پاسخ به شبهه خرافات و ویروس کرونا

پاسخ به شبهه خرافات و ویروس کرونا

در اطراف ادیان همواره خرافات زیادی شکل گرفته است و خرافه‌بافان از آن بهره‌ها برده‌اند. متاع دکان‌داران دین خرافه است و خریداران آن مردمان ساده‌اندیش که می‌خواهند در پناه باورهای معنوی و دینی در این جهان ناآرام آرامشی یابند. آنان به دنبال خرافه‌ها نیستند، اما خرافه‌بافان به دنبال مردمانی می‌گردند تا متاع آنان را خریدار باشند. در این میان، این وظیفه‌ی دانشمندان و پژوهشگران علوم دینی است که خرافه‌بافان را از صحنه خارج کرده و عرصه‌ی دین و معنویت را از دست‌اندازی آنان مصون سازند.

در روزها و هفته‌های اخیر که کشور ما با بحران تازه‌ای به نام ویروس کورونا مواجه بوده است خرافه‌های دردسر ساز نیز مشغول آسیب‌رسانی بوده‌اند. عده‌ای از بسته شدن زیارت‌گاه‌ها ممانعت کرده، عده‌ای از دین‌داران دست به حرکات و اقداماتی زدند که از دین چهره‌ای نامعقول و از باورهای آنان وجهه‌ای خرافی به نمایش گذاشته است. در این رابطه مناسب یافتم به دو نکته اشاره نمایم:

نکته‌ی نخست آنکه پیامبر اسلام و خاندان آن حضرت شفابخش بیماران نبودند و هیچگاه نیز چنین ادعایی نداشتند. این ادعایی بی‌اساس است که در قرآن و تاریخ هیچ مدرک معتبری برای اثبات آن نمی‌توان یافت. شیعه معتقد است که حضرت زهرا بیمار شد و در بیماری از دنیا رفت و یا اعتقاد شیعه بر آن است که حضرت سجاد همواره بیمار بود. چرا آنان خود را شفا ندادند؟ اساسا باید گفت که این انتظار از دین و اولیای دین ادعای بی اساسی است. ادیان برای شفا دادن بیماران نیامدند آن‌ها برای شفا بخشیدن دل‌ها و باورهای ما آمدند. آنان برای رها کردن انسان‌ها از بند اسارت خرافات و خرافه‌بافان آمدند. اولیای دین در زمان حیات خود بیماران را برای شفا دادن به سوی خود نمی‌خواندند تا چه رسد پس از مرگ خود.

نکته‌ی دوم آنکه قبور و زیارت‌گاه‌های اولیای دین اگرچه محترم است، اما مقدس نیست. مقدس دانستن آرامگاه‌ها که ساختمان‌هایی بیش نیستند، بی‌پایه و اساس است و معلوم نیست این عقیده چه منطقی دارد. پیامبر اسلام پس از فتح مکه اقدام به تخریب همه‌ی معابد و زیارت‌گاه‌هایی نمود که کاهنان و روحانیون از وجود آن‌ها سود می‌بردند و مردم نذورات خود را به آن‌ها اهدا می‌کردند و با توسل به آن مکان‌ها امید شفا و بهبودی اوضاع خویش را داشتند. پیامبر اسلام در طول زندگانی خویش هیچ زیارت‌گاهی نساخت. او آمد تا مردم را به سوی خدا فرا بخواند. این روزها معلوم گشت که علمای دین و پژوهشگران این حوزه کار خود را به درستی انجام نداده‌اند و کار اصلی در تبلیغ دین را به کسانی سپرده‌اند که از کمترین سواد دینی برخوردارند و عقاید و باورهای مردم را به بازی می‌گیرند. اینکه تصور شود آرامگاه اولیای دین مصون از آلودگی‌های ویروسی است از چه منطقی سرچسمه می‌گیرد جز خرافه؟ کدام دلیل و مدرک دینی و عقلی تقدس ساختمان قبور و آرامگاه را تایید می‌کند؟

شگفت نیست که از حوزه‌های علوم دینی صدایی برنمی‌خیزد، اما شگفت است روحانیونی که اهل پژوهش و تحقیقند و گاه از آنان صدای متفاوتی شنیده می‌شود، در برابر هجوم خرافه‌ها سکوت کرده‌اند. در شرایطی که برای مهار ویروس کورونا و جلوگیری از تلفات بیشتر، همه‌ی نهادها باید هماهنگ با نظام بهداشتی کشور عمل کنند، می‌بینیم که خرافه‌ها سربرآورده و به سدی در برابر سلامت جامعه بدل شده حتی جان مردم را به خطر انداختند. با خرافه‌ها نیز مانند کرونا باید مبارزه کرد.

