من بی علاقه ام یا تنبل؟

من بی علاقه ام یا تنبل؟

تفاوت بین تنبلی و نشناختن علاقه

برخی از مردم به دلیل تنبلی سریعا موفقیت را درک نمی کنند. برخی دیگر نیز به دلیل آنکه علایقشان را پیدا نکرده اند، به موفقیت نمی رسند.

در هر دو حالت، تاخیر و از دست دادن احتمالی دارایی ها، جوایز، موقعتیتها و موفقیت وجود دارد؛ اما ماهیت آنها یکی نیست. تنبل بودن با عدم تلاش شناخته می شود اما وقتی فرد هنوز علاقه و اشتیاق خود را پیدا نکرده است، ممکن است تا حدی تلاش کند.

تنبلی: وقتی در زندگی موفق نمی شوید یا به دلیل تنبلی هدفی تعیین نمی کنید و به آن نمیرسید، به خودتان بستگی دارد. تنبلی یک گزینه رفتاری است که شما آن را انتخاب می کنید. شما انتخاب می کنید کاری انجام ندهید یا با تاخیر انجام دهید یا تا حد ممکن کم انجام دهید. میتوانستید به کلاس بروید، مصاحبه کنید، برای ملاقاتی آماده شوید یا کاری را تکمیل کنید. اما حس انجامش را نداشتید یا دوست نداشتید آنها را انجام دهید.

در حالیکه تنبلی معمولا خودش را به شکل انفعال فیزیکی نشان می دهد، از احساسات یا تجاربی ناشی می شود که منجر به بی علاقگی، نداشتن عزت نفس، بی انگیزگی و بی هدفی می شود. صرف نظر از منشا اولیه آن، تنبلی با نداشتن خواست برای شروع هر گونه کاری مشخص می شود.
شور و علاقه

علاقه داشتن: اشتیاق به فرد یا موضوعی را در شما زیاد میکند. شور و علاقه شما را وامیدارد تا اهداف، رویاها و هدفتان را تعریف کنید و به آنها برسید. اشتیاق شما خواسته شماست و به شما انگیزه می دهد زیرا شامل مواردی است که قلب و روح شما را تغذیه می کند. انرژی ای که به شما پشتکار لازم برای مقابله با مشکلات یا اراده بیدار شدن و دوباره تلاش کردن را می دهد، از اشتیاق شما ناشی می شود. علاقه برای تکمیل یک کار یا پیگیری یک کار جدید، از عشقتان به آن موضوع خاص نشات می گیرد.

تفاوت بین تنبلی و پیدا نکردن علاقه

در تنبلی هدف ، انگیزه، علاقه یا عزت نفس حداقلی وجود دارد. خواست شما برای رسیدن به هدفی کم است. اگر خواستی نباشد، انگیزه ای برای اقدام کردن وجود ندارد. در عوض به خودتان می گوید فرد دیگری کار شما را انجام خواهد داد. بنابراین صبر می کنید تا اتفاقی بیفتد. از کارها طفره می روید و هر چه بیشتر تاخیر کنید، بی انگیزه تر می شوید. در نتیجه علاقه و اراده تان برای تلاش بیشتر و رشد و پیشرفت را از دست میدهید.

در مواردی که علاقه خود را پیدا نکرده اید، اشتیاق وجود دارد. احساس می کنید در جستجوی گام بعدی هستید. هنوز کلید مناسب برای باز کردن در را پیدا نکرده اید. هنوز میل و هدف دارید و در جستجوی جهت صحیح هستید. تسلیم نشده اید و به دنبال جواب می گردید

وقتی تنبلی کردن را انتخاب می کنید، به کمتر رضایت می دهید. شرایط زیر حد استاندارد را می پذیرید. موقعیت های چشمگیری را از دست می دهید. برای هر اتفاقی که نیافتاده توجیهی دارید. میتوانید دلیل پایان نبردن هر کاری را توضیح دهید. و بیشتر و بیشتر متوجه می شوید که نمیتوانید کاری را آغاز کنید

اما وقتی که علاقه خود را پیدا نکرده اید، شکست را نپذیرفته اید، به دنبال نقطه آغاز می گردید. بنابراین موضوعات مختلفی را امتحان می کنید. ممکن است چند بار رشته خود را در دانشگاه تغییر دهید. بارها شغل عوض کنید. اما دست از عمل کردن برنمیدارید. موقعیتها را از دست نمیدهید. از موقعیت ها استقبال می کنید چون سعی می کنید ببینید چه چیزی مناسب شماست.

وقتی تنبلی می کنید می گوید « من نمیتوانم، نمیخوام و انجام نمی دهم» اما وقتی در شرایطی هستید که هنوز علاقه خود را پیدا نکرده اید می گویید « من میتوانم اما باید نحوه آن را یاد بگیرم» « میخواهم اهدافی تعیین و به آنها برسم» و « من هدف و جایگاهم را پیدا می کنم»

فرد تنبل انگیزه ای برای موفق شدن ندارد، در حالیکه فردی که هنوز علاقه خود را پیدا نکرده اشتیاق سوزانی برای موفق شدن دارد و به دنبال جهت مناسب می گردد.

وقتی تنبلی می کنید، هر نتیجه ای را می پذیرید زیرا اعتقادی به پیشرفت ندارید. اما کسانی که تنبلی نمی کنند اما هنوز علاقه شان را پیدا نکرده اند، از پیامد هر موقعیتی به عنوان راهنمایی برای اندازه گیری میزان علاقه و مشخص کردن اینکه آیا در جایگاهی که باید باشند هستند یا خیر استفاده می کنند.

فرد تنبل، بی عملی را انتخاب کرده است و میلی برای موفق شدن ندارد. فردی که هنوز علایقش را شناسایی نکرده، مرتبا گزینه های مختلف را به قصد موفق شدن امتحان می کند.

منبع رویای آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *