌ جرات‌ حمله‌ و سوزاندن‌ خیمه‌ها را نداشت. بعد از شهادت‌ حضرت‌ عباس‌ و تنهایی، امام، در قتلگاه‌ بر اثر ضربات‌ نیزه‌ها و تیرها از حرکت‌ بازماندند و به‌ زمین‌ افتادند، ولی‌ کسی‌ جرات‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ امام‌ را نداشت‌ تا مطمئن‌ شوند امام‌ زنده‌ است. گفتند یک‌ نفر بگوید به‌ خیمه‌ها حمله‌ کنید تا معلوم‌ ‌شود حسین‌ زنده‌ است‌ یا نه، همین‌ که‌ گفتند، حضرت‌ حرکتی‌ کرده‌ و به‌ سوی‌ خیمه‌ها نگاه‌ کردند و به‌ آن‌ها گفتند اگر مسلمان‌ نیستید لااقل‌ آزاده‌ باشید و به‌ خیمه‌ها حمله‌ نکنید. امام‌ بارها این‌ را از عمر سعد خواست. آری!‌مسلمانی‌ یعنی‌ غیرت‌ ورزی‌ به‌ دین‌ خدا و ناموس‌ پیامبر و اهل‌ بیت، مسلمانی‌ یعنی‌ پرهیز از قرار دادن‌ ناموس‌ در برابر چشم‌ نامحرمان. نگرانی‌ زنان‌ اهل‌ بیت،‌ نان‌ و آب‌ و غذا و … نبود، آنان ناراحت‌ از نگاه‌ نامحرمان‌ بودند، ناراحت‌ از حجاب‌ خود بودند، افرادی‌ که‌ از اسراء نیازشان‌ را پرسیدند تا رفع‌ کنند هم‌ زین‌العابدین علیه السلام هم‌ ذرّیه‌ پیامبر خدا گفتند برای‌ زن‌ها حجاب‌ تهیه‌ کنید. آری! اسلام‌ یعنی‌ در هر شرایطی‌ تسلیم‌ خدا و اجرای‌ کامل‌ دستورات‌ خدا بارضایت کامل.
۱۲ ـ رسالت‌ حضرت‌ زینب‌ علیها السلام‌ تا وقتی‌ امام‌ زنده‌ بود، پرستاری‌ از امام‌ معصوم‌ بعدی‌ و صبر و سکوت‌ به‌ امر ولایت‌ بود، بعد از امام‌ تبلیغ‌ دین‌ و حفاظت‌ از جان‌ ولی‌ معصوم‌ و قافله‌دار اسراء و دلداری‌ اسراء داغدیده‌ با عقیله‌ بنی‌ هاشم‌ بود، که‌ اگر دشمن‌ می‌گذاشت‌ با سخنرانی و مرثیه‌ سرایی خود، حکومت‌ یزیدیان‌ را برمی‌انداخت، لذا با آوردن‌ سر امام‌ حسین علیه السلام بر سر نیزه‌ که‌ قرآن‌ می‌خواند، حضرت‌ را ساکت‌ کردند. آری!‌ شیر در قفس‌ نیز شیر است، قهرمان‌ کربلا دختر علی‌ مرتضی‌ و فاطمه‌ زهرا، او در اسارت‌ نیز جز خدا نمی‌بیند و در جواب‌ یزید می‌فرماید: ما رایت‌ الّا جمیلا، برای‌ خدا قیام‌ کردند، برای‌ خدا اسارت‌ رفتند، برای‌ خدا صبوری‌ کردند، از این‌ رو کربلا تا روز قیامت‌ زنده‌ ماند و مکتب‌ حسین‌ هنوز هم‌ درخت‌ اسلام‌ را با خون‌ شهداء آبیاری‌ می‌کند و سرفراز است. حرف‌ اباعبدالله‌ الحسین علیه السلام این‌ بود: هیهات‌ من‌ الذله.
نفی‌ پذیرش‌ ظالمان‌ و هوای‌ نفس‌ و فریفته‌ پول‌ و مقام‌ و شهرت‌ و حکومت. آزادی‌ از تمام‌ قیود دنیوی‌ و نفسانی‌ و فقط‌ زندگی‌ خدا و اطاعت‌ از خدا و پیامبر و اولی‌ الامر.
با حسین‌ زمان‌ خود چه‌ کرده‌ایم؟
برخی‌ مشابهات‌ قیام‌ امام‌ حسین علیه السلام با عصر حضرت‌ ولی‌ عصرعج الله فرجه و زمان‌ ظهور حضرت:‌‌
۱-بدعت‌ها و تحریفات، دین‌ اسلام‌ را وارونه‌ کرده، از اسلام‌ نام‌ باقی‌ مانده‌ و محتوا تغییر یافته‌ است‌ و مستکبران‌ و ظالمان‌ بر اکثریت‌ مسلمانان‌ و مردم‌ جهان‌ حکومت‌ می‌کنند.
‌‌۲ ـ یاران‌ و اصحاب‌ و دوستان‌ حضرت‌ و مؤ‌منین‌ واقعی‌ جان‌ و مال‌ و آبرو بر کف‌ نهاده‌ و با تحریفات‌ و بدعت‌ها مبارزه‌ کرده‌ و تلاشی‌ بی‌ وقفه‌ و خستگی‌ناپذیر در تبلیغ‌ دین‌ اسلام‌ به‌ مسلمین‌ و جهانیان‌ دارند و در حمایت‌ از اسلام‌ و ولایت‌ هیچ‌ محدودیتی‌ نمی‌بینند.
‌‌۳ ـ دشمنان‌ اسلام‌ با تمام‌ قوا و امکانات‌ موجود در حذف‌ دین‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ واقعی‌ به‌ ویژه‌ شیعه‌ و حکومت‌های‌ اسلام‌ جنگ‌ پیدا و پنهان‌ دارند. دشمنان‌ زیاد و قدرتمند و دوستان‌ اندک‌ و بی‌ یاور و فاقد امکانات‌ هستند.
‌‌۴ ـ هدف ظهور و قیام‌ حضرت‌،‌ اصلاح‌ و اجرای‌ احکام‌ دین‌ و آیین‌ اسلام‌ است.
۵- عاشقان و یاران کلامی، با انگیزه‌های دنیوی و فریفته دنیا زیاد دارد. حضرت تنها و بی‌یاور است، امّا هزاران یار کلامی مدّعی یاوری حضرت را دارند که با کمترین بروز سختی و امتحان و آزار و اذیت دشمنان پیدا و پنهان عقب نشینی اختیار نموده، طرفداری کلامی از حجت خدا را هم رها می‌کنند و به دنیا مشغول می‌شوند و دیگران را توصیه می‌کنند مراقب امور زندگی خود باشند و به چیزی دیگر کار نداشته باشند لذا عافیت طلبی و مصلحت اندیشی جزو فرهنگ عمومی است. اما حضرت چند تا عباس و زینب می‌خواهد و بس.
۶- غفلت زدگی و جهالت اکثریت مردم و تعطیلی و یا وارونه انجام دادن بسیاری از احکام حیات بخش دین اسلام و تثبیت فرهنگ بیگانگان در بین مسلمانان.
۷- قلت مسلمانان واقعی و ولایت مدار و تلاش دشمنان اسلام بر تضعیف و آزار و اذیت آنان به انحاء مختلف، بیت المال عمومی در اختیار اقلیت است و اکثریت مسلمانان و مردم جهان در فقر بسر می‌برند.
۸- وقتی ولی عصر عجّ الله فرجه ظهور می‌کند و دین اسلام را بر مردم عرضه می‌کند، مردم تصور می‌کنند، دین دیگری آورده است.
۹- پس از اعلام رسالت و معرّفی خود و دعوت از مردم برای اطاعت از ولّی معصوم، عده‌ای از مردم و حکومت‌ها ولایت معصوم را نمی‌پذیرد و در صدد انکار منجی عالم بشریت و جانشینی پیامبر خدا بر آمده و با وی می‌جنگند.
۱۰- تلقی ایجاد نشاط و آرامش و عرفان! با انواع موسیقی از جمله موسیقی حرام در بین افراد و مجالس عمومی و رسمی و مراکز دولتی.
۱۱- و…
حال چه کنیم حقّ و باطل را قبل از سر نیزه کردن سر ذریّه پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله، بشناسیم؟
آیا راهی هست جبهه باطل را در لفافه‌های متعدد شناسایی کنیم و با آن به مبارزه پردازیم؟
قرآن کریم در این باره می‌فرماید: یا ایّها الذین امنوا ان تتقواالله یجعل لکم فرقانا سوره انفال آیه ۲۹
ای اهل ایمان اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان می‌بخشد.
و ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شئیا سوره آل عمران آیه ۱۲۰
اگر شما صبر کنید و پرهیزکار باشید از مکر و عداوت آنان به شما هیچ نمی رسد.
بلی ان تصبروا و تتقوا و یأتوکم من فورکم هذا یمددکم ربکم بخمسه الآف من الملائکه مسومین سوره آل عمران آیه۱۲۵
بلی اگر شما صبر و ایستادگی در جهاد پیشه کنید و پرهیزکار باشید چون کافران بر سر شما شتابان و خشمگین بیایند خداوند پنج هزار فرشته را به مدد شما می‌فرستد.
و من یتق الله یجعل له مخرجا و من یتق الله یجعل له من امره یسرا  سوره طلاق آیه ۲و۴
هر کس خدا ترس شود خدا راه خارج شدن (از گناهان و بلا و حوادث سخت) را بر او می‌گشاید.
هر که متقی و خدا ترس باشد رمز دریافت امداد الهی و بصیرت و بینش و شناخت حق و باطل تنها در تقوا پیشگی و انجام کامل دستورات الهی است. البته به میزان رعایت تقوا، امتحان الهی برای تثبیت ایمان و تقوا در انسان انجام می‌گیرد، چنانکه خداوند حکیم در قرآن می‌فرماید:
و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین و نبلوا أخبارکم سوره محمدصلی الله علیه واله آیه ۳۱
و البته شما را در مقام امتحان می‌آوریم تا آنکه در راه خدا مجاهده و کوشش و صبر دارد مقام اش معلوم سازیم و اظهارات شما را هم بیازمائیم.
و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه و الینا ترجعون انبیاء آیه ۳۵
ما شما را به بد و نیک مبتلا کرده تا بیازمائیم و به سوی ما باز می‌گردید.
بنابراین٬عمل آگاهانه و هدفدار با بصیرت و بینش و درک کامل از خود و اطراف خود و در نهایت خداشناسی و انجام اعمال صالح و دفاع از حریم دین و ولایت در سایه تقوا، ترک محرمات و انجام واجبات در تمام امور است،که ادای وظیفه را میسر می‌نماید.
مرهم دل اهل بیت علیهم السلام ظهور منتقم ثارالله است. مخاطب ندای هل من ناصر ینصرنی سید الشهداء، تا ظهور حضرت حجت، تمام مردم جهان به ویژه شیعه می باشد.
آیا پاسخ دهنده‌ای در صحرای کربلا که کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا هست، به مهدی زهرا که یاور می‌جوید، هست؟
آیا مهدی زهرا یاور و عاشق کلامی و ظاهری می‌خواهد یا همچون عباس و زینب فدایی می‌طلبد؟ آیا با عشق کلامی و هزینه کردن اموال برای نشان علاقه به حضرت، مشکل ظهور حل می‌شود و این ندا پاسخ داده می‌شود؟
چرا تاکنون این همه اظهار علاقه‌های کلامی و جشن‌ها و خواندن زیارات مظلوم عالم را یاوری نکرده است؟
جز این است که یاری ولی معصوم یوسف زهرا همان شرایطی را دارد که یاران سیدالشهدا در شب عاشورا در صحرای کربلا در مقابل دشمن داشتند. عاشق دلباخته و در بند یار، اما شیری درنده در برابر خصم.
هنوز هم حسین را می‌کشند، هنوز هم عباس را  می‌کشند، هنوز هم زینب را به اسیری می‌برند. هنوز هم فرزند زهرا کمک می‌خواهد، تا ریشه ظلم رابر کند، پس باید با سلاح ایمان و سپر تقوی و هر آنچه داریم بر کف نهاده و تقدیم ذریه پیامبر خدا نمائیم و با پشتوانه اخلاص برای حکومت جهانی اسلام یاری اش نمائیم.
اکنون نیز دیر است. همه رفتند، حسین با زن و فرزند، و هاشمیان و چند نفر یار جان باخته در صحرای کربلا تنها مانده و منتظر ماست.هل من ناصر ینصرنی؟
مابراومی گرییم که ازجسمش دوریم٬واو بر ما می‌گرید که چرا از قافله حسینیان دورماندیم. هنوز فرصت باقی است حرّ آخرین نفر بود، هنوز ظهر عاشورا فرا نرسیده است.
حسین زمان منتظر یاران است.فقط چند تا عباس وزینب
به پا خیز بدون کلام، بدون ادعا فقط بین خود و حسین بپا خیز، و یاری کن. خواهی دید یزیدیان با دیدن یاوران حسین که جان باخته و دل باخته به میدان آمده‌اند، از بین خواهند رفت. فاطمه زهرا و زینب کبری آرام خواهند گرفت. آیا این چنین هستی؟!
خوب بیاندیش، آن که حاکم و شاهد است، فقط خدا و معصوم است نه مردم، پس به، خدا و معصوم پاسخی بده.
یک حسین دیگر را به ما سپرده‌اند، با او چه کرده‌ایم؟!
مبادا، بار دیگر علی اصغر به قربانگاه برود، مبادا، زینب بر قتلگاه فریاد وا محمدا سر دهد، مبادا فاطمه زهرا بار دیگر ناله سر دهد غریب مادر.اگر ناله سر دهند یوم تبلی اسرائر چه خواهیم کرد؟!کربلاهنوزنیرومی طلبد٬یاشهادت جسمانی یاشهادت روحانی.
بالاخره راه ما ازکربلا می گذرد٬باید یکی را انتخاب کنی تا انتخاب شوی.

پی‌نوشت‌ها:‌‌۱ـ منتهی‌ الامال، ص‌۴۴۵.
‌‌۲ ـ سعید بن‌ عبداله‌ حنفی‌ و زخمی‌ شدن‌ زهیر بن‌ قیس‌ در تیرباران‌ مداوم‌ دشمن.
‌‌۳ ـ منتهی‌ الامال، ص‌ ۴۹۲.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی منصوره وطنی

پاکت منبر !

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و خدا قوت خدمت دوستان و همراهان دارم
ان شاء الله تعالی زندگی پر از یاد و نور محبت رسول الله صل الله علیه و آله وسلم داشته باشید .

پاکت منبر  یکی از اون مسائلی هست که همه دربارش شنیده ها و صحبت هایی دارند .
یک عده از مقدارش می پرسن
یک عده اصلا نمیدونن چی هست ؟!

یک عده هم میگن اصلا چه معنی داره شما طلبه ها واسه منبر به اسم دین پول بگیرید!

یک عده قیمت های نجومی بعضی منبری ها مطرح میکنن و میگن چرا اینا قیمت تعیین میکنن ؟

یک عده میگن شما طلبه هاوضعتون خوبه دیگه یک منبر میریدیک روضه میخونید چه همه پول میگیرید !

خلاصه از این دست یک عده ها ، زیادن که بلاخره حرف و نقد و نظری دارند و میخوان پیرامون این مساله صحبت کنن !

میگفت اون قدیم ها ، ینده خدایی واسه دهه اول محرم آشیخی رو دعوت کرد تا مجلس موعظه و تعزیه داری اهل بیت را در منزلش برپا کند .

خب اون زمان وسیله نقلیه همین چهار پا بوده و این آشیخ هم هر روز با چهار پای خودش به این مجلس می اومد و مجلس ذکر اهل بیت رو برپا میکرد تا روز آخر دهه .

معمول و مرسومه که تشکر از الطاف منبری و روضه خوان رو روز آخر وقت خداحافظی انجام میدادند و مثلا مبلغی را بین پاکت میگذارند یا در سینی کنار چای و آبجوشی که برای منبری میبرند میگذارند و یا لحظه خداحافظی با احترام خاصی و تشکری در جیب خادم اهل بیت قرار میدهند .

به هرحال این آشیخ جلسه ی آخر منبر و ذکر مصیبت را هم برگزار میکند و دعای آخر مجلس و یا علی مدد … دم در صاحب خانه و بانی مجلس که بدرقه ی آشیخ میکند در عین حال اینکه خیلی طبیعی و انگار نه انگار رفتار کرده که هیچ تقدیری نکرده والبته  آشیخ هم اصلا برخورد و صحبت و کنایه ای هم در این باره نیامده بود ؛ خود صاحب مجلس دم اخر رو به واعظ کرد و گفت : آشیخ مجلس مال امام حسین علیه السلام بود دیگه …  ما خونه مون رو دادیم شما رو هم گفتیم بیاید منبر و روضه شو برپا کنید ! پس لازم نیست که ما چیزی به شما بدیم؟!

بنده خدا آشیخ ! هم که دیگر سوار چهارپایش شده بود و آماده رفتن بود گفت : بله درسته … راست میگید ما هم هیچ توقعی نداریم ، اما این خره ما که ده روز برد و آوردمون کاه یونجه شو از کجا باید بیاره ؟!

یاد حرف بزرگی افتادم که میگفت اسب امام حسین هم بی کاه یونجه نمیتونه واسه اسلام بدود !

بله ، هیچ وقت منبری و روضه خوان برای کاری که انجام داده مبلغ معین نمی کند و نباید بکند چون اجر کاری که یک طلبه و واعظ میکند فقط با خود خداست .. خود خودش …

کسی که دین و راه سعادت یاد می دهد و مسیر حق نشان می دهد رسول ِ رسول الله صل الله علیه و آله وسلم است . سرباز مکتب امام صادق علیه السلام است . برای کس دیگری اصلا نفس کشیدنش در این عالم وقف رسول الله است . چون انقدر ارزش کارش بالاست که من معتقدم هرقدر هم حتی اگر میلیونی تقدیر شود باز هم از عهده ی جوابش کسی بر نمی آید الا خود خدا …

اجر مبلّغ و سرباز دین فقط با خداست و بس /

این بحث  هرکس را وظیفه ایست خیلی مهمه ؛ اگر کسی این رو بتونه تو نفسش واسه خودش قشنگ و درست حل کنه بسیاری از مشکلاتش حل خواهد شد . حتما روش تفکر کنید .

هر کس را وظیفه ایست . وظیفه طلبه آن است که درس بخواند و تقوا داشته باشد و با نیت پاکش و درس آموزیش پای قال الصادق و قال الباقر دست مردم بگیرد و در دست خدا بگذارد و تمام هم و غم و فکر و ذکرش برای اعتلای پرچم توحید و دین باشد ، با توکلش به هیچ چیز دیگر هم کار کاری نداشته باشد .

مردم ، جامعه و نظام را هم وظیفه ایست . اینکه با عقلشان منطقی بودن این سیر و جریان را برای رسیدن خودشان و جامعه شان به درستی و راستی و توحید بپذیرند و در قبال این حرکت خودشان را مسئول بدانند … بدانند این طلبه و مبلغی که من برای رساندن راه صحیح زندگی  و اشاعه ی جهان بینی سالم و کامل و خدامحور دعوت کرده ام  درست است که وظیفه اش را دارد انجام میدهد ، اما من هم باید وظیفه ام را درست انجام دهم . چون اگر این طلبه در اوّلیات زندگی و معیشتش دچار مشکل بود واقعا انتظار اینکه دین درست تبلیغ شود و جامعه رو به تعای حرکت کند بی انصافی است /

چند روز پیش مادرم امر فرمودند که منزل یکی از آشناهای دورشون موعظه و ذکر توسل را بنده بروم /

وضعیت اقتصادی صاحب منزل در حد بسیار مطلوب بود .

نمیدونم چقدر درباره ی  انواع سخنرانی ها و سطح علمی اون میدونید و دیدید

مثلا گاهی در حد یک بیان یک مساله شرعی و خواندن یک حدیث است و روضه . بدون هیچ توضیح و تفسیر و بروز رسانی و تبیین معادل سازی در زندگی امروز .و گاهی هم منبری بطور تخصصی از چند و چون  مساله صحبت میکند و بحث فلسفی و منطقی و عقلی موضوع را طرح میکند و با بروز رسانی و در آوردن لایه های درونی مساله کاملا عمیق و دقیق و کاربردی توضیح می دهد  مثالش سخنرانی های حجت الاسلام شیخ علیرضا پناهیان حفظه الله تعالی هست …

خب سبک و سیاقی  که ما یاد گرفتیم و صحبت میکنیم از دسته دوم است

یعنی با وجود اینکه مادرم از قبل توصیه اکید فرموده بودند بیش از بیست دقیقه صحبتت طول نکشد ، به فضل الله تعالی و مدد اهل بیت طوری شد که فقط سوال های پیاپی خود مردم قریب به چهل دقیقه زمان برد …

مجلس تمام شد و پاکتی نارنجی ! توی سینی برای ما آورده بودند …

با وجود اینکه خیلی منبر نمیرم و سعی کردم تا قبل اجنهاد غیر از ایام تبلیغی وارد این وادی نشم اما در همین مجالسی هم که گه گاه رفتم سعی کردم اصلا توجهی به مقدار پاکت نکنم .. یعنی اصلا واسم مهم نبوده و شما دعا کنید هیچ وقت هم نباشه … دلیلش هم که بالا گفتم …

اما مادرم خیلی اصرار داشتند مبلغ بین پاکت را از چنین موقعیت فرهنگی اقتصادی برای این سبک جلسه  بدانند …و شرح پاکت چیزی نبود جز  این :

۷
بدون شرح !

یک پاکت نارنجی نم خورده ، که پشت پاکت در اثر کثرت استعمال کهنه شده بود و قست تای در پاکت  رنگش ریخته بود و سفیدی اش در بین آن همه نارنجی خود نمایی خاصی داشت .

در پاکت رو که باز کردم با خطی نچندان دلچسب نوشته بود ( پیوندتان مبارک ! ) ظاهرا واسه عروسی یکی بستگان صاحب مجلس بود  … اسم طرف هم بودحتی !! البته بنظرم اون آقای بابایی این وسط اخلاصشون از همه ما بیشتر بوده که پاکتشون با چند واسطه خرج روضه ی امام حسین علیه السلام شده بود ! هیچ اتفاقی در عالم بی حکمت نیست ،دعاشون کردم !!

دو عدد ده هزارتومانی کهنه ی چندین قسمت پاره ! و لبه تا خورده که رویشان با ماژیک آبی نقاشی هم داشت به وضع نا بسامانی درون پاکت بود …

واین مبلغ هزینه تاکسی برای رفت و آمد هم نیست !

این را ننوشتم برای اینکه بگویم من از این مقدار ناراضی بودم !! نه … خدا میداند که ذره ای حتی برای مادیات نرفته بودم و باز شما دعا کنید هیچ وقت هم چنین نباشم … همینکه کلی سوال و مشکل توانستم جواب دهم و راهنمایی کرده باشم برایم دنیایی ارزش داشت من واقعا طرف حسابم حجت بن الحسن المهدی روحی له الفداء هست

اما از این ناراحت شدم که این کار بی ادبی به مقام علم است .

علم ارزش دارد و عالم حرمت … این علم و عالم به واسطه ارتباطشان با خدا و اهل بیت احترام دارند که اگر رعایت این ادب نشود واقعا برکات را از زندگی ها و جامعه می برد …

یادتان هست در پست ( منجی  عالم بشر یت ؛ یک عرب ) توضیح آیه (( اعراب اشدّ کفرا و نفاقا )) رو چی دادیم ؟

گفتیم اون نوع نحوه برخورد و رفتارهای ناصحیح دور از فطرت و منطق و ادب را خدا مذمت کرده حالا اون رفتار میتونه در شخصی باشه که در بهترین قسمت یک شهر مذهبی زندگی میکنه در اوج شهر نشینی و وضعیت خوب اقتصادی ، و از اون طرف میتونه در دل یک روستا با تمام کمبود ها و محرومیت ها اون ویژگی نکوهیده  موجودنباشه و فرد با کمال عزت و ادب و بزرگی زندگی کند …

این پاکت هم یادگاری ایست  از یک روستای بسیار دور از شهر و امکانات که برای من دنیا دنیا ارزش داشت … این لطافت و ادب و کمال :

۸

مقایسه با شما … !

* پ.ن :   یکی از مداح های عزیز و دلپاک رو تلویزیون در برنامه ای زنده دعوت گرفته بود . مجری پرسید چرا بعضی مداح ها قبل از آمدن قیمت تعیین میکنند ؟!
اون مداح جواب خیلی جالبی داد ! گفت شما الان نگید چرا فلان مداح قیمت مشخص میکنه ، اینو ببینید تاحالا با این ادم چکار کردند که مجبور شده الان مبلغ معین کنه . خب اون هم تمام وفتشو برای اینکه سبک خوب و شعر جدید پیدا کنه گذاشته زحمت کشیده . ببینید چند نفر حکایت داستان بالا رو سرش آوردن !

*حاج عبدالرضا هلالی میگفت یک دفعه منو دعوت کردن سبزوار ! اونجا جلو همه با یه وضع زشتی یک ربع سکه هم بهم دادند … باوجودیکه برخورشون قشنگ نبود به رسم ادب گرفتم . اومدم تهران نشونش دادم گفتن تقلبه ! یا یکبار مجلسی که دعوتم کرده بودند یکی از قسمت های کرج قرار شد مارو بعد مجلس ببرند رستوران . اونجا به بهانه اینکه این دنبال اون میگشت و اون یکی دنبال این گذاشتند رفتند و من نیم ساعت جلو رستوران علاف بودم! دیدم نیومدن خودم تاکسی گرفتم برگشتم !

منبع: طلبگی و هزار و یک…