صدیقه وسمقی استاد دانشگاه/سرمقاله روزنامه مستقل سه شنبه ۱۳/اسفند، شماره ۸۰۴

 

پاسخ حجت الاسلام منصور کثیری

قطعا در طول تاریخ پیرامون هر امر گرانبها، افراد سودجو نیز حاضر بوده و به منافع خود اندیشیده اند؛ دین و مسائل دینی نیز از این اتفاق مستثنی نبوده و نیست. امری که خواه ناخواه از دیر زمان جایگاه رفیعی در جامعۀ انسانی داشته و نقش پررنگی را در شکل گیری ساختاری ها اجتماعی ایفا کرده است و ما نیز معتقدیم در مقابله با این سودجویان باید هوشیار و بیدار بود؛ اما در مقالۀ مزبور، به مسائلی پرداخته شده که نشان از کم اطلاعی عمیق نویسنده آن نسبت به دین و علی الخصوص اسلام دارد.

1)در رابطه با شفابخشی معصومین دو نکته قابل توجه است: یکی شفابخشی آنان در زمان حیات است و دیگری شفابخشی آنان پس از رحلت. در ارتباط با مورد اول موارد قطعی فراوانی در زندگی معصومین از پیامبر گرفته تا دیگر حضرات در رابطه با دعای آنان و شفای مریض رخ داده است پس این مطلب که چنین مسائلی هیچ سند و مدرک معتبری ندارد ادعایی بیش نیست. و البته قابل درک است این که کار نیز توسط معصومین با اهداف مختلفی از جمله اثبات حقانیت خود برای شیعیان یا مخالفان خود بوده است.

اما در رابطه با مورد دوم نیز نکته ای وجود دارد که از دید نویسنده دور مانده و یا نویسنده قصد نموده تا به عمد آن را نادیده بگیرد. میان درخواست از حضرات معصومین برای شفا گرفتن با واسطه قرار دادن آنان در درگاه الهی به عنوان صاحبان آبرو و جایگاه والا در نزد او و درخواست از خداوند متعال به منظور شفا یافتن بیماران تفاوتی است از زمین تا آسمان.

اینکه چرا معصومین خود را از مرگ و شهادت نجات نداده و باعث شفای خود نشده اند خود دلیل بالاتری دارد؛ شفابخشی حضرات از پیش خود و قائم به خود نبوده و تنها قابلیتی است که از جانب خداوند به آنان اهداء شده و تنها به اذن او عمل می کند از طرف دیگر در جای خود اثبات شده است که برای اتفاقات زندگی انسان یک قضا و قدر حتمی و قطعی وجود دارد که تغییر ناپذیر است و یک قضا و قدری که امکان تغییر دارد و با دعا و … و لطف پروردگار تغییر می کند. قطعا شهادت حضرات معصومین از قسم اول است که تغییر ناپذیر بوده باید این اتفاق صورت می پذیرفت و اراده الهی نیز محقق می گردید.

البته فراموش نکنیم که دین فقط برای شفا بخشیدن دل ها و نجات انسان ها از خرافات نیامده بله دین چنین نیز می کند اما هدف اصلی دین رساندن انسان به سعادت اخروی و کمال است.

2)قداست آرامگاه و مزار ائمه اطهار امری است که به عینه در کلمات پیامبر و سایر معصومین وارد شده است. خبر دادن از شفابخشی تربت کربلا در کلمات پیامبر پیش از شهادت اباعبدالله و یا امر به زیارت اعتاب مقدسه در کلمات معصومین خصوصا کربلا، مشهد و… توصبه به زیارت برخی امامزادگان همچون حضرت ابالفضل العباس و فاطمۀ معصومه و… تنها گوشه ای از نگاه دین به این مسئله است. در ثانی این امر منافاتی با عمل پیامبر در فتح مکه ندارد. آنچه در فتح مکه اتفاق افتاد پاک کردن مظاهر شرک و بت پرستی از سطح شهر بود. و این با توصیه به اموری همچون زیارت اماکن مقدسه که خود ترویج دین و هدایت به سمت مبادی هدایت است کاملا سازگار است.

البته با این بیانات، مقدس شمردن ساختمان ها و کلیۀ امور منتسب به حضرات نیز توجیه منطقی می یابد. هیچ فرد صاحب خردی پارچه و سنگ و چوب در بیابان و یا هر جایی غیر از امکان زیارتی را مقدس و محترم نمی شمرد بله زمانی این سنگ و جمادات بی جان مقدس شمرده می شوند که منتسب به معصوم یا فرد صالح می گردند. وقتی سنگ بی جان سنگ حرم شریفت ترین انسان ها شد آن زمان است که بوسه بر آن قداست می یابد که این بوسه نه تقدیس سنگ که تقدیس فرد منتسب به آن است. چون سنگ و چوب مربوط به او شد نزد ما جایگاه می یابد، و الا چه بسا بسیاری از این جمادات که در خارج از حرم در زیر پای قرار می گیرند و کمترین اعتنایی هم بدان ها نمی شود.

3) اینکه گاهی در حوزۀ علمیه و منتسبان به حوزه افرادی یافت می شوند که افکار و عقاید شاذ دارند دلیل بر کوبیدن کل یک نهاد نمی شود. بارها توسط بزرگان حوزه علمیه لزوم رعایت نکات بهداشتی و رعایت دستورات وزارت بهداشت مورد تأیید قرار گرفته و از بیان رسمی آن نیز ابایی وجود نداشته است. در ثانی مشکل حوزه و حوزیان همین نگاه یک طرفه ای است که امثال نویسنده به حوزه دارند که اجازه مطرح شدن سخنان آنان را در مجامع عمومی نمی دهند. سم پاشی های مغرضانه و نداشتن رسانه ای که زحمات کشیده شده را در این عرصه به نمایش بگذارد و مطالب تولید شده را به دست اهلش برساند نیز در شکل گیری چنین شرایطی تأثیر بسزایی داشته اند.

 

پاسخ حجت الاسلام جلیلی

چند نکته در پاسخ به خانم صدیقه وسمقی :

نکته اول: به نظر می‌رسد ایشان آشنایی با دین و منابع دینی ندارد و از روی حدس و استدلال‌هایی که بر اساس حدس است، سخن می‌گوید ‏زیرا شفای بیماران به دست خدا و اولیای او در قرآن مطرح شده است آیه 80 سوره شعرا و 49 آل عمران که شفای مریض را به حضرت عیسی ‏با اذن خداوند، نسبت می‌دهد و این نشان می‌دهد که هیچ بعدی ندارد اولیا مخصوصا پیامبر اسلام و اوصیای ایشان که از نظر مقام و مرتبت از ‏همه اولیا برتر هستند این کا را با اذن الهی انجام دهند. و اینگونه نبوده که پیامبر و ائمه علیهم السلام برای خود کاری نکرده و چنین ادعایی هم ‏نداشته باشند در روایت هست که امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: پيامبر صلي الله عليه و اله هر زمان كسل ميشدند يا سر درد ميگرفتند ‏دستهاي خود را باز كرده و سوره حمد و ناس و فلق مي‌خواندند سپس به صورت خود ميكشيدند. در رابطه شفادادن سوره حمد که ائمه تجویز می ‏کنند روایات آنقدر زیاد هست که آن را به حد تواتر می‌رساند. بنابراین ادعای بدون مدرک برای شفا دادن دیگران و خوب کردن بیماری خود توسط ‏پیامبر و ائمه درست نیست. ایشان می توانست یک جستجوی مختصر انجام دهد تا مدرک این سخنان را پیدا می‌کرد. ‏

یکی از همان استدلال‌هایی که ایشان برای سخن خود آورده‌اند بیماری امام سجاد و حضرت زهرا است، که اگر اینان شفا می‌دادند چرا خود را درمان ‏نکرده‌اند، واین‌گونه استدلال‌های ایشان، نشان از بی خبریشان از دین و اولیای دین است و سست بودن استدلالشان، در حالی که اولیای الهی از روی ‏مصلحت و حکمت کاری را انجام می دادند نه از روی هوی و هوس و دوست داشتن دنیا به عنوان مثال امام سجاد که بیمار می‌شوند، بیماری ‏حضرت از روی مصلحت بوده تا سلسله امامان منقرض نشود و اینکه می‌گویند امام سجاد همیشه بیمار بودند باز نشان بی‌اطلاعی ایشان است به ‏علاوه اینکه مستند می کند به اعتقاد شیعیان آن هم شیعیان عام نه علما.‏

پاسخ نکته دوم: باز ایشان از روی عدم آگاهی سخنی را به دین نسبت می دهد قداست هرچیزی به صاحب آن است اینکه حرم فلان امام مقدس ‏است به جهت تقدس صاحب آن است هم در قران و هم در روایات بر تقدس مکان ها و زیارت‌گاه‌ها تأکیدشده است، «يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ ‏اى قوم من، به سرزمين مقدّسى كه خداوند براى شما مقرر داشته است درآييد»(المائده، 21) که آیات از قبیل نشان می‌دهد تقدس صرف اون مکان ‏و چوب و آهن نیست بلکه تقدس به صاحب آن‌هاست. متأسفانه ایشان به قیاس مع الفارقی تکیه می کند ومعابد وبت کده‌ها را که پیامبر ان‌ها را ‏محو کرد تشبیه به مکان‌های مقدس می‌کند که این نشان از جهل ایشان دارد. ‏
در آخر اینکه گزارشات مبنی بر شفای بیماران نزد حرم اهل بیت آنقدر زیاد است که جای شک باقی نمی گذارد.

 

پاسخ حجت الاسلام سید محسن موسوی

پاسخ به مقاله خانم وسمقی:

درست است كه اعتقاد به خرافات و امور موهومي كه ريشه در واقعيت ندارند همواره از سوي عقل سليم و اديان حقيقي مردود شمرده شده و اولياي دين با آنها مبارزه ميكردند لكن متاسفانه همواره در طول تاريخ افرادي بوده اند كه به دليل علم زدگي و عدم باور به حقايق غير تجربي در شناخت مرز بين حقيقت و خرافات، خود دچار خرافاتي البته با رنگ و لعاب عقلاني شده اند.

اگر چه مراجع بزرگوار دين و عالمان بزرگ تشيع در شرايط موجود و شيوع بيماري كرونا دائما مردم را به رعايت بهداشت دعوت كرده و آنها را به اطاعت از متخصصين بهداشت و درمان دعوت كرده اند لكن پاسخ به چند مساله مطرح در مقاله مذكور، ضروري است:

