نظر علامه جوادی آملی درباره طب اسلامی

نظر علامه جوادی آملی درباره طب اسلامی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

علمی که موضوعش فعل خدا باشد این علم، دینی است علمی که موضوعش فعل انسان باشد این می تواند دینی باشد می تواند غیر دینی باشد؛ عنصر اصلی دینی بودن مربوط به خود علم است. الآن خیلی ها هستند که دارند قرآن یا نهج البلاغه را تدریس می کنند در کشورهاي اسلامی در حالی که مسلمان نیستند. این درس، درس اسلامی است ولو مدرس مسلمان نیست.

مسئله ي آن عالم و مدرس جداي از علم است. علم دینی کدام است؟ عالم چکاره است؟ اینها کاملاً مرزهایش از هم جداست؛ علمی دینی است که موضوع آن فعل خدا باشد. خدا چه می کند؟ چه کار کرد؟ آن مسیحی جرج جرداق، درباره ي حضرت امیر کتابی نوشته به نام صوت العداله. این علم، این کتاب، اسلامی است ولو خودش مسیحی است.

اما علمی که موضوعش فعل انسان است مثل انواع هنر، اقسام خوانندگی، نوازندگی، بازیگري، این می تواند دینی باشد یا می تواند غیر دینی باشد. این بازیگر یا این سینماچی یا این خواننده یا این نوازنده اگر مطابق با دستور دینی کار می کند این کار او دینی است و اگر مطابق نباشد غیر دینی است.

مطلب دیگر این است که البته بدن ما با گیاه ساخته شده است به استثناي نمک، اصلاً ما در گیاه زندگی می کنیم؛ یا بلاواسطه یا مع الواسطه. تمام این سبزي ها که گیاهی است، اگر لبنیات است که مال شیر است، مال گوسفند است، که آن محصول گیاهی است اگر نان است که آن هم برنج و گندم و اینهاست که همه شان گیاهی است. ما با گیاه داریم زندگی می کنیم ولی این طور نیست که مثلاً فلان ماده ي شیمیایی را که خدا خلق کرد و براي این بدن سازگار هست ما بگوییم آن غیر دینی است. نه! آن دلیل نقلی دارد این دلیل عقلی دارد. نقل و عقل هر دو چراغ هستند. هیچ کدام راه نیستند. راه را آن مهندس خلق کرده است. بنابراین چه ما روایت داشته باشیم چه درایت داشته باشیم چه با کشف تجربی چیزي را کشف بکنیم، چه با نقل کشف بکنیم. این دلیل نقلی یک چراغ است آن دلیل عقلی چراغ است این چراغ ها آن واقع را نشان می دهد. آن یکی می گوید که این گیاه این اثر را دارد دیگر نمی گوید که آن شیمی آن اثر را ندارد. این یکی می گوید این داروي شیمی آن اثر را دارد ممکن است یکی بهتر باشد یکی زودتر نتیجه بدهد این به تجربه وابسته است.

مطلب بعدي آن است که بررسی روایات در جریان فقه آسان هست ولی در طب یک مقدار دشوار است. سر سّهولت کار در فقه و صعوبت و دشواري آن در طب این است که در جریان فقه، حکم، کلی است مثلاً دستور دادند وضو این طور باید باشد. موارد استثنایی آن هم مشخص است. این کلی است براي همه مردم در هر سرزمین و زمان. اما در مورد طب که حجامت یا فلان غذا خوب است، سه تا کار باید بشود اولاً آن عمومات و مطلقات باید مشخص بشود که تأسیس بشود بعد آن مخصص ها و مقیدها که خود روایات دارد که چه کسی حجامت بکند چه کسی حجامت نکند چه کسی نمک بخورد چه کسی نخورد آن را هم گفتند این مقیدات، آن مطلقات را تقیید بکند. بعد ممکن است که دو تا برادر در یک خانه دو جور مزاج داشته باشد. این به تجربه وابسته است. در فقه، ما چنین چیزي نداریم. مزاج ها واقعاً فرق می کند. فقیه فتوا می دهد. بعد از این که آن عمومات و مطلقات را ارزیابی کرد آن مقیدات و مخصصات را شناسایی کرد، تخصیص و تقیید داد، فتوا می دهد؛ اما حالا زید چگونه است عمرو چگونه است این دیگر کار فقیه نیست.

طب اسلامی برابر دلیل نقلی است. طب اسلامی برابر دلیل عقلی هم داریم که هرچه را عقل کشف کرده است که خداي سبحان این اثر را در فلان کار قرار داد این می شود طب اسلامی، چرا؟ چون معیار اسلامی بودن بررسی فعل خداست.

مطلب دیگر آن است که دلیل هاي عقلی چه تجربی چه تجریدي گاهی معارض هم هستند. الآن در فقه همه آقایان می دانند که بعضی از ادله معارض هم هستند. در اصول بعضی ادله معارض هم هستند. در تفسیر بعضی ادله معارض هم هستند. ما چگونه این تعارض را حل کنیم؟ دلیل هاي نقلی هم این طور هستند. آنچه اسلامی است عصاره ي جمع بندي ادله است. جمع بندي ادله تجربی، جمع بندي ادله تجریدي، این جمع بندي می شود اسلامی. آدم می تواند بگوید خدا این کار را کرده است. اگر بعضی از ادله را ببیند مثلاً فقط دلیل نقلی را ببیند و دلیل عقلی را نبیند، نمی تواند بگوید خدا این کارها را کرده است. اگر دلیل عقلی را ببیند، نقلی را اصلاً نگاه نکند، نمی تواند بگوید خدا این کار را کرده است چون باید مجموع ادله را دید و جمع بندي کرد.

مطلب بعدي آن که ترسیم تعارض عقل و نقل بشري و اسلامی محصول مبهم بودنِ صورت مسئله است. هیچ تعارضی در کار نیست اگر صورت مسئله خوب مشخص بشود ما تعارضی نداریم. چرا؟ چون عقلی که خداي سبحان به ما داد این چراغ است، نقلی که ما از ائمه داریم این چراغ است، چراغ ها هرگز باهم درگیر نیستند. ممکن است یکی نور بیشتري داشته باشد، یکی نور کمتر. چراغ با چراغ درگیر نیست. اگر صورت مسئله فرق بکند.

گاهی ابهام پیدا می شود. گاهی انسان یک چراغ را جاي دیگر نگه می دارد. این چراغ عقل را جاي دیگر نگه می دارد و او جاي دیگر را روشن کرده چون شما بردید آنجا. بنابراین تعارض بین عقل و نقل در اثر ابهام صورت مسئله است وگرنه اینها با هم هیچ تعارضی ندارند.

مطلب بعدي نصوص نقلی گاهی جهت تأسیس صادر می شود مانند راه هاي عبادي و زمانی جهت امضاء. ادله اي که ما در آیات و روایات داریم این دو قسم است: یک مقداري امضایی است یک مقداري تأسیسی. عبادت ها تأسیسی است یعنی نماز و روزه و حج. شما چگونه حج بروید چگونه اعتکاف بکنید چگونه عمره بروید؟ اینها تعبدیات است که شارع تأسیس کرده است اما خرید و فروش قبل از اسلام بود بعد از اسلام هم هست. این ﴿أَوفُوا بِالْعقُود﴾(سوره مائده آیه 1) می شود امضاء. بنابراین ما یک سلسله ادله ي تأسیسی داریم مثل﴿فَأَقیموا الصلاَةَ﴾(سوره مجادله، آیه 13) یا ﴿کُتب علَیکُم الصیام﴾(سوره بقره، آیه 183) و یک سلسله ادله ي امضایی داریم مثل﴿أَوفُوا بِالْعقُود﴾. طب امضایی است. همه اش امضایی است، چرا؟ براي این که بشر قبل از اسلام بود این داروها هم قبل از اسلام بود. پس این روایاتی که درباره طب وارد شده همه اش امضائیات است یعنی این نظام خلقت این طور است نه این که تعبدي باشد که اگر ما چنین دلیلی نداشته باشیم نمی شود این کار را کرد.

بخش پایانی عرضم این است که اسلامی سخن گفتن و قارونی فکر کردن، این نارواست یعنی عقل را ملک طلق خود دانستن و از سراج بودن جهت کشف کار خدا غافل بودن صحیح نیست. این یک بیماري مشترکی است براي خیلی از ما که اسلامی حرف می زنیم و قارونی فکر می کنیم. می گوییم ما کشف کردیم، ما این کار را کردیم. قارون هم که غیر از این نبود. ما ادعاي اسلام داریم می گوییم مسلمان هستیم بعد این کار را به خودمان اسناد می دهیم! قارون چه می گفت؟ وقتی موساي کلیم(سلام الله علیه) به او گفت تو وظیفه ات را باید انجام بدهی، گفت من خودم زحمت کشیدم، اقتصاد پیدا کردم ﴿إِنَّما أُوتیتُه علَی علْمٍ عندي﴾(سوره قصص، آیه 78) بسیاري از ما این مشکل را داریم که اسلامی حرف می زنیم ولی قارونی فکر می کنیم. می گوییم سی چهل سال زحمت کشیدیم، دود چراغ خوردیم و به این مقام رسیدیم. او هم که بیش از این نمی گفت. قارون گفت من خودم زحمت کشیدم علم پیدا کردم! این قدرت را چه کسی داد؟ این هوش را چه کسی داد؟ این امکانات را چه کسی فراهم کرد؟ اسلامی حرف زدن و قارونی فکر کردن این درست نیست. إن شاء الله موفق باشید.

«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته»

منبع سخنان علامه جوادی آملی در دیدار با آقایان دكتر محسن مرداني كيوي و دكتر رضا منتظر نویسندگان کتاب طب اسلامي در آينه وحي (چاپ شده در مقدمه کتاب مذکور)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *