صفحه اصلی / بایگانی برچسب: خاطرات شهدا

بایگانی برچسب: خاطرات شهدا

شهید ابوالفضل شیروانیان

شهید ابوالفضل شیروانیان زود جوش می‌آورد. آن صبری که بقیه داشتند او نداشت. همیشه هم می‌گفت، «شهدا نشانه دارند که من ندارم. پس شهید نمی‌شوم!» دو ماه پیش از شهادتش به طور غیر منتظره‌ای صبور شده بود، آن‌قدر که من سر به سر او می‌گذاشتم تا فریادش را بشنوم، اما هیچ فریادی نمی‌زد. دلم می‌خواست فریاد بزند تا آن نشانه‌ای …

مشاهده بیشتر »

دوازده سال بیشتر نداشت!

فاطمه نیل برگی در “رگا” نوشت: کم توقع بود.اگرچیزی هم براش نمی خریدیم، حرفی نمیزد.نوروز آن سال که آمده بود،پدرش رفت و یک جفت کفش نو برایش خرید. روز دوم فروردین، قرارشدبرویم دیدوبازدید. تاخانواده شال وکلاه کردندف علی غیبش زد! نیم ساعتی معطل شدیم تاآمد. بجای کفش،دمپایی پایش بود. گفتم: مادر،کفشات کو؟ گفت:«چبه ی سرایدار مدرسه مون کفش نداشت،زمستان رابااین …

مشاهده بیشتر »