نکته کاربردی برای بررسی سند احادیث

 
اسلام ملکی نوشت:
نکته کاربردی برای بررسی سند احادیث – کنیه ها و القاب ائمه (علیهم السلام)
بخش اول
رمزگشایی از کنیه ها و القاب امامان (ع) در سند احادیث :
در کتب حدیث هنگام نقل حدیث از امیرالمؤمنین(ع) ، نام آن حضرت ( علی ع) یا لقب « امیرالمؤمنین (ع) » ذکر می شود و غالبا از کنیه ایشان که « ابوالحسن » است استفاده نمی شود.
امام حسین و امام حسن و امام علی بن الحسین(علیهم السلام) در کتب حدیث قدیم نه با کنیه یا لقب بلکه با نام خود یاد می شوند.
اما کنیه امامان بعدی چنین است:
ابوجعفر (ع) = امام محمد باقر (ع)
ابوعبدالله (ع) ، الشیخ (ع) = امام جعفر صادق (ع)
ابوالحسن (ع) ، العبد الصالح (ع) = امام موسی کاظم (ع)
ابوابراهیم (ع) = امام موسی کاظم (ع)
ابوالحسن الثانی (ع) = امام رضا (ع)
ابوجعفر الثانی (ع) = امام جواد (ع)
ابوالحسن الثالث (ع) = امام هادی (ع)
ابو الحسن العسکری (ع) ، صاحب العسکر(ع) = امام هادی (ع)
ابومحمد العسکری (ع) = امام حسن عسکری (ع)
العسکریین (ع) = امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع)
أحدهما (ع) = امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) [ مربوط به مواردی که یکی از راویان شک دارد که حدیث از کدامیک از این دو معصوم است ]
الصاحب ، صاحب الناحیة ، صاحب الدار ، صاحب الأمر (ع) = امام زمان (عج)
الکاظمَین (ع) = امام موسی کاظم (ع) و امام جواد (ع)
« عالم » در کتب اربعه برای امام صادق (ع) و گاهی برای دیگر امامان دیگر بکار رفته است. گاهی مشخص نیست کدام امام مورد نظر است.
« ابوالحسن الاول » و « ابوالحسن الماضی » و « الماضي » امام کاظم(ع) است. گاهی « ابوالحسن الماضی » بین ایشان و امام رضا(ع) مردد است.
گاهی به جای « ابوالحسن الثالث » یا « ابوالحسن الثانی » ، به اختصار « ابو الحسن » اطلاق شده که مقصود راوی باید با توجه به قرائن دیگر معلوم گردد.
مقصود از « فقیه » غالبا امام هادی (ع) و گاهی امام حسن عسکری(ع) و گاهی امام مهدی (عج) است. در مواردی نیز معلوم نیست اشاره به کدام معصوم است.
« الرجل » در کتب اربعه غالبا برای امام هادی (ع) به کار رفته است. گاهی نیز امام جواد ، امام عسکری و امام زمان (علیهم السلام) منظور هستند. در مواردی نیز معلوم نیست کدامیک از این چهار امام مورد نظر است.
« العسکری » به صورت مطلق غالبا امام هادی (ع) است اما گاهی مردد بین امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) است.
آنچه گفته شد تنها بیانگر ادبیات غالب در میان محدثان قدیم است و لزوما در همه موارد صدق نمی کند زیرا به ندرت اشتباهات یا تصحیفاتی رخ داده است مثلا ندرتاً ناسخان « ابوالحسن ثالث » را « ابوالحسن اول » نوشته اند. بدیهی است در موارد شک باید به قرائن موجود در کلام بویژه طبقه ی راویان مراجعه کرد.
منابع :
1. علم الحدیث ، کاظم مدیرشانه چی، صص192-194.
2. دراسات فی علم الدرایة (تلخیص مقباس الهدایة) ، علی اکبر غفاری صفت ، محمدحسن صانعی پور ، ص301.
3. نرم افزار درایة النور ، نسخه 1.2 ، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
تاملات و یادداشت ها

1 یک نظر

  1. سخن بلاگ پاسخ

    سلام علیکم
    از پیام و نظر لطف شما سپاسگزارم.
    طلبه نیستم ولی طلبه ها رو دوست دارم .
    دانشجوی علوم قرآن و حدیث هستم.
    افتخار می کنم در خدمت اسلام و انقلاب باشم.
    یا علی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *