ولایتمداری از حرف تا عمل

بسم الله

Untitled-1برای شناخت افراد و اندازه گیری حرف و عمل آنها باید ادعاها  و عملکردشان را زیر ذره بین گذاشت؛ کسی که ادعا می کند امام خامنه ای عشق اوست و یا یا ادعا می کند در مسائلی که نتواند ایشان را با دلایلش قانع کند مطیع نظرات ایشان است این ادعا در مقام عمل بسی دروغ در می آید.

در مورد انتخابات ۸۸ و فتنه ۸۸ و بازی گردان اصلی این فتنه جناب آقای هاشمی مرور این سطور نشان دهنده ….. ایشان در ولایتمداری است

اکبرهاشمی در اجلاس سی سال قانونگذاری(شش ماه و ده روز به انتخابات ۲۲خرداد)
اگر مردم احساس کنند که رایشان در سرنوشت آنان بی اثر است و متولیانی پیدا شوند که رای آنها را هرجوری که می خواهند بخوانند آنگاه دلسرد می شوند چون مردم مسلمانند و هیچ وقت به کشور خیانت نمی کنند.

امام خامنه ای اول فروردین۸۸
تاکنون ۳۰ انتخابات درکشور برگزار شده و مسئولان وقت رسما سلامت و صحت انتخابات را تضمین کرده اند و به همین علت مردم تحت تاثیر حرفهایی که تلاش می کنند انتخابات ریاست جمهوری را از هم اکنون متزلزل و خدشه دار جلوه دهند قرار نمی گیرند.

اکبر هاشمی هفت روز بعد خطبه های نماز جمعه تهران
مردم باید اطمینان داشته باشند که همانهایی که رای می دهند اثرخود را می گذارد.

امام خامنه ای در جمع پرستاران و معلمان و کارگران نهم اردیبهشت۸۸  
باحضور پرانگیزه مردم همواره انتخاباتی سالم متقن و خوبی در ایران برگزار شده اما متاسفانه برخی دوستان بی انصاف و کسانی که جزو ملت هستند و توقع دارند مردم به آنها توجه کنند با ناسپاسی علیه ملت حرف می‌زنند وبا تکرار حرف دروغ دشمن سلامت انتخابات را زیر سوال می برند.

اکبرهاشمی ۴ اردیبهشت ۸۸ خطبه های نماز جمعه
مسئولان باید سلامت انتخابات را برای جامعه تضمین کنند تا مردم باخیال راحت پای صندوق های رای حضور داشته باشند و این اطمینان دادن یک ضرورت است.

منبع: زنگ تفکر

ثواب صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام

صلواتمحاسبه ثواب صلوات!
هر کس بر من، هر روز و هر شب صلوات فرستد، شفاعتم بر او واجب می شود؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد…

نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) در قیامت
رسول خدا (ص) فرمودند: نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد

محاسبه ثواب صلوات
رسول خدا(ص) فرمودند: در معراج، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد (یعنی یک میلیون) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد. آن ملک گفت: من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم. رسول خدا (ص) فرمودند: چیست؟ عرض کرد :هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم

نوشتن صلوات
رسول خدا (ص) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته‌ای بر من صلوات بنویسد، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند

صلوات جهت حاجت
حضرت محمد (ص) فرمودند: صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت‌های شماست و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.

آمرزش گناهان با صلوات
حضرت محمد (ص) فرمودند: هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد، بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد، در همان روز یا همان شب

میزان صلوات در قیامت
حضرت محمد (ص) فرمودند: روز قیامت، من پیش میزان اعمال هستم، یعنی که هر کس کفه سیئاتش (گناهانش) سنگین تر از کفه حسناتش (ثواب‌هایش) باشد، من صلوات‌هایی را که برایم فرستاده می آورم و در کفه حسناتش می گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگین تر گردد.

دیدن بهشت با صلوات
حضرت محمد (ص) فرمودند: هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند

شرکت ملائکه ها در مجالس صلوات
حضرت محمد (ص) فرمودند: کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند، به یکدیگر می گویند: فرود آییم. زمانی که پیاده می شوند، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی می کنند و در پایان به یکدیگر می گویند: خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید

خشنودی پیامبر (ص) از صلوات های زیاد
شخصی بسیار زاهد و عابد که گوشه گیر بود و در مجالس و محافل حاضر نمی شد، روزی در مجلس سخنرانی شرکت کرد و موجب تعجب همه شد. علت حضورش را پرسیدند، گفت: رسول خدا (ص) را در خواب دیدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنرانی فلان واعظ که زیاد بر من صلوات می فرستد و من از او خشنودم

گم کردن راه بهشت
رسول خدا (ص) فرمودند: مَن نَسَی الصَلاه عَلیَ اخطَا طَریقَ الجنَهِ
کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است

صلوات ناقص، چرا؟
رسول خدا (ص) فرمودند: بر من صلوات ناقص نفرستید، پرسیدند: صلوات ناقص کدام است؟ رسول خدا (ص) فرمودند: این که بگویید «اللهم صل علی محمد» این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند. صلوات کامل چنین است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد»

صلوات، هنگام مصاحفه با مسلمانان
رسول خدا (ص) فرمودند: دو بنده که دوست یکدیگر باشند و برای خدا با هم مسافحه نمایند و بر من صلوات فرستند، پیش از آنکه از هم جدا شوند، خدا گناهان هر دو را می آمرزد

صلوات با دل و زبان
یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد

مانع غیبت
روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (ع) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هر چه آنها را نصحیت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم، به حرفم اعتنایی نمی کنند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند. چه کنم؟ حضرت الیاس (ع) فرمود: چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی و دیدی غیبت می کنند، بگو
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد
پروردگار، ملکی را بر اهل مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد و نمی گذارد غیبت شود. سپس حضرت خضر (ع) فرمود: وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد
حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند

فریاد رسی صلوات در قبر
شبلی نقل نموده است: من همسایه ای داشتم که وفات نمود. او را خواب دیدم ،از او پرسیدم: خدا با تو چه کرد؟
گفت: ای شیخ! هول های بزرگ دیدم، و رنج های عظیم کشیدم. از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر، زبان من از کار باز ماند. با خود می گفتم :واویلاه، این عقوبت از کجا به من رسید؟ آخر، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم، از آن شخص پرسیدم: تو کیستی –خدا تو را رحمت کند– که من را از این غصه خلاصی دادی؟
گفت: من شخصی هستم که از صلواتی که تو بر پیغمبر (ص) فرستادی آفریده شده ام، و مامورم در هر وقت و هر جا که در مانی به فریاد تو رسم

نجات عبور از صراط
رسول خدا (ص) فرمودند: شب گذشته، عجیب خوابی دیدم. مردی از امت خود را دیدم که از صراط می گذشت و هر لحظه می لرزید، و در هر قدم می لغزید. پس دیدم صلواتی که بر من فرستاده بود، آمد و دست او را گرفت، و به سلامت او را از صراط گذرانید

نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) در قیامت
رسول خدا (ص) فرمودند: نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد

واجب شدن شفاعت
رسول خدا (ص) در وصیت خود به امیر مومنان علی (ع) فرمود: یا علی !هر کس بر من، هر روز و هر شب صلوات فرستد، شفاعتم بر او واجب می شود؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد

رفع عطش قیامت
خدا وحی کرد به حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام: ای موسی! دوست داری که عطش قیامت تو را در نیابد و در مواقف آن روز تشنه نباشی؟ عرض کرد: بلی ای پروردگار جهانیان. خطاب رسید: امروز در دنیا بر حبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت ایمن باشی

منبع: طلبه گرجی

شهریه!

IMAGE633994240502343750از دیرباز در حوزه دو دیدگاه وجود داشته: ۱- واسه پول زندگی طلبگی چرتکه بنداز ۲- پولت و بسپار به خدا و خودش روزی رسونه. دو دو تا چهار تا نکن
هر دو روش طرفداران پر و پا قرصی داره. خودم بیشتر با گروه دوم حال میکنم. خیلی ها رو میشناسم که از گروه دومند و از دنیایی آزاد. ولی خب چه کنیم عده ای هم گروه اولن. پس اونا رو هم به رسمیت میشناسیم. مطلب این هفته بیشتر به درد گروه اولی ها میخوره.
حقیقت اینه که دغدغه خیلی ها که میخوان بعد از دانشگاه وارد حوزه بشن مسائل مالیه. چون اکثرا متاهلن و یا در شرف ازدواج. اونایی که از گروه دومند خیلی مشکلی ندارن. ولی گروه اولی ها باید بدونن آینده مالیشون در چه وضعیتی هست.در ادامه خلاصه ای از شهریه دریافتی رو براتون میگم:
حوزه خواهران: شهریه ای داده نمیشود!
حوزه برادران
متاهل (شش سال اول حوزه)
آیت الله خامنه ای: ماهیان حدود ۱۰۰ هزار تومان
آیت الله سیستانی: ماهیانه حدود ۴۰ هزار تومان
آیت الله مکارم شیرازی: غیر سادات ماهیان ۴۰ و سادات ماهیانه ۴۵ هزار تومان
آیت الله شاهرودی: ماهیانه ۱۰ هزار تومان
کارت خرید: ماهیانه ۴۰ هزار تومان
مجرد (شش سال اول حوزه)
آیت الله خامنه ای: ماهیان حدود ۲۰ هزار تومان
آیت الله سیستانی: ماهیانه حدود ۲۰ هزار تومان
آیت الله مکارم شیرازی: غیر سادات ماهیان ۲۰ و سادات ماهیانه ۲۵ هزار تومان (البته فکر کنم)
آیت الله شاهرودی: ماهیانه ۱۰ هزار تومان
کارت خرید: ندارند
نکات:
خیلی روی کارت خرید حساب نکنید. اولا هر ماه واریز نمیشه، ثانیا پول نقد نیست و فقط میتونید با دستگاه های کارت خوان فروشگاه ها خرید نمایید
آیت الله خامنه ای به افرادی که مستاجر هستند مبلغی بابت اجاره میدهند. فکر کنم چیزی حدود ۵۰ هزار تومان باشد.
این شهریه ها برای سال ۱۳۹۴ میباشد
به افراد متاهل هیچ گونه خوابگاه یا حجره متاهلی داده نمیشود. پس حتما باید بعد از عروسی خونه اجاره یا خریداری نمایید.
شهریه های بالا برای شش سال اول حوزه میباشد. طلاب میتوانند با ارتقایی سریع تر شش سال اول را به پایان برسانند.
تمامی طلاب و همسران و فرزندانشان بیمه تامین اجتماعی هم میشوند.
خلاصه افراد متاهل حدود ماهی دویست تا دویست و پنجاه هزار تومن شهریه میگیرن که اگه ۱۰۰ تومن حاج محمود (یارانه) هم اضافه کنن به رقم افسانه ایه ۳۵۰ هزار تومن میرسه.
احتمال داره خیلی ها با خوندن این مطلب قید حوزه اومدن رو بزنن. ولی در آخر رفقا رو ارجاع میدم به صحبت یکی از اساتیدم که میگفت: ایمان دارم اگه طلبه ای برای خدا جانانه درس بخونه، محاله اسیر روزی زندگیش باشه!
همه دوستان را به خدای شهریه های طلبگی میسپارم
به یاد خدا باشید…

منبع: مهندس طلبه

روانکاوی وشخصیت شناسی صادق هدایت

روانکاوی هدایت
imagesدر بررسی زندگینامه هدایت به این نتیجه می‌رسیم که علاوه بر دوره‌های افسردگی و دو بار خودکشی، او فردی حساس و دست و دل باز بوده‌ است. همچنین نگارش کتاب‌هایش به صورت یکنواخت در طول زمان انجام نشده ‌است بلکه در دوره‌هایی آثار فراوان تری اعم از تألیف و ترجمه نگاشته‌ است که می‌تواند مربوط به دوره‌های هایپومانیا باشد و در دوره‌هایی هیچ اثری را به رشته تحریر درنیاورده ‌است که این نیز می‌تواند مربوط به دوره‌های افسردگی او باشد. به نظر می‌رسد این نشانه‌ها همه در راستای تأیید این فرضیه ‌است که صادق هدایت به اختلال دوقطبی دچار بوده‌ است.

خودکشی
صادق هدایت در روز ۱۲ آذر ۱۳۲۹ تهران را به مقصد ژنو ترک می گوید و میهمان محمدعلی جمالزاده می شود و پس از آن راهی پاریس می گردد. این آخرین سفر اوست و مدت ۴ ماه در پاریس و در کنار دوستان و آشنایان می گذراند. او در روز ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ یک زوج ایرانی را که با آنها دوستی داشت، به خانه اش دعوت می کند. اما این میهمانان به هنگام مراجعه به خانه هدایت با درهای بسته مواجه می شوند و سرانجام پلیس را خبر می کنند.
پلیس پس از گشودن در خانه، با جسد هدایت مواجه می شود و در می یابند که او پتویی بر زمین پهن کرده و با گشودن شیر گاز آشپزخانه خودکشی کرده است.
او نخستین نویسنده ایرانی است که خودکشی کرده است. وی چند روز غبل از انتحار بسیاری از داستانهای چاپ نشده اش را نابود کرده بود. هدایت را در قبرستان «پرلاشز» پاریس به خاک سپردند.

هدایت از نگاه دیگران
حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ ای
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه‏ ای در دیداری که در اسفند ۱۳۷۰، با اعضاى گروه ادب و هنر صداى جمهورى اسلامى داشتند فرمودند: «شما باید آدمهایى داشته باشید که بنشینند مثلاً کار جمالزاده، هدایت، چوبک و … را واقعاً نقد کنند و نقاط قوّت و ضعفش را بگویند؛ این کار نباید همه‌ى برنامه‌ى شما را فرا بگیرد؛ باید بخشى از برنامه را بگیرد…….یک روز در کشور چیزى مُد مى‌شود و هرکس سعى مى‌کند مطابق آن رفتار کند؛ مثلاً یک روز صادق هدایت در این کشور مُد بود – البته حالا این‌طور نیست؛ این مربوط به حدود بیست سال پیش است – هرکس مى‌خواست راجع به قصه حرف بزند، حتماً باید اسم صادق هدایت را مى‌آورد! البته صادق هدایت نقاط قوّتى دارد؛ اما نقاط ضعفى هم دارد. صادق هدایت که جزو نویسندگان بزرگ دنیا نیست. اگر شما صادق هدایت را با نویسنده‌هاى معروف دنیا مقایسه کنید – چه نویسنده‌هاى روسى، چه نویسنده‌هاى فرانسوى، چه نویسنده‌هاى انگلیسى؛ اینهایى که رمانهاى معروف را خلق کردند و داستانهاى بزرگ را نوشتند – در مقابل آنها بچه‌ى کوچکى است! البته او در ایران جایگاهى دارد؛ اما در همان حد باید او را تفخیم کرد، و نه بیشتر؛ آدم نباید اسیر مُد باشد.»

دکتر علی شریعتی:
دکتر علی شریعتی در تحلیل آثار هدایت، درد او را ناشی از بی‌دردی می‌داند و بی‌اعتقادی و آوارگی او را محصول همین وابستگی طبقاتی به بورژوازی و اشراف معرفی می‌کند: «اصولاً هر طبقه‌ای دردهای خاص خود را دارد. مثلآ طبقه بورژوازی _ ایران که از اشراف قدیمی ایران هستند را نگاه کنیم. صادق هدایت یکی از انهاست که از اشراف قدیمی و ملاکین و خوانین بودند که بعد تبدیل به «بورژوا» شدند. اشرافیت که تبدیل به بورژوازی می شود یک عکس العمل روانی خاص پیدا می کند. از نظر یک جامعه شناس و روانشناس اجتماعی تمام تلخ اندیشیها و حساسیتها در روح صادق هدایت زاییده روانشناسی طبقاتی وی می باشد. این رنجها و غمها، رنج بی دردی و مرفهی است. امروز یک آموزگار یا دانش آموز و یا هرکس که وضع مرفهی دارد، دچار دردهای صادق هدایتی می شود… و طبقه اشراف ایران در گذشته دارای دردها و نیازهای موهوم روحی و معنوی خاص خود بوده است. در گذشته این اشرافیت برای تشفی ان دردها و نیازهای موهوم به دنبال تصوف می رفت… اما نسل دوم همین اشرافیت گذشته (بورژوازی امروز) دیگر نمی تواند به تصوف به عنوان یک دارو تکیه کند، لذا آواره و بی پناه و بی اعتقاد شده است. صادق هدایت خود نمونه خوبی است، چرا که هر روز مذهب عوض می کند، او اول مذهب کافکا را می گیرد، بعد گیاهخواری…»
دکترشریعتی سپس به دلایل یأس و دلهره های فلسفی هدایت اشاره می کند و می افزاید: «…دلهره های فلسفی هدایت هم ناشی از رفاه است. رفاه یک پوچی است…زندگی اش هدف و معنی ندارد. کسی که رفاه دارد، برخوردار از واقعیتی است که خود درانجام آن واقعیت هیچ سهمی ندارد. دیگری کار می کند و او می خورد، که این یک رابطه منطقی نیست. بنابراین رفاهی که دارد پوچ است…»

علی اسفندیاری:
علی اسفندیاری (نیمایوشیج) نیز درباره هدایت نظری خاص ارائه می دهد و می گوید: «آثارهدایت خامی های زیادی دارد…خودش به من می گفت که آشنا را با عجله نوشته است.اماعده ای دور او را گرفتند و هنوز هم بعد از مرگ او هدایت را انحصاری خودشان کرده اند و دوست و رفیق خودشان می نمایانند و با انواع وسایل هر قدر که آن را بزرگتر کنند، خودشان را بزرگتر کرده اند…این است که بعد از مرگ هدایت عده ای از او نردبام ساخته اند…» نیما به نقصهای روحی و شخصیتی هدایت هم اشاراتی دارد و می گوید: «هدایت ناجوانمردیهایی داشت که باید آن را حمل بر بی خیالی او کرد. رفتار او با «شین پرتو» که در هند از او پذیرایی کرد و رفتاراو با خود من در کنگره که حمایت نکرد و فقط نشسته بود که از گلوبادش کنند، تا خودش بزرگ شود…»

جلال آل احمد:
زنده یاد جلال ال احمد با اینکه هدایت را رد نمی کند و او را در شمارنویسندگان مطرح روزگارمی شناسد، درباره او چنین می گوید: «هدایت گرچه با بوف کور، هوای حکومت پیش ازشهریور۲۰ را ابدی کرده است، اما انگار از فرهنگ اسلامی بریده است و حتی با آن کین می توزد…علویه خانم و محلل و انیران به جای خود، در هیچ جا از کار وسیع او اثری از دوره اسلامی نمی بینیم. کوشش او در راهی است که به زرتشتی بازی پیش از شهریور ۲۰ مدد می دهد…»
از لحاظ اجتماعی روحیه هدایت و افکارش به طور عمده محصول ایران رضاشاهی است. استبداد فرعونی شاه و رسم چاپلوسی و رواج صندلی پرستی و پول پرستی و «رجاله بازی» ذلیلانه و تهی از صمیمیت جامعه عقب افتاده فئودالی با آداب و رسوم خرافی، هدایت را که مفتون تمدن سرمایه داری فرانسه بود، راضی می کرد ولی آنچه در ایران می دید، همه را کناره اسلام واعراب می انگاشت. هدایت یک ضدعرب وضد اسلام کامل است. در ترجمه کتاب دیوار، داستان شغال وعرب را از کافکا نقل و در آن شدیداً به اعراب توهین می کند. ملی گرایی گذشته پرست او نتیجه تلقینات امثال فتحعلی آخوند زاده و میرزاآقاخان کرمانی است که پس از استقرار مشروطه در بین قشرهای بالا و متوسط رایج شده بود. گروهی هدایت را با بوف کور می شناسند و این کتاب را بهترین اثر او میدانند وعده ای آن را فاقد ارزش تلقی می نمایند.

محمدعلی جمالزاده:
قصه نویس نامدار معاصر محمدعلی جمالزاده در این مورد می گوید: «مثلاً صادق هدایت خواسته از سبک سوررئالیسم استفاده بکند، به اعتقاد من بدترین کتابش همین کتاب بوف کور است…» جمالزاده همچنین کتابی دارد تحت عنوان «دارالمجانین» که در مورد زندگی صادق هدایت است. این اثر در واقع نخستین کتاب ادبی (تقریباً داستان واره) است که درباره زندگی صادق هدایت نگارش یافته و جلال آل احمد در نامه اش به جمالزاده از این کتاب نام برده و خطاب به جمالزاده می نویسد که در دار المجانین به هدایت دهن کجی کرده ای…

احمد فردید:
استاد احمد فردید، هدایت را بی ارتباط با مردم و «صوفی فرنگی» می نامد: «…من یکبار در جایی لفظ صوفی فرنگی را درباره صادق هدایت اطلاق کرده ام. صوفی فرنگی همان کسانی هستند که در جهان امروز از عرفان و تصوف غرب و ادبیات پوچ و تاتر پوچ و از اینجور حرفها، سخن می گویند. بازگشت همه این صوفی فرنگی به این امر است و آن آخرین مرحله نهائی فرار از «حق» به سوی «انانیت» اعم از انانیت جمعی یا فردی…»

نجف دریابندی:
نجف دریابندی درباره بوف کور چنین اظهار نظر می کند: «از بوف کور خوشم نمی آید، برای اینکه زیادی منحط است. منحط به معنی، «دکادان» یعنی درآستانه فساد…»

دلیل شهرت هدایت از زبان احسان طبری
احسان طبری پس از بررسی زندگینامه صادق هدایت به تحلیل چرایی مشهور شدن وی پرداخته و نوشت: «هدایت نویسنده‏ی هنری، محقق فولکلور و مترجم آثار پهلوی است.ک تابهایی نیز برای ابراز نظر و بیان‏ معتقدات خود نوشته است. شهرت او بیشتر به سبب‏ آثار هنری است که به صورت داستانهای کوتاه، نمایشنامه، مقالات و قطعات انتقادی و طنزآمیز و سفرنامه انتشار داده است. صرف نظر از آن چه که او را به‏ «نویسنده نومید» معروف کرده و ستایشی را برنمی‏انگیزد، شیوهء نویسندگی‏اش در دوران خود ممتاز است.»
وی ادامه داد: «با آنکه در این سبک یعنی داستان کوتاه از زندگی مردم و به زبان مردم، محمد علی جمال‏زاده با نوشتن «یکی بود یکی نبود» از نظر زمانی بر او مقدم است، اما قریحهء بسیار قوی هدایت آفرینندهء آثاری است که او را پیشگام نویسندگی هنری در دوران رضا شاه می‏سازد و از این جهت نامش در تاریخ ادبی معاصر باقی است.
از لحاظ اجتماعی روحیه هدایت و افکارش به طور عمده‏ محصول محیط ایران رضا شاهی است. استبداد فرعونی شاه و رسم چاپلوسی و رواج صندلی پرستی و پول پرستی و «رجاله بازی» ذلیلانه و تهی از هر صمیمیت جامعهء عقب ماندهء فئودالی با آداب و رسوم‏ خرافی، هدایت را که مفتون تمدن سرمایه‏داری فرانسه‏ بود، راضی می‏کرد ولی آنچه که در ایران می‏دید، همه‏ را گناه اسلام و عرب می‏انگاشت!
ملی گرایی‏ گذشته پرست او نتیجهء تلقینات امثال فتحعلی‏ آخونداف‏ها و میرزا آقا خان کرمانی‏هاست که پس از استقرار مشروطه در ایران در میان قشرهای بالا و متوسط رایج شده بود. نمایشنامه‏های «پروین دختر ساسان»، «مازیار» و رو آوردنش به زبان پهلوی و نشر آثاری از این زبان نشانه‏ی آن است، ولی گرایش‏ «ناسیونالیسم گذشته‏گرا» با آنکه در هدایت نیرومند است، تنها گرایش فکری او نیست. هدایت با زندگی، با مردم و با خویشتن «قهر» است. زندگی را بازی پوچ و مسخره‏ی طبیعت می‏داند که مرگ بر آن مرجح است.
…نیست انگاری (نیهلیسم) و لذت گرایی (هدویسم) و بدبینی (پی میسم) و لامذهبی (اته ئیسم) و ملی گرایی گذشته پرست در آثار هدایت به چشم می خورد…هدایت زندگی را بازی پوچ و مسخره طبیعت می داند که مرگ بر آن مرجح است و مردم را به قول خودش در این «تله خربگیری» مشغول دلغکی و رذالت و پستی می بیند و از آنها متنفر است و از خود نیز بیزار است. لذا راه مرگ را می پیماید، او ستایشگر مرگ است… منبع: shakhsiatnegar.com

منبع: همثانیه…..همثانیه

جایگاه عزاداری در مکتب اهل بیت علیهم السلام

جایگاه عزاداری در مکتب اهل بیت علیهم السلامبرای دانستن عظمت و جایگاه عزاذاری آن هم از دیدگاه ائمه علیهم السلام و در روایات وقتی به کتب معتبر روایی مراجعه میکنیم به روایات زیادی میرسیم در بین روایات فراوانى که در این زمینه وجود دارد؛ به سه روایت درخصوص توصیه ائمه(ع) به برپایى مراسم عزادارى براى اهل‏بیت(ع) بسنده مى‏کنیم:

۱٫ امام صادق(ع) فرمودند: «رحم الله شیعتنا، شیعتنا و اللّه هم المؤمنون فقد و الله شرکونا فى المصیبه بطول الحزن والحسره»؛ بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۲۲٫
«خداوند شیعیان ما را مشمول رحمت خویش سازد. به خدا قسم، شیعیان ما همان مؤمنین‏اند، آنان به خدا قسم! با حزن و حسرت طولانى خویش شریک و همدرد مصیبت‏هاى ما خاندانند».

۲٫ امام رضا(ع) مى‏فرماید: «من تذکر مصابنا و بکى لما ارتکب منا کان معنا فى درجتنا یوم القیامه، و من ذکر بمصابنا فبکى و ابکى لم تبک عینه یوم تبکى العیون و من جلس مجلسا یحیى فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب»؛ همان، ص ۲۷۸٫
«کسى که متذکر مصایب ما شود و به جهت ستم‏هایى که بر ما وارد شده گریه کند، در روز قیامت با ما خواهد بود و مقام و درجه ما را خواهد داشت و کسى که مصیبت‏هاى ما را بیان کند و خود بگرید و دیگران را بگریاند؛ در روزى که همه چشم‏ها گریان است، چشم او نگرید و هر کسى در مجلسى بنشیند که در آن مجلس، امر ما را زنده مى‏کنند؛ روزى که قلب‏ها مى‏میرند، قلب او نخواهد مرد».

۳٫ امام صادق(ع) به فضیل فرمود: «تجلسون و تحدّثون؟ قال: نعم جعلت فداک، قال: ان تلک المجالس احبها فاحیوا امرنا یا فضیل، فرحم الله من احیى امرنا یا فضیل من ذکرنا او ذکرنا عنده فخرج من عینه مثل جناح الذباب غفرالله له ذنوبه و لو کانت اکثر من زبدالبحر»؛ همان، ص ۲۸۲ و ۲۸۹٫

«آیا مجالس عزا برپا مى‏کنید و از اهل‏بیت و آنچه بر آنان گذشته است، صحبت مى‏کنید؟ فضیل گفت: آرى قربانت گردم، امام فرمود: این‏گونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانید که هر کس امر ما را زنده کند مورد لطف و مرحمت خدا قرار مى‏گیرد. فضیل: هر کس از ما یاد کند، یا نزد او از ما یاد کنند و به اندازه بال مگسى اشک بریزد، خدا گناهانش را مى‏آمرزد اگر چه بیش از کف دریا باشد».

منبع: تبلیغ عشایری

پژوهش در حوزه علمیه

طلاب پژوهشگرتحقیق و پژوهش، عامل اصلی در بهره‌برداری از داشته‌های علمی است، اما عدم توجه کافی به این امر مهم در حوزه‌های علمیه، باعث شده است توان علمی طلبه‌ها در سمت و سوی تولید علم قرار نگیرد. هزاران طلبه سالیان درازی را در حوزه به تحصیل می‌پردازند اما به دلایلی، توانمندی لازم برای استفاده از ذخیره علمی خود را ندارند. به چند نکته در این زمینه اشاره شده است:

۱- استادی می‌گفت ۳۰ مرتبه کتاب کفایه را خوانده است و برای تدریس روزانه، چند ساعت هم وقت می‌گذارد. این استاد به‌گونه‌ای درس را برای ما سخت می‌کرد که هنوز هم اسم این کتاب‌ها انسان را به وحشت می‌اندازد. ما که پای درس این استاد محترم می‌رفتیم، برایمان قطعی شده بود که ما طلبه‌ها از نظر علمی توان علمی خاصی نداریم و فکر نوشتن در زمینه علوم اسلامی را کاری بس سخت و دشوار می‌پنداشتیم. در بسیاری از کلاس‌های حوزه، این روال دیده می‌شود. استاد می‌خواهد با این تاکیدات، شاگردان را تشویق به درس خواندن کند، اما نتیجه تضعیف روحیه و اعتماد به نفس طلبه‌ها است. همین طلبه‌ها وقتی پای به مراکز دیگر همچون دانشگاه می‌گذارند، اساتید از همان سال اول، آنها را تشویق می‌کنند که دیدگاه‌های ولو سطحی خود را بنویسند و همین مساله، مسیر نوشتن و پژوهش را به زودی فراهم می‌کند. خلاصه آنکه انگیزه و اشتیاق به نوشتن، نقطه شروع کار پژوهشی است که در بین طلاب باید تقویت شود.

۲- کسی که می‌خواهد کار علمی انجام دهد، نیاز به مهارت پژوهشی دارد. اینگونه نیست که یک فرد با انگیزه، بدون آموزش بتواند کار پژوهشی انجام دهد. در دروس رسمی حوزه علمیه، در هیچ مقطعی درس‌های روش‌شناسی و روش تحقیق گنجانده نشده است. از این رو ممکن است یک طلبه بعد از ۱۵ سال تحصیل، از نوشتن یک نامه یا درخواست کوتاه ناتوان باشد. در سال‌های اخیر در دوره مقدمات، از طلبه‌ها می‌خواهند تحقیقاتی ارائه کنند اما نکته این است که در این زمینه، آموزش خاصی در مدارس ارائه نمی‌شود و طلبه به خاطر گرفتن نمره، مجبور است خود را به آب و آتش بزند و احیانا از روی کتاب یا از طریق اینترنت، متنی را پیدا کند و خود را خلاص کند. گنجاندن چند واحد درسی در میان دروس حوزه می‌تواند حداقل مهارت‌های پژوهشی را به طلبه‌ها منتقل کند. نگاهی به وضعیت پایان‌نامه‌های طلبه‌ها می‌تواند روشنگر این بخش باشد. طلبه‌ای که ۱۲-۱۰ سال در حوزه درس خوانده، باید پایان‌نامه سطح سه را بنویسد، اما حتی نمی‌داند باید از کجا شروع کند و چه کاری باید انجام دهد. همین مساله باعث شده است عده بسیاری از طلبه‌ها از خیر نوشتن پایان‌نامه بگذرند؛ پایان‌نامه‌هایی که می‌تواند محصول حوزه علمیه باشد.

۳- امروزه روش‌شناسی از بخش‌های اصلی هر علمی محسوب می‌شود و وجه تمایز یک علم از علم دیگر را روش علم بیان می‌کنند. در حوزه علمیه، علوم مختلفی از قبیل فقه و اصول، کلام، تفسیر، فلسفه، اخلاق و… خوانده می‌شود، اما کمتر از منظر روش‌شناسی به این علوم توجه می‌شود و همین مساله باعث می‌شود طلبه پس از سال‌ها تحصیل در این علوم، نتواند به خوبی بر روش این علوم تسلط پیدا کند و این در حالی است که اگر طلبه‌ای روش یک علم را بداند، حتی اگر کتاب‌های کمی هم درباره آن علم خوانده باشد، با دانستن روش، می‌تواند تسلط خوبی بر آن علم داشته باشد. در واقع قدم اصلی در یافتن ذهنیت پژوهشی، شناخت این روش‌ها خواهد بود.

۴-تقریرنویسی و حاشیه‌نویسی، از سنت‌های حوزوی بود که مسائل پژوهشی طلاب را سر و سامان می‌داد. طلبه‌ها دروس اساتید را می‌نوشتند و همین مساله علاوه بر آنکه تسلط طلبه را بر درس استاد دوچندان می‌کرد، قدرت نوشتن را نیز ایجاد می‌کرد. طلبه‌ها بعد از چند سال شرکت در دروس خارج و نوشتن‌ها، کم‌کم سعی می‌کردند دیدگاه‌های خود را نیز در حاشیه درس استاد یادداشت کنند و همین مساله، ذهنیت پژوهشی و تولید علم را نیز در نزد طلاب تقویت می‌کرد. امروز به هر دلیلی سنت تقریرنویسی و حاشیه‌نویسی در بین طلاب کمرنگ شده، و جای آن نیز هنوز با روش‌های دیگر پر نشده است.

منبع: نامه های حوزوی

واقعیت های طلبگی

واقعیت های طلبگیاکثر پدر و مادرها حاضر نمیشن فرزندان خودشون و راهیه حوزه بکنن، و البته این امر در نگاه اول طبیعی به نظر میرسه. بد نیست توی این مطلب به مشکلات طلبگی برای پدر و مادرها بپردازیم:

۱-آینده شغلی:
اکثریت طلبه ها آینده شغلی معین و مناسبی ندارن. علت این امر هم واضحه، چون بیشترین وارد عرصه های تبلیغی یا علمی میشن و عملا شغل مناسبی که در جامعه رایج و همگانی هست نخواهند داشت. البته درصد کمی از طلبه ها در آینده شغل مناسبی پیدا میکنن مثل قضاوت، فعالیت توی شرکت های دولتی و …، ولی بالای ۸۰ درصد این طوری نیست.

۲-بحث مالی:
اکثریت طلاب از لحاظ مالی در مشکلات زیادی هستن. به همین خاطر یا پدر طلبه باید تا حدی کمکشون کنه یا در حالت خوش بینانه طلبه با سختی حوزه بسازه و نیازی به کمک مالی پدر نداشته باشه. البته در صورت دوم هم، در سن پیری، پدر خیلی نمیتونه به کمک مالی پسرش امیدوار باشه

۳-پرستیژ پایین:
طلبگی سختی های خودش و داره، و البته توی جامعه پرستیژ پایین تری نسبت به دکترها و مهندس ها داره. به همین علت اکثریت خانواده ها راضی نیستن پسرشون دانشگاه و رها کنه و وارد حوزه بشه.(مخصوصا اگر فرزندشون زرنگ باشه!)

۴-سختی های طلبگی:
حق و الانصاف سختی های درون جامعه طبگی در هیچ رشته ای پیدا نمیشه. از یه طرف مشکلات مالی، از طرف دیگه حجم بالای درس ها و از همه مهم تر مشکلات زندگی در جامعه و تبلیغی. همه این ها دست به دست هم میده که پدر و مادر و بترسونه که با رفتن پسرشون به حوزه موافقت نکنن.

۵-محدودیت های طلبگی:
فردی که طلبه میشه محدودیت های خیلی بیشتری نسبت به بقیه جامعه خواهد داشت. طلبه هر جایی نمیتونه بره، هر کاری نمیتونه بکنه. خلاصه این هم معضل بزرگیه

۶-انتظارهای بالای جامه:
معمولا انتظار جامعه از توان طلاب بالاتره. این امر هم برای خانواده ها خیلی نگران کنندست.

۷-ازدواج سخت:
معمولا پیدا کردن یک مورد برای ازدواج برای یک طلبه به مراتب از افراد دیگه جامعه سخت تره. چرا که اکثر دختر خانم ها حاضر نیستن مشکلات زندگی با یک طلبه رو به جون بخرن. برای همین هم مادر های طلاب معمولا دردسر بیشتری باید متحمل بشن.

۸-عدم آشنایی با زندگی طلبگی:
خیلی خانواده ها اصلا با زندگی و شرایط طلبگی آشنا نیستن و کاملا بیگانن. چرا که اصلا در خانوادشون طلبه نداشتن و ندیدن. همین امر باعث ترسشون میشه.

به علت های بالا و علت های بیشمار دیگه، اکثر خانواده ها حاضر نیستن اجازه ورود پسرشون به حوزه را بدهند. که اگر از دید مادی به مسئله طلبگی نگاه کنیم حق هم دارند. ولی هیچ کس نمیتونه انکار کنه که فرستادن یک فرزند به حوزه یک جور فداکاری برای مادر پدر محسوب میشه، مخصوصا اگه فرزندشون زرنگ یا شرایط خوبی در جامعه داشته باشه. پس اگه پدر و مادری جایگاه طلبگی و بدونه و درد کنه که طلبگی جایگاه پیامبریست و فردی که توی این لباس میره عین پیامبران وظیفه تبلیغ دین رو داره راحت تر اسماعیلشون رو در راه خدا فدا میکنن.

چقدر زیباست طلبگی، چرا که کسی که توی این لباس میره عین پیامبران صدای حق رو برای جامعه فریاد میزنه. چقدر زیباست که در جامعه مثل اکثر پیامبران در جامعه ناسزا بشنوه ولی باز هم دست از فریاد حقانیت بر نداره.

پس بد نیست پدر ها و مادر هایی که با ورود فرزندانشان به حوزه مخالفت میکنن بدونن چه سعادتی رو از خودشون محروم میکنن، چرا که هر قدمی که فرزندشون در راه خدا بذاره ثوابش اول به خود پدر و مادر میرسه.

البته باید دقت داشت که سعی بشه در راه فداکاری بهترین ها رو فدا کرد، اگر چند پسر دارند زرنگ ترین و در راه خدا بفرستند، نه اینکه بدترینشون!

منبع: مهندس طلبه

دروغگوها رو بهتر بشناسیم

دروغگویی ممنوعآیا دوست دارید بدانید طرف مقابل‌تان در یک رابطه دروغ می‌گوید یا راست؟ به این ۷  نشانه دقت کنید:

۱٫ استرس و عرق کردن: شناخته‌ترین نشانه‌هایی که می‌تواند یک فرد دروغگو را لو دهد، عرق کردن و استرس  اوست. زمانی که ما دروغ می‌گوییم همیشه می‌ترسیم لو برویم. به همین دلیل دچار استرس  می‌شویم و استرس با افزایش ضربان قلب و عرق کردن همراه است. اما این موضوع در رابطه  با همه مردم صادق نیست. برخی افراد به دروغگویی عادت دارند و دچار استرس نمی‌شوند!

۲٫ صدای خیلی زیر یا خیلی بم: روان‌شناسان معتقدند صدا علامت خوبی برای شناسایی دروغگو است. چرا؟ در واقع این ما  نیستیم که صدا را کنترل می‌کنیم. مغز بر اساس احساساتی که داریم آن را به شکل  اتوماتیک تنظیم می‌کند. وقتی دروغ می‌گوییم، می‌ترسیم رسوا شویم. به همین علت  معمولا تن صدا تغییر می‌کند و خیلی زیر یا خیلی بم می‌شود.

۳٫ سخنان ضد و نقیض: دروغگوها به دلیل ترس از رسوا و شرمگین شدن تعادل احساسی درستی ندانسته و حتی  حرف‌های آنها کم و بیش ضد و نقیض است. برای آنکه مطمئن شوید یک فرد دروغ می‌گوید از  او بخواهید دقیقا حرفی را که در یک موقعیت خاص زده برای شما در مواقع مختلف تکرار  کند، حتی سوالات متفاوت و مدام در مورد همان مساله می‌تواند ثبات فکری دروغگو را بر  هم بریزد.

۴٫ میمیک‌های غیرمعمول: پلک زدن‌های مداوم، مالیدن پلک، نگاه‌های مبهم… همگی اینها نشانه میمیک صورت یک  فرد حین دروغ گفتن است. صورت دقیقا احساساتی را که داریم نشان می‌دهد و کنترل عمقی  آنها کمی سخت است. اگر فردی میمیک غیرطبیعی و غیرمعمول دارد و حین صحبت با شما دچار  تیک خاصی مثل مالیدن پلک می‌شود، می‌توانید به حرف‌های او شک کنید.

۵٫ ژست‌های مخصوص: سرفه کردن درون مشت، بالا بردن دست روی سر و عقب بردن بالاتنه موقع حرف زدن از جمله  ژست‌های آدم‌های دروغگو است. البته باید مراقب هم بود. برخی دروغگوها برای آنکه  احساسات‌شان نمایان نشود حین حرف زدن کاملا خنثی عمل می‌کنند.

۶٫ حرف زدن بدون جزئیات: دروغگوها معمولا در صحبت کردن وسواس به خرج نمی‌دهند و همه مسایل را رو نمی‌کنند.  اگر شما حین صحبت‌ها از فردی بخواهید با دقت بیشتری مسایل را برای شما بیان کند و  به عبارتی وسواسی‌تر از او سوال کنید، معمولا دروغگو چون حافظه خوبی ندارد و در دور  بعد قادر به بیان همان جواب‌ها نیست. در نهایت می‌توانید از زبان او این جملات را  بشنوید “به من اعتماد نداری؟” اگر فردی واقعا دروغگو نباشد، خیلی سریع از کوره  درنمی‌رود و برای بار دوم هم به برخی سوالات شما پاسخ می‌دهد.

۷٫ احساسات اغراق‌آمیز: وقتی فردی فقط با دهان می‌خندد یعنی یا می‌خواهد رعایت ادب کرده باشد یا دروغگوی  ماهری است. یک لبخند صادقانه همراه با عقب رفتن لب‌ها و چین خوردن پلک‌ها در سمت  خارج همراه است. یک دروغگو معمولا تنها با دهان می‌خندد تا احساسات درونی خود را  مخفی کند.

منبع: امید و نشاط

چرا گریه ام نمی گیرد؟

گریه نکردن چند دلیل می تواند داشته باشد :
۱- وراثت:
انسان ها در استعدادها، عواطف و روحیات متفاوتند. بیش تر تفاوت ها ناشی از شرایط و زمینه ها و امکانات متفاوتی است که افراد در آن پرورش یافته اند. بعضی به خاطر عامل وراثت، کم تر می توانند گریه کنند. بارها دیده شده است این گونه افراد حتی در فوت عزیزان شان آن گونه که بعضی واکنش نشان می دهند، متأثر نمی شوند. بعضی هم راحت گریه می کنند و هم راحت می خندند. بعضی نمی توانند به آسانی بخندند و به سختی گریه می کنند.
۲- قساوت قلب:
احادیث و روایات بسیاری رقت قلب را ستوده است. پیامبر گرامی اسلام(ص)فرمود: “اشک چشم ها و ترس دل ها، از رحمت و مهربانی خدا است”. (۱) از سوی دیگر گریه نکردن را ناشی از قساوت قلب دانسته است.
پیامبر یکی از علائم شقاوت را خشکی چشم دانست: “از نشانه های شقاوت و سخت دلی، خشکی چشم است (یعنی آن جا که عواطف و احساسات انسانی اقتضا کند، اشکش در نیاید) و سنگدلی و آزمندی در جستجوی روزی و اصرار در ارتکاب گناه”. (۲)
حضرت خطاب به اباذر فرمود: “ای اباذر! هر که تواند گریه کند باید بگرید. هر کس نتواند ناگزیر قلبش را اندوهگین کند. خود را به حالت گریه کنندگان در آورد زیرا سنگدل از خداوند دور است”. (۳)
مولای متّقیان امیر مؤمنان علی(ع)فرمود: “إذا لم یجئک البکاء فتباک فإن خرج من عینک مثل رأس الذباب فبخ بخ؛ چون گریه ات نیاید. تظاهر در گریستن کن. پس اگر از چشمانت به اندازه سر پشّه ای اشک خارج شود خوش به حالت “. (۴) از روایات بر می آید که گناه و ظلم، یکی از عوامل مهم قساوت قلب و خشکی چشم است. انسان وقتی گناه می کند قلبش تیره و تار شده و دقّت و نرمی از آن خارج می شود. قلب سخت و تیره نمی تواند در چشم اثر بگذارد و آن را گریان کند.
انسان های غافل نمی توانند گریه کنند چون فکر و دل شان به دنیا مشغول می باشد. چشمان شان مجذوب جلوه های دنیا و قلب شان از عاطفه خالی است. چنین چشمی نمی تواند اشک بریزد. اشک به خارج از این عالم تعلق دارد چون از عاطفه ریشه می گیرد و عاطفه جایگاه ملکوتی دارد. شهید بزرگوار آیت الله دستغیب شیرازی در قساوت قلب و درمان آن مطالب مبسوط و ارزنده ای دارند. (۵)
بر هر انسان عاقلی لازم است گاهی سری به دل خود بزند، اگر در آن از بیماری و انحراف از فطرت اولیه چیزی دید، باید فوراً در مقام معالجه آن برآید. تنها راه خلاصی و نجات از شر آمال و قساوت قلب، تفکر زیاد در فنا و زوال دنیا، یعنی حیات مادی است تا جایی که هر چه به چشم او خورد یا به گوش او رسید، فوراً زوال آن را متوجه شود. نیز مرگ خود را از هر چیز نزدیک تر ببیند.
سفارش در باره یاد مرگ در خطبه‏ها و مکتوب‏های امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه و غیر آن زیاد به چشم می‏خورد. بالاتر از همه، سفارش‏ها و سخنان زیادی است که در قرآن مجید راجع به مرگ و جهان آخرت شده است. ضمن این که یاد خدا و نیز مهربانی با یتیم دل را نرم می‏کند. برای به دست آوردن رقت قلب باید اسباب و عللی را با دل آمیخت.
پاره ای از اسباب رقت قلب عبارتند از:
۱- اجتناب از گناه:
حضرت علی(ع) می فرمایند: مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَه الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَه الذُّنُوبِ؛
اشک ها خشکیده نشد مگر به خاطر سنگدلی ها و قساوت قلب ها. قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زیادی گناهان. (۶)… .
۲- زهد در دنیا:
امام علی(ع) می فرمایند: إِنَّ الزَّاهِدِینَ فِی الدُّنْیَا تَبْکِی قُلُوبُهُمْ وَ إِنْ ضَحِکُوا؛ زهد ورزان در دنیا قلب های شان می گرید، گرچه به ظاهر بخندند. (۷) گریه قلب همان رقت قلب است و با زهد در دنیا حاصل می شود. زهد یعنی دل را در گرو مال و آمال نگذاشتن.
۳- ترک آرزوهای دراز:
هیچ چیز مانند آرزو های شیطانی و هوس های نفسانی دل انسان را تیره و تار نمی کند و میان انسان و خدا فاصله نمی اندازد.
اما سجاد علیه السلام می فرماید: وَ أَنَّکَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلا أَنْ تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ [الْآمَالُ‏] دُونَک(۸)؛ تو ای خدا از خلایق خود در حجاب نشوی، مگر آن که کردارشان میان تو و خلایق حاجب شود.
۴- پرهیز از پر خوری:
زیاد خوردن و زیاد آشامیدن، آثار بسیار زیان‌بار دنیایی و آخرتی دارد که یکی از آن آثار، سنگ‌دلی است. در روایتی از پیامبر اکرم(ع) نقل شده است:
‏ مَنْ تَعَوَّدَ کَثْرَه الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ قَسَا قَلْبُهُ؛(۹) کسی که به زیاد خوردن و زیاد آشامیدن عادت کند، سنگ‌دل می‌شود.
نیز می‌فرماید:
إِیَّاکُمْ وَ الْبِطْنَه فَإِنَّهَا مَقْسَاه لِلْقَلْبِ و مَکْسَلَه عَنِ الصَّلَوه وَ مَفْسَدَه لِلْجَسَدِ؛(۱۰) از پرخوری بپرهیزید، زیرا باعث قساوت قلب و سستی برای نماز و تباه شدن بدن می‌شود.
پس می توان نتیجه گرفت که کم خوری مانع قساوت قلب می شود.
در غذا خوردن. ملاک این است که از پرخوری بدنش بیمار نگردد. اگر از افراط در کم خوری هم کسی مریض شود، نکوهیده است. بدن چون مرکب پرواز روح است، باید قوی و چالاک باشد. پس باید از پر خوری و کم خوری افراطی اجتناب کرد.
علاوه برآن چه گذشت اموری در رقت قلب موثر است:
۱ – مهربانی کردن به یتیم،
۲ – خوردن بعضی غذاها و میوه‏ها مانند عدس، انجیر، انار، نان جو، سرکه، انگور و زیتون،
۳ – یاد و ذکر خدا،
۴ – قرائت قرآن،
۵ – شرکت در تشییع جنازه،
۶ – پرداخت بدهی‏ها،
۷ – شستشوی لباس‏ها،
۸ – رفتن به بیمارستان‏ها و سرکشی به بیماران و مستضعفان. (۱۱)

منبع : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

پی نوشت ها:
۱٫ صادق احسان‌بخش، آثار الصادقین، روابط عمومی ستاد برگزاری نماز جمعه گیلان، چاپ اول، ۱۳۶۹ , ج ۲، ص ۷۷٫
۲٫ همان، ج ۲، ص ۷۲٫
۳٫ همان، ص ۷۳٫
۴٫ مکارم الأخلاق، الحسن بن الفضل الطبرسی، دار الشریف الرضی – قم، ۱۴۱۲ ه. ق , ص ۳۱۷٫
۵٫ شهید دستغیب، قلب سلیم، دارالکتب الاسلامیه، ص ۳۰۱ تا ۳۵۷٫
۶٫ حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه. ق، ج ۱۶، ص ۴۵٫
۷٫ نهج البلاغه، دار الهجره للنشر – قم، خطبه ۱۱۳٫
۸٫ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای ابو حمزه ثمالی.
۹٫ بحار الأنوار، علامه مجلسی، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه. ق، ج۱، ص ۲۹۳٫
۱۰٫ عده الداعی، ص۳۱۳٫
۱۱٫ قلب سلیم، ص۲۳۲٫

منبع: طلبه ارشادگر

هیچ پشتیبانی مانند مشورت نیست

زندگی۳
۱۶_۱۳۴۰۵توی زندگی یه وقتایی هست که جداً انسان دوست داره یه نفر کمکش کنه مثل زمانهایی که میخوایم وسیله سنگینی رو جابه جا کنیمو به تنهایی نمیتونیم و از کسی میخوایم که آستین رو بالا بزنه و مارو کمک کنه.تو مسائل فکری و روحی و روانی و عاطفی هم گاهی نیاز به کمک و یاری و همدلی داریم.
یه کسی باشه که بتونیم مسأله مون رو راحت براش بگیم و اون هم حرفامونو گوش کنه.مارو درک کنه و صد البته توی حل اون مسائل و مشکلات مارو به درستی کمک کنه. اگرچه خوبه که آدم دستش روی زانوی خودش باشه و با عقل و فکر و تدبیر خودش به تنهایی مشکلاتش رو حل کنه و شخصیت مستقلی داشته باشه ولی چه بخوایم چه نخوایم توی خیلی از موقعیت های زندگی شرایطی پیش میاد که جداً نیاز به کمک و پشتیبانی داریم.
امیر المؤمنین علیه السلام یه فرمایشی دارن که : «هیچ پشتیبانی مانند مشورت نیست»
به عنوان نمونه پشتیبانی فکری یه مشاور خوب بسیار مؤثر تر از میلیاردها تومن سرمایه است.کمکی که از جانب یه مشاور خوب میتونین دریافت کنین چه بسا از کمک همه خانواده،دوستان،همسایه ها و اطرافیان تون کار آمد تر باشه.
یه مثال دیگه میتونه در مورد زندگی مشترک باشه . بعضی هامیخوان پایداری و گرمی زندگی شون رو با تعیین مهریه زیاد به عنوان پشتوانه! و یا گرفتن حق طلاق تضمین کنن و پشتشون به اینا گرمه اما یه مشاور خوب با راهنمایی های عالی و مثبتی که به ما میده بسیار بیش ازاینها تضمین کننده دوام زندگی مونه.

دوستان :
حتما واسه خودمون و زندگی مون،تدارک یه پشتیبان و یه مشاور خوب رو ببینیم و راهنمای هاش رو به جون بخریم و عمل کنیم.منتها یادمون باشه با هر کسی مشورت نکنیم و مطمئن بشیم اونی که انتخاب کردیم صلاحیت لازم رو داره.

یه مشاور خوب یعنی کسی که:
* ایمان داره و از خدا میترسه
* تخصص و دانش و آگاهی کافی رو داره
* تجربه خوبی داره
* دلسوزی و رازداری از مهم ترین خصوصیات اخلاقیشه.

منبع: به شکرانه ات می نگارم