1) آيا پيامبران و ائمه عليهم السلام شفا بخش بوده اند و چنين ادعايي داشته اند؟
با توجه به آيات قرآن و روايات پاسخ اين سوال مثبت است. طبق برخي آيات از جمله آيه 49 سوره آل عمران حضرت عيسي (ع) به اذن الهي بيماران نابينا و مبتلابان به پيسي را شفا مي داده است. در روايات نيز اشاره شده است كه پيامبر اسلام و امامان معصوم نيز ايچنين بوده اند كه نه تنها بر شفاي بيماران توانا بوده اند بلكه اين كار را نيز كرده اند. از جمله روايتي كه در اصول كافي نقل شده است:
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فَقُلْتُ لَهُ أَنْتُمْ وَرَثَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ قُلْتُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَارِثُ الْأَنْبِيَاءِ عَلِمَ كُلَّ مَا عَلِمُوا قَالَ لِي نَعَمْ قُلْتُ فَأَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَى أَنْ تُحْيُوا الْمَوْتَى وَ تُبْرِءُوا الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ قَالَ نَعَمْ بِإِذْنِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ لِيَ ادْنُ مِنِّي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَمَسَحَ عَلَى وَجْهِي وَ عَلَى عَيْنَيَّ فَأَبْصَرْتُ الشَّمْسَ وَ السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ الْبُيُوتَ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فِي الْبَلَدِ ثُمَّ قَالَ لِي أَ تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ هَكَذَا وَ لَكَ مَا لِلنَّاسِ وَ عَلَيْكَ مَا عَلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَوْ تَعُودَ كَمَا كُنْتَ وَ لَكَ الْجَنَّةُ خَالِصاً قُلْتُ أَعُودُ كَمَا كُنْتُ فَمَسَحَ عَلَى عَيْنَيَّ فَعُدْتُ كَمَا كُنْتُ قَالَ فَحَدَّثْتُ ابْنَ أَبِي عُمَيْرٍ بِهَذَا فَقَالَ أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَ‏ النَّهَارَ حَقٌ‏. (الكافي ؛ ج‏1 ؛ ص470)
ابو بصير گويد: خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: شما وارث پيغمبريد؟ فرمود: آرى، عرض كردم: پيغمبر وارث انبياء بود و هر چه آنها مى‏ دانستند مي دانست؟ فرمود: آرى، عرض كردم شما مى‏ توانيد مرده را زنده كنيد و كور مادر زاد و پيس را معالجه كنيد؟ فرمود: آرى باذن خدا. سپس فرمود: ابا محمد! پيش بيا. من نزديكش رفتم، آن حضرت دست به چهره و ديده من ماليد كه من خورشيد و آسمان و زمين و خانه‏ ها و هر چه در شهر بود ديدم، آنگاه به من فرمود: مى‏ خواهى كه اين چنين باشى و در روز قيامت در سود و زيان با مردم شريك باشى، يا آنكه بحال اول برگردى و يكسر به بهشت روى؟ گفتم:مى‏ خواهم چنان كه بودم برگردم، باز دست به چشم من كشيد و بحال اول برگشتم. سپس من اين حديث را بابن ابى عمير گفتم، او گفت: من گواهى دهم كه اين موضوع درست است، چنان كه روز روشن درست است.

2) چرا معصومين عليهم السلام خود را شفا ندادند؟
اولا گاهي معصومين (علیهم السلام) هم شفا مي گرفتند از جمله شفا گرفتن امير المومنين به دست پيامبر در جنگ خيبر (بحار الانوار ج 39، ص12 و 13) ثانيا بايد دانست كه شفا دادن هرگز بي ضابطه نيست؛ اولا به اذن الهي صورت مي گيرد. ثانيا معصومين عليهم السلام هم محكوم به قدر الهي بودند و هرگز از آن تخطي نمي كردند و اگر بيماري آنها به مصلحت يا وطيفه بود خلاف آن را از خداوند نمي خواستند.

3) آيا امام سجاد (علیه السلام) همواره بيمار بود؟
نخير، يكي از تحريفات در مورد امام سجاد (علیه السلام) اين است كه حضرت همواره بيمار بوده اند در حالي كه از منابع به دست مي آيد كه ايشان تنها در همان ايام واقعه عاشورا بيمار بوده اند.

4) آيا اديان براي شفا دادن بيماران آمده اند؟
درست است كه اديان براي هدايت انسان به سوي سعادت آمده اند لكن قدرت روحي و كرامت ها و معجزات اولياي دين كه موثر در هدايت پيروان خود بوده است هرگز قابل انكار نيست.

5) آيا زيارت گاه هاي اولياي دين مقدس است؟
بله، طبق روايات فراواني كه در منابع ديني از جمله كتاب شريف كامل الزيارات و … آمده است، حرم مطهر اولياي دين از مقدس ترين مكان ها و محل رفت و آمد ملائكه الهي است و حتي طبق برخي روايات، نماز خواندن در اين حرم ها، داراي ثواب و منزلت بيشتري است.

6) آيا ساختن بنا براي قبور اولياي دين صحيح است؟
قرآن کریم، صریحا در جریان نقل داستان اصحاب کهف (سوره كهف ، آيه 21) ، بنای مسجد بر قبر آنان را عنوان نموده و بر آن مهر تأیید نهاده است.

7) چرا پيامبر برخي معابد يا زيارت گاه ها
را تخريب كردند؟ به دليل اينكه برخي از اينها نشانه هاي كفر و گمراهي و يا موجب تفرقه بين مسلمان ها ميشد مانند مسجد ضرار يا معبد لات در غزوه تبوك، نه مخالفت با اماکن مقدس.

منبع گروه کلام و فلسفه دین موسسه امام خمینی ره